جمعه 5 آبان 1391

سوریه و ترکیه و بحران دو کشور

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    

 به منظور شناخت بهتر تاثیر حوادث سوریه بر سرنوشت سیاسی ترکیه و علت شناسی حضور فعال دولت ترکیه درسناریوی براندازی رژیم سوریه، نخست به طور خلاصه راهبرد آمریکا و روسیه را در حوادث سوریه بررسی می کنیم.


آمریکا در قبال تحولات سوریه چه کرد؟ راهبرد آمریکا در ابتدا به علت مطمئن نبودن از ماهیت اپوزیسیون سوریه، محتاطانه و تنها اکتفا به تضعیف دولت سوریه  بود، چرا که آمریکا تمایلی به
قدرت بخشیدن به یک گروه ناشناخته و تکرار تجربه طالبان نداشت. در مقطع بعدی آمریکا از ترکیه خواست که زمینه های آشنایی و تعامل با اپوزیسیون سوریه را برای آمریکا فراهم کند. در همین راستا سال گذشته هیلاری کلینتون با سران اپوزیسیون سوریه در ژنو، پشت درهای بسته و بدون حضور خبرنگاران دیداری چند ساعته داشت و به آنها قول همکاری داد.  پس از این دیدار، مسئولین آمریکایی چندین دیدار آشکار وپنهانی با سران کشورهای عربستان، قطر و سران طالبان داشتند. به همه اینها اضافه کنید آزاد شدن چندین زندانی خطرناک القاعده از زندان گوانتاناموی آمریکا و انتقال آنها به مرز سوریه جهت هدایت شورشیان سوری.

در این هنگام بود که فاز دوم راهبرد آمریکا در برابر سوریه یعنی فاز براندازی شروع شد. وادار کردن اتحادیه‌ی عرب به رأی دادن به طرح تعلیق عضویت سوریه در این اتحادیه و مسلح کردن بیش‌تر معارضان سوری از راه مرز ترکیه، اردن و حمایت رسانه ای بی چون و چرا از معارضین سوری از جمله اقدامات این فاز بود.

فاز سوم راهبردی آمریکا در مقابل سوریه، برگشت به فاز اول بود. وقتی آمریکا از براندازی رژیم سوریه ناامید شد، دوباره مشغول سازی و تضعیف فرسایشی دولت سوریه را آغاز کرد.

 

روسیه  در قبال تحولات سوریه چه کرد؟

 روسیه قبل و بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، تقریبا تمام متحدین خود در خاورمیانه را توسط  نقشه های آمریکا از دست داده است، افغانستان، عراق، لیبی از جمله این کشورهاست. آمریکا در صدد است سوریه نزدیک ترین متحد روسیه را هم با نقشه ای شبیه لیبی با دخالت نظامی به زانو در آورد و یک رژیم متمایل به غرب مانند ترکیه را در آن پیاده کند. روسیه این بار حتی به قیمت پیاده کردن ناوهای جنگی خود در مناطق مرزی سوریه حاضر نیست اجازه دهد آمریکا به هدفش برسد.

 در حوادث اخیر کشورهای عربی، تغییر رژیم مصر به نفع روسیه بود چرا که رژیم های مبارک و بن علی وابسته ترین رژیمها به غرب بودند که اکنون با رژیم معتدل تری جایگزین شده اند، اما تغییر رژیم در لیبی به نفع روسبه نبود، همچنانکه تغییر رزیم در سوریه به نفع آمریکا و اسرائیل خواهد بود. حتی می‌توان گفت دروازه‌ی ورودی سیاست خاورمیانه‌ای روسیه از سوریه می‌گذرد و به همین دلیل‌مدودف درباره‌ی مداخله‌ی غرب در سوریه هشدار داده و این از نوع تذکرهای معمول دیپلماتیک نبوده است؛ بلکه برای روسیه یک موضوع راهبردی محسوب می‌شود.


ترکیه مجری سیاست‌های ضد سوری آمریکا

بررسی نوع مواضع ترکیه در قبال تحولات منطقه تناقضات قابل تاملی را نشان می دهد. مثلا ترکیه در قبال حوادث تونس و مصر به آرامی و محافظه کارانه از حرکت ملت انقلابی تونس و مصر حمایتهای اندک دیپلماتیک کرده بود و در واقع در صدد بود که در صورت بروز انقلاب مدل حکومتی خود را برای اجرا در این کشورها تبلیغ کند، ولی در قبال تحولات لیبی، تا مدتی نسبتا طولانی از قذافی حمایت آشکار می کرد و تا آخر هم حمایت چندانی از انقلابیون لیبی نکرد. در حوادث کشورهای خلیج فارس هم ترکیه موضع سکوت گرفته است و به خاظر نگاه اقتصاد محور خود به مسائل حاضر نیست با حمایت از انقلابیون منطقه خلیج فارس، منافع خود را در رابطه با عربستان سعودی به خطر بیاندازد.

اما چه شد که ترکیه در قبال حوادث سوریه که در واقع شورش اقلیت مورد حمایت مسلمانان تندور و غرب بر نظام مورد حمایت اکثریت است، ترکیه اینگونه جدی وارد عمل می شود؟

در حالیکه  تا سال گذشته، سیاست خارجی ترکیه در سالهای اخیر خصوصا توسط داوود اوغلو و رجب طیب اردوغان، سیاست تنش زدایی و برقراری ارتباط صمیمانه و مشترک با همسایگان بوده است و در همین راستا پیمانهایی با سوریه امضا کرده و «اردوغان» یک سال پیش از سوریه  به عنوان همکار استراتژیک نام می‌برد و از بشار اسد به عنوان دوست خود یاد می کند، اکنون چه شده است که ترکیه به پایگاهی برای پناهجویان و مخالفان سوری تبدیل شده است؟ و به سازماندهی گروه های مخالف می پردازد؟ علت پدیدار شدن این جبهه‌ همسو (غرب، عرب و ترکیه) برضد سوریه چیست؟

به این نکته توجه کنیم که خط مشی ترکیه در قبال حوادث منطقه ای از دل غرب بیرون می آید. نه به این معنی که اردوغان لزوما جاسوس مارک دار سیا باشد، بلکه به این معنی که تفکر ترکیه همان تفکر اصالت سرمایه غرب است که ناگزیر منجر به چنین سیاستهایی می شود. چنانکه بین سیاستمداران ایرانی هم آنها که تفکر اصالت سودپرستی و اقتصادگرایانه داشته اند، جزو مخالفین رژیم سوریه هستند، هرچند ممکن است این مساله را آشکار نکنند.

 مساله بعدی این است که به نظر می رسد ترکیه در این شرایط بیداری اسلامی، بازخوانی پرونده‌ خاورمیانه ی جدید  10 سال پیش «جرج بوش» را به نمایش گذاشته است. البته این یک حقیقت است که پس از بیداری ملت‌های منطقه نقشه خاورمیانه جدید آمریکا با شکست روبرو شد و این نقشه طراحی شده جدبد که به دنبال این است که ترکیه را سردمدار خاورمیانه کند، برای جلوگیری از شکست‌های بیش‌تر طراحی کرده است.

 اکنون ترکیه احساس می‌کند از وضعیتی که در خاورمیانه و خصوصا در سوریه پیش آمده به عنوان فرصت برتر سیاسی استفاده ‌کرده و در همین راستا سیاست خارجی خود را در کمال بهت از تنش زدائی به تنش افرینی در منطقه تغییر داده است و تیم اردوغان سعی در معرفی ترکیه  یه عنوان "کشور پیشتاز" با نقش تصمیم گیر و برتر منطقه ای دارد و به تعبیری به دنبال آرزوی دیرین خود یعنی احیای امپراطوری عثمانی است.

 برای رسیدن به این آرزو، اردوغان باید دالانی را به سوی خاورمیانه و بخصوص دنیای عرب باز کند و این دالان در بعد سیاسی همان القای مدل حکومتی خود به انقلابهای منطقه است. برای القای این مدل حکومتی مسلما ترکیه باید آن را به مدل قابل قبولی برای کشورهای اسلامی و بخصوص کشورهای عربی تبدیل می کرد. به همین خاطر دولت ترکیه چندین سال است با گرفتن ژستهای اسلام دوستانه مانند دادن آزادی حجاب به زنان ترکیه؛ موضع گیری علیه اسرائیل در سخنرانی ها و دیدار - و البته هم پیمانی با مقامات اسرائیلی در نهان -؛ ابراز همدردی با انقلابیون منطقه در موضع گیری های سیاسی - و البته حمایت پنهانی از دیکتاتورها در پنهان و ... سعی دارد خود را به عنوان جایگزینی برای ایران انقلابی در قلوب مردم منطقه معرفی کند و موازنه‌ی قدرت نرم موجود را در منطقه که به نفع ایران است، تغییر دهد.

همچنین با حمایت از سوریه در مقابل دولت جورج بوش در سالهای 2004 و 2005، حمایت از ایران در مقایل تحریم های دولت اوباما در سال 2010، زیارت عتبات عالیات در عراق و ... سعی داشته است از خود چهره ای طرفدار ملل مظلوم و مخالف فرقه گرایی مذهبی را به نمایش بگذارد.

 

در بعدجغرافیایی نیز، ترکیه به دنبال باز کردن یک دالان برای نفوذ به دنیای عرب است،  ترکیه از این نظر وضع نامناسبی دارد و نمی تواند راهی برای نفوذ در خاورمیانه بخصوص در منطقه‌ی عربی پیدا کند. چرا که گسترش نفوذ ترکیه در منطقه، نیازمند باز شدن درها به سوی کشورهای همسایه است.

در حالیکه نفوذ منطقه‌ای ترکیه به سوی شمال که همسایگانش کشورهای اروپایی هستند عملا تحت نفوذ فرانسه، آلمان و ... بوده و بسته است، در
شرق ترکیه هم  ایران، آذربایجان و ارمنستان هم مرز ترکیه هستند که ایران خود در منطقه مدعی است و طبیعتاً کمک زیادی به موقعیت منطقه‌ای ترکیه نمی‌کند؛ در آذربایجان هم ترکیه فقط با بخش کوچک آن یعنی جمهوری خود مختار نخجوان هم مرز است. ارمنستان نیز روابطش  تحت تأثیر اتفاق‌های دوره‌ی عثمانی و کشتار معروف ارامنه با ترکیه تیره است و در نتیجه امکان نفوذ وجود ندارد. بنابراین درهای شرق هم به روی ترکیه بسته است.
در جنوب ترکیه، از طرفی سوریه و از طرف دیگر عراق قرار دارند. در عراق به دلیل دارا بودن یک حکومت شیعی و مسأله‌ی کردهای عراق و ترکیه امکان نفوذ وجود ندارد، چرا که کردهای عراق با الحاق به کردهای ترکیه یک جمعیت 25 میلیونی با 300 هزار کیلومتر مربع مساحت را در اختیار خود دارند. و ترکیه نمی تواند از عراق برای ورود به دنیای عرب استفاده کند (در مورد معضل کُردها در دولت ترکیه در انتهای همین مقاله صحبت خواهیم کرد). بنابراین ترکیه مسیری جز سوریه برای نفوذ به دنیای عرب ندارد. و برای رسیدن ترکیه به این هدف،  به علت تفاوت‏های بنیادین بین نظام سیاسی ترکیه و سوریه، چاره ای جز تغییر رژیم در سوریه نیست. و در واقع تنها مسیری که ترکیه در حال حاضر به آن امیدوار است، سوریه است تا بتواند از راه تغییر اساسی در سوریه، موقعیت منطقه‌ای خودش را بهبود بخشد. به عبارت دیگر می‌توان گفت مهم‌ترین دلیل بازی‌های اخیر ترکیه، خلاص شدن از یک تنگنای شدید جغرافیایی است.

 

آیا جهان عرب ترکیه را برای رهبری به رسمیت خواهد شناخت؟ 

ترکیه در جهان عرب به عنوان کشوری اشغال‏گر و استعمارگر شناخته می‏شود. چرا که بخش‏هایی از خاک سوریه و یا بندر اسکندریه در اشغال ترکیه است، مردم لیبی‏ ، ترکیه را عامل اشغال کشورشان توسط ایتالیا می‏دانند و مردم مصر هم خاطرات تلخی از دورانی که مصر در سیطره‏ی ترکیه بود، دارند، علاوه بر این اعراب ترک ها رو متهم به قومیت گرایی، سازش با اسرائیل می کنند.

"رضوان السید" از روشنفکران لبنانی معتقد است : "در نهایت عرب‌ها نمی‌توانند حضور و نفوذ غیرعرب‌ها از جمله ترکیه را در دل جغرافیایی خود بپذیرند." در طرف مقابل هم روشنفکران ترکیه هم معتقدند اعراب به امپراتوری عثمانی خیانت کرده و بر پیکره‌ی امپراتوری مسلمانان ضربه وارد کرده اند.

بنابراین این تناقض‏‏ها به احتمال زیاد مانع موفقیت برنامه‏ی «اردوغان» می‏شود.

 

چرا ترکیه و ناتو تا به حال به سوریه حمله نظامی نکرده اند؟

الف. حدود 19 میلیون جمعیت ترکیه کُرد هستند که در جنوب ترکیه مستقرند و تقریبا همین تعداد جمعیت علوی‌های ترکیه را نیز به این تعداد اضافه کنید، می شود نزدیک به نصف جمعیت ترکیه. این می تواند خطری بالقوه برای حکومت ترکیه تلقی شود. کُردهای ترکیه با حکومت مرکزی ترکیه چالش دارند و در صورت پیدا کردن فرصت احتمالا وارد عمل شده و همصدا با علوی ها علیه دولت اقدام خواهند کرد. طبیعی است که وقتی حکومت‌ها ضعیف می‏شوند جنبش‌های جدایی‌طلب فعال‌تر می‏شوند چرا که برای رسیدن به موفقیت امید پیدا می‏ کنند. لذا کافی است علوی‌های ترکیه با تحریک دولت سوریه اقداماتی را آغاز کنند تا کردها هم وارد عمل شوند. بنابراین ترکیه نگران سرایت آشوبها به کشور خود نیز هست. از این رو به دنبال بحران آفرینی در مرزها برای اقناع مردم ترکیه به مهاجم بودن سوریه است. 

نباید شک کرد که اگر بدنه مردمی ترکیه از حمله نظامی به سوریه حمایت کنند، اردوغان در این کار تردید نخواهد کرد. اما اعتراضات مردم به سیاستهای اخیر ترکیه نشان می دهد که مردم ترکیه آماده جنگ با سوریه نیستند.

در هفته جاری نیز علوی‌های تركیه در آنكارا تظاهرات بی سابقه 250 هزار نفری برگزار کردند و خواستار به رسمیت شناختن حقوق خود شدند و در راس این حقوق، به رسمیت شناختن مراكز عبادت علویان و لغو تدریس دروس دینی جدید در مدارس علویان به منظور تبلیغ مذهب حنفی قرار دارد. چرا که علوی ها حدود 19 میلیون نفر از كل جمعیت ترکیه را تشکیل می دهند. علویان طی این تظاهرات مردم سوریه را برادر خود خوانده و به سیاسیت خارجی اردوغان اعتراض کردند. نماینده آنان همچنین اردوغان را متهم کرد که با دادن تابعیت به شهروندان سوری پناهنده به اسکندرون قصد دارد درصد جمعتی علویان را کم کند، چنانچه در گذشته نیز همین سیاست را با اعطای تابعیت به افغانی ها اجرایی کرده بود.

  از این رو اردوغان ظاهرا خود را مخالف گزینه نظامی علیه سوریه نشان می دهد، اما در واقع خواستار سرنگونی رژیم اسد به هر قیمتی حتی گزینه نظامی است، به طوری که داوود اوغلو از انتقال قدرت به " فاروق الشرع" دم می زند و این نشاندهنده مداخله جویی تمام قد ترکیه در امور سوریه است.

 ب. یکی دیگر از علتهایی که ترکیه در حمله نظامی به سوریه پافشاری نکرده است این است که ترکیه و نیروهای ناتو به خوبی می دانند که مردم سوریه بشار اسد را به عنوان یک شخص فاسد وابسته به بیگانه نمی شناسند (برخلاف قذافی) و بنابراین نیروی مردمی حامی شورشیان در اندازه درخور توجهی در سوریه  وجود ندارد.

 ج. ضمن اینکه ترکیه می داند که سوریه به دنبال قاطعانه از خاک خود است و در صورت کوچکترین تحرکی، قطعا به سمت ترکیه شلیک می‏کند.

از طرفی سایر کشورهای همسایه حتی اسرائیل نیز در این شرایط مخالف گزینه نظامی در مورد سوریه هستند. اردن خودش دوران ناآرامی را تجربه می کند و حاضر نیست از این مداخله نظامی حمایت کند. دولت لبنان و دولت سوریه با هم هماهنگند و تنها گروه 14 مارس سعدحریری هستند که برای سوریه بحران سازی می کنند. اسرائیل هم معتقد است در صورت حمله به سوریه، حزب الله فعال شده و امنیت اسرائیل را به خطر می اندازد که حقیقتا در این اوضاع نارضایتی مردم اسرائیل، اصلا به نفع اسرائیل نیست.

 

نقش کردها در تحولات سوریه

 اگر نزدیکی قومی و فرهنگی-مذهبی کردهای ترکیه و سوریه را با وجود واقعیتی به نام دولت خودمختار کردستان عراق را در نظر بگیرید، می توانید علت افزایش گرایش های تجزیه طلبانه در ترکیه را بیابید. جلال طالبانی رئیس جمهور عراق، با هر دو گروه کردهای سوریه و ترکیه ارتباط دارد و آنها را تشویق به گرفتن امتیاز از دولت های سوریه و ترکیه می کند، اما نه به صورت اعتراضات خشن، بلکه توسط روشهای دیپلماتیک. این یعنی قدرت بخشی و سازماندهی کردها اما با چراغ خاموش.

 از طرفی مسعود بارزانی، رهبر حکومت  اقلیم کردستان عراق، تندتر رفتار کرده و اقدام به آموزش نظامی گروهی چند صد نفره از پیشمرگان کُرد سوریه و استقرار آنها در مناطق مرزی شمال سوریه کرده است. 

ترکیه با مشاهده این تحرکات، متوجه خطر شد و در اقدامی سیاسی با سفر احمد داوود اوغلو، وزیر خارجه‌ی ترکیه به اربیل عراق، نگرانی خود از سازماندهی کردهای سوریه توسط حکومت کردستان عراق را اعلام کرد و طی جلساتی نهایتا در بیانیه‌ی مشترکی که پس از دیدار احمد داوود اوغلو با مسعود بارزانی در اربیل منتشر گردید، ترکیه و کردستان عراق با هم پیمان همکاری بستند، اما در واقع ترکیه همچنان نگران شورش جمعیت کُرد کشورش می باشد، چرا که توافق نامه اربیل بیشتر ژست سیاسی بود و حتی پس از آن، اقدامات حکومت اقلیم کردستان عراق در حمایت از کُردهای سوری، مانند تلاش برای انسجام سیاسی و تقویت نظامی آن‌ها، متوقف نشد.

 رهبران کُردهای عراق مانند بارزانی، طالبانی یا حتی رهبران اپوزیسیون کُرد عراقی خواستار تقویت موقعیت کُردهای سوریه هستند،  اما برعکس دولت ترکیه افزایش قدرت کردهای سوری را به عنوان یک خطر جدی علیه منافع خود می شناسد و مدام آنها را تهدید کرده و تحت فشار می گذارد. ترکیه حتی اعلام کرده است در صورتی که کُردهای سوریه به سمت ایجاد منطقه‌ی فدرالی شبیه مدل کُردها در عراق پیش بروند، دست به اقدام نظامی خواهد زد.

چرا که ترکیه به خوبی آگاه است که این مساله امنیت و تمامیت ارضی ترکیه را بسیار دچار خطر می کند. زیرا ترکها به خاطر تمایلات پان ترکیسم تا کنون اقلیتهای نه چندان کم جمعیت مثل کردها و علویان را نادیده گرفته بودند و اگر کردهای سوریه نیمه مختار شوند، کردهای ترکیه بیش از پیش از وضعیت خودشان در ترکیه ابراز نارضایتی خواهند کرد.

 

کُردها، برگ برنده‌ی بشار اسد در مقابل ترکیه                                                             

 سناریوی تغییر رژیم در سوریه برای ترکیه مانند شمشیری دو لبه است که لبه‌ی تیز آن که مسئله‌ی کُردها در شمال سوریه است، برای ترکیه بسیار خطرناک می باشد.  اتفاقاتی مانند تلفات زیاد نیروهای ارتش ترکیه به دست شورشیان "پ.ک.ک" و انفجار مجدد خط لوله‌ی نفتی ترکیه، می تواند این کشور را نگران کند. این مساله نشان می دهد که تحولات کردهای سوریه در شمال این کشور، مسلما تأثیرعمیقی بر امور داخلی و امنیت ملی ترکیه خواهد داشت.

کردهای سوریه، 10 تا 15 درصد جمعیت سوریه را تشکیل داده و در مرز شمالی ترکیه و شمال شرقی عراق مستقر هستند و برخلاف کردهای ایران و ترکیه و عراق فعالیت سیاسی اندکی داشته اند و از حقوق اجتماعی کمی در سوریه برخوردار بوده اند و تنها در سال اخیر به خاطر اصلاحات به آنها حقوق شهروندی داده شده است.

 با شروع  بحران در سوریه، کردهای این کشور هم دست به تحرکاتی زدند که همانطور که در بالا اشاره شد، اولا با میانجی‌گری افرادی همچون «جلال طالبانی فروکش کرد و ثانیا به دلیل دیدگاه‌های پان عربیستی شورای مخالفین سوریه، کُردها نادیده گرفته شدند. از این رو کردها به اصلاحات اسد بسنده کردند.

 طی ماه های اخیر با افزایش ناامنی در مرکز و شهرهای مهم سوریه، دولت سوریه در یک سیاست هوشمندانه، نوعی خودمختاری نانوشته و آزادی عمل به کردهای این کشور که در جوار ترکیه ساکن هستند داده است. از این رو اینک در 4 شهر کردنشین گروه‌های کردی همچون اتحادیه‌ی دموکراتیک وجود دارد که قدرت را در دست گرفته‌اند، گروه‌هایی که بیشتر از آنکه سر ستیز با دولت سوریه داشته باشند، نگران دخالت‌ها و تهدیدهای دولت ترکیه هستند.

 وضعیت کردها در ترکیه به مراتب بدتر است، چرا که ترک‌ها به دلیل تأکید بر افکار  پان‌ترکیستی "آتاتورک" قومیت کردها را در کشور نادیده گرفته اند. کردهای ترکیه از حدود 30 سال پیش، تحت نام حزب چپ‌گرای کارگران ترکیه (پ.ک.ک) به رهبری "عبدالله اوجالان" در 19 استان کردنشین ترکیه در مرزهای مشترک با کردستان عراق دست به اقدامات مسلحانه علیه دولت ترکیه زدند. و تاکنون نزدیک به سی هزار نفر از دو طرف کشته شده اند.

 از طرفی کشورهای سوریه و ترکیه همیشه بر سر مرزهای خود و بخصوص سرچشمه دجله و فرات با هم اختلاف داشته اند، و همیشه هر گاه این اختلافات جدی می شده، سوریه از کردها به عنوان سلاحی علیه ترکیه استفاده کرده، و با گذاشتن پایگاه‌ها و امکانات نظامی در اختیار شورشیان «پ.ک.ک» آنها را علیه ترکیه تقویت می کرده است و حتی "عبدالله اوجالان" رهبر پ پ ک مدتها در سوریه و بین قبایل کرد سوریه زندگی می کرده است.

از این رو در برهه‌ی کنونی که دولت سوریه نوعی آزادی عمل در مناطق کردنشین به کردهای خود داده است در اصل به احزاب نزدیک به "پ.ک.ک" اجازه‌ی فعالیت گسترده‌تری داده تا در مناطقی که حائل میان سوریه و ترکیه محسوب می‌شود، قدرت محلی را در دست گیرند.

 پیامدهای سیاستهای تنش آفرین و مداخله جویانه ترکیه در سوریه، حتی اگر با موفقیت به سرنگونی رژیم اسد منجر شود، باعث نتایج احتمالی منفی زیر برای ترکیه خواهد شد:

 

1. قدرت گرفتن پ.پ.ک؛ 

خصوصا بعد از برخوردهای شتابزده نظامی ماه های اخیر حاکمیت ترکیه و سرکوب کردهای پ.پ.ک. این برخورد غیرهوشمندانه ترکیه با مخالفین خود در این موقعیت حساس یک اشتباه استراتزیک بود که از طرفی منجر به واکنش های بین المللی شد و از طرفی روابط کردهای ترکیه را با حامی پیشین شان یعنی دولت سوریه گرم تر کرد.

 

2. تمایل به خودمختاری کردها در ترکیه؛

در بحران اخیر سوریه بشار اسد ناگزیر به دادن حقوقی به کردهای سوریه شده است و از طرفی حمایت حکومت اقلیمی کردستان عراق، باعث شده است که کردهای سوریه به حکومت نیمه مختار شبیه عراق فکر کنند. این مساله برای ترکیه قابل تحمل نیست، چرا که پیوند های عمیق کردهای سوریه و ترکیه با هم موجب خواهد شد این مساله به ترکیه هم سرایت کند و با توجه به خشونت آمیزتر بودن رفتارهای پ.پ.ک و مشکل جدی کردها با حاکمیت ترکیه، این خواسته ها حتی شکل تجزیه طلبانه به خود بگیرد.

 

3. تضعیف موقعیت حزب حاکم عدالت و توسعه نزد حامیانش؛

دو گروه عمده از حامیان حزب عدالت و توسعه که حاکمیت فعلی ترکیه را در دست دارد در 3 انتخابات اخیر، کردها و علویان بوده اند. ماجراجویی‌های ترکیه در سوریه برضد دولت علوی‌تبار بشار اسد و نیز مواضع سرسختانه برضد تحولات کردستان سوریه باعث شده است تا وجهه‌ی دولت این کشور در نزداین دو گروه تقریبا از دست برود. اقلیتهای نه چندان کم جمعیت کرد و علوی به فکر مطالبه حقوق و هویت خود کرده اند. و همچنین اگر این سیاستهای غلط منجر به قدرت گرفتن کردها در ترکیه شود، باعث دل نگرانی پان ترکهای افراطی و لاییک ترکیه و عکس العمل آنها برضد حزب عدالت و توسعه شود.

این شیوه های جنگ طلبانه، همچنین می تواند برای دولت ترکیه به قیمت از دست دادن رأی‌دهندگان مخالف خطر تمام شود.

 

4.  احتمال دخالت نظامی ارتش لائیک ترکیه در امور سیاسی و شبه کودتا

در ترکیه وضع به گونه ای است که وفاداران  لائیک آتاتورک هر گاه اوضاع را بر خلاف وصایای آتاتورک  و آرمان های خود دیده‌اند، خیلی راحت با دخالت نظامی (شبه کودتا) قدرت را در اختیار می گیرند. هر چند فعلا نظامیان عرصه‌ی قدرت را از دست داده و بیشتر ژنرال‌ها و افسران بلندپایه ارتش به اتهام کودتا روانه‌ی زندان و یا بازنشسته‌ی اجباری شده‌اند؛ اما ممکن است با مشاهده نارضایتی مردم از سیاستهای تنش آفرین ترکیه، زمینه دخالت مجدد ارتش فراهم شود.

 بنابراین باید گفت که حتی اگر نظام فعلی سوریه همانظور که ترک ها آرزو می کنند سرنگون شود، اما دخالت ترکیه در امور  سوریه آتش زیر خاکستر شورش کردها را شعله ور خواهد کرد و دودش به چشم ترکیه خواهد رفت. و یکی از کم‌ترین هزینه‌های آن می‌تواند از دست رفتن وجهه سیاسی حزب عدالت و توسعه باشد که در انتخابات آینده ترکیه قطعا تاثیر خواهد گذاشت.

شاید بتوان گفت آمریکا مهره ای به نام اردوغان را زودهنگام و عجولانه به میدان آورده است.

 

5- از دست دادن اعتماد بین المللی و  متحد شدن جدی ایران، عراق و سوریه 

اردوغان طی بیش از ده سال در دست داشتن قدرت، تا سال گذشته تقریبا در کنار سوریه بوده است و حتی در سال 2004 مقابل دولت بوش از سوریه دفاع کرده است، در سال 2010 مخالفت خود را با تحریم ها علیه ایران اعلام کرده و دولت اوباما را از خود رنجانده است و سال 2011 به زیارت قبور ائمه شیعه در عراق رفته است. اما اکنون سر جنگ با سوریه را دارد، طارق الهاشمی نخست وزیر فراری عراق را پناه می دهد و خواستار تحریم های بیشتر علیه ایران می شود.

مسلما جامعه جهانی این تناقضات و تغییر رفتارهای ناگهانی را رصد می کند، و دولت ترکیه در انظار بین المللی دیگر متحد قابل اعتمادی نیست.



برچسب ها: سوریه ، ترکیه ، بحران ، تحلیل ،

روز دوشنبه 1390/10/04 ساعت 5 تا 7:30  آقای دکتر راشد الراشد عضو شورای مرکزی حزب العَمَل الاسلامی بحرین در شهر مشهد مهمان اعضای جبهه جهادگران مجازی بودند  که جلسه ای به صورت پرسش و پاسخ برگزار گردید و در مسائل مربوط به انقلاب بحرین تحلیل و بررسی شد.

آنچه می خوانید متن کامل گفتگوی با  ایشان می باشد که  جهت استحضار شما خوانندگان گرامی ارائه می گردد.

نکته : مطالب ذکر شده صرفا نظر آقای دکتر راشد الراشد بوده و دخل و تصرفی درآن صورت نگرفته است.



گفتگو با دکتر راشد الراشد

عضو شورای مرکزی حزب العَمَل الاسلامی بحرین


 


سوال : لطفا در مورد نحوه خاندان آل خلیفه  و تسلط آنان بر کشور بحرین توضیح دهید ؟


بسم الله الرحمن الرحیم


درباره تاریخ معاصرو سیاسی بحرین باید گفت که از سال 1783 خاندان آل خلیفه از سرزمین نجد عربستان سعودی به بحرین آمده اند و از حدود233 قبل و از آن تاریخ مردم بحرین در حال مبارزه برای کسب آزادی و دموکراسی هستند

کشور بحرین متعلق به ایران بوده و در حدود هشت سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و هنگامی که دولت انگلیس  در سال 1971 می خواست  منطقه خلیج فارس را ترک کند طی توافقاتی که با شاه وقت ایران محمدرضا پهلوی صورت داد  در قبال واگذاری جزایر سه گانه تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی کشور بحرین را به خاندان آل خلیفه واگذار نمود.

دولت کنونی بحرین که توسط خاندان آل خلیفه اداره می گردد که از 28 وزیر آن هجده نفر از خانواده آل خلیفه هستند

سوال : چه عاملی باعث شده خاندان آل خلیفه از کشور عربستان به بحرین آمده و حاکم گردیده اند ؟

آن زمان به عنوان خاندان و حاکم محلی و توسط کشور انگلیس  به بحرین آورده شده اند

لازم به ذکر است اکثریت قریب به اتفاق ساکنان بحرین قبل از ورود خاندان آل خلیفه اهل تشیع بوده  و بعد از ورود این خاندان شروع به جذب اهل تسنن نموده اند

 از کل جمعیت ساکن بحرین کنونی بیش از 75% درصد پیرو مذهب شیعه هستند.

از نکات مهم درباره کشور بحرین این است که حدود 20% درصد جمعیت بحرین ایرانی بوده که از سالهای قبل به خاطر مهاجرت وکارو عوامل دیگر یه این کشور مهاجرت نموده اند که اکثرا از شهرهای شیراز و بندر عباس و بوشهر می باشند و زبان فارسی توسط این افراد در کشور بحرین گسترش یافته است.


سوال : توضیحاتی را درباره وضعیت فعلی مردم بحرین برای خوانندگان بیان نمایید.

مبارزه مردم بحرین با رژیم آل خلیفه شدت یافته و ادامه دارد و سال به سال وضعیت مردم بدتر شده  و فشار بر روی آنها بیشتر می شود. به طور مثال از سالها قبل استخدام اهل تشیع در تمام دستگهاهای دولتی اعم از ادارات، نهادها و وزارت خانه ممنوع بوده و باعث اعتراض مردم گردیده است.

وجود نیروهای خارجی از برخی کشور ها نظیر سوریه و پاکستان که به صورت مزدور وارد ازتش بحرین گردیده اند مزید بر علت نارضایتی مردم گردیده است.

سوال : آیا ریشه انقلاب بحرین در تبعیضها می باشد ؟

بله با آنکه کشور بحرین در محدوده ای سرشار از ثروت می باشد اما مردم بحرین در فقر زندگی می کنند و زندگی سختی دارند اعتراضات مردم از سال 1990 با انقلاب شروع شد که در آن مردم خواستار تشکیل پارلمان شدند.

البته پارلمان و مجلسی که الان وجود دارد بیشتر جنبه فرمایشی و نمایشی دارد.

سوال : سوال در مورد پیمان آشتی ملی توضیحاتی ارائه دهید.

پادشاه بحرین وعده داده است که پارلمانی تشکیل می شود ولی این پارلمان حق مخالفت با دولت کنونی بحرین را ندارد. البنه قبلا پارلمانی وجود داشت به نام پارلمان مُعَیَن که تحت امر پادشاه بحرین بود در سال 1981 جبهه آزادی بخش بحرین که دوسال بعد پیروزی انقلاب اسلامی ایران تشکیل شده بود که هدف آن سرنگونی رژیم بحرین بود و مبارزاتی هم کردند که به نتیجه نرسید بیش از 3000 نفر از اعضای آن بودند که حدود 73 نفر از آن گروه در زندان به سر می بردند که به تدریج آزاد شدند بعد ده سال در سال 1990 مردم بحرین انقلاب جدیدی را شروع کردند و در حال حاضر بیش از ده سال است که انقلاب متوقف نشده است.

با وجود ارتش شش کشور و مساحت 645 کیلومتری و کوچک بودن کشور بحرین و عدم امکان فرار و مخفی شدن انقلابیون شرایط برای مردم بسیار سخت گردیده و تمام ارتشهای عربی کشورهای حاشیه خلیج فارس در بحرین حضور دارند و این شبهه را ایجاد کرده اند که جمهوری اسلامی ایران انقلاب بحرین را بوجود اورده و از آن حمایت می کند در حالی واقعا چنین طرز تفکری صحت ندارد و حتی مردم بحرین نیز این نظر را قبول ندارند.

محور آمریکایی – صهیونیستی با کمک عربستان سعودی در جنگ لبنان و عراق و افغانستان و سایر مناطق خاور میانه به شدت دچار ضرر و خسارت گردیده اند که به نفع جمهوری اسلامی ایران است . به طور مثال در کشور عراق بیشتر از 4400 سرباز امریکایی کشته شده اند (طبق آمار دولت امریکا)که البته به نظر بنده آمار واقعی بسیار بیشتر از این مقدار است .

در جریان انقلاب مصر و تونس یک مسجد تخریب نگردید در حالی که در جریان انقلاب بحرین 40 مسجد و 35 حسینیه و 15 امام زاده تخریب و به طور کامل منهدم شده است و این نشان دهنده هجمه جامعه بین المللی بر ضد تشیع است و امریکا و اقمارش به این فکر می کنند که این نهضت های جهانی پی در پی از کشور ایران نشات می گیرد.

سوال: با توجه به تصویری که شبکه العربیه  الجزیره از انقلاب بحرین به جهانیان ارائه می نمایند این اشکال وجود دارد که این حرکت کاملا ملی است یا فقط توسط شیعیان بحرین صورت گرفته و اهل سنت در آن دخالتی ندارد و استناد به این است که هم اکنون زندگی در کشور بحرین در جریان است و جریان انقلاب آرام گشته است.

لازم به توضیح است شبکه های العربیه و الجزیره ماهیتی آمریکایی – صهیونیستی دارند و به آنها دستور داده شده که اخبار انقلاب بحرین نباید منتشر گردد .

یک فرد فلسطینی به ما گفت که حدود 35 زن فلسطینی در زندان های رژیم اسرائیل هستند  در حالی هم اکنون بیش از 250 زن بحرینی از زندانهای رژیم آل خلیفه بوده که حتی تعدادی از آنها متاهل و دارای فرزند می باشند و واعمال منافی عفت در زندان های آل خلیفه صورت می گیرد و چگونه است که همه دنیا از 35 زندانی زن فلسطینی خبر دارند در حالی کسی نمی داند که چگونه 40 مسجد تخریب گردیده و قرآن ها سوزانده شده وزیر آوار رفته نابود گردیده است یا بیش از 250 زن زندانی داریم  و کسی اعتراضی نکرده است حالا بگوییم 35 حسینه تخریب شده متعلق به شیعیان بوده  قرآن و مسجد متعلق به همه مسلمانان جهان است که همه نشان از سانسور خبری غرب بر حوادث بحرین دارد.

سوال : وضعیت کارمندان و پزشکان و پرستاران و اساتید دانشگاه ها و ورزشکاران و سایر شاغلین اخراجی در بحرین چگونه است ؟

بیشتر افرادی را که اخراج نموده اند اکثر قریب به اتفاق به سر کار خود برگشته اند ولی در صورت نیاز به دادگاه و مراجع قضایی باید برای ادای توضیحات مراجعه نمایند .

سوال: وضع زندگی و معیشتی افرادی که شاغل بوده و اکنون از محل کار خود اخراج شده اند چگونه است ؟

پزشکان و پرستاران و خیلی از افراد دیگر تا قبل از 14 فوریه انقلابی نبودند و پس از آن تاریخ و با مشاهده شهدا و انقلابیون و مجروحین و جنایات رژیم آل خلیفه به صف انقلابیون پیوستند  و به انقلاب علاقه مند شدند و اکثر آنهایی که از محل کار خود اخراج شده اند از لحاظ معیشتی در مضیقه و سختی به سر می برند .

در حال حاضر در کشور بحرین خانه ای پیدا نمی شود که از آثار انقلاب بحرین در امان مانده باشد و مورد هجمه و تعرض سربازان آل خلیفه قرار نگرفته باشد به نحوی که حتی از کتک زدن زنان و دختران در معابر عمومی ابایی ندارند .


پایان بخش اول

ادامه مصاحبه در بخشهای بعدی


زحمت نگارش گزارش را اقای جماران کشیدند:


برچسب ها: جبهه آزادی بخش بحرین ، جزائر سه گانه ، تنب کوچک و بزرگ ، ابو موسی ، انگلیس ، انقلاب اسلامی ایران ، خاندان پهلوی ، انقلاب 1990 بحرین ، پارلمان مُعَیَن ، مسجد ، قرآن ، دموکراسی ، آزادی ، سوریه ، پاکستان ، ارتش های عربی ، شبکه العالم ، شبکه الجزیره ، حسینه ، امام زاده ، آل خلیفه ، بحرین ، امریکا ، اسرائیل ، bahren ، دکتر راشد الراشد ، عضو شورای مرکزی حزب العَمَل الاسلامی بحرین ، رژیم ، انقلاب بحرین ، 14 فوریه ، جبهه جهادگران مجازی ، عریستان سعودی ،

ژنو- هیلاری رادهام کلینتون ، وزیر امور خارجه آمریکا، سه شنبه  با اعضای رهبری شورای مخالفان سوریه دیدار کرد.

به گزارش واشنگتن پست، این دیدار که روز سه شنبه 6 دسامبر؛ در ژنو به وقوع پیوست، در بحبوحه تشدید فشار های بین المللی برای وادار کردن کناره گیری بشار اسد از قدرت انجام گرفت.

بعد از نزدیک به دو ساعت پس از گفتگوی کلینتون با مقامات ارشد شورای مخالفین سوریه، یک مقام ارشد وزارت خارجه آمریکا گفت: "تلقی کلینتون از شورای مخالفین این است که این شورا  "نماینده مشروع  سوری ها و به دنبال یک گذار مسالمت آمیز دموکراتیک است."!!!

وی ادعا کرد که دیدار کلینتون برای مخالفین سوریه، بسیار دلگرم کننده بوده است و آنها ادامه تحرکات اتحادیه عرب در اخراج سوریه از این اتحادیه و همچنین ادامه تحریم های اقتصادی غرب را بهترین راه برای به زانو در آوردن بشار اسد می دانند!

هیلاری کلینتون قبل ار خروج از اتاق ملاقات، و هنگامی که خبرنگاران اجازه ورود به اتاق را یافتند، به رهبران شورای انتقالی سوریه گفت که امیدوار است که سوریها با هم متحد شده و بشار اسد را از قدرت ساقط کنند.

 وی همچنین با دخالت آشکار در امور داخلی سوریه، ادامه داد: "آمریکا متعهد می شود که با تمام توان خود به این انتقال قدرت کمک کند."

ملاقات هیلاری کلینتون با مخالفین سوری در ژنو، در آستانه بازگشت مجدد "فورد"، سفیر آمریکا به سوریه انجام گرفت. وی یک ماه و نیم پیش به بهانه دروغین عدم امنیت در منزل خود در دمشق!! سوریه را ترک کرده بود.

به نظر می رسد دولت آمریکا، خود را محق به دخالت در امور داخلی تمامی کشورهای منطقه خاورمیانه می داند و هنوز قادر نیست اتفاقات منطقه را تجزیه و تحلیل کرده و به این نتیجه برسد که دوران پدرخواندگی!!! آمریکا بر خاورمیانه به یمن "بیداری اسلامی" در حال اتمام است، چرا که یک مقام  کاخ سفید اعلام کرده است: "سفیر آمریکا در سوریه، فورد" کاملا مورد اعتماد آمریکاست و حضور وی در سوریه یکی از بهترین راه هایی است که آمریکا می تواند از اوضاع این کشور با خبر بوده و در کنار مخالفین بشار اسد باشد."

از طرفی همزمان با این ملاقات در یک اقدام هماهنگ، خبرگزاری های انگلیس گزارش داده اند که روز دوشنبه 34 جسد از کشته شدگان سوری در خیابانهای شهر حمص یکی از شهرهای مرزی سوریه، رها شده اند، این خبرگزاری ها، دولت سوریه را عامل قتل این اجساد معرفی کرده اند، و اعلام کرده اند : یکی از مقامات شهری که حاضر به افشای نام خود نیست!!! اعلام کرده است که چند روز پیش مقامات امنیتی این افراد رو ربوده و اعدام کرده اند!

حال معلوم نیست، اگر قرار به ربودن و اعدام پنهانی این قربانیان توسط دولت سوریه بوده است، چرا اجساد در خیابان و در منظر عام رها شده اند؟ در حالیکه بر هیچ انسان عاقلی پوشیده نیست که دولتی که با بحران روبرو می باشد، هرگز دست به رها کردن جناره های کشته شده!! در خیابان نخواهد زد.

گفتنی است بشار اسد، روز گذشته در مصاحبه با بی بی سی اعلام کرده است که بیشتر کشته شدگان درگیری های سوریه، طرفداران دولت می باشند.

http://www.washingtonpost.com/world/middle_east/clinton-meets-with-syria-opposition/2011/12/06/gIQApzQ9ZO_story.html


برچسب ها: سوریه ، Syria ، violence ، bashar asad ،

چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390

نقش زنان مبارز محجبه در نهضتهای اسلامی

   نوشته شده توسط: مرگان ازغدی    

 کسی نمی تواند منکر نقش تاثیرگذار زنان در جنبش ها و نهضتهای آزادیخواهی داشته باشد. چرا که حساسیت نقش زنان ناشی از عمق تاثیرگذاری زنان بر روی آحاد جامعه است.

این مساله مخصوصا در نهضتهای اسلامی نقش ویژه ای دارد. چرا که زن مسلمان از زهرای اطهر (س) الگو می گیرد و از زینب (س) که این هر دو نقش بسیار پررنگی در مبارزات روزگار خود داشته اند و هر دو یک تنه  در مقابل گروهی مستکبر قدرتمند ایستاده و در اوج تنهایی با قدرت صدای حق را فریاد زده اند.

 

 


ادامه مطلب

برچسب ها: بحرین ، بحرینی ، بحر الدم ، بحرالدم ، آل سعود ، آل خلیفه ، خلیج فارس ، خاورمیانه ، منطقه ، بیداری اسلامی ، شهادت ، Bahrain ، Bahrain people ، Islamic Awakening ، manamah ، persian gulf ، Bahrain revolution ، Islamic revolution ، unrest ، لیبی ، یمن ، عربستان سعودی ، سوریه ، مصر ، تونس ، عربی ، شیعه ، سنی ، شیعیان بحرین ، yemen ، egypt ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic