دوشنبه 6 دی 1389

غریبه تر از آشنا !

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :بین الملل ،


توسط: سرباز

یاحق

می گفت نخستین شیعه ای هستم که با او آشنا شده و صحبت می کند. به معنی واقعی هیچ از شیعه و ایران و انقلاب و امام نمی دانست. 26 ساله اصالتا بنگلادشی اما متولد و بزرگ شده انگلیس. تابعیت "سبحان" انگلیسی است. به همراه دیگر دوست انگلیسی اش سابقه حضور در دیگر کاروان های کمک رسانی به غزه را نیز دارد. از هیکلش هم معلوم است که ورزشکار است. به شدت معتقد. تسبیحی دست مدام در جلسات ذکر می گوید. صحبت هایش پر است از "انشالله" و "ماشالله". چند باری که با چپ های کاروان بحث ایدئولوژیک کردیم طرف ما بود. مطمئنم اگر پنج بار جلوی رویش بگویم "سکولاریسم" بدنش کهیر می زند، بس که نسبت به سکولاریسم حساسیت دارد.

از نظر مسلک سلفی است. کمی که از اعتقادات شیعه گفتم خیلی برایش جالب بود و آن را در تضاد با آنچه درمورد شیعیان شنیده بود می دانست.

گفته بود همان روزهای اولی که با کاروان همراه شد، از سفارت انگلیس در سوریه با آنها تماس گرفته شد و آنها را از همراهی با کاروان منع کردند و گفته شد که هر اتفاقی بیفتد دولت انگلیس مسوولیتی ندارد!

شب گذشته تا دو و نیم صبح با هم گپ زدیم اما خسته نشدیم!


دوشنبه 6 دی 1389

خاطرات همراهان ایرانی کاروان غزه / مچ گیری!

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :بین الملل ،

                                   http://asiaforgaza.blogfa.com/

[ دوشنبه ششم دی 1389 - 20:27]
توسط: مجید

وقت خواب است. عده ای هنوز سر به زمین نگذاشته، خر و پفشان گوش فلک را کر کرده است. بعضی ها هم گوشه ای معرکه گرفته، به روی خود نمی آورند که مزاحم دیگران شده اند. ساعت 1 نیمه شب است. وقتی اینها هم از خستگی ولو می شوند و می خوابند، سمفونی خفتگان شروع می شود! سمفونی بین المللی گویایی که نیازی به ترجمه ندارد.

می خواهم شما را با فردی آشنا کنم که معلم است و اعجوبه روزگار. همگام و همراه و همنام من است. محمدحسین.


ادامه مطلب

برچسب ها: غزه ،

از اینجا دانلود کنید.

 فکر می کنم این سفرها می تونه یکی از بهترین راهها برای نزدیک قلوب مردم فرهنگ های مختلف به هم باشه.

ویدئوهای زیبای این سفر را که همراهان ایرانی کاروان آسیایی همبستکی با مردم غزه آپلود می کنند در وبلاگ
همبستگی با مردم غزه ببینید.


برچسب ها: غزه ،

[ شنبه چهارم دی 1389 - 1:29]
توسط: مجید عبداللهی

روز چهارمی است که سوریه ایم. توی هتلی که از لابی اش این مطالب برایتان آپ می شود. همان روز اول سلیم و یوسف عباس لیست نهایی کاروان را که نزدیک 170 نفر می شد فرستادند سفارت مصر در دمشق. هندی ها که از دهلی ویزای مصر را گرفته بودند. اندونزیایی ها هم دیروز ویزایشان ok شد و حالا مانده اند بقیه کاروان. سفارتی ها زمان دقیقی برای جواب نداده اند ولی فکر می کنیم دیگر تا دوشنبه جواب بگیریم.
فردا می رویم لاذقیه (همان شهر بندری ای که انشاء الله قرار است از آنجا به العریش و بعد هم به غزه برویم) برای نشان دادن آمادگی کاروان که شاید خودش عاملی باشد برای اینکه مصری ها دست بجنبانند. گویا سال پیش همین وقت ها (25 دسامبر) کمپینی 1400 نفره از مردم کشورهای مختلف در قاهره تشکیل شده بود. مصر ویزا نمی دهد و کار به تحصن و راهپیمایی و حتی درگیری می کشد و بالاخره برای 100 نفر ویزا صادر می شود. در بین هندی های ما هم بعضی مثل فروز در آن کمپین بوده اند اما پایشان به غزه نرسیده.
انشاء الله سال بعد هر کس بخواهد مطلبی در این موررد بنویسد از تجربه کاروان اسیایی شکست حصر غزه هم می نویسد؛ کاروانی که همه اعضایش توانستند وارد غزه شوند.


برچسب ها: غزه ،

 

موزه‌ی ملیتا برای کودکان لبنانی بیش از یک خاطره را بازگو می‌کند.
آن‌ها آهن‌پاره‌هایی را می‌بینند که روزی زندگی را می‌دریده؛ انسان را؛ عشق را؛ و پدران‌شان را. که خون‌شان آزادی آورد.

در حاشیه‌ی بازدید اعضای کاروان آسیایی از موزه‌ی ملیتا در لبنان

AsiaForGaza


برچسب ها: غزه ،

بیست و هفتم/یک قدم نزدیک تر

[ یکشنبه پنجم دی 1389 - 11:11]
توسط: سرباز  مستند ساز شیعه (روح الله)

یاحق

بالاخره همانطور که قرار بود شنبه صبح از هتل سحارا دمشق راه افتادیم به سمت لاذقیه شهری بندری در شمال غرب سوریه. حالا دیگر کاروان واقعا کاروان شده بود. سه اتوبوس شامل اعضای کاروان، یک کامیون کمک رسانی و قریب به 10 -12 خودروی شخصی که کاروانی چند صد متری را تشکیل داده بود. از داخل دمشق به آرامی گذر کردیم و به بیرون شهر که رسیدیم کم کم کاروان سرعت گرفت. طرفین جاده پر بود از باغ های پرتقال و گلخانه های پروش خیار و گوجه فرنگی.

لاذقیه (Lattakia) نام استانی از استان های سوریه است. از استان دمشق که به سمت شمال غرب حرکتی کنی باید حلب و حمص و حما را رد کنی تا برسی به لاذقیه. شهری در کنار دریای مدیترانه. هوا بر خلاف انتظارم به دلیل رطوبت ناشی از دریای مدیترانه گرم تر از دمشق بود. ساحل که از داخل اتوبوس نمایان شد، همه اعضای کاروان را به وجد آورد. حالا خود را یک قدم به مقصد نزدیک تر می یافتیم.

قریب به ساعت 11 از هتل به راه افتاده بودیم و حالا که به لاذقیه رسیده بودیم ساعت 6 بود. از نهار خبری نبود و این کمی اعضای کاروان را شاکی کرده بود. گفتیم از این به بعد باید تحملتان زیادتر کنید. هر چند شکایتشان بیشتر از معلوم نبودن برنامه بود. آن را هم حق داشتند. تکلیف مدیریت کاروان در سوریه کمی نامعلوم بود.

 La Liche اسم هتلی بود که برای اقامت انتخاب شده بود. قریب به اتفاق بچه از لاذقیه خوششان آمده بود. دلیلش هم این بود که تصورشان از لاذقیه شهری درب و داغون بود.


برچسب ها: غزه ،

  Final match
[ شنبه چهارم دی 1389 - 1:22]
توسط: مجید عبداللهی

هندی ها کل روز کُری خوانده اند. می دانم که این کاره نیستند. با خودم می گویم take it easy.
منم، روح الله و علی و 15-20 تا هندی. البته بعضی هاشان آمده اند تماشا و تشویق. سه تا تیم می شویم. ایرانی ها با محمدحسین1 و Ajay2 یک نیم و دو تا تیم 5 نفره هم از هندی ها. بازی 10دقثیقه دو  گل است. بازی که نمی کنند هرجا توپ برود 5 نفری هجوم می برند. خودشان شروع هر بازی می گویند کبدی شروع شد!
دروازه آن طرف شده اتوبان. با آنهایشان که آمده اند تشویق کل انداخته ایم. خیلی سر و صدا می کنند ولی بعد از هر برد یکیمان می رود جلو و بعد از دعوت جمع به آرامش می گوید:
Next team please
It’s a Barcelona game!
Please select your best players!
که انگاری آتششان می زنیم و از شکلک درآوردن هم استفاده می کننند برای مقابله که خنده دسته جمعی ما کار را بدتر می کند.
یک بار هم روح الله به Ajay  که توپ را خراب کرده غر می زند که اینجوری بازی کن. هندی ها خراب می شوند سرش که خاک بر سرت! دارند تحقیرت می کنند! او هم کم نمی آورد و سینه اش را جلو می دهد که : نخیرم! دارد یادم می دهد!
بالاخره بعد از 7-8 دست باختن دو تا از کارکنان هتل را به کمک می آورند و با اعتماد به نفس خاصی می گویند: final match, ok?
آخرین بازی سه گله است که با وجود لژیونرهایشان سه به دو می بازند و همه تشویقمان می کنند که good play…

-------------------------------------------
1. محمدحسین سورت والا از هندی های کاروان که سه سالیست قم دارد درس می خواند و به فارسی و اردو هم مسلط است.


برچسب ها: غزه ،

 ی بیست و پنجم/ الهی هیچ مسافری ...
[ شنبه چهارم دی 1389 - 21:10]
توسط: مجید عبداللهی
 
امروز صبح آمدیم سمت آخرین ایستگاه توقف در سوریه: بندر لاذقیه. آمدیم لب مدیترانه که نشان بدهیم تا آخرین جایی که در توانمان بود آمدیم. مابقی اش دست خداست که به دل این مصری ها بیندازد بهمان ویزا بدهند یا نه.
امروز صبح 14 تن دارو و 10 ژنراتور تولید برق خورشیدی با سلول هایش به کاروان ملحق شد. قرار است بقیه اقلام را هم طبق لیستی که فلسطینی ها داده اند بخریم. سرجمع کمک هایی که داریم می بریم 6 میلیون دلاری می شود.
امروز صبح اما مجتبی هم در صف همان هایی بود که پایین اتوبوس برایمان دست تکان می دادند. حالش گرفته بود و حال ما هم. دیروز حاج سعید از تهران اس ام اس داده بود " الهی هیچ مسافری از رفقاش جا نمونه" و حالا مجتبی بهتر از همه حال حاجی را می فهمد.


برچسب ها: غزه ،


شنبه 4 دی 1389

اینم خوشگل مامانی !

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :شخصی ،عکس ،


شنبه 4 دی 1389

گپی با خان دایی

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :شخصی ،

امروز بعد از ظهر رفتم خونه خان دایی عزیزتر از جونم که خیلی دوستش دارم. اونم منو خیلی دوست داره و یه منصوره میگه صد تا منصوره از دهنش همراه با گل فراوون از دهنش می ریزه بیرون.... و کلا نمیدونم چرا منو تحویل میگیره ....

رفتم که برای نشریه 9 دی جهادگران یه یادداشتی چیزی بنویسه، و بده بزنیم تو نشریه...

هر چند این قدر ماشالله بچه ها مطلب نوشتن  و گذاشتن برای خانم طهماسبی که قراره نشریه رو تنظیم کنه و انتشارش بدیم تو نت ، که نمیدونم دیگه این مطلب جایی داره برای نشر یا نه!!

خلاصه اینکه نزدیک یک ساعت و نیم که اونجا بودم، فقط میخندیدیم! بسکه این خان دایی خوش اخلاقه و انواع و اقسام جوکها رو بلده!!

همچین شیرین و با مزه هم تعریف میکنه، که آدم از خنده روده بر میشه؛

خاطراتش هم که ماشالله دیگه تمومی نداره و همه هم بامزه.

خلاصه یادداشت رو چرکنویس شده با خط خرچنگ قورباغه ای تحویل گرفتیم و برگشتیم خونه ... حالا مگه میشه خونددددددددددددش!!

البته ویرایشش با خودم بوده، یه سری مطالبش رو هم قرار شده بود خودم کم و زیاد کنم .

به خاطر همین اختیار داشتم که مطلب رو هر جاش رو نمی تونم بخونم خودم کلمه بذارم سر هم جمله سازی کنم ..

آخر عاقبتش این بود که بالا میذارم بمونه.

ولی خوشم امد که اصلا دل نمی کندم از خونه شون بیام. بس که خوش گذشت.

 


ی نوزدهم/ استاد زبان!
[ پنجشنبه دوم دی 1389 - 19:4]
توسط: مجید عبداللهی
این ماجرای زبان بچه ها هم داستانی شده. سه چهار روز اول زبانمان در حد open the door و close the window بود. تازه داشت levelمان  به issue و delicate می رسید که رفتیم قاطی ترک ها و همه چیز از دست رفت! اما بشنوید از رضا با اعتماد به نفس و مهارتی بی نظیر در مکالمه انگلیسی. چشمه هایی از این نبوغ را با هم مرور می کنیم:


سوال در مورد مکان زندگی: where are you live?  با تلفظ لایو!
درخواست دمپایی پلاستیکی از هتل دمشق: I want 2 shoes pelastiki
خطاب به "نور" از اعضای بنگلادشی کاروان و مسلط به زبان عربی و انگلیسی: ( در حال نشان دادن تی شرت خود که نام شهید چمران بر رویش حک شده است) do you read arabi?!


برچسب ها: غزه ،


[ چهارشنبه یکم دی 1389 - 21:15]
توسط: مجید عبداللهی
 
4:30 صبح چهارشنبه 22 دسامبر، یازده نفر با یک ون به سمت مهمترین برنامه سوریه حرکت می کنند. دو روز انتظار کشیدن در هتلی که 25 کیلومتر با دمشق فاصله دارد کلافه مان کرده و البته تشنه؛ تشنگی ای که سکوت سحر و پهلو جدا کردن از بستر بر شدتش افزوده است. از اول راه یوسف علی1 با زیارت جامعه روی گوشیش فاز می دهد و چند دقیقه آخر هم من فضا را با موبایلم در دست می گیرم:
کرب و بلا ای کاش من منتظرت بودم...
بچه ها آرام آرام صفا می کنند و بالاخره می رسیم به قطعه ای از بهشت و غوطه ای یک ساعته در دریای بیکران لطف عمه سادات زینب سلام الله علیها.

7:30 است که ون به سمت مقام سیده رقیه سلام الله علیها حرکت می کند. جلوی بازار حمیدیه پیاده می شویم و از بازار تو در تویی که سر در خیلی مغازه هایش ایرانی است و هنوز باز نکرده اند می گذریم و به بارگاه ملکوتی و سپید سه ساله اباعبدالله الحسین علیه السلام می رسیم. همین که می خواهی وارد صحن شوی باید کفش برکنی که  " انک بالواد المقدس طوی" می روی برای وضو. پیرمرد خوش آمد می گوید و تو می شناسی اش. 7 سال پیش هم همو با همین مناعت طبع همین جا بود و کسی چه می داند شاید از سال ها قبل تر و تا سال ها بعدتر و حتی پس از مرگ هم مقامش همین باشد که روی سینه اش زده : " خادم المقام سیده رقیه (س)" به یاد عارف عاشورایی شیخ جعفر شوشتری می افتیم که به حلوایی از دست حضرت دوست چشم دل باز کرد و در آن سرا هم مقام خدمت به ماهپاره علی اصغر علیه السلام را به او داده اند. دوست داری ساعت ها بنشینی و در پیرمرد غرق شوی..دل بر کنج حرم یار می بندی و به امید تجدید دیدار تعظیم می کنی و در روزمره بازار گم می شوی ...

-----------------------------------

1. یوسف علی معراج از اعضای پاکستانی کاروان که همسر و سه فرزندش را هم آورده و به اردو، انگلیسی و فارسی مسلط است.


برچسب ها: غزه ،

چهارم/ کوفته برنجی!
[ پنجشنبه دوم دی 1389 - 19:6]
توسط: مجید عبداللهی
 
محل قرار و تجمع و کنفرانس، سالن بسکتبال است. پخش آهنگ های انقلابی ترکی از سیستم صوتی قوی سالن گوش خراش و کر کننده است. مراسم پس از نماز برگزار می شود. تا اذان مغرب چیزی نمانده. تجربه می گوید باید نماز اول وقت را سرضرب چسپاند ... وضو می گیریم و به محض گفتن اذان، جلوی چشم صدها تماشاچی ـ به قول دکتر شریعتی ـ پنج رکعتی ریا می کنیم ـ آنهم با جماعت پنج نفره ایرانی و طبیعتا سوژه عکاسان و اصحاب رسانه می شویم. جدا که قبول حق باشد!
جمعیت فوق العاده ای آمده است گویا فینال مسابقات آسیایی بسکتبال است. نماینده ها جهت نطق مبسوط روی صندلی های پشت تریبون به صف شده اند. شعارهای کوبنده استبکار ستیز جماعت ترک سالن را می لرزاند.
ـ قهر السون اسرائیل
ـ قهر السون آمریکا
ـ قهر السون ...
مراسم با سخنان مجری آغاز و با نطق نماینده ها ادامه یافته و ... خلاصه کنم. این مراسم با معانقه و ماچ و بوسه و عکس های یادگاری و مصاحبه های سرپایی خاتمه می یابد. سپس خروج از سالن و رفتن به سمت اتوبوس هایی که راننده های عجول آن «باس باس» کنان میهمانان را به سوار شدن دعوت می کنند.
محل اسکان ساختمان دور افتاده ایست در گوشه شهر که دارای طبقات بزرگ و جا داری است که همه را به طور هیاتی درون خود جا می دهد. طبقه سوم غذا خوری است... در اینجا با یک ژاپنی آشنا می شوم
شدم آشنا من امروز از قضا  به هنگامه صرف چای و غذا
«ساکا» نام او، آمده از ژاپن  خوش اخلاق و خوش نه چون آلکاپون
بسی خاضع و ساده و سربزیر کمی بی خیال مثل بنده، حقیر
نامش را می پرسم. ساکاگوچی است – آرام است و اسلو، بیشتر سر را تکان می دهد تا زبان را- غذای امشب کوفته برنجی است. در حالی که اشاره به غذا می کند اسم مرا می پرسد و من بلافاصه می گویم کوفته. سری تکان می دهد و می گوید اوکی. نیم ساعت بعد از پشت سر کسی مرا صدا می زند. "مستر کوفته، مستر کوفته؟!"
رو بر می گردانم، همان ژاپنی، رفیق سربزیر خودمان است. ظاهرا اسم مرا با غذا اشتباه گرفته است!

 


برچسب ها: غزه ،

 میخواهم تابعیت ایرانی بگیرم!
[ شنبه چهارم دی 1389 - 23:34]
توسط: سرباز

یاحق

قریب به 60 ساله، فرزندش آمریکا زندگی می کند و قرار بود همراه نوه اش، به دیدن او به هند بیایند. با وجود اینکه سالی یک بار نوه اش را می بیند اما حاضر شده بود یک سال دیگر برای دیدن نوه اش صبر کند اما به کاروان بپیوندد. حالا حنانه سادات (1) را بجای نوه اش بغل کرده بود. استاد مدعو چندین دانشگاه هندی است برای تدریس "Peace Studies". از نظر مرام سکولار است اما خودش می گوید که بخاطر دفاع از حقوق مسلمانان از سوی افراطی های هندو تحت فشار است.

نمی دانم به شوخی یا جدی اما می گفت بعد از دیدن ایران دوست دارد تابعیت ایرانی بگیرد. از همه بیشتر تحت تاثیر وضعیت زنان در ایران بود. می گفت در صورت دختران ایرانی ای که در دانشگاه ها دیده بود، بیش از همه حس اعتماد به نفس را دیده بود. حسی که به گفته خودش حتی در میان دختران فمینیست هندی ـ که چندتایشان در این کاروان هم هستند ـ کمتر دیده می شود.

(1) حنانه سادات دختر 8 ماهه من است، کوچکترین عضو کاروان که در بغل "سریش خیرنار" ۶۰ ساله کنتراست سنی کاروان را شکل داده است.


برچسب ها: غزه ،

چهارشنبه 1 دی 1389

ویدئوی کوتاهی در باره آخرالزمان و شیطان

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :دانلود ،

دانلود کنید

حجم : 10 مگابایت


چهارشنبه 1 دی 1389

صوت / دانلود فایل نفس و وسعت آن

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :دانلود ،

دانلود فایل نفس و وسعت آن

سخنرانی خلاصه معرفت نفس استاد طاهر زاده

به زودی سری بحثهای صوتی حضوری آقای متقی را در مشهد برای دانلود میذارم.


دوشنبه 29 آذر 1389

سخنی از سر درد

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    

 فضاى جامعه را فضاى برادرى، مهربانى، حسن ظن قرار بدهیم. من هیچ موافق نیستم با اینکه فضاى جامعه را فضاى سوءظن و فضاى بدگمانى قرار بدهیم. این عادات را از خودمان باید دور کنیم. اینکه متأسفانه باب شده که روزنامه و رسانه و دستگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى گوناگون ارتباطى – که امروز روزبه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌روز هم بیشتر و گسترده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تر و پیچیده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تر میشود – روشى را در پیش گرفته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند براى متهم کردن یکدیگر، این چیز خوبى نیست؛ این چیز خوبى نیست، دل ما را تاریک میکند، فضاى زندگى ما را ظلمانى میکند. هیچ منافات ندارد که گنهکار تاوان گناه خودش را ببیند، اما فضا، فضاى اشاعه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى گناه نباشد؛ تهمت زدن، دیگران را متهم کردن به شایعات، به خیالات… "

این ها گزیده هایی بود از سخنان رهبری که امید حسینی در مطلبش در سایت ترببون گذاشته است. از این دست گزیده ها زیاد است.

حرفم با برادرم حسین قدیانی است که دنباله رو رهبری است. و با آنهایی که در عرض چند روز انگار دنبال بهانه بوده باشند، که به بهانه ی درخواست دادستانی از قدیانی حذف یک پست را، انگار زمین به آسمان آمد. و کل نظام قضائی جمهوری اسلامی رفت زیر سوال! و حرف اینان هم شد تایید همان حرف ضدانقلاب و فتنه گر سال گذشته!

تذکرات ، انتقادات و اشارات دوستان ارزشی دیگر هم نه تنها مورد قبول "قدیانی و دوستان" واقع نشد که با اتهام همدستی با بی عدالتی و نان به نرخ روز خوردن مواجه شدیم.

امکان دیکتاتور شدن و چشم و گوش را بر نقد همه -حتی همفکران- بستن، برای همه وجود دارد. حالا میخواهد من باشم، قدیانی باشد ... یا موسوی و کروبی و خاتمی! 

 ارزش بسیجی رعایت اخلاق است و حفظ کرامت انسانها، نه قلم خوب. اصلا شهید مطهری معیار اخلاق خوب و بد را حفظ کرامت و عزت انسانی می داند.

همسنگر، شما قلم فوق العاده خوبی دارید، اما گاهی بد می نویسید. گاهی حرمت رعایت نمی کنید، احمد توکلی را "عوام بی بصیرت" خوانده اید، رئیس قوه قضائیه را از دم تیغ گذرانده اید، رئیس قوه ی مقننه را به بی بصیرتی و شاید هم خیانت متهم کرده اید، این گفته ها ناخودآگاه  بذر تفرقه و دوری در دلها می پاشد. در حالیکه ما اکنون به همدلی نیازمندیم،

 برای سخنان رهبری به دلخواه خود مصداق سازی کرده اید. در حالیکه خواسته رهبر این نیست!

مصادیق "خواص بی بصیرت" را در کلام امام خامنه ای معرفی کرده اید و مصادیق را نشر عمومی هم دادید؟ من و شما هم هر لحظه می توانیم در هر کلاممان جزو بی بصیرتان باشیم! این احتمال را بدهید که دارید اشتباه می کنید. و بدانید که اگر درست هم در ذهنتان مصداق سازی کرده باشید، مجوز معرفی مصادیق را با این از چه کسی کرفته اید؟ از امام خامنه ای؟

امام خامنه ای: "گفتمان عدالت خواهى را فریاد کنید؛ اما انتقاد شخصى و مصداق‏سازى نکنید. وقتى شما روى یک مصداق تکیه میکنید، اولاً احتمال دارد اشتباه کرده باشید؛ من مى‏بینم دیگر. من مواردى را مشاهده میکنم!»

حتی پیامبر هم در روز غدیر خم که از انحراف دینش پس از رحلتش آگاه بود، حق نداشت اسمی از اصحاب صحیفه بیاورد و معرفیشان کند. تنها اشاراتی کرد به صحیفه که گروهی از مسلمین بی خبر در حیرت فرو رفتند که پیامبر چه کسانی را می گوید. ایا پیامبر نمیدانست اصحاب صحیفه ملعونه کیستند؟ چرا نامی از آنها نبرد؟

ما ملزم به رعایت اخلاقیم! یعنی حتی به دشمن نظام هم حق نداریم توهین کنیم .  حتی اگر  مفسد فی الارض و کافر و مرتد ضددین هم قرار است اعدام شود، من و شما که ادعای مسلمانی داریم حق نداریم کرامت انسانی او را پایمال کنیم و توهینش کنیم. چرا که کرامت انسانیت را پایمال کرده ایم.

امام خامنه ای: "به اخلاق خودمان هم برسیم؛ به اخلاق خودمان هم برسیم. اخلاق اهمیتش از عمل هم بیشتر است"

گفته اید قانون را قبول ندارید و قانون "بابا اکبر" خودتان را قبول دارید، مگر قانون "بابا اکبر" شما غیر از قانون نظام مقدس جمهوری اسلامی بود؟ پس ایا من هم می توانم برای خودم قانون "داداش هاشم" بگذارم و پسر شهید همت هم یحتمل قانون "بابا ابراهیم" خودش را دارد و آن دنیا شهدا را به جان هم می اندازیم که سر قانون من در آوردی ما بلوا کنند!!! شهدا یک قانون داشتند و آن "قانون حق" بود! حق یعنی رعایت اخلاق!

مگر علی (ع) با اینکه بی گناه بود، تسلیم قانون نشد و در مقابل یک یهودی به خاطر نداشتن شاهد بر بی گناهی خود محکوم نشد؟؟ آیا تسلیم نشد؟ شد یا نشد؟ علی هم بعد از دریافت جکم روزی یکی دو تا نامه سرگشاده نوشت؟

قانون جمهوری اسلامی همیشه خوب است؟ یا تا زمانی خوب است که بر له شما باشد؟ مروری کنید نوشته های خودتان را سال گذشته همین وقتها! 

برادرم، از قوه قضائیه میخواهید با فتنه گران محکم برخورد کند، ولی خودتان قوه قضائیه را می کوبید و تضعیف می کنید،  این به نفع همان فتنه گری است که طلب محاکمه اش را می کنید. گفته های شما سند محکمی دست فتنه گران داده است، می دانستید؟

امام خامنه ای: شایعه‌سازى و شایعه‌پراکنى درست نیست. انسان مى‌بیند صریحاً و علناً به مسئولین کشور – کسانى که بارهاى کشور را بر دوش دارند – تهمت میزنند، نسبت به اینها شایعه‌سازى میکنند؛ فرق هم نمیکند، چه رئیس جمهور باشد، چه رئیس مجلس باشد، چه رئیس مجمع تشخیص مصلحت باشد، چه رئیس قوه‌ى قضائیه باشد؛ اینها مسئولین کشورند. مسئولین کشور کسانى هستند که زمام یک کارى به اینها سپرده است؛ مردم باید به اینها اعتماد داشته باشند، حسن ظن داشته باشند. نباید شایعه‌پراکنى کرد؛ دشمن این را میخواهد. دشمن میخواهد شایعه‌پراکنى کند؛ میخواهد دلها را نسبت به یکدیگر، نسبت به مسئولین بدبین کند

شما در یک نوشته تان دو قوه از سه قوه را تضعیف کرده اید. دوست دیگری به حمایت از شما ، رئیس قوه ی قضائیه را "شریح قاضی" خوانده است. و این یعنی توهین به رهبری با این انتصابشان!!!

برادرم، گفته اید که اعدام فتنه گران، خواسته ی رهبری است، شما باید ثابت کنید که خواسته امام خامنه ای با تشخیص تمام مصالح نظام، اعدام فتنه گران است. امام خامنه ای کافیست اشاره کند تا سیل خروشان مردم چون 9 دی بریزند در خیابانها و منافقین فتنه گر را دست بسته تحویل قانون دهند. به نظرتان چرا علی بن ابیطالب از جنگ برگشتگان جمل را به عنوان فتنه گر محاکمه و اعدام نکرد؟ چرا عایشه را به محاکمه نکشید؟

شما باید ثابت کنید که علی لاریجانی (که دوپهلو عمل کردنش در جریان فتنه را همه می دانیم) روز 22 خرداد به خائنی - که نمیخواهم قلمم را به اسمش آلوده کنم - تبریک گفت. حتی اگر اینطور باشد، که نمیدانم هست یا نیست، وقتی خودش کتمان می کند، حق این است که بپذیریم. اسلام اینطور دستور میدهد که بپذیریم! از طرفی چرا آن یکی برادر جواد لاریجانی را اشاره ای نکردید که او و دکتر مرندی از اولین کسانی بودند که شفاف فتنه را محکوم کردند.

امام خامنه ای: " فضا را نباید از تهمت و از گمان سوء پر کرد. قرآن کریم میفرماید: «لو لا اذ سمعتموه ظنّ المؤمنون و المؤمنات بانفسهم خیرا»؛ وقتى میشنوید که یکى را متهم میکنند، چرا به همدیگر حسن ظن ندارید؟ "

از طرفی به گفته ی دشمن استناد کردن همیشه هم درست نیست. شاید سعید شریعتی بخواهد ما را به سران نظاممان بدبین کند! این هم یک احتمال است.

امام خامنه ای: "یا دیگران – خارجى‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها، بیگانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها، تلویزیونهاى مغرض – علیه کسى یا کسانى حرفى بزنند، ادعا کنند که اینها فلان جا خیانت کردند، فلان جا خطا کردند؛ ما هم عین همان را پخش کنیم. این، ظلم است؛ این، مورد قبول نیست."

برادر بسیجی، ریاست قوه قضائیه را به تمسخر گرفته اید که چون اندرزگو با هوش سرشارتان مچلش خواهید کرد. قیاس مع الفارق کرده اید، که نه نظام جمهوری اسلامی، نظام ستم شاهی است و نه شما اندرزگو! که اندرزگو در طلب حق از چهره ای به چهره دیگر در می آمد و نه برای مچل کردن! راستش را بخواهید مشکل ما ایرانی ها همین است که از هوشمان برای مچل کردن همدیگر استفاده می کنیم!

شما هم اگر نظام فعلی جمهوری اسلامی را اصلا آن چیزی نمی دانید که انتظارش می رفت و برای فرار از قانونش نیاز پیدا کرده اید به اینکه اندرزگو باشید، باید به سیل اصلاح طلبان نظام - همان خاتمی ها و موسوی ها- بپیوندید و در پی کودتای مخملین باشید.

برادر گرامی، بارها دیده ام که آمار بازدیدکنندگان وبلاگ و تعداد کامنتها را دلیلی بر حقانیت خود اعلام کرده اید، داشتن یک میلیون بازدید کننده و صدها کامنت برای یک پست مبارکتان باد، قلم زیبایی هم دارید، اما چه خوب است از وبلاگتان برای آموختن اخلاق به بعضی از این بازدید کننده ها هم بهره ببرید، حداقل با علنی نکردن کامنتهای توهین آمیزشان به مخالفین. خدا کند این تعداد بازدید کننده و کامنت گذار حجاب نفسانی نشود.

همان  22 آذر که موج "قدیانی بازداشت شد" و "قدیانی را آزاد کنید" و "ما همه حسین قدیانی هستیم" در شبکه اجتماعی کلوب مواجه شدم، و در تماسی فهمیدم که این موج بر اساس خبر دروغی ایجاد شده که البته از ناحیه خود حسین قدیانی نبوده، و قدیانی اصلا بازداشت نشده است!! متوجه شدم که باز دردسر شروع شد!

قدیانی عزیز،

اجازه ندهید جز به حق، از طریق قلم شما مطالبه دیگری انجام شود.


شنبه 27 آذر 1389

اولین همایش استانی جنگ نرم در مشهد

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :سیاسی ،

 

 

اولین همایش استانی جنگ نرم

 

سه شنبه 30 آذر

ساعت 17 الی 20:30

تالار ابن سینا (چهارراه دکترا)

 

ارائه سه مقاله و سخنرانی دکتر نائینی از برنامه های همایش است

 

تکمیلی یه عکس می ذارم که از همایش گرفتم

فایلهاش رو هم حوصله ندارم آپلود کنم.

می خواستید خودتون بیایید

خصوصا مقاله اقای عباسیون که از سپاه بودند خیلی جالب بود

اگرچه وقت بهشون کم دادند.


شنبه 27 آذر 1389

زنگ آغاز هدفمندی یارانه ها به صدا در آمد

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :سیاسی ،

همین الان احمدی نژاد عملا زنگ آغاز هدفمندی یارانه ها را به صدا در آورد.

امشب احمدی نژاد اول در باره انرزی  هسته ای صحبت کرد و افتخارات ایران رو یاداوری کرد.

بعد هم در مورد هدفمند کردن یارانه ها شروع به صحبت کرد که از فردا صبح قراره اجرایی بشه. خیلی قشنگ مردم را به مدارا و نوع دوستی دعوت کرد و از مصرف گرایی برحذر داشت. به بهینه کردن مصرف بدون اینکه لطمه ای به رفاه زده بشه حرف زد و به توزیع عادلانه امکانات.

بگذریم که بعضی حرفهای رئیس جمهور ما هم حکایت اون مردی بود که تو خونه ش نشسته بود و همسایه ش براش یه کاسه روغن آورد و شروع کرد به خیال بافی که با این یک کاسه روغن به کجاها می رسه و همینطور که داشت گله گوسفند خیالی رو هی می کرد، دستش خورد به کاسه روغن و کاسه روغن ریخت رو زمین و از دست رفت. :)) مثلا اینکه اگر پول سوبسید را یک سال ذخیره کنیم، تمام پروژه های شهر سازی و راه آهن و سد سازی و فلان و بهمدان ... به سرانجام خواهد رسید. (احتمالا سال اینده احمدی نژاد را به خاطر همین حرفهایش بازخواست خواهند کرد)  :D

از شوخی گذشته، انصافا احمدی نژاد خیلی سخنور خوبی است و توکلش به خدا هم عالی. حتما به خاطر همین توکل موفق هست. انصافا خوب هم دست روی فطرت پاک انسانها میذاره.

فقط نقدی که به  احمدی نژاد وارده اینه که بعضی وقتها زیادی دورنمای خیالی نشون میده، و بعدا ممکنه توقع هایی پیش بیاد که نمیشه جمعش کرد. همه ما میدونیم که طبیعتا هدفمندی یارانه ها بدون مشکل نخواهد بود، تورم و گرانی خواهد بود، احتکار و کارشکنی دلالان اقتصادی خواهد بود، پس بد نیست این خطرها را هم گوشزد کرد و از مردم خواست که خودشان را برای مشکلات آماده کنند.

به امید پیروزی و سرافرازی ایران اسلامی .... و آرزوی موفقیت برای دولت مردمی احمدی نژاد


شنبه 27 آذر 1389

دانلود / کلیپ شهدای گمنام

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :دانلود ،

  دانلود کلیپ شهدای گمنام  

حجم فایل: 3.5 مگابایت 


 فیلم  کاروان آسیایی غزه در زاهدان

فیلم استقبال مردم یزد

استقبال مردم کرمان

وصف مردم یزد توسط هندی ایرانی تبار

مراسم حضور در گلزار شهدای اصفهان

استقبال مردم قم از کاروان ازادی

جواب ایت الله جوادی آملی به عضو هندوی کاروان اسیایی

حضور کاروان اسیایی در بهشت زهرا

گروه سرود اندونزی ها در کاروان آسیایی


برچسب ها: غزه ،

جمعه 26 آذر 1389

سفیری از سفیران انقلاب

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :فرهنگی/اجتماعی ،

 
 
تزول الجبال و لا تزل عض على ناجذک اعرالله جمجمتک تد فى الارض قدمک و اعلم ان النصر من عندالله

اگر کوه ها از جا کنده شوند تو استوار باش دندان ها را بر هم بفشار کاسه سرت را به خدا عاریت ده پاى بر زمین میخکوب کن و بدان که پیروزى از سوى خداست.
 

                               برای دانلود

شهید حمید رحیم پور ازغدی در بهمن ماه سال 1346 در شهر مقدس مشهد در یک خانواده مذهبی به دنیا آمد.

پدر این شهید، حیدر رحیم پور ازغدی از فعالین سیاسی در دوران رژیم ستم شاهی و همرزم مبارزانی چون امام خامنه ای،  شریعتی و ... بود. حمید سالهای قبل از انقلاب را شاهد جلسات متعدد سیاسی پدرش با این بزرگان بود.

این شهید گرانقدر، چندین نوبت از بسیج به جبهه اعزام شد، و در آخرین سفرش در دی ماه سال 1365 ، هنگامی که کمتر از 19 سال داشت، در عملیات کربلای 4 به عنوان غواص شرکت داشت و در همین عملیات به شهادت رسید.

در مصاحبه ای با پدر شهید حمید رحیم پور، خاطراتی به یاد ماندنی از این شهید را مرور می کنیم...

 پدر شهید از خاطرات شهید می گوید:

1-       11 سالش بود،  صبح روز 17 دی سال 57، همراه پسر عمه اش "شهید هاشم مرگان ازغدی"  به تظاهرات رفتند،  در آن روز نظامیان به مردم تیراندازی کردند، و هاشم و حمید در حالیکه فرار می کردند، همدیگه را گم کردند. حمید تا عصر به منزل برنگشت، هاشم هم از او خبری نداشت. نگران این طرف وآن طرف می زدیم که خانمی تماس گرفت و گفت حمید پیش اونهاست! معلوم شد حمید و عده ای از تظاهر کنندگان داشتند فرار می کردند و به کوچه نصرت الملک چهارراه خسروی رسیدند و اونجا راه فرار بسته بوده. همه از دیوار بالا رفتند تا فرار کنند، ولی حمید چون کم سن و سال بوده، قدش نرسیده و نزدیک بوده گیر ماموران بیفته که یک نفر جوانمردی کرده و از بالای دیوار پریده پایین و حمید رو گرفته و داده دست اونهایی که بالای دیوار بودند، ولی متاسفانه خودش فرصت نکرده بیاد بالا و گیر مامورین افتاده.

2-      خاطره ای که حمید از جبهه ها تعریف کرد و پدر شهید را سخت می رنجاند این است که: در جبهه در سنگری که گویا سخت فراموش شده بود، دیده بانی می دادیم، و کسی رفت و آمدی با ما نداشت، نان خشک می خوردیم، و چون در دل عراقیها بودیم، غذا رساندن به ما دشوار بود. یک روز بوی غذای گرم دیوانه مان کرده بود، تصمیم گرفتیم یکی بره و غذا بیاره. من بدو رفتم. بنا به این بود که پشت ما در فاصله یکی دو کیلومتری نیرو باشه، ولی هر چه می دویدم نمی رسیدم، کیلومترها رفتم تا به بچه ها رسیدم، دیدم می خواهند غذا را تقسیم کنند که برای گروهان ها ببرند.. یکی فریاد زد: بچه ها، تو را به زهرای مرضیه قسم، اول نماز بخوانیم، به دیگها دست نزنید، بعد غذا را تقسیم کنیم. حمید میگه این رو که شنیدم، دیگه نتونستم دست به غذا بزنم و چون نگران پستم بودم که دیده بانی یک طرف خط مقدم بود، مجبور شدم زود برگردم! وقتی برگشتم پشیمون شدم کاش اقلا کمی نان تازه با خودم آورده بودم.

 

پدر شهید تعریف می کند

3-       یک روز پستچی عکس زیبایی از او آورد که با لباس سپاهی بود. مدتی بعد که خود او از جبهه برگشت و عکس را دید، گفت : چون ماموریت مهمی برون مرزی داشتند و احتمال شهادتشان زیاد بوده، این عکس را از آنها گرفتند و برای خانواده هایشان فرستادند.

 

4-      حمید کاملا به تحصیل و درس اهمیت می داد، با اینکه بیشتر دوران دبیرستان را در جبهه ها بود، ولی همیشه سعی میکرد برای امتحاناتش مرخصی گرفته و به مشهد برگرده تا خیلی عادی امتحاناتش رو بده. 

5-      موقع شهادت پسرعمه اش  یک روز خیابان دانشگاه بودیم ، از جلوی دانشکده پزشکی که رد می شدیم، بنرهای شهادت هاشم رو که دید، بغض کرد و گفت: عجب پرروئی است این هاشم، کنکورش رو داد، بهترین رشته رو قبول شد و حالا تو جبهه هم از من جلو زده و شهید شده! 

6-      چند روز بعد از مراسم هاشم، صبحگاهی من که عمل جراحی چشم سختی را گذرانده بودم و چشمم بانداژ بود و چیزی نمی دیدم، و مادرش هم به علت کسالت در خواب بود، از زیر بانداژ چشمم، حمید را دیدم که نگاهی به ما کرد، بعد به آسمان نگاه کرد و بدون اینکه ما را بیدار کند، به سفر برنگشتنی خود رفت.



7-      روایتی از برادر شهید: "ما چند نفری از غواصان  بودیم که قرار شد به عنوان  پیاده نظام برای پشتیلنی احتمالی عملیات کربلای 4 برویم. وقتی به آنجا رسیدیم، یکی از دوستان گفت که برادرت حمید هم آنجاست، تعجب کردم، چون حمید غواص نبود، گفتند: چون غواصی در این مسیر سخت و پرخطر بوده، بعضی غواصان نیامدند، و چند نفر منجمله حمید آموزش فشرده غواصی دیدند. پرسیدم: حمید کجاست؟ دوستانش نگاهی به هم کردند و گفتند شاید در محل عبادتگاهش باشد، برای خودش قبری کنده و در آنجا عبادت می کند. رفتم دیدم حال خوشی دارد، خواستم برگردم که مرا دید، حالش دگرگون شد، فکر کرد من هم برای غواصی و شرکت در عملیات آمدم، بدون مقدمه گفت: حسن، لباست رو در نیار، چون این سفر برگشت نداره، برای خانواده تحمل شهادت دو نفر سخت میشه .

من به حمید گفتم: ما پیاده بعد از شما از جاده حرکت می کنیم، کمک کردم لباس غواصی رو پوشید، و گروه غواصان عازم شدند، اگر عکس خداحافظی غواصان عملیات کربلای 4 را ببینید، می بینید که در حال رفتن هستند که دو نفر برگشتند و دو انگشتی دارند به طرف خشکی اشاره میکنند و دست تکان میدهند، این به خاطر این هست که وقتی داشتند می رفتند، یک مرتبه دلم لرزید و حس کردم دیگه نمی بینمش، فریاد زدم: "حمید خداحافظ! " ناخودآگاه دو نفر برگشتند، که هر دو حمید نام داشتند، برادرم شهید حمید رحیم پور و شهید حمید دوستی.

8-      پدر شهید در اینجا میگوید:  این روایت هم برای اینکه بدانیم که حافظ راستی جبهه ها، خود حضرت باری تعالی است، شنیدن دارد،

حسن  هم قرار بود در عملیات کربلای 4 شرکت داشته باشد، ولی قسمت نشد، جریان از این قرار است که وقتی گروه غواصان رفتند، پیاده ها قرار بود نیم ساعتی استراحت کنند و بعد  از جاده عازم شوند، جایی که حسن رحیم  پور برای استراحت دراز کشیده بود، آلوده به مواد شیمیایی بود و سوزش سختی در پشتش حس کرد، طوری که او را به بیمارستان بردند و بعد هم زخمها شدید شد و عازم مشهد شد. شاید خواست خدا بوده که حسن از آن عملیات لو رفته توسط منافقین خائن باز بماند و زنده باشد تا در جبهه دیگری خدمت کند.

9-      پدر شهید، آخرین خاطره را از حسین (نام خانوادگی وی را به نام نمی آورد)  که همرزم، همراه و دوست حمید بوده، نقل میکند:
حسین از مسئولان عملیات کربلای 4 بود که پس از شهادت حمید برای همدردی  به دیدن ما آمده بود، او تعریف می کرد که بسیاری از بچه ها داخل آب بودند که شهید شدند، چون عملیات توسط منافقین خائن مزدور لو رفته بود، و ما وقتی به جزیره رسیدیم، عراقیها با دوربین های فیلمبرداری تلویزیون خود منتظر ورود ما بودند که فیلم هم از شکست عملیات و انهدام نیروهای ما بگیرند. وقتی فرمان عقب گرد دادیم که بسیاری شهید شده بودند و بعضی هم زنده برگشتند. ولی چند تایی دور از چشم عراقیها وارد جزیره شده بودند و دیگه تقریبا راه برگشتی نبود. یکی از اینها حمید بود، این چند نفر برای سرگرم کردن عراقیها و فرصت فرار به بقیه دادن،  دست به انفجار پایگاههای دیده بانی دشمن زدند. حمید اولین پایگاه را منفجر کرد، و خودش را به پایگاه دوم رساند، حسین می گوید من دیگر نفهمیدم چی شد؟ چون توانستم خودم را در آب بیندازم  و فرار کنم.

      ولی یکی از بچه ها که تیر به پاش خورده بود و لای نیزارها افتاده بود و بعد ازمن به طرز معجزه اسایی موفق به فرار شده بود، تعریف میکنه که: "حمید پایگاه دوم رو هم منفجر کرد و بعد آمد سراغ من و گفت: تو میتونی کمک آرپی جی زن باشی؟ من گفتم: من مجروحم. مگه نمی بینی؟ حمید به سرعت برگشت که شاید نیروی دیگه ای پیدا کنه، ولی هنوز چند لحظه نگذشته بود که صدای تیربار مسلسل و بعد هم خمپاره به گوشم رسید، نگاه کردم دیدم حمید از سینه به دو نیم شده است"

 

شهید حمید رحیم پور ازغدی، حدود سه سال و نیم مفقودالاثر بود، پس از آن پلاک، لباسها و استخوانهای او را به خانواده اش تحویل دادند.

مزار آن شهید در بهشت ثامن صحن آزادی حرم مطهر مشهد مقدس آرمیده است. روحش شاد. 

 


پنجشنبه 25 آذر 1389

کربلا را چگونه ببینیم؟

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :مذهبی ،

کتاب «راز شادی امام حسین علیه السلام در قتلگاه» اثری از استاد اصغر طاهرزاده درباره کربلا و نگاهی تازه به حوادث و وقایع آن است که برای دانلود علاقه‌مندان قرار داده شده است.

دریافت فایل ورد:   راز شادی امام حسین علیه السلام در قتلگاه

 

دریافت فایل پی‌دی‌اف:   راز شادی امام حسین علیه السلام در قتلگاه

 

مقدمه مولف کتاب:
۱-

 مسلّم «هرکس به هر مقامی رسید از کربلا رسید». اما آنچه بیش از همه مهم است چگونه‌دیدنِ کربلا است. اگر کربلا وطن عشق است و نوید جاودانگی و آموزشکده‌ی نهراسیدن از مرگ؛ در «چگونه‌دیدنِ کربلا» یک نگاه دیگر را نیز باید از یاد نبرد و آن؛ «چه شد که کار به قتل سلطان عشق یعنی حسین(ع) کشیده شد»؟

۲- در «چگونه‌دیدنِ کربلا»؛ یک وقت به حسین(ع) می‌نگریم که چگونه دل‌ها را تا اوج اُنس با خدا جلو می‌برد و در دریای اشکِ شوقِ وصل غرق می‌کند و یک وقت به یزیدیان می‌نگریم که چگونه حزب اموی خواستند اسلام را از حقیقت بیندازند و به نظاره‌ی غم‌های اهل‌البیت می‌نشینیم که چه خون دل‌ها خوردند.

۳- در «چگونه‌دیدنِ کربلا»؛ یک وقت راه انسان را به سوی کعبه‌ی مقصود، در راه حسین(ع) می‌نگریم و یک وقت باید راه انحراف از اسلام را در خونِ ریخته‌ی سیدالشهداء(ع) ریشه‌یابی نماییم تا کربلا را با دو چشم «جمال» و «جلال» دیده باشیم.

۴- در «چگونه‌دیدنِ کربلا»؛ هرچند ناخواسته، لحظه‌ای باید چشم از حسین(ع) برداشت و به لشکری چشم دوخت که سراسر ظلمات‌است و سعی نماییم جایگاه تاریخی آن لشکر را ریشه‌یابی کنیم و روح و روان آنان را کالبدشکافی نمود تا معلوم شود از کجا شروع کرده‌اند که هم‌اکنون در جبهه‌ی مقابله با حسین(ع) قرار دارند.

۵- در «چگونه‌دیدنِ کربلا»؛ باید به لبخندهای حسین(ع) در قتلگاه نیز چشم دوخت که چه خطر بزرگی را از سر اسلام عزیز به‌در برده است که این‌چنین در خون خود قهقهه می‌زند و صدای شکر خود را از این پیروزی به آسمان بلند کرده است؟

۶- در «چگونه‌دیدنِ کربلا»؛ اگر بصیرتِ فهم فاجعه‌ی امویان شناخته نشود که چه نقشه‌ها در سر داشتند، هرگز به فهم کربلای حسین(ع) نخواهیم رسید و در آن صورت به هیچ‌کجا نرسیده‌ایم.

۷- در «چگونه‌دیدنِ کربلا»؛ می‌توان فهمید چگونه در بازار عشق و شهادت می‌شود «خود» را بدهید و اسلامِ از دست‌رفته را بازستانید و به معجزه‌ی عشق ایمان بیاورید که در مسیر عشق، هرگز راه ادامه‌ی اسلام به بن‌بست نمی‌رسد، هرچند حزب پیچیده‌ی اموی مسیر آن را سدّ کند و لذا شناختن حیله‌های عظیم امویان ما را متوجه نقش عظیم حسین(ع) می‌نماید که راه حسین(ع) چگونه راهی است ، راهی که هرگز امویان آن را نمی‌بینند و از آن سر در نمی‌آورند.

۸- در «چگونه‌دیدنِ کربلا»؛ اگر جایگاه مناجات‌های شب عاشورا درست دیده نشود، هرگز کربلا دیده نشده است و هرگز راز نشاط و امیدواری حسین(ع) در بعد از ظهر عاشورا فهمیده نخواهد شد و از حادثه کربلا که باید تا ابد جان ما را گرم نگه دارد محروم می‌شویم.

۹- در «چگونه‌دیدنِ کربلا»؛ وقتی برای تو محبوب‌ترین انسان‌ها، اصحاب کربلا خواهند بود که بفهمی چه می‌فهمیدند که این‌چنین مرگی را انتخاب کردند، و پروانه‌وار در کنار مولایشان پَرپَر شدند تا در شهادت مولایشان او را کمک کرده باشند و نه در حفظ‌کردن و ماندن آن حضرت. آیا عجیب‌تر از این می‌شود که یاران امام، امام را در تحقق بهترین شهادت یاری کنند؟

چه رازی در ماندگاری اسلام در این نوع مُردن یافتند؟ سعی کن کتاب را جهت یافتن چنین رازی ورق بزنی.

طاهرزاده


چهارشنبه 24 آذر 1389

هر عضو / یک وبلاگ

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :جبهه جهادگران ،

 

طرح
هر عضو ... یک ویلاگ، هر وبلاگ ... یک رسانه ====> هر عضو ... یک رسانه

f3b61828a3242a8e2a80841f3c7dedc9.jpg

جبهه جهادگران مجازی در صدد است
اقدام به ایجاد یک وبلاگستان منسجم و قوی از وبلاگهای اعضاء نماید
تا در مواقع خاص اخبار مهم را بازنشر دهند

هر عضو جبهه جهادگران مجازی ملزم به معرفی وبلاگ خود می باشد
اعضایی که وبلاگ ندارند، هر چه زودتر وبلاگ بسازند
موضوع وبلاگ می تواند فرهنگی، مذهبی، اجتماعی، هنری، آموزشی، خاطره نویسی و ... باشد
برای دوستانی که در زمینه وبلاگ سازی ومدیریت آن آشنایی ندارند، بحث آموزش وبلاگنویسی ایجاد خواهیم کرد
بعضی دوستان نیز قبول زحمت کرده اند که برای اعضایی که آشنایی به ساخت وبلاگ ندارند، وبلاگ ساخته و
آیدی و پسورد را در اختبارشان قرار دهند
لطفا به اینجا مراجعه کنید


سه شنبه 23 آذر 1389

چند سطری به بهانه

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :شخصی ،فرهنگی/اجتماعی ،

 

یکی دو روزی است که موجی در کلوب راه افتاده، که به نظرم رسید چند خطی در موردش بنویسم،

حسین قدیانی را از وبلاگش می شناسم و نه قبل از آن. چقدر هم دل نشین می نویسد. بگذریم که گاهی تند هم می رود، مثل همه ی ما که گاهی در مقوله هایی که نسبت بهش سنسورهای حساسی داریم تندروی میکنیم.

اینها همه لازمه انسان بودن ماست که خطا کنیم.

 

اول چند نکته را تذکر بدم:

***با برخورد قضایی با حسین قدیانی و از همه بدتر مسدود کردن وبلاگش مخالفم. مخصوصا وقتی آینده رسانه وابسته به فتنه که هر روز در حال فتنه گری و توهین به سران نظام است، داره راست راست هرزه نگاری می کنه.

***از دوستان حسین قدیانی که هنوز بازداشت نشده، موج بیجای بازداشت او را راه انداختند، گله دارم، در حالیکه خود حسین قدیانی گفته بود که بازداشت نشده، و تنها به دادستانی احضار شده است و همه ما میدانیم که احضار با بازداشت زمین تا آسمان تفاوت دارد. 

از وبلاگ نویسان ولایی انتظار میرود که جز راست نگویند ... و به هر وسیله ای (منجمله شایعه و بزرگنمایی و ... ) برای رسیدن به هدف دست نزنند.

***اگرچه نوشته قدیانی را قابل نقد می دانم و نقد هم خواهم کرد، ولی مطالبه قدیانی و زبان رک و صریح او را مادامیکه از جاده ادب کلام خارج نشود، می ستایم.

***جوسازی دوستان قدیانی را در نمایش غلو آمیز بی عدالتی قوه قضائیه که این روزها شدیدا آب به اسیاب دشمن ریخته (بالاترین را ببینید) نکوهش می کنم. هنوز قدیانی بازداشت نشده، چرا قوه قضائیه را قصاص قبل از جنایت کنیم؟

***این سوال برایم پیش می آید که اگر معیار دفاع از حق است، چرا سال گذشته که آهستان را به دلایل واهی و بدون هیچ گناهی فیلتر کردند، این گروه از دوستان ارزشی سکوت کردند؟ در حالیکه آهستان در زمان فتنه از برترین رسانه های دیجیتال در جهت افشای فتنه بود.

***رویه تفرقه انگیز بعضی وبلاگ نویسان ارزشی، و طرد خودی ها و یا قشر خاکستری از دامنه ی خودی، داره اسیب شدیدی  می زنه و نیروی ارزش ها را تحلیل می بره.  


و اما در مورد مطلبی که حسین قدیانی در قطعه 26 نوشت که منجر به فیلتر شدن وبلاگ قطعه 26 شد، نظرم مثبت نبود. شاید جزو اولین کسانی هم بودم که از محل کار مطلب را خواندم. به نظرم رسید وقتی اماممان، یا به قول آنچه حسین قدیانی سر زبانهای ما انداخت، "حضرت ماه" مکررا از ما میخواهند که

سران سه قوه را تضعیف نکنیم،

وقتی رئیس قوه قضائیه منصوب آقاست،

وقتی آقا اینقدر تذکر می دهند که جذب حداکثری، ...

دیگه گیردادن به لاریجانی برای اینکه چرا سران فتنه را محاکمه نمی کنی، درست نیست! چرا فکر میکنیم باید جلوتر از رهنمودهای رهبری حرکت کنیم؟

یادمون باشه که وقتی خبرگان خواستند لکه ی ننگی به نام دستغیب را از دامن مجلس خبرگان پاک کنند، آقا مانع شدند. این شخص همانست که به آقا دشنام داده بود.

مطالبه خوب است، اینکه بخواهیم از سران دست اندرکار نظام که به جرایم رسیدگی کنند، خوب است. ولی ولایت پذیری یعنی پشت سر اقا حرکت کردن. آقا تمام جوانب را در نظر می گیرند و مصلحت را بهتر تشخیص میدهند.

محاکمه سران فتنه چه کمکی به نابودی فتنه میکند؟ فتنه سبز الان نیاز به این کار دارد. حالا کروبی خیالباف و موسوی متوهم آزاد باشند و خرابکاری کنند بهتره، یا در زندان باشند و تبدیل بشن به پیراهن عثمان حقوق بشری و اختناق سیاسی و ...؟

خاتمی منزوی باشه بهتره یا اینکه بیفته تو زندان و بشه سوژه تبلیغات غرب علیه نظام.

 

مضافا به اینکه محمد (ص) و علی (ع) هم اولین قدمشان در خفه کردن فتنه، به انزوا کشاندن سران فتنه بود،و تنها زمانی دست به اقدام عملی سخت افزاری می زدند که طرف مقابل هم  دست به همین نوع اقدام زده باشه، حالا ممکنه بعدها گروهی در مورد زمان  پیامبر نعوذ بالله این سوال را بپرسند که اگه همون موقع که از نفاق ابوسفیان و معاویه و بعضی دیگر از صحابه خبر داشت، و کارشکنی های آنها را می دید، چرا آنها را نکشت که بعد از پیامبر اسلام منحرف نشه؟

 سوال مهمی است.

 اگر به حرف ما بود که برای اینکه دلمان زودتر یه کمی خنک شود، همان پارسال اینها رو به صلابه می کشیدیم ... و معلوم نیست چه می شد.

این درایت آقامان خامنه ای بزرگ و بصیر بود... درایت او بود که با منزوی کردن سران فتنه، آنها را به بن بست و تناقض گویی رسانده، حالا دیگر کار به موسوی یه جایی رسیده که مستقیم به امام توهین می کنه. 

هر حرکت موسوی ریزش فریب خوردگان را برای او به دنبال دارد و البته در واقع رویشی هم در کار نیست، چرا که نهایتا چند ضد انقلاب از این سو به آن سو تغییر جهت میدهند.

وبلاگ حسین قدیانی و سایت مشرق را آزاد کنید.

  


دوشنبه 22 آذر 1389

کربلا ... حقیقتی ماوراء تاریخ

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :مذهبی ،جبهه جهادگران ،

دیشب بحثی در اتاق گفتگوی جبهه جهادگران مجازی مطرح شد که حیفم میاد، خلاصه ش رو اینجا نگذارم

 کربلا صحنه وفعل یک انسان کامل است وانسان کامل هرگز دچار نقص وعیب نمیشود،  پس کربلا یک صحنه کامل است؛ همه چیزهایی که شما به آن نیازمندید در کربلا وجود دارد.
-- چون انسان کامل همه کمالات را دارد و حسین انسان کامل است. 
یکی از ابعاد وجودی انسان کامل عاطفه است، کربلا مانند یک نور بی رنگ است که اگر شما به نیت مثلا رنگ قرمز وارد نور بی رنگ شدی مابقی رنگها را هم بدست میاوری.
-- راحتترین بعدی که همه ما میتونیم با آن ارتباط داشته باشیم، احساسات وعواطف است، اگر از طریق گریه واشک که احساسات وعاطفه است وارد بشویم، بقیه کمالات رو هم بدست آوردید- منتهی به اندازه ظرف وجودی خودتون

-- لذا گریه در کربلا آسانترین راه ارتباط با وجود انسان کامل است 
تا نیستیهای درونی خودمان رو با ارتباط با انسان کامل تکمیل کنیم
نیستیهای درون ما همان جهل درونی ماست که باعث سقوط ما به درون جهنم است

 لذا فرمودند که با گریه بر اباعبدالله بهشت بر شما واجب میشود
گریه بر حسین نیستیهای شما را از بین می برد وکمالات درونی شما را افزایش میدهد، لذا گریه بر هرچیزی به غیر از گریه بر حسین مکروه است، چون کمالی را در بر ندارد و عواطف بدون جهت است .
شما با گریه بر حسین عواطف خودتون را جهت میدهید
حال گریه بر حسین آسانترین راه ارتباط با کمالات حقیقی ماست 
بدون گریه بر حسین بدست آوردن این کمالات بسیار سخت وجانکاه است لذا راهی برای همه انسانها قرار دادند 
تا بتونند به بهترین نحو سیر وسلوک آسانی را برای رسیدن به کمالات بدست بیاورند
علامه قاضی استاد علامه طباطبائی می فرمودند دوچیز است که مسیر سیر وسلوک را بر سالکان آسان میکند،  یکی زیارت عاشورا و  دیگری قرآن خواندن در دل نیمه های شب
که هر دوی اینها دو ثقلند
یکی قرآن ناطق ودیگری قرآن صامت
معلوم بدون این دو راه رسیدن به کمالات ممکن نیست
وانسانهایی که از غیر این دو استفاده بکنند در پوچی بسر می برند
حالا جبهه کربلا،  به علت اینکه تمام حقایق وکمالات را داراست
دارای هستی تام وتمامی است از اینجا معلوم میشود
که جبهه مقابل به شدت پوچ است
وهیچ بهره ای از حقیقت نبرده
لذا کربلا برای مشخص کردن پوچیهایی به صحنه آمده-که ما فکر میکنیم حقیقت دارند
وکربلا پوچ بودنشون را نشان داده وکمال واقعی را عیان میکند
اینجا است که زیباترین اتفاق تاریخ رخ داده
وحضرت زینب متوجه این زیبایی که امام ایجاد کردند شدند
وفرمودند ما رایت الا جمیلا
--

کربلا مبارزه با پوچیهاست در کل تاریخ وآینده بشریت
نکته آخر اینکه اینکه امام مدام اعلام میکنند- که خدا خواسته مرا غلطان در خونم ببیند
نمونه اش رو شما در شهید مطهری میبینید-که با ریخته شدن خونش موفق شد تمام نگاه درستی که انقلاب را از بحران اول انقلاب نجات میداد را به وجود بیاورد.
حالا اباعبدالله وقتی دیدند که هیچ راهی برای نجات مردم وجود ندارد مگر نثار خون خودشون
این کار رو کردند تا پیامشون را به بهترین نحو القا کنند.

 اینجا است که خون ثمرات فراوانی دارد که کلام ندارد
و نشان دادند این امر معروف ونهی از منکر با خون امام محقق شد
=====

سرتاسر کربلا اسراری نهفته است ،- موسی وخضر وقتی که باهم بودند ،-قرار شد که خضر اسراری رو برای موسی بیان کند
اولین سری رو که بیان میکند- داستان کربلاست
معلوم است کربلا نزد بزرگان یک سر بوده--که ما واقف به سر نیستیم،  چون ما محرم اسرار نیستیم
همه انبیا موضوع کربلا رو به عنوان یک سر میدونستند،  همین الان هم اولیا کربلا رو سر میدونند- که از طریق ظاهرش سریع منتقل به باطنش میشوند 

 هیچ بخشی از کربلا رو عیب دار نبینید ،-همه بخشهاش فوق العاده عجیب است و- از هر کدوم از وقایع اسراری بیرون میاد

چون کار انسان کامل ومظهر تام وتمام خداست

 

سوال: گفتید که فقط گریه بر حسین فایده داره  و  دیگه هر گریه ای پوچ و بیهوده است  ولی گریه بر بقیه اهل بیت چی؟  مثلا حضرت زهرا سلام الله ؟


پاسخ: کلهم نور واحد- فرقی با هم ندارند .- ولی اهل البیت خودشون گفتند میخواهید ما را بشناسید از دریچه کربلا وارد بشید
باید بسیار گریه وزاری کرد تا ما رو محرم اسرار خودشون بدونند بعضی از اسرار رو بر دل ما باز کنند
به خاطر همین مرسوم در عزای مابقی اهل البیت گریز زدن به کربلا ست .

همین که ما در چارچوب اعتقادمون اشکی میریزیم خودش منافاتی نداره ولی اون یاد کردن هم حتما باید اتفاق بیفته یعنی دقیقا این اشک با نیت مادی مخلوط بشه با نیت معنوی کربلایی

گریه هم مثل لباس مشکی کراهت داره برای دنیا استفاده و ابراز بشه و گرنه گریه های نیمه شب از خوف خدا،  یا گریه بر گناهان
حاصلش رقت قلب گفته شده

امام صادق علیه السلام: هر نالیدن و گریه ای "مکروه" است مگر ناله و گریه بر حسین علیه السلام

پس-- همه حرف این است چون دیگران عین الکمال نیستند گریه بر آنها چیزی به ما نمیدهد ،با این همه نگفتند گریه نکنید، گفتند وقتی گریه کردید بزنید به کربلا- تا گریه شما برای شما ثمره داشته باشد . اما گریه بر ای توبه وغیره همه توی همون دستگاه است. کلهم نور واحد. یعنی نتیجه کربلا این است که شما متوجه اشتباهاتتون میشید . حالا اگه کسی در دل شب اشک میریزد مثل این است که دارد برای کربلا گریه میکند.


دوشنبه 22 آذر 1389

کاروان راهیان نور جبهه جهادگران مجازی

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :جبهه جهادگران ،

 

320n3cnzq18ddiegtkqc.jpg

کمیته فرهنگی جبهه جهادگران مجازی از شهریور ماه امسال در صدد برگزاری اردوی راهیان نور بود که با پیگیری های بسیار و تلاشهای مستمر موفق شدیم که برگزاری این برنامه رو قطعی کنیم

 

جبهه جهادگران مجازی اردوی راهیان نور سال 1390 رو برگزار میکنه و تمام اعضای جبهه جهادگران مجازی به همراه اعضای خانواده، در عید نوروز سال 1390 به این اردو دعوت هستن


شنبه 20 آذر 1389

زن در عرصه اجتماع

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :مذهبی ،فرهنگی/اجتماعی ،

روزگاری بود که ما زنان مسلمان جرات نداشتیم در صحنه های اجتماعی حضور داشته باشیم، چرا که چنان بی عفتی و بی حجابی جامعه را در بر گرفته بود که حضور یک زن مسلمان در اجتماع او را ملزم می کرد به کشف حجاب و کنار گذاشتن حیا؛ وگرنه مورد تمسخر قرار می گرفت.

یادم می آید که دبیرستان که می رفتم، تنها دو نفر بودیم که با هزار اصرار و التماس با حجاب اسلامی متشکل از مانتو و روسری سر کلاس می نشستیم. حجاب به طور کلی ممنوع بود. و مدیر دبیرستان ما در واقع قانون شکنی می کرد ما را با حجاب به کلاس راه می داد. قرار هم بر این بود که هر وقت بازرس از اداره آمد، ما را خانه سرایدار مدرسه پنهان کنند.  اکثر دخترها در شهر مقدس و مذهبی مشهد، با چادر تا مدرسه می امدند و در مدرسه چادرها را برداشته و بدون حجاب در کلاس می نشستند.

 

یادم می آید که تنها دبیرستانی که رشته ریاضی داشت، دبیرستان اعلم که  دانشجوین نخبه با امتحان ورودی پذیرفته می شدند، ولی مختلط بود و پدرم اجازه نداد من ثبت نام کنم. و دبیرستان فیوضات که کنار دبیرستان پسرانه شاهرضای سابق (شریعتی فعلی) بود و گفته می شد محیطش خوب نبود و باز هم با وجود عشق عمیق من به ریاضی فیزیک، خانواده به من اجازه ندادند شرکت کنم، گشتیم و دبیرستانی پیدا کردیم که مدیرش نسبتا مذهبی بود و اجازه داد من با روسری در کلاس بنشینم و رشته تجربی ثبت نام کردم.

 

آنقدر این فشار شاه ادامه یافت که ترجیح  داده شد من برای حفظ حجاب و در کنار آن ادامه تحصیل به آمریکا سفر کنم. ولی یک سال از سفر من نگذشته بود که:

امام آمد ... امام آمد و من دختر 16 ساله را از بند اسارت رها کرد. به دختر مذهبی در کنار پسر مذهبی اجازه داد که دانشگاه برود، اگر امام نبود بسیاری ار مذهبیها؛ پسر و دختر؛ رنگ دانشگاه را نمی دیدند، دیوار فاصله بین بازاریون مذهبی و کارمندان دولت داشت خیلی بلند می شد.

 

امام که آمد، دخترها و زنها با چادر و حجاب اسلامی به خیابانها ریختند و از اون پشتیبانی کردند. اگر نبودند این خیل زنان سیلی خورده از شاه، مگر امام میتوانست انقلاب را  به ثمر بنشاند... اگر نبود ظلمی که شاه به زنان مسلمان روا داشت، و تحقیری که در رسانه هایش بر زن مسلمان روا می داشت، مگر این انقلاب به ثمر می نشست؟

 

انقلاب که پیروز شد، ما باز هم در کنار مردان ماندیم، مشت گره کردیم و به دهان آمریکا کوبیدیم  اسرائیل را تخطئه کردیم،

در اردوهای جهاد سازندگی آجر روی هم چیدیم ؛ گندم درو کردیم،  پیکر پاک شهیدان را بر دوش مردان تشییع کردیم ... برای مظلومیت شهدای اسلام مرثیه سر دادیم و با نوحه های آهنگران و نوای جاودان  "یاران چه غریبانه"  اشکها ریختیم، بر مزار برادران سبیی و دینی مان جمع شدیم و شهادتشان را با لبخند و اشک گرامی داشتیم، دوش به دوش مردان در جبهه ها حضور داشتیم  و جنگیدیم و  پرستاری دلاوران را کردیم.

 

بگذریم از اینها و برسیم به امروز ....

چند سالی بود که زن مسلمان دوباره شده بود آلت دست غرب،  آن زن مسلمان متعهد سالهای اول انقلاب و سالهای جنگ کمرنگ شده بود، اگر ساده می پوشیدی و ساده می گشتی، متهم می شدی به امل بودن و از "خواهر بسیجی" با تمسخر یاد می شد،

فعالیت زنان در عرصه اجتماع محدود شده بود به کار و در آمد زایی، و عرصه فرهنگ و هنر زنان، در انحصار زنان فعال قشر غربزده و سکولار قرار گرفته بود که متاسفانه افکار کهنه و پوسیده فمینیستی را به شکلی برای زنان ایرانی می آراستند که گویی آرمان نهایی  زن است.

و کسانی مانند فریبا داوودی و فاطمه حقیقت جو به نام دین پا در عرصه گذاشته بودند و در هشت سال دولت اصلاحات با حمایت دولت و با استفاده از فضای بسته رسانه ای که مطبوعات زنجیره ای ایجاد کرده بودند، و با چماق قلم و توهین مخالف را سرکوب می گردند، آنچه می خواستند به خورد جامعه  دادند. طوری شده بود که دختر 12 ساله جرات اینکه با چادر برود مدرسه را نداشت. چرا که مورد تمسخر قرار می گرفت.

 

در دولت نهم و دهم، زن مسلمان تا حدی دوباره توانست پا به عرصه اجتماع بگذارد و خودی نشان دهد. دوشادوش مردان در فعالیتهای جهادی و فرهنگی شرکت کند،

اگرچه هنوز دشمن به دنبال این است که با برچسب زدن به زنانی که کنار برادران متعهد و دینی خود به فعالیت می پردازند، آنها را دچار واهمه و هراس از بدنامی کرده و از فعالیت باز دارد. این یعنی زن مسلمان متعهد دوباره فضای فرهنگی جامعه را به دست زن غربزده و سکولار بسپارد، تا از آماج تهمتها در امان بماند. این نشان میدهد که فعالیت زنان مسلمان متعهد و مسلمان که با حجاب کوبنده خود و با رفتار موقر و متین کنار مردان فعالیت می کنند، چقدر می تواند دشمن را نگران کند.

در حالیکه وظیفه ی امروز زن مسلمان است که با حفظ حجاب و حدود شرعی ارتباط با نامحرم، در فعالیتهای اجتماعی شرکت کند تا الگوی مناسبی باشد برای دختران ما. تا همه بدانند که می شود زن بود و مسلمان بود و حجاب داشت و فعالیت اجتماعی کرد.

در چهارمین جشنواره بین المللی رسانه های دیجیتال، حضور قدرتمند زنان و مردان مسلمان و معتقد در کنار هم در غرفه های  مذهبی، با رعایت  حدود شرعی نشان دهنده ی این بود که ما باز هم می توانیم به سالهای  اول انقلاب برگردیم و جو اجتماعی را از دست غربزده ها و سکولارها خارج کنیم.

 


جمعه 14 آبان 1389

تدبر در قرآن / شرب خمر

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    


خلاصه مباحث مربوط به حرمت  نوشابه های مستی آور (شراب )

آیات مرتبط :

1.) یسئلونک عن الخمر و المیسر..... (( آیۀ 219 - سورۀ بقره )).

2.) یاایهاالذین آمنوا انما الخمر و المیسر..... (( آیاتِ 90 و 91 - سورۀ مائده )).

3.) یاایهاالذین آمنوا لاتقربوا الصلوة و انتم سکری..... (( آیۀ 43 - سورۀ نســـاء )).

4.) و من ثمرات النخیل و الاعناب..... (( آیۀ 67 - سورۀ نحـــل )).

مختصر تفاسیر آیات فوق :

متن آیه 43 سوره نساء و ترجمه

یَأَیهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا لا تَقْرَبُوا الصلَوةَ وَ أَنتُمْ سكَرَى حَتى تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ وَ لا جُنُباً إِلا عـَابـِرِى سـبـِیـلٍ حـَتـى تـَغـْتَسِلُوا وَ إِن كُنتُم مَّرْضى أَوْ عَلى سفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِّنكُم مِّنَ الْغـَائطِ أَوْ لَمـَستُمُ النِّساءَ فَلَمْ تجِدُوا مَاءً فَتَیَمَّمُوا صعِیداً طیِّباً فَامْسحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَ أَیْدِیكُمْ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَفُواًّ غَفُوراً


43 - اى كـسـانى كه ایمان آورده اید! در حال مستى به نماز نزدیك نشوید، تا بدانید چه مـیـگـویـیـد! و هـمـچـنـیـن هـنـگـامـى كـه جـنـب هـسـتـیـد - مـگـر ایـنـكـه مـسـافـر بـاشـیـد - تـا غـسـل كـنـیـد. و اگـر بـیمارید، یا مسافر، و یا ((قضاى حاجت )) كرده اید، و یا با زنان آمـیـزش جـنـسـى داشـتـه ایـد، و در ایـن حـال ، آب (بـراى وضـو و غسل ) نیافتید، با خاك پاكى تیمم كنید! (به این طریق كه ) صورتها و دستهایتان را با آن مسح نمایید. خداوند بخشنده و آمرزنده است .

نكات تفسیری

آیا مفهوم آیه فوق این نیست كه نـوشـیـدن مـشـروبـات الكـلى فـقـط در صـورتـى مـمـنـوع اسـت كـه مـسـتـى تـا حال نماز باقى بماند و دلیل ضمنى بر جواز آن در سایر حالات مى باشد؟!
پـاسـخ ایـن سـؤ ال - بـه خـواسـت خـدا - بـه طـور تـفـصـیـل در تـفـسـیـر آیـه 90 سـوره مـائده خـواهـد آمـد امـا بـطـور اجمال این است كه اسلام براى پیاده كردن بسیارى از احكام خود، از روش ‍ ((تدریجى )) اسـتـفـاده كـرده مثلا همین مساءله تحریم مشروبات الكلى را در چند مرحله پیاده نموده است ، نـخـسـت آن را بـه عـنـوان یـك نـوشـیـدنـى نـامـطـلوب و نـقـطـه مـقـابـل ((رزقـا حـسـنـا)) (نـحـل - 67) سـپـس در صـورتـى كـه مـسـتـى آن در حـال نـمـاز بـاشـد جـلوگـیـرى كرده (آیه فوق ) و بعد منافع و مضار آن را با هم مقایسه نـمـوده و غـلبـه زیـانهاى آن ، بیان شده است . (بقره - 219) و در مرحله آخر نهى قاطع و صریح از آن نموده است . (مائده - 90).
متن آیه آیه 90 -  92 سوره  مائده و ترجمه

یَأَیهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا إِنَّمَا الخَْمْرُ وَ الْمَیْسرُ وَ الاَنصاب وَ الاَزْلَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشیْطنِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ(90)
إِنَّمَا یُرِیدُ الشیْطنُ أَن یُوقِعَ بَیْنَكُمُ الْعَدَوَةَ وَ الْبَغْضاءَ فى الخَْمْرِ وَ الْمَیْسرِ وَ یَصدَّكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصلَوةِ فَهَلْ أَنتُم مُّنتهُونَ(91)
  ترجمه :90 - اى كسانى كه ایمان آورده اید شراب و قمار و بتها و از لام (كه یكنوع بخت آزمائى بوده ) پلیدند و از عمل شیطانند از آنها دورى كنید تا رستگار شوید.
91 - شیطان مى خواهد در میان شما بوسیله شراب و قمار عداوت ایجاد كند، و شما را از ذكر خدا و از نماز باز دارد آیا (با اینهمه زیان و فساد و با این نهى اكید) خوددارى خواهید كرد؟!
نكات تفسیری

1- آیه با خطاب یا ایها الذین آمنوا شروع شده اشاره به اینكه مخالفت با این حكم با روح ایمان سازگار نیست
2 - بعد از آن كلمه ((انما )) كه براى حصر و تاكید است به كار رفته .
3 - شراب و قمار همردیف انصاب (بتهائى كه شكل مخصوصى نداشتند و تنها قطعه سنگى بودند) ذكر شده است و نشان مى دهد، خطر شراب و قمار به قدرى زیاد است كه در ردیف بت پرستى قرار گرفته ، به همین دلیل در روایتى از پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) مى خوانیم شارب الخمر كعابد الوثن : ((شرابخوار همانند بت پرست است )) :
4 - شراب و قمار و همچنین بت پرستى و از لام (یك نوع بخت آزمائى ) همگى به عنوان رجس و پلیدى شمرده شده اند (انما الخمر و المیسر و الانصاب و الازلام رجس ).
5 - تمام این اعمال جزء اعمال شیطانى قلمداد شده است (من عمل الشیطان ).
6 - سرانجام فرمان قاطع براى اجتناب از آنها را صادر كرده و مى فرماید (فاجتنبوه ).
ضمنا باید توجه داشت كه اجتناب مفهومى رساتر از نهى دارد، زیرا معنى اجتناب فاصله گرفتن و دورى كردن و نزدیك نشدن است كه بمراتب از جمله ((ننوشید)) رساتر مى باشد.
7 - در پایان این آیه مى گوید: این دستور به خاطر آن است كه شما رستگار شوید (لعلكم تفلحون ).

یعنى بدون آن رستگارى ممكن نیست .
8 - در آیه بعد به پارهاى از زیانهاى آشكار شراب و قمار پرداخته نخست مى گوید: شیطان مى خواهد از طریق شراب و قمار در میان شما تخم عداوت و دشمنى بپاشد و از نماز و ذكر خدا باز دارد (انما یرید الشیطان ان یوقع بینكم العداوة و البغضاء فى الخمر و المیسر و یصدكم عن ذكر الله و عن الصلوة )
9 - در پایان این آیه به عنوان یك استفهام تقریرى ، مى گوید: آیا شما خود دارى خواهید كرد؟ (فهل انتم منتهون ).
یعنى پس از اینهمه تاكید باز جاى بهانه جوئى یا شك و تردید در مورد ترك این دو گناه بزرگ باقى مانده است ؟! و لذا مى بینیم كه حتى عمر كه تعبیرات آیات گذشته را بخاطر علاقهاى كه (طبق تصریح مفسران عامه ) به شراب داشت وافى نمى دانست پس از نزول این آیه ، گفت كه این تعبیر كافى و قانع كننده است .
10 - و در آیه سوم به عنوان تاكید این حكم نخست به مسلمانان دستور مى دهد كه خدا و پیامبرش را اطاعت كنند و از مخالفت او بپرهیزند (و اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و احذروا).
و سپس مخالفان را تهدید مى كند كه اگر از اطاعت فرمان پروردگار سر باز زنند، مستحق كیفر و مجازات خواهند بود و پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) وظیفه اى جز ابلاغ آشكار ندارد (فان تولیتم فاعلموا انما على رسولنا البلاغ المبین ).


متن آیه 219سوره بقره و ترجمه

یَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ قُلْ فیهِما إِثْمٌ كَبیرٌ وَ مَنافِعُ لِلنّاسِ وَ إِثْمُهُما أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما وَ یَسْئَلُونَكَ ما ذا یُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ كَذالِكَ یُبَیِّنُ اللهُ لَكُمُ الْآیاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ

درباره شراب و قمار از تو سؤال مى كنند، بگو: «در آن دو گناه و زیان بزرگى است; و منافعى (از نظر مادى) براى مردم در بردارد; ولى گناه آنها از نفعشان بیشتر است.» و از تو مى پرسند: «چه چیز انفاق كنند؟» بگو: «از مازاد نیازمندى خود.» اینچنین خداوند آیات را براى شما روشن مى سازد; شاید بیندیشید.

نكات تفسیری

1- معنی خمر : خمر به معنی پوشاندن است و به روسری هم خمار می گویند چون موی سر را می پوشاند. در اینجا خمر در اصطلاح به هر چیزی گفته میشه که باعث پوشاندن و زایل شدن عقل بشه. حالا در زمان اعراب زمان پیامبر خمر را از انگور و خرما می گرفتن. امروز ممکنه از میوه های دیگه یا چیز دیگه باشه. در هر صورت اگه در قرآن حکم شرب خمر حرام باشه، برای هر چیزی که عقل را غیرفعال کند جاری هست. (مثلا به نظر من مواد مخدر) 

2- در ایه در باره قمار هم صحبت شده و شرب خمر و قمار رد کنار هم قرار داده  که چون مربوط به بحث نیست از اون رد میشیم. 

3- خداوند در این ایه گفته خمر اثم کبیر است. اثم یعنی کاری که باعث نرسیدن انسان به خیرات میشه. در آیه دیگری از سوره اعراف  (آیه 31 سوره اعراف) خداوند اثم را حرام اعلام کرده و گفته شده: قل انما حرم ربی الفواحش ما ظهر منها و ما بطن و الاثم و البغی بغیر الحق . یعنی: .جز این نیست که خداوند زشتیها را ظاهرشان را و پوشیده و باطنشان را حرام کرده؛ و اثم  سرکشی به ناحق را نیز حرام کرده است.

در ایه فوق اثم صریحا حرام اعلام شده، پس در قران هر جا از کاری به عنوان اثم نام برده شده اسا، آن کار حرام است. منجمله  پس در این ایه همینکه خداوند خمر را گناه انهم از نوع بزرگ و کبیر میدونه برای حرام بودن اون کافیه.

 

4- این آیه سومین ایه ای است که کم کم برای شرب خمر امده. شراب نوشی تدریجا بر مسلمین حرام شده. چون اعراب حاهلی به شراب و شعر و چنگ خیلی علاقه داشتند و نمیتونستن شراب را یک مرتبه ترک کنند.

اول ایه 31 سوره اعراف اثم را حرام کرده. بعد ایه ای در سوره نسا گفته شراب رزق طیب نیست.  بعد هم ایه سوره نحل که گفته در حالت سکر و مستی نزدیک نماز نشید. و بعد ایه 129 سوره بقره گفته شراب اثم کبیره. بعد هم ایه سوره سوره مائده نازل شده که بقیه گروهها توضیح میدن.

در این آیه، منافع و زیان هاى این دو با هم مقایسه شده و برترى زیان ها و گناه سنگین آن، بر منافع آنها مورد تصریح قرار گرفته است، مسلماً منافع مادى كه احیاناً از طریق فروش شراب یا انجام قمار، حاصل مى شود و یا منافع خیالى كه به خاطر تخدیر، حاصل از مستى شراب، و غفلت از هموم و غموم و اندوه ها به دست مى آید در برابر زیان هاى فوق العاده اخلاقى، اجتماعى و بهداشتى این دو بسیار ناچیز است.

متن آیه 67 سوره  نحل و ترجمه

وَ مِن ثَمَرَتِ النَّخِیلِ وَ الاَعْنَبِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سكراً وَ رِزْقاً حَسناً إِنَّ فى ذَلِك لاَیَةً لِّقَوْمٍ یَعْقِلُونَ(67)

از میوه نخلها و تاكها به شما داده ایم كه از آن سكر (خمر) و روزى نیكو گیرید كه در این براى گروهى كه خردورزى كنند عبرتهاست .

 نكات تفسیری

این آیه مکی است و در مکه نازل شده. شاید ایه 67 سوره نحل شبهه انگیزترین آیه در مورد شراب باشه که بعضی ار آن برداشت به حلال بودن شراب در مکه می کنند.

در حالیکه علامه طباطبایی اعتقاد دارند این آیه : اولا: ربطی به حکم حرام و حلال نداره... و خطاب به مشرکین هم هست. 

ثانیا: چون تتخذون به صورا جمع آمده ... به دو نوع طعام اشاره داره. که یکی مسکر و دیگری رزق حلال و طعام پاکیزه است و میخواهد نشان دهد که از یک میوه هم میتوان غذای پاک داشت و هم غذای ناپاک.

 دقت کنید که در ایه قبلش هم خداوند می فرماید : از میان فضولات شکم و خون به شما شیر خالص نوشانیدیم.

 در این ایه هم به طوری نشان میده که از چیز بد میشه به عذای خوب و پاکیزه رسید (شیر) و از چیز خوب هم میشه به غذای الوده و ناپاک رسید (مسکرات)  وادامه هم میده که "خردورزی کنید .

مروری بر روایات مرتبط :

1-                  در تفسیر عیاشى از محمد بن فضل ، از ابى الحسن (علیه السلام ) روایت كرده كه در مورد آیه ((لاتقربوا الصلوة و انتم سكارى ، حتى تعلموا ما تقولون )) فرموده : این آیه قبل از تحریم شراب نازل شده است

2-                  مهدی خلیفه عباسی از امام کاظم علیه السلام پرسید:« آیا شراب در قرآن حرام شده است؟»
امام فرمود: بله، شراب در قرآن حرام شده است. خداوند در قرآن فرموده:« انما حرم ربی الفواحش ما ظهر منها و ما بطن و الاثم »؛ ( پروردگار فواحش ظاهری و مخفی و گناه را حرام نموده است.) در این آیه منظور از فواحش ظاهری، زنای علنی است. (در دوران جاهلیت بدکاره ها پرچم مخصوص بر سر در خانه خود داشتند.) و مراد از فواحش باطنی ازدواج پسران با نامادری خویش است. (در دوران جاهلیت، پسران پس از مرگ پدرانشان با نامادری خود ازدواج می‌کردند) و منظور از گناه، شراب است به دلیل آیه‌ی دیگری در قرآن که در آن شراب و قمار را گناه معرفی فرموده است:« و یسالونک عن الخمر و المیسر قل فیهما اثم کبیر » (از تو درباره شراب و ...؟ می‌پرسند. بگو در آنها گناهی بزرگ نهفته.»

3-                  كلینى(ره)و شیخ طوسى از امام باقر(ع)روایت كرده‏اند كه آن حضرت فرمود:

«خداى تعالى هیچ پیغمبرى را به نبوت مبعوث نفرمود جز آنكه در علم خدا چنین بود كه چون دین او را كامل نمود حرمت‏خمر و شراب در آن دین بود و شراب همیشه حرام بوده است...»

4- كلینى(ره)از على بن یقطین روایت كرده این گونه است كه مهدى عباسى از حضرت موسى بن جعفر(ع)حكم شراب را پرسید: كه آیا شراب در كتاب خدا حرام شده است؟با اینكه مردم از آیات شراب نهى مى‏فهمند نه حرمت؟ امام(ع)با قاطعیت فرمود: آرى در كتاب خدا حرام شده.

پرسید: در كجاى كتاب خدا حرام شده؟ حضرت فرمود: در آنجا كه خدا فرمود:

«قل انما حرم ربى الفواحش ما ظهر منها و ما بطن و الاثم و البغى بغیر الحق...» و به دنبال آن امام(ع)فرمود: منظور از«اثم‏»در این آیه كه خدا آن را صریحا حرام فرموده شراب است‏ دلیل آنكه در جاى دیگر فرمود: «یسئلونك عن الخمر و المیسر قل فیهما اثم كبیر و منافع للناس و اثمهما اكبر من نفعهما.»تا به آخر حدیث...

5-امام صادق (ع) :هر چیزی کهزیاد آن مست آورنده است پس کم آنها حرام است راوی گفت اگر آنقدر آب برویش بریزیم کهتغییر یابد آیا پاک است فرمود نه چنین است چگونه آب حرام حرام خدا را حلال می کندپس از خدا بترس و آن را نیاشام

6- حضرت صادق (ع):راوی گوید درباره ظرف شرابی که آب بر رویش بریزند به قسمتی که دیگر مست کننده نباشد سوال کردم ؟ فرمود نه به خدا سوگند حلال نمی شود و اگر قطره شراب در خمره و دیگی پر از آب ریخته شود تمام آب آن خمره نجس می گردد و باید دور ریخته شود

7- امام صادق ـ علیه السلام ـ به مفضل فرموده است: بعضی از مردمند که اگر حیا نمی بود حق پدر و مادر و همچنین حق ارحام و بستگان را مراعات نمی نمودند. اگر حیا و ترس از ملامت مردم نمی بود، هیچ امانتی را بر نمی گرداندند، و از هیچ فحشا وبی عفتی چشم پوشی نمی کردند.

8-. امام صادق: شرابخوار در روز قیامت مانند بت پرست در پیشگاه خدا ظاهر میشود ( وسایل الشیعه)

9-از امام علی پرسیدند آیا فکر میکنین شراب خواری از زنا و دزدی هم بدتره؟

امام فرمودند بله چون کسی که اون گناهانو میکنه شاید گناه دیگه ای نکنه ولی وقتی شرابخوار شراب میخوره

در اون حال زنا میکنه و آدم میکشه و نمازش ترک میشه ( کافی جلد 6 صفحه ی 403)

یعنی باید بدونیم فقط شراب خوردن حرام نیست بلکه کاری هم که مربوط به این عمل میشه حرامه .

10-گفته شده پیامبر ده نفرو درباره ی شراب لعنت فرمودند:

کسی که درختشو کاشته (حتما با نیت ساختن شراب از درخت)، کسی که از درختش محافظت کرده،

کسی که انگورشو فشرده،کسی که نوشیده،کسی که در جام ریخته،کسی که حملش کرده،کسی که از باربر تحویل گرفته،

کسی که خریده،کسی که فروخته،کسی که پولشو دریافت کرده( وسایل الشیعه جلد 25 صفحه ی 375)

11- امام صادق میفرماین: در روز قیامت شرابخوار واردمحشرمیشه درحالیکه رویش سیاه دهانش کج زبانش بیرون افتاده و فریاد تشنگیش بلنده

12-یه روایت دیگه به همین مضمون:خداوند او را از چرک و کثافتی که در چاهی در جهنم جمع شده مینوشاند (پیشین 297و296 )

13-.در یه روایت دیگه پیامبر سوگند خوردند که شرابخوار هرگز به شفاعت ما نمیرسه( پیشین328)

مباحث متفرقه پیرامون حرمت شراب:

پرسش : برخی متخصصان بر این باورند كه خوردن عرق و شراب، اگر زیاد از حد نباشد و مقدار كمی مصرف شود، ضرری برای انسان ندارد، توجیه اسلام را در این زمینه بیان فرمایید.

          پاسخ: خدای متعال احكام را بر اساس مصالح بندگان تشریع كرده است و هر حكمی خواه واجب یا حرام قطعاً همراه با مصالحی بوده كه بخشی از آن ها از راه های گوناگون و یا بیان اهل بیت(علیهم السلام) برای ما روشن شده است و بخش بزرگی از آن نیز همچنان پنهان است و شاید آیندگان به بخش هایی از فلسفه احكام دست یابند; چنان كه امروزه فلسفه برخی از احكام شرعی خواه واجب یا حرام و یا مستحب و مكروه، روشن شده است.
(علل الشرایع; پرسش ها و پاسخ های مذهبی، آیت اللّه مكارم شیرازی و آیت اللّه سبحانی، بخش فلسفه احكام و...
)

زیان بیش از سود(ضرر)
جنبه اقتصادی و منافع مالی نوشابه های الکلی و قمار در چهارده قرن قبل مورد توجه رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ بوده و در قرآن شریف از آن گفتگو شده است. ولی به این جهت که زیان و ضرر این دو عامل فساد از سودشان بیشتر بوده آیین اسلام شراب و قمار را بر مسلمین تحریم کرده تا در مقابل دست یافتن به منابع اقتصادی دچار ضرر های بزرگتر مادی و معنوی نشوند.
«یَسألونَکَ عَن الخمرِ و المَیسرِ قُل فیهما إثمٌ کبیرٌ و منافعُ للناسِ و إِثمهُما اَکبرُ مِن نَفعهما»؛
[2]
خداوند به پیغمبر فرموده: «درباره شراب و قمار از تو پرسش می کنند در جواب بگو این دو کار حاوی گناه بزرگ و منافعی برای مردم است ولی گناهش از سودش زیادتر است»،
که بدبختانه سودجویی چنان حجاب عقل حکومت ها و ملت ها است که منافع نقد شراب و قمار را می بینند و بدان اهمیت می دهند ولی به زیان هایی که از این راه دامن گیر جامعه می شود توجه نمی کنند و به فرض توجه اهمیت نمی دهند.

پرده شرم و حیا
یکی دیگر از زیان های مشترک شراب و قمار که می تواند آدمی را به راه گناه و ناپاکی سوق دهد و بی پروا به جرائم و جنایات وادارش سازد دریدن پرده شرم و آزرم است بعضی از افراد که پابند اخلاق و ایمان نیستند و به مقررات قانونی اعتنا ندارند تنها به سبب حیای از مردم به پاره ای از گناهان دست نمی زنند و از ترس نفرت عمومی قسمتی از خواهشهای غیر مشروع خویش را سرکوب می کنند و در واقع شرم و حیای اجتماعی برای این گروه ضامن اجرای قوانین اخلاقی و اجتماعی است.

مضرات پنهان شرب خمر :

با تداوم مصرف الکل سلولها کبد دیگر قادر به استفاده از ویتامین D نیستند در حالی که این ویتامین برای سلامتی استخوانها، دندانها و برای تولید چندین هورمون ضروری میباشد. لذا مصرف لکل بر فرآیندهای داخلی بدن تأثیر سوء میگذارد.
مصرف الکل بر بینایی تآثیر میگذارد. سلولهای چشم به طور طبیعی برای حفظ بینایی نیاز به ویتامین
A دارند. با نوشیدن الکل این ویتامین برای تبدیل الکل به انرژی مصرف میشود و در اثر کمبود آن، هنگام شب، دید چشم دچار اختلال شده و تار میگردد.
یکی از عوارض تجزیه الکل در بدن تخریب ویتامین
B6 میباشد. در نتیجه این تخریب فرد ممکن است دچار کم خونی، خستگی، تمرکز ضعیف، سستی و بیحالی گردد.
الکل یک ماده ادرار آور است و میتواند سبب کم آبی سلولهای بدن شود. با دفع ادرار، همراه با آب، ویتامینها و مواد معدنی از جمله ویتامینهای
B، C، منیزیم، کلسیم، روی و پتاسیم از بدن خارج میشوند. با مختل شدن عمل جذب اسید فولیک، به علت مداخله الکل در سوخت و ساز ویتامینها، از دریافت این ویتامین توسط بافتهای بدن جلوگیری میشود. کمبود اید فولیک میتواند موجب کم خونی، سستی و بیحالی و ضعف جسمی و روحی گردد.

نگاهی به آمار :

آمار نشان مى دهد: حدّ متوسط عمر معتادان به الكل در حدود 35 الى 50 سال است، در صورتى كه حدّ متوسط عمر، با رعایت نكات بهداشتى از 60 سال به بالا است.

ب ـ اثر الكل در نسل: كسى كه در حین انعقاد نطفه، مست باشد 35 درصد عوارض الكلیسم حاد را به فرزند خود منتقل مى كند، و اگر زن و مرد هر دو مست باشند، صددرصد عوارض حاد در بچه ظاهر مى شود، براى این كه به اثر الكل در فرزندان بهتر توجه شود آمارى را در اینجا مى آوریم:   

كودكانى كه زودتر از وقت طبیعى به دنیا آمده اند از پدران و مادران الكلى 45 درصد، از مادران الكلى 31 درصد، و از پدران الكلى 17 درصد، بوده اند.

كودكانى كه هنگام تولد توانائى زندگى را ندارند، از پدران الكلى 6 درصد، و از مادران الكلى 45 درصد.

كودكانى كه كوتاه قد بوده اند از پدران و مادران الكلى 75 درصد و از مادران الكلى 45 درصد بوده است.

كودكانى كه فاقد نیروى كافى عقلانى و روحى بوده اند از مادران و از پدران الكلى نیز 75 درصد بوده است.

ج ـ اثر الكل در اخلاق: در شخص الكلى عاطفه ءخانوادگى و محبت نسبت به زن و فرزند ضعیف مى شود به طورى كه مكرر دیده شده پدرانى فرزندان خود را با دست خود كشته اند.

 

نتیجه :

1-      حرمت شراب بر اساس آیات و روایات و همچنین استدلالات عقلی موجود قطعی است

2-      حرمت شراب بدلیل ایجاد آمادگی در فهم و عقل بشری بصورت تدریجی آمده است  و اینكه خدا ایتدا فرموده است به هنگام  مستی نماز نگذارید دلیل بر این نیست كه در غیر وقت نماز شرب خمر را جایز می دانسته است .

3-      پیامدهای اجتماعی شرب خمر صرفنظر از حرمت شرعی آن چیزی نیست كه بر كسی پوشیده باشد .

4-      یكی از پیامدهای سهمگین اخروی شرب خمر محرومیت از شفاعت است .

5-      با توجه به اینكه شرب خمر باعث از بین رفتن قوه تفكر می گردد شرابخوار آمادگی ارتكاب هر جرمی را بالقوه داراست بنابراین این كار بنا به فرموده معصومین علیهم السلام از بسیاری از معاصی دیگر  بزرگتر است .


تعداد کل صفحات: 8 ... 5 6 7 8
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات