تبلیغات
..... نــــــــــوای دل ..... - مطالب ابر امریکا

روز دوشنبه 1390/10/04 ساعت 5 تا 7:30  آقای دکتر راشد الراشد عضو شورای مرکزی حزب العَمَل الاسلامی بحرین در شهر مشهد مهمان اعضای جبهه جهادگران مجازی بودند  که جلسه ای به صورت پرسش و پاسخ برگزار گردید و در مسائل مربوط به انقلاب بحرین تحلیل و بررسی شد.

آنچه می خوانید متن کامل گفتگوی با  ایشان می باشد که  جهت استحضار شما خوانندگان گرامی ارائه می گردد.

نکته : مطالب ذکر شده صرفا نظر آقای دکتر راشد الراشد بوده و دخل و تصرفی درآن صورت نگرفته است.



گفتگو با دکتر راشد الراشد

عضو شورای مرکزی حزب العَمَل الاسلامی بحرین


 


سوال : لطفا در مورد نحوه خاندان آل خلیفه  و تسلط آنان بر کشور بحرین توضیح دهید ؟


بسم الله الرحمن الرحیم


درباره تاریخ معاصرو سیاسی بحرین باید گفت که از سال 1783 خاندان آل خلیفه از سرزمین نجد عربستان سعودی به بحرین آمده اند و از حدود233 قبل و از آن تاریخ مردم بحرین در حال مبارزه برای کسب آزادی و دموکراسی هستند

کشور بحرین متعلق به ایران بوده و در حدود هشت سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و هنگامی که دولت انگلیس  در سال 1971 می خواست  منطقه خلیج فارس را ترک کند طی توافقاتی که با شاه وقت ایران محمدرضا پهلوی صورت داد  در قبال واگذاری جزایر سه گانه تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی کشور بحرین را به خاندان آل خلیفه واگذار نمود.

دولت کنونی بحرین که توسط خاندان آل خلیفه اداره می گردد که از 28 وزیر آن هجده نفر از خانواده آل خلیفه هستند

سوال : چه عاملی باعث شده خاندان آل خلیفه از کشور عربستان به بحرین آمده و حاکم گردیده اند ؟

آن زمان به عنوان خاندان و حاکم محلی و توسط کشور انگلیس  به بحرین آورده شده اند

لازم به ذکر است اکثریت قریب به اتفاق ساکنان بحرین قبل از ورود خاندان آل خلیفه اهل تشیع بوده  و بعد از ورود این خاندان شروع به جذب اهل تسنن نموده اند

 از کل جمعیت ساکن بحرین کنونی بیش از 75% درصد پیرو مذهب شیعه هستند.

از نکات مهم درباره کشور بحرین این است که حدود 20% درصد جمعیت بحرین ایرانی بوده که از سالهای قبل به خاطر مهاجرت وکارو عوامل دیگر یه این کشور مهاجرت نموده اند که اکثرا از شهرهای شیراز و بندر عباس و بوشهر می باشند و زبان فارسی توسط این افراد در کشور بحرین گسترش یافته است.


سوال : توضیحاتی را درباره وضعیت فعلی مردم بحرین برای خوانندگان بیان نمایید.

مبارزه مردم بحرین با رژیم آل خلیفه شدت یافته و ادامه دارد و سال به سال وضعیت مردم بدتر شده  و فشار بر روی آنها بیشتر می شود. به طور مثال از سالها قبل استخدام اهل تشیع در تمام دستگهاهای دولتی اعم از ادارات، نهادها و وزارت خانه ممنوع بوده و باعث اعتراض مردم گردیده است.

وجود نیروهای خارجی از برخی کشور ها نظیر سوریه و پاکستان که به صورت مزدور وارد ازتش بحرین گردیده اند مزید بر علت نارضایتی مردم گردیده است.

سوال : آیا ریشه انقلاب بحرین در تبعیضها می باشد ؟

بله با آنکه کشور بحرین در محدوده ای سرشار از ثروت می باشد اما مردم بحرین در فقر زندگی می کنند و زندگی سختی دارند اعتراضات مردم از سال 1990 با انقلاب شروع شد که در آن مردم خواستار تشکیل پارلمان شدند.

البته پارلمان و مجلسی که الان وجود دارد بیشتر جنبه فرمایشی و نمایشی دارد.

سوال : سوال در مورد پیمان آشتی ملی توضیحاتی ارائه دهید.

پادشاه بحرین وعده داده است که پارلمانی تشکیل می شود ولی این پارلمان حق مخالفت با دولت کنونی بحرین را ندارد. البنه قبلا پارلمانی وجود داشت به نام پارلمان مُعَیَن که تحت امر پادشاه بحرین بود در سال 1981 جبهه آزادی بخش بحرین که دوسال بعد پیروزی انقلاب اسلامی ایران تشکیل شده بود که هدف آن سرنگونی رژیم بحرین بود و مبارزاتی هم کردند که به نتیجه نرسید بیش از 3000 نفر از اعضای آن بودند که حدود 73 نفر از آن گروه در زندان به سر می بردند که به تدریج آزاد شدند بعد ده سال در سال 1990 مردم بحرین انقلاب جدیدی را شروع کردند و در حال حاضر بیش از ده سال است که انقلاب متوقف نشده است.

با وجود ارتش شش کشور و مساحت 645 کیلومتری و کوچک بودن کشور بحرین و عدم امکان فرار و مخفی شدن انقلابیون شرایط برای مردم بسیار سخت گردیده و تمام ارتشهای عربی کشورهای حاشیه خلیج فارس در بحرین حضور دارند و این شبهه را ایجاد کرده اند که جمهوری اسلامی ایران انقلاب بحرین را بوجود اورده و از آن حمایت می کند در حالی واقعا چنین طرز تفکری صحت ندارد و حتی مردم بحرین نیز این نظر را قبول ندارند.

محور آمریکایی – صهیونیستی با کمک عربستان سعودی در جنگ لبنان و عراق و افغانستان و سایر مناطق خاور میانه به شدت دچار ضرر و خسارت گردیده اند که به نفع جمهوری اسلامی ایران است . به طور مثال در کشور عراق بیشتر از 4400 سرباز امریکایی کشته شده اند (طبق آمار دولت امریکا)که البته به نظر بنده آمار واقعی بسیار بیشتر از این مقدار است .

در جریان انقلاب مصر و تونس یک مسجد تخریب نگردید در حالی که در جریان انقلاب بحرین 40 مسجد و 35 حسینیه و 15 امام زاده تخریب و به طور کامل منهدم شده است و این نشان دهنده هجمه جامعه بین المللی بر ضد تشیع است و امریکا و اقمارش به این فکر می کنند که این نهضت های جهانی پی در پی از کشور ایران نشات می گیرد.

سوال: با توجه به تصویری که شبکه العربیه  الجزیره از انقلاب بحرین به جهانیان ارائه می نمایند این اشکال وجود دارد که این حرکت کاملا ملی است یا فقط توسط شیعیان بحرین صورت گرفته و اهل سنت در آن دخالتی ندارد و استناد به این است که هم اکنون زندگی در کشور بحرین در جریان است و جریان انقلاب آرام گشته است.

لازم به توضیح است شبکه های العربیه و الجزیره ماهیتی آمریکایی – صهیونیستی دارند و به آنها دستور داده شده که اخبار انقلاب بحرین نباید منتشر گردد .

یک فرد فلسطینی به ما گفت که حدود 35 زن فلسطینی در زندان های رژیم اسرائیل هستند  در حالی هم اکنون بیش از 250 زن بحرینی از زندانهای رژیم آل خلیفه بوده که حتی تعدادی از آنها متاهل و دارای فرزند می باشند و واعمال منافی عفت در زندان های آل خلیفه صورت می گیرد و چگونه است که همه دنیا از 35 زندانی زن فلسطینی خبر دارند در حالی کسی نمی داند که چگونه 40 مسجد تخریب گردیده و قرآن ها سوزانده شده وزیر آوار رفته نابود گردیده است یا بیش از 250 زن زندانی داریم  و کسی اعتراضی نکرده است حالا بگوییم 35 حسینه تخریب شده متعلق به شیعیان بوده  قرآن و مسجد متعلق به همه مسلمانان جهان است که همه نشان از سانسور خبری غرب بر حوادث بحرین دارد.

سوال : وضعیت کارمندان و پزشکان و پرستاران و اساتید دانشگاه ها و ورزشکاران و سایر شاغلین اخراجی در بحرین چگونه است ؟

بیشتر افرادی را که اخراج نموده اند اکثر قریب به اتفاق به سر کار خود برگشته اند ولی در صورت نیاز به دادگاه و مراجع قضایی باید برای ادای توضیحات مراجعه نمایند .

سوال: وضع زندگی و معیشتی افرادی که شاغل بوده و اکنون از محل کار خود اخراج شده اند چگونه است ؟

پزشکان و پرستاران و خیلی از افراد دیگر تا قبل از 14 فوریه انقلابی نبودند و پس از آن تاریخ و با مشاهده شهدا و انقلابیون و مجروحین و جنایات رژیم آل خلیفه به صف انقلابیون پیوستند  و به انقلاب علاقه مند شدند و اکثر آنهایی که از محل کار خود اخراج شده اند از لحاظ معیشتی در مضیقه و سختی به سر می برند .

در حال حاضر در کشور بحرین خانه ای پیدا نمی شود که از آثار انقلاب بحرین در امان مانده باشد و مورد هجمه و تعرض سربازان آل خلیفه قرار نگرفته باشد به نحوی که حتی از کتک زدن زنان و دختران در معابر عمومی ابایی ندارند .


پایان بخش اول

ادامه مصاحبه در بخشهای بعدی


زحمت نگارش گزارش را اقای جماران کشیدند:


برچسب ها: جبهه آزادی بخش بحرین ، جزائر سه گانه ، تنب کوچک و بزرگ ، ابو موسی ، انگلیس ، انقلاب اسلامی ایران ، خاندان پهلوی ، انقلاب 1990 بحرین ، پارلمان مُعَیَن ، مسجد ، قرآن ، دموکراسی ، آزادی ، سوریه ، پاکستان ، ارتش های عربی ، شبکه العالم ، شبکه الجزیره ، حسینه ، امام زاده ، آل خلیفه ، بحرین ، امریکا ، اسرائیل ، bahren ، دکتر راشد الراشد ، عضو شورای مرکزی حزب العَمَل الاسلامی بحرین ، رژیم ، انقلاب بحرین ، 14 فوریه ، جبهه جهادگران مجازی ، عریستان سعودی ،

 

ایران بحران تحریم اقتصادی رو طوری مدیریت کرده است که تحریم های بین المللی، کمترین آسیب را به اقتصادش وارد می کند.

http://www.gerdab.ir/files/fa/news/1390/9/14/17882_386.png

هفته گذشته یک فروند هواپیمای بدون سرنشین آمریکایی که به قصد جاسوسی وارد حریم هوایی ایران شده بود، توسط نیروهای ایرانی فرود آورده شد و هم اکنون در اختیار ایران قرار دارد. این هواپیمای رادار گریز با جدیدترین تکنولوژی تولید شده است.

فرود آوردن این هواپیمای پیشرفته برای آمریکا شوک بزرگی بود. این امر نخست با تکذیب مقامات آمریکا همراه شد، پس از 24 ساعت مقامات پنتاگون اعلام کردند که این هواپیما ناپدید شده است. تا بالاخره پس از چند روز مجبور شدند اعتراف کنند که هواپیمای مفقود شده در اختیار  نیروهای نظامی ایران است.

رسانه‌های آمریکایی از دسترسی ایران به تکنولوژی این هواپیمای بدون سرنشین ابراز نگرانی جدی کرده‌اند.

روزنامه آمریکایی وال‌استریت ژورنال فاش کرد که: "آمریکایی‌ها در تلاش بوده‌اند عملیاتی مخفی را برای آزادسازی یا از بین بردن هواپیمای مورد نظر پیاده کنند، اما به خاطر خطرات ناشی از درگیری با ایران، از این عملیات منصرف شده اند."

روزنامه آمریکایی واشنگتن پست نیز در تحلیل امروز خود نوشت: "استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین در مقابل ایران، انعکاس دهنده این باور در مقامات ارشد ایالات متحده است که ایران را نمی توان با فشار تحریم های اقتصادی و سیاسی به زانو در آورد."

واشنگتن پست در ادامه نوشت: "دولت آمریکا، اکنون به استراتژی مقابله و دشمنی بیشتر با ایران روی آورده است. این رویکرد شامل فروش تسلیحات بیشتر به رقبای بالقوه ایران در خاورمیانه، و همچنین اقامه پرونده های دعوایی و حقوقی علیه ایران با همکاری متحدین آمریکا می باشد. به نظر می رسد  این نشانه ای از ناامیدی عمیق از مذاکره با رهبر مذهبی ایران است."

واشنگتن پست همچنین با استناد به گزارش کذب آژانس بین المللی انرژی هسته ای ادعایی کذب را مطرح کرد: "بر اساس گزارش آژانس بین المللی انرزی هسته ای، اطلاعات نشان می دهد که ایران به دنیال دریافت کمک های فنی خارجی، موفق شده است بر موانع کلیدی دستیابی به فن آوری هسته ای غلبه کند. این امر می تواند به تولید سلاح هسته ای توسط ایران منجر شود."

http://www.irdiplomacy.ir/Images/news/117%20iran%20nuclerar%20pre%20443.jpg

این روزنامه در تلاشی بیهوده به منظور تهدید ایران نوشت: "به گفته مقامات دولتی آمریکا و دیپلمات های غربی که به دلایل امنیتی خواستند نام آنها فاش نشود!، "استراتژی نوین" دولت آمریکا، برخوردهای سنگین تری با ایران را به همراه خواهد داشت. این برخوردها شامل استفاده گسترده از هواپیماهای رادار گریز کنترل از راه دور - مانند هواپیمایی که هفته گذشته در شرق ایران ، به زمین نشست! - می باشد. و همچنین برخی دیگر تلاش های پنهانی برای هدف قرار دادن برنامه هسته ای ایران در حال انجام است."

در این مقاله همچنین به نقل از مقامات دولتی آمریکا، فاش شده است که" "این هواپیماهای بدون سرنشین پیشرفته بخشی از یک ناوگان هواپیمایی مخفی می باشد، که سازمان سیا چندین سال است از آن ها برای برنامه های جاسوسی خود علیه  تاسیسات هسته ای ایران استفاده می کند."

این اعتراف نشان می دهد که دولت آمریکا چندین سال است مشغول جاسوسی در ایران است و با این وجود هنوز نتوانسته است مدرکی دال بر استفاده غیر صلح آمیز انرژی هسته ای، علیه ایران بیابد. با این وجود با فشار بر مجامع بین المللی سعی در تحریم سراسری ایران دارد.

در بخشی دیگر از این مقاله، واشنگتن پست با اعتراف صریح به جنگ افروزی آمریکا افزود: "همانطور که قدرت هسته ای ایران افزایش یافته است، دولت آمریکا نیز دست به آماده سازی و خرید پایگاه های نظامی و انبار مهمات زده است. علاوه بر این انتقال جت های جنگنده و دیگر ماشین های نظامی به کشورهای حاشیه خلیج فارس و اسرائیل سالهاست توسط آمریکا شروع شده است. ضمن اینکه آمریکا دست به تلاشهای پنهان دیگری برای ایجاد یک ساختار بادوام از قابلیت های نظامی متحدین خود در منطقه زده است."

وزیر دفاع  دولت آمریکا، لئون پانه تا، با تأکید بر تهدید نظامی ضمنی ایران، در هفته گذشته اشاره کرد: "در صورت لزوم طرح های احتمالی به اجرا در خواهند آمد و "طیف گسترده ای از گزینه های نظامی" علیه ایران استفاده می شود."

وی با مطرح کردن گزاره «تصمیم قطعی برای جلوگیری از توسعه سلاح های هسته ای توسط ایران" به جهانیان القا کرد که" "آمریکا قصد جدی برای متوقف کردن جمهوری اسلامی از دستیابی به  بلوک های اولیه ساختمانی فن آوری سلاح های هسته ای را دارد. این در حالیست که  در بیانیه های قبل، کاخ سفید قول داده بود که تنها برای جلوگیری ایران از دستیابی به بمب هسته ای وارد فاز نظامی شود. ولی اکنون این حد را به بلوک های اولیه ساختمان سلاح هسته ای تقلیل داده است."

واشنگتن پست، خود اذعان می کند که: "این لحن تند و گزنده دولت آمریکا، به خاطر شکست فعالیتهای دیپلماتیک آمریکا در تعامل با برخی متحدین خود برای ایجاد بحران های اقتصادی شدید در ایران است، با اینکه، هنوز هم واشنگتن به دنبال راضی کردن متحدین اروپایی و آسیایی خود برای وارد کردن شوک  اقتصادی همه جانبه به ایران است، اما با وجود این، مقامات آمریکایی روز به روز بیشتر به ناکارآمدی تحریم های اقتصادی بر علیه ایران پی می برند."

واشنگتن پست می نویسد: "یک مطالعه  در کنگره آمریکا که اوایل همین هفته منتشر شد، نشان می دهد که ایران بحران تحریم اقتصادی را طوری مدیریت کرده است که تحریم های بین المللی، کمترین آسیب را به اقتصادش وارد می کند . البته بخشی از این حسن مدیریت بحران، می تواند به خاطر افزایش سر سام آور و رکورد شکن قیمت نفت در سال های اخیر باشد."

در ادامه این مقاله آمده است: "این تحقیق همچنین به مقامات آمریکایی هشدار می دهد که تحریم های سنگین تر که  نفت و بانک های ایران را نشانه می رود؛ قیمت نقت را حتی از این نیز بیشتر افزایش خواهد داد و آمریکا و اروپا را دچار بحران های جدی تر از بحران های فعلی خواهد نمود."

بدین ترتیب، به نظر می رسد که مقامات آمریکایی در نحوه برخورد موثر با ایران مقتدر و مقاوم دچار سرگشتگی و سردرگمی شده اند، به طوری که یک مقام ارشد دولت که مسئول استراتژی در قبال ایران است، با استیصال می گوید. "راه حل های ساده در حال حاضر انجام شده است،"  وی با اذعان به اینکه ایران در مقابل فشارهای قبلی سر فرود نیاورده است، می افزاید: "انتخاب گزینه های مناسب در حال حاضر بسیار سخت تر است."

واشنگتن پست در انتها، ایران را در مقابل دو گزینه قرار می دهد:

یکی اقدامات تندی که ایران به آن تهدید می شود؛

و دیگری نشان دادن چراغ سبز به آمریکا؛

و می نویسد: "تا دوباره مقامات دولتی آمریکا همان خوش بینی های چند سال پیش را داشته باشند که تصور می کردند می توانند رهبران ارشد ایران را در دام مصالحه بر سر تعلیق انرژی هسته ای بیندازند و با آنان بر سر میز مذاکره بنشینند."

واشنگتن پست ادعا می کند که: "آمریکا اصرار دارد که درهای مذاکره همواره باز است، اما مقامات آمریکایی شواهد بسیار اندکی دال بر این می بینند که مقامات ارشد ایران به مذاکره تمایل داشته باشند و یا قادر به انجام این کار باشند. "

در حالیکه این ادعا، ادعایی پوچ است، و روابط ایران و آمریکا هرگز بر مبنای احترام متقابل نبوده است و نیست. چطور می توان با وقاحت کامل به جاسوسی در کشوری اعتراف کرد، با ایجاد پایگاه های نظامی در اطراف آن کشور، عملا دست به تهدید آن کشور زده و در عین حال دم از مذاکره دو طرفه زد؟

این سوالی است که روزنامه واشنگتن پست باید از دولتمردان خود بپرسد.

https://lh4.googleusercontent.com/-x3grBp7Yq5Y/TuADRCY7S7I/AAAAAAAAMDs/Icblj2T0PIM/w402/13900916173456320_PhotoL.jpg

 

http://www.washingtonpost.com/world/national-security/stealth-drone-highlights-tougher-us-strategy-on-iran/2011/12/07/gIQAF6DkdO_story.html

 


برچسب ها: هواپیماهای بدون سرنشین ، ایران ، تحریم ، جنگ ، نظامی ، iran ، انرزی هسته ای ، nuclear power ، پهپاد ، امریکا ، ایالات متحده ، جمهوری اسلامی ، جمهوری اسلامی ایران ، sanction ، economic sanction ، تحریم اقتصادی ،

سه شنبه 15 آذر 1390

اسرار آمریکا در دست ایران

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :سیاسی ،بین الملل ،



 آیا حمله کوماندویی برای بازپس گیری هواپیمای پهپاد به عنوان یک  گزینه مطرح است؟

 پس از آنکه سازمان سیا کنترل هواپیمای بدون سرنشین رادار گریز خود را در ایران از دست داد، مقامات ایالات متحده تصمیم گرفتند تیم کماندویی را برای باز گرداندن یا نابود کردن این هواپیما به ایران بفرستند.اما قبل از آن تهران خبر داده بود که هواپیما سقوط نکرده است، بلکه نظامیان ایرانی آن را وادار به فرود کردند.

خبر مربوط به ماموریت احتمالی برای ردیابی هواپیمای مفقود شده را در واشنگتن پست بخوانید.

RQ-170 Sentinel

مسیر حرکت هواپیمای بدون سرنشینUAV    RQ – 170  از قندهار بر فراز شرق ایران بود که ظاهرا  از کنتزل خارج شده و گم شده است.

مقامات ایالات متحده نخست بر این باور بودند که ایران این حادثه را تشخیص نداده است. لذا به بررسی چندین گزینه برای حل این مساله پرداختند.  نخستین گزینه ارسال یک تیم کماندویی به ایران؛برای باز گرداندن یا نابود کردن این هواپیما بود گزینه بعدی بمباران هوایی منظقه تصادف بود.

اما این گزینه ها بسیار مخاطره آمیز بود، چرا که اگر حمله ای صورت می گرفت، ایران نیروهای خود را به آن منطقه گسیل می داشت و هواپیما کشف می شد.

از آنجا که آمریکا مدعی بود هواپیما در یک منطقه متروک سقوط کرده است، بنابراین ترجیح داده شد که سقوط هواپیما نادیده گرفته شود، تا شاید هرگز کشف نشود.

بک مقام رسمی که حاضر به فاش کردن نامش نشد، به راشاتودی گفت: هیچ کس به این گزینه که برای بازگرداندن با نابود کردن هواپیما، کاری انجام شود به طور جدی فکر نکرده بود. چرا که این کار منجر به حوادثی به مراتب خطرناک تر می شد.

اما پس از اینکه ایران در روز یکشنبه اعلام کرد که فرود این هواپیما، به فرمان نظامیان ایرانی بوده است، نقشه چنین عملیاتی ممکن است دوباره روی میز قرار گیرد. ایالات متحده ادعای خبرگزاری فارس را مبنی بر این که هواپیمای UAV قربانی عملیات هک  متخصصین ایرانی شده، و یا به هر وسیله  دیگری فرود آورده شده است، رد کرده است.

مقامات آمریکایی گفته اند که برخورد این هواپیما با زمین به اندازه کافی به آن خسارت وارد کرده است که دیگر هیچ تکنولوژی سری باقی نمانده است، که بتوان با استفاده از مهندسی معکوس به تکنولوژی ساخت آن پی برد.

از سوی دیگر ، ایران ، ادعا می کند که دستگاه نظارت هواپیما  سالم و دست نخورده است. این ادعا ممکن است منجر به عملیاتی توسط ماموران آمریکایی برای دزدیدن یا نابودی هواپیما شود.

"هواپیمای لاک هید مارتین RQ - 170 نگهبان" در سال 2007 توسط نیروی هوایی ایالات متحده تولید شد.  این هواپیماها،  در تعدادی از ماموریت های شناسایی در خاور میانه استفاده شده اند. مهمترین این عملیات، حمله کماندویی گسترده اسامه بن لادن در پاکستان بوده است. هواپیمایی که در ایران از دست رفت، توسط یک خلبان سازمان سیا از راه دور اداره می شد.



http://rt.com/news/us-drone-iran-raid-337/


برچسب ها: ایران ، امریکا ، آمریکا ، پمپاد ، هواپیما ، یدون سرنشین ، کنتزل ، رادار ، Iran ، US ، America ، afqanistan ، spy ، CIA ،

دوشنبه 14 آذر 1390

ویدئو / آمریکا، مصداق تروریسم دولتی (3/12)

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :سیاسی ،بین الملل ،

[http://www.aparat.com/v/d9201761f0ba69b996631ca7003eef5877078]


برچسب ها: crime ، Iraq ، afqanistan ، موج وبلاگی ، وال استریت ، Wall street ، Wall St ، جنبش ، Wall street movement ، Occupy Wall street ، سند ، جنایت ، امریکا ، این سند جنایت آمریکاست ، اسناد ، ترور ، تروریسم دولتی ، cuba ، terror ، iran ، government terrorism ، ایران ، ویتنام ، کوبا ، vietnam ،

یکشنبه 13 آذر 1390

ویدئو / آمریکا، مصداق تروریسم دولتی (2/12)

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :بین الملل ،سیاسی ،

[http://www.aparat.com/v/d6d0f7ed8efcb052d8dd8939103764e376905]


برچسب ها: crime ، Iraq ، afqanistan ، موج وبلاگی ، وال استریت ، Wall street ، Wall St ، جنبش ، Wall street movement ، Occupy Wall street ، سند ، جنایت ، امریکا ، این سند جنایت آمریکاست ، اسناد ، ترور ، تروریسم دولتی ، ; ، cuba ، terror ، iran ، government terrorism ، ایران ، ویتنام ، کوبا ، vietnam ،

یکشنبه 13 آذر 1390

ویدئو / آمریکا، مصداق تروریسم دولتی (1/12)

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :سیاسی ،بین الملل ،

[http://www.aparat.com/v/6943a905f5a1a5ebd29b4f3c4c15b81876611]


برچسب ها: crime ، Iraq ، afqanistan ، موج وبلاگی ، وال استریت ، Wall street ، Wall St ، جنبش ، Wall street movement ، Occupy Wall street ، سند ، جنایت ، امریکا ، این سند جنایت آمریکاست ، اسناد ، ترور ، تروریسم دولتی ، ; ، cuba ، terror ، iran ، government terrorism ، ایران ، ویتنام ، کوبا ، vietnam ،

سه شنبه 8 آذر 1390

این سند جنایت آمریکاست (2)

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :سیاسی ،بین الملل ،جبهه جهادگران ،

کدام کشور مصداق تروریسم دولتی است؟

بخش اول این مقاله را اینجا بخوانید

* آمریکا و انگلستان چند صد سال است که در امور خاورمیانه دخالت می‌کنند

متأسفانه ادعای عراق و ایران و بیشتر کشورهای خاورمیانه در مورد آمریکا درست است. آمریکا و انگلستان چند صد سال است که در امور سرزمین، مردم و دولت آنها دخالت می‌کنند.

http://www.3noqte.com/images/stories/shabanpoor/sarbaz/iraq-us.jpg

http://nawaaye-afghanistan.net/IMG/jpg/_-1169.jpg

http://www.gerdab.ir/files/fa/news/1389/8/6/7155_481.jpg

آمریکا و انگلستان حتی پیش از جنگ جهانی اول نیز با توسل به اقدامات تروریسم دولتی، در ایران و عراق جنگ راه می‌انداختند. تمام قدرتهای جهانی که در طول تاریخ، وارد این کشورها شدند هرگز با توسل به عشق مردم و خواست آنها چنین نکردند (گرچه در هجمه‌های تبلیغاتی‌شان غالبا اینطور عنوان می‌کردند)؛ در واقع ورود آنها به این کشورها همواره با توسل به تروریسم دولتی علیه کشورها و مردمی بود که کمتر قادر به دفاع از خود بودند.

* کنترل آمریکا بر رسانه‌ها ابزار تروریسم دولتی این کشور

حالا که مردم عراق در سرزمین خودشان شورشی و معترض شده‌اند، باید به یاد مردم ایالات جنوبی بیفتیم که در سرزمین‌های خودشان شورشی و طغیانگر شده بودند. و از این نکته نیز غافل نمانیم که کنترل آمریکا بر رسانه‌ها، ابزار مهمی در جهت تروریسم دولتی این کشور و اشغال سرزمین‌های دیگران بوده است.

http://www.rohama.org/files/fa/news/1389/11/17/19342_546.gif

* تروریست‌های دولتی امروز، سابقا مخالفان تروریسم دولتی بودند

کسانی که به "هیتلر" و "ناپلئون" اجازه ندادند تروریسم دولتی‌شان را ادمه دهند همان کشورهایی هستند که امروزه خود مرتکب اعمال تروریسم دولتی می‌شوند. "ناپلئون" داشت اهداف تروریسم انگلستان را نقض می‌کرد، همان‌طور که "هیتلر" داشت اهداف تروریستی انگلستان و آمریکا را نقض می‌کرد.

تروریسم دولتی یعنی توسل به تهدید برای محقق کردن خواسته‌های خود

یک کشور تروریستی را می‌توان از روی یک ویژگی مشخص شناخت. چنین کشوری دستورها، مطالبات و انتظاراتی را مطرح ساخته و آنها را با تهدید همراه می‌کند تا مردم را وادار کند در مقابل خواسته‌هایش سر تعظیم فرود آورنداین همان کاری است که آمریکا با صدام حسین کرد که می‌کوشید از جنگ با آمریکا اجتناب ورزد؛  قطعاً برای جلوگیری از حمله کشور تروریستی آمریکا به عراق، هیچ کاری از دست صدام برنمی‌آمد.

http://thefiresidepost.com/wp-content/uploads/2009/01/bush-war-crimes.jpg

دولت سفیدپوستان متمول که در دست محافظه‌کاران افراطی است پیشاپیش "نهضت شرافتمندانه"‌ غیراخلاقی‌ و غیرقانونی ‌اش را اعلام کرده و تبلیغاتش را برای تأثیرگذاری بر مردم آمریکا آغاز کرده بود. این دقیقاً همان کاری است که آمریکا تحت عنوان "قانون برتر" در مورد کارولینای جنوبی، تگزاس، لوییزیانا، و دیگر ایالات جنوبی،  صورت داد. بنابراین باید گفت اقدامات آمریکا درست همان تعریفی است که خودش از تروریسم دولتی ارائه می‌دهد

http://worldcantwait-la.com/pics3/bush-jail_bars-war_criminal.jpg

واقعیت این است که آمریکا و انگلیس صاحبان دیرپاترین تروریسم دولتی، علیه تمام کشورها و مردم، از زمان شکل‌گیری‌شان هستند؛ حملات پیشگیرانه، مصداق تروریسم هستند؛ جنگ با کشورهایی که مردم آمریکا را تهدید نکرده‌اند نیز جنگ‌هایی غیرقانونی هستند؛ به همین قیاس، جنگ‌های اعلام نشده نیز همواره غیر قانونی بوده و هستند

* نگرش مردم نقاط مختلف دنیا به آمریکا 

مردم دنیا به دلیل خاطر همین سیاستهای تروریستی آمریکا در سرتاسر جهان، آمریکا را دروغگوی بزرگ می‌نامند. متاسفانه این دیدگاه درست است و می‌توان آن را حقیقتی تلخ دانست. ما آمریکایی‌ها به خاطر اینکه خودمان را در انزوا نگاه داشته‌ایم، چشمهایمان را از حقیقت دور نگاه داشته‌ایم و بیشترمان هنوز نمی‌دانیم که مردم سایر نقاط دنیا ما را دروغگو می‌پندارند.

https://lh3.googleusercontent.com/--Y9XJudnBx8/TtRGG3tHqFI/AAAAAAAAKok/YrOml9Yncd8/h301/obama-liar-poster11.jpg

 شاید بهتر باشد خودمان را لفاظی‌های واشنگتن دی سی که صرفا هجمه تبلیغاتی و آن هم علیه مردم خود آمریکاست، دور نگاه داریم. ما هیچ منفعتی در کشورهای دیگر نداریم که جنگ را ضروری و توجیه کند. منافع آمریکا نباید در خارج از مرزهایش تعریف شود. نفت خاورمیانه، متعلق به مردم این منطقه است، نه اینکه جزو منافع آمریکا باشد.

http://www.opinion-maker.org/wp-content/uploads/2011/10/latuff_obama_libya.gif

اگر ما در آمریکا نفت لازم برای تغذیه اقتصادمان را نداریم، باید چشممان را به دیگر منابع انرژی بدوزیم و از آنها برای برآوردن نیازهایمان استفاده کنیم.

اینها ۱۰ درصد از موارد توسل آمریکا به تروریسم بودند

و نکته آخر این بود که آنچه در من در اینجا به آن اشاره کردم تنها 10 درصد از موارد اقدامات تروریستی دولت فدرال آمریکا بود؛ متاسفانه موارد بی‌شمار دیگری وجود دارند که در این مقال نمی‌گنجد.



برچسب ها: crime ، Iraq ، afqanistan ، موج وبلاگی ، وال استریت ، Wall street ، Wall St ، جنبش ، Wall street movement ، Occupy Wall street ، سند ، جنایت ، امریکا ، این سند جنایت آمریکاست ، اسناد ، ترور ، تروریسم دولتی ، ; ، cuba ، terror ، iran ، government terrorism ، ایران ، ویتنام ، کوبا ، vietnam ،

سه شنبه 8 آذر 1390

این سند جنایت آمریکاست (1)

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    

کدام کشور مصداق تروریسم دولتی است؟

، "بکی ال. سوج"، تحلیل‌گر و استاد دانشگاه "گریسلند" است که در مقاله ای مصداق های مختلف تروریسم دولتی را آشکار می کند.

تحلیل این استاد دانشگاه آمریکا را می‌توان در راستای نظرات بسیاری دیگر از اندیشمندان آمریکا (به عنوان مثال، نوام چامسکی) دانست که معتقدند آمریکا متهم به انجام اقدامات تروریسم دولتی است.    

این مقاله برگرفته از مقاله این تحلیلگر است.

اولین گروهی از مهاجرین که در کشور آمریکا تشکیل گروهی به نام Unitarian   ها را دادند (به معنی یکتاپرستان) در واقع مهاجرینی بر آشفته از ظلم دولت استعمارگر انگلیس بودند، این گروه آزادیخواه بودند و اگرچه مانند دیگران بنا به سنت و عرف برده هم داشتند، اما رفتارشان با برده ها انسانی بود. این مردم آن زمان آرزوی ایجاد کشوری آزاد و مستقل و با اصول انسانی را در سر می پروراندند، چرا که خود از ظلم پادشاهی انگلیس به ستوه آمده و مهاجرت کرده بودند. البته آمریکا هم در آن زمان مستعمره انگلیس بود ولی چون دور از مرکز امپراطوری بریتانیا بود، می شد آزادتر در آن نفس کشید.

 اشتباه این افراد آزادی‌خواه این بود که قبول کردند با محافظه‌کاران سازش کنند. همین امر موجب شد که دکترین‌های بنیادگرایانه وارد رویاهای آن‌ها شده و آرزوهایشان را مسموم کند؛ و همین سازش‌ها بود که باعث شد در بلندمدت، دولتهایی که‌ تأسیس می‌شدند بر حقوق شهروندی افراد و تمامیت ارضی فرهنگ‌ها، ملل و اقوام دیگر بتازند و آنها را لگد مال کنند.  

*جنبش چای بوستون چه بود؟ (Boston Tea Pary)

گروهی از مهاجرین به آمریکا که از مستعمرات 13گانه بریتانیا بودند، در یک مهمانی چای در بوستون، با هم پیمان بستند و تشکلی را علیه قوانین ظالمانه انگلیس به راه انداختند، که البته دولت بریتانیا این اعتراضات را تروریسم می نامید. بعد از مدتی، آمریکا از انگلیس مستقل شد، اما طولی نکشید که رویای آزادی و آزادگی و برابری رنگ باخت.

http://www.teapartyie.com/wp-content/uploads/2011/07/Tea-Party-Movement.jpg

اعضای جدیدی به صورت سازمان یافته و حساب شده، به این گروه پیوستند که بعدها سعی کردند اختیارات "یونیتارین‌ها" که نیروی سیاسی قدرتمندی بودند محدود کنند. و بر خلاف آنچه ادعا می کردند که به دنبال تشکیل دولت فدرال کوچکی هستند، بندهایی وارد اساسنامه این تشکل کردند که زمینه را برای یک دولت فدرال عظیم و هیولایی دیگر فراهم نمود.

اگر متهم به بدبینی نشویم، به نظر می رسد این اعضای جدید از طرف دولت انگلیس ماموریت داشتند در این تشکل نفوذ کرده و این تهدید را به یک فرصت تبدیل کرده و در واقع از این نیروی بالقوه به نفع خود استفاده کنند.

این بود که ما حصل ایده کشور جدید آمریکا در نهایت تدوین سندی قانونی برای ایجاد یک دولت فدرال برای مردان ثروتمند آنگلو-ساکسون بود.(قانون اساسی آمریکا)

اما حتی قشر ثروتمند هم متوجه فقدان آزادی‌های شخصی در این قانون اساسی جدید شدند و تصمیم گرفتند یک سری حقوق شهروندی به آن اضافه کنند. ، اما باز هم منظور از این "حقوق" در اینجا حقوق سفیدپوستان و بالاخص  سفیدپوستان ثروتمند بود.

در این قانون اساسی، سیاهان و سرخ پوستان حق رای نداشتند، زنان حق رای نداشتند. سیاه پوستان جزو شهروندان حساب می شدند اما سرخ پوستان حتی جزو شهروندان هم حساب نمی شدند و حقوق شهروندنی معمولی هم نداشتند.

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/5/51/Legree.png/222px-Legree.png

 طی این مراحل اولیه سقوط رویای آزادی، دولت ایالات متحده هر نوع عمل خلاف قانونی را که تصور کنید مرتکب شد: حملات پیشگیرانه کرد، معاهده‌ها را نقض کرد، دیگر ملل را به جنگ تحریک کرد، زمین‌های کشورهای دیگر را دزدید، سرزمین‌هایی را که در ایالات متحده نبود اشغال کرد. قربانیان این اقدامات، ساکنان قاره‌های آمریکا بودند که دولت سفیدپوستان کمر به نابودی آنها بسته بودند.

http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1390/07/30/13900730124949_PhotoA.jpg

این حرکتهای خشن، باعث شد بیشتر ملل بومی دست از ادعای خود در مورد سرزمین‌هایی که در این اسناد تعریف شده بود برداشتند و سرزمین‌های سفیدپوستان را ترک گفتند و به سمت قسمت‌های جنوبی و غربی رفتند.

http://summertownstock.com/panoramicsforebay/details/Group%20of%20American%20Indians%20with%20Bill%20Cody-1908-detail.jpg

برخی در همان سرزمین‌هایشان ماندند و تحت قوانین ایالات متحده فعالیت کردند و در مقابل اختیارات گسترده دولت و تسلیحاتی که در اختیار داشت سر تسلیم فرود آوردند.

 *اقدامی به نام "راه پر اشک و خون"

یکی از روشن‌ترین نمونه‌های تروریسم دولتی ایالات متحده اقدامی است که آن را "راه پر اشک و خون" می‌نامند که طی آن بومیان را مجبور به مهاجرت به جنوب و غرب کردند. ایالات متحده با نقض تمام معاهدات و بی‌توجهی به استغاثه‌های بومیان، تهدید کرد که به نفع معدودی سفیدپوست ثروتمند که خواهان زمین‌های بومیان بودند، تمام آن‌ها را می‌کشد. بومی‌ها که یارای مقابله با سلاح‌های سفیدپوستان آمریکایی و شکست آن‌ها را نداشتند، از "باغ عدن" خود در جورجیا به زمین‌های خشک و بی آب و علف "اوکلاهاما" رانده شدند.

http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1390/07/30/13900730124949_PhotoA.jpg

این واقعه هر صاحب فهمی را به یاد آن واقعه تاریخی می‌اندازد که بخت‌النصر عبریان را از اسرائیل به بابل به اسارت برد.

محافظه‌کاران افراط‌گرا به سادگی از این فاجعه آشکار چشم می‌پوشند. آن‌ها برای توجیه جنایاتی که علیه بشریت انجام دادند "قانون برتر" و "علل شرافتمدانه" را پیش می‌کشند.

http://zohur.net/wp-content/plugins/wprobot/images/35442_692153_PhotoA.jpg

همین محافظه‌کاران دکترین دیگری در نقض آشکار اصول هم‌پیمانی و قانون اساسی مطرح کردند که "سرنوشت آشکار" نام داشت. محافظه‌کاران افراطی مسیحی این دکترین کاملاً من‌درآوردی را مطرح کردند تا بر اساس آن ادعا کنند مشیت الهی چنین دیدگاهی را به آنها القا کرده است. (بر اساس این دکترین، چیرگی بر تمام نمیکره غربی سرنوشت ملت‌های آنگلوساکسون بود.) که اگر واقعاً مشیت الهی بود باید به شکلی طبیعی و قانونی صورت می‌گرفت. ولی نتیجه آن جنگ با بومیان و مکزیک بر سر تصرف کالیفرنیا و اضافه کردن آن به ایالات متحده بود

* تشکیل دولت فدرال ایالات متحده آمریکا و نابودی هم پیمانی بر اساس آزادی و آزادگی

تا اینجای تاریخ دیگر نفوذی برای لیبرال‌ها نمانده بود. سیاستمداران لیبرال هر چه داشتند را بر سر سازش‌ها از دست داده و آزادی و آزادگی را به توافق با محافظه‌کاران فروخته بودند. همین سازش ها دو جنگ بزرگ به بار آورد. ایالات متحده گذاشته بود که محافظه‌کاران دلقک و بی‌تجربه به مناصب بالای دولتی دست یابند. تا پیش از سال 1861 سیستم دو حزبی توسعه یافته و در سیاست آمریکا به بلوغ رسیده بود. هر دو حزب اصلی محافظه‌کار بودند و لیبرال‌ها را به قبول حزب‌های اقلیتی سوم تنزل درجه داده بودند.

ایالات متحده آمریکا قرار بود شبیه به سازمان ملل شود، یعنی یک مجمع متشکل از مللی که با رضایت خود با یکدیگر ائتلاف و بر سر یک سیستم متحد دفاعی و همکاری با یکدیگر توافق کرده‌اند  و هر ملتی قرار بود مستقل باشد، اما به مرور به یک دولت فدرالی قوی و متمرکز در دست عده ای معدود تبدیل شد.

سال 1861 سالی بود که در آن هم‌پیمانی ایالات متحده به پایان رسید و محافظه‌کاران، بدون اینکه اختیارات لازم را داشته باشند، آن را تبدیل به تشکیلات اتحادیه‌ای فدرال کردند. کشور جدیدی، با همان نام ایالات متحده، متولد شد. تجربه بزرگ هم‌پیمانی بر اساس آزادی و آزادگی به پایان رسید. البته از همان ابتدا هم فقط یک توهم و تاریخی پر از موارد نقض اسناد قانونی بود.

* "لینکلن" برای شروع جنگ داخلی منتظر بهانه بود

جنگ داخلی آمریکا وقتی شروع شد که ایالات متحده کارولینای جنوبی را تحریک کرد، یعنی همان کاری که امروز با ونزوئلا می‌کند. کارولینای جنوبی از اتحاد با ایالات متحده جدا شده بود و حق هم داشت. این ایالت، مستقل از دولت فدرال عمل می‌کرد، تا اینکه ایالات متحده این ملت مستقل را با فرستادن تسلیحات جنگی و نیروهای نظامی به جزیره کارولینای جنوبی تحریک کرد. کارولینای جنوبی هم که ترس از حمله ایالات متحده به جانش افتاده بود، به روی کشتی‌ها و نیروها آتش گشود. همین بهانه "توجیه" مناسب جنگ را که "لینکلن" در انتظارش بود به دست داد. یعنی هم سیاست آن روز تحریک طرف مقابل بود و هم سیاست امروز. ایالات متحده هیچ حقی و هیچ کاری در آبها و خشکی کارولینای جنوبی نداشت.

http://firstencounter.pbworks.com/f/1203698144/Civil%20War%20Battle.jpg

 اگر به عقب برگردیم و جنگ داخلی را دوباره نگاه کنیم می‌فهمیم که جنگ محافظه‌کاران بود علیه محافظه‌کاران. این جنگ نیز، درست مانند انقلاب آمریکا، بر سر مالیات رخ داد. ایالات متحده خواسته بود که به شکلی غیرقانونی از ایالات، مالیات جمع کند، در صورتی که چنین اختیاری به دولت فدرال داده نشده بود. این جنگ، جنگ فرهنگ بود. در ابتدا به صورت جنگی منطقه‌ای، شمال علیه جنوب، آغاز نشد. جنگ دولت فدرال آمریکا علیه جنوب بود. جنگی بود که تضمین می‌کرد دولت فدرال ایالات متحده می‌تواند به هر دلیلی که دلش خواست پا روی قانون اساسی بگذارد. این حمله به تحریک آمریکا صورت گرفت و این کشور متهم به تروریسم دولتی بود. آزاد کردن بردگان تنها توجیه دیگری برای جنگ‌افروزی بود، چون قانون اساسی و قوانین آمریکا آشکارا برده‌داری را مجاز اعلام کرده بود. آزادی نژاد سیاه در آمریکا تنها محصول فرعی جنگ داخلی بود، نه دلیل یا علت آن.

* در ادبیات دولت آمریکا بازسازی مترادف "اشغال" است

از همین سناریو برای "ساخت سلاح‌های کشتار جمعی" استفاده شد تا جنگ دیگری توجیه شود. این دکترین نامرئی همان "قانون برتر" یا "دلایل شرافتمندانه"  است که برای تحت تأثیر قرار دادن شهروندان به منظور حمایت ازاقدامات غیرقانونی دولتشان به کار می‌رود. پس از آنکه جنگ داخلی به پایان رسید، آمریکایی‌ها وارد ایالات جنوبی شدند و سر راهشان همه چیز را خراب کردند، دقیقاً مثل همان کاری که سال‌های اخیر در عراق کردند. بعد تحت عنوان معصومانه "بازسازی" شروع به تخریب مردم و فرهنگشان کردند و این کار را ادامه دادند. بازسازی تنها مترادف دیگری برای کلمه "اشغال" است.

بازسازی تحت نظر آمریکا، همان تروریسم دولتی است. بازسازی، در واقع تخریب دولت‌های دموکراتیک یک سرزمین و جایگزین کردن آن با یک دموکراسی منحرف و آلت دست نیروهای نظامی آمریکاست.

 * یک درصد جمعیت، سرنوشت سرزمین ملتی دیگر را تعیین می‌کردند

بعد از جنگهای داخلی شمال و جنوب آمریکا، برای اینکه کاملاً تضمین کنند که دولت فدرال آمریکا می‌تواند با مصونیت کامل، به شکل غیرقانونی، عمل کند و در همه سرتاسر آمریکا نفوذ داشته باشند، شروع به "درست کردن" ایالات جدید کردندایالاتی که کاملاً تحت کنترل خودشان باشد. در حالیکه طبق قانون اساسی، هیچ اختیار یا قدرتی برای "درست کردن" ایالات نداشتند. تقریباً تمامی ایالات غربی را غیرقانونی "درست کردند" و برای پیشبرد اهداف جنایتکارانه‌شان هم به تروریسم دولتی روی آوردند. معاهده بستن با آمریکا، حرام کردن جوهری بود که مفاد را با آن می‌نوشتند و امضا می‌کردند – جوهر قانون اساسی آمریکا نیز به این ترتیب حرام شد.

در این ایالات، 300 مرد سفیدپوست می‌توانستند برای وارد کردن سرزمینی در نقشه ایالات متحده رأی دهند، هر چند که در همان سرزمین مثلاً 30 هزار سرخ‌پوست زندگی می‌کردند. یعنی یک درصد جمعیت، سرنوشت سرزمین و ملتی را تعیین می‌کردند. سرخ‌پوستان با اعمال تروریستی آمریکایی‌ها مواجه شده بودند که قصد داشتند آن‌ها را از خانه و سرزمینشان بیرون کنند.

* آمریکا و تروریسم بازسازی 

تروریسمی که آمریکا تحت عنوان "بازسازی" (بخوانید اشغال) اعمال می‌کرد، در تگزاس و لوییزیانا چنان وحشیانه بود که در سرمقاله‌های روزنامه‌های نیویورک می‌نوشتند که از این می‌ترسند که تگزاس دوباره در سال 1881 علیه آمریکا وارد جنگ شود و جرقه‌هایی از دور جدیدی از جنگ‌ها در تگزاس و لوییزیانا زده شده بود. دقیقاً شبیه به آنچه امروز در عراق می‌بینیم. آمریکا قانونگذاران تگزاس و لوییزیانا را، داخل مجامع "دموکراتیکشان"، با تهدید و ارعاب و به زور تفنگ مجبور به رأی دادن کرد. شبیه به کاری که آنها امروز در عراق می‌کنند.

* تکرار اقدامات تروریستی در پورتوریکو، کوبا، کلمبیا و نیکاراگوئه 

این آمریکای جدید که در سال 1861 درست شد و دیگر قید و بندی بابت پیروی از اصول هم‌پیمانی و قانون اساسی نداشت، در یک اقدام تروریستی دیگر وارد هاوایی شد و دولت آنجا را برانداخت و حکومت نظامی ارتش آمریکا را بر مردم و سرزمینشان حکمفرما ساخت.

آمریکا پورتوریکو را هم تصرف کرد و با موفقیت فرمانروایی اسپانیا را از کوبا بیرون انداخت و دولتی دست‌نشانده و تحت فرمان خود بر سر کار آورد تا اینکه "کاسترو" دموکراسی را بار دیگر به کوبا بازگرداند. بعدها بود که کاسترو به کمونیسم روی آورد، وقتی که دولت آمریکا دولت دموکراتیکش را، به این دلیل که تحت کنترل آمریکا نبود، به رسمیت نشناخت.

http://sitemaker.umich.edu/infosurgentscuba/files/embargo_caricature.jpg

همین رفتار را می‌توان در برخورد امروزین آمریکا نسبت به ونزوئلا نیز مشاهده کردعملیات خلیج خوک‌ها و حمله آمریکا به کوبا یکی دیگر از نمونه‌های تروریسم دولتی آمریکاست و دخالت این کشور در امور نیکاراگوئه، کلمبیا،  صدها کشور دیگر را نیز می‌توان در همین راستا دید.

http://www.azadupload.com/images/ssyq34q97jf8oxcpqlbb.jpg

* در جنگ با ویتنام، رقبای اصلی چین و آمریکا بودند

اگر ویتنام شمالی تا این حد دلیرانه در مقابل آمریکا ایستادگی نمی‌کرد، آمریکا هنوز در این کشور مرتکب تروریسم دولتی می‌شد و در امور آن دخالت غیرقانونی می‌کرد. این جنگ، یک "نزاع طبقاتی" بود و شجاعت سربازان ویتنامی در آن مثال‌زدنی بود؛ سربازان دلیرانه می‌جنگیدند، ا

http://inn.ir/iran_media/image/2010/04/341590410_orig.jpg

http://www.inewsa.com/fa/gallery/gallery7/1296409122_america-painful-images-crimes-in-vietnam-10.jpg

http://jahanimages.com/images/docs/000167/n00167109-r-b-004.jpg

ما آنها برای یک دروغ، یعنی برای تشکیل دولت متمولان سفید پوست می‌جنگیدند. طرفین اصلی درگیر در این جنگ، چین و آمریکا بودند و ویتنامی‌ها چیزی بیش از مهره‌های سرباز در صفحه شطرنج بزرگان نبودند.

http://www.tampabay.com/blogs/alleyes/sites/tampabay.com.blogs.alleyes/files/images/typepad-legacy-files/1021.6a00d83451b05569e20133ed092214970b-900wi.jpg

19247.jpg

* آمریکا پا جای پای مادرش انگلستان گذاشت

آمریکا از سال 1776 وارد حیطه تروریسم دولتی شد و از طریق تکامل غیرقانونی و انحراف از مفاد اسناد و معاهدات همچنان بر همان روال تروریستی سابق پیش می‌رود. در سال 1995، آمریکا در 196 کشور از جهان نیروی نظامی داشت و این در حالی است که تعداد کل کشورهای جهان در این سال، 217 کشور بود.

بهترین نشانگر و توصیف کننده کشور آمریکا از اوان شکل‌گیری‌اش، تروریسم دولتی و تهدید به انجام آن، حتی علیه مردم خودش بوده است. آمریکا پا جای پای مادرش انگلستان گذاشت که طی سه قرن، از 1900-1600 از طریق چندین پادشاهی و با استفاده از تروریسم دولتی، بیشتر دنیا را اداره کرد.

بخش دوم این مقاله را اینجا بخوانید


برچسب ها: crime ، Iraq ، afqanistan ، موج وبلاگی ، وال استریت ، Wall street ، Wall St ، جنبش ، Wall street movement ، Occupy Wall street ، سند ، جنایت ، امریکا ، این سند جنایت آمریکاست ، اسناد ، ترور ، تروریسم دولتی ، ; ، cuba ، terror ، iran ، government terrorism ، ایران ، ویتنام ، کوبا ، vietnam ،