تبلیغات
..... نــــــــــوای دل ..... - مطالب بهمن 1391
دوشنبه 16 بهمن 1391

کانالهای ارتباطی خود را بشناسیم

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    

 کانالهای ارتباطی خود را بشناسیم.

1-     شبکه های اجتماعی مودجود و پر طرفدار را بصورت اختصار معرفی کنید.

 

 یکی از اولین شبکه های اجتماعی فوق العاده پرطرفدار که در اوایل دهه 80 شمسی در ایران  محبوبیت فوق العاده ای بود، شبکه اجتماعی اورکات (Orkut) بود که فعلا کاربردی ندارد.

از شبکه های اجتماعی مطرح  که در حال حاضر فعال هستند می توان فیس بوک و گوگل پلاس را نام برد.

شبکه اجتماعی پرطرفدار و معروف ایرانی زبان که مختص کاربران ایرانی است هم کلوب می باشد.

شبکه اجتماعی افسران نیز یک شبکه اجتماعی است که در دو سال اخیر فعال شده و فقط کاربران ولایی و ارزشی را به عنوان عضو قبول میکند و امکانات خوبی هم دارد.

 

شبکه های دیگری هستند که بیشتر می توان از آنها به عنوان میکروبلاگ و توئیت کننده نام برد. مثل توئیتر، دیگ و ردیتdigg & Reddit) ). این شبکه ها برای نشر سریع اخبار و نوشته های کوتاه نت گونه خیلی کاربرد دارند و بازدید خوبی هم دارند. هر چند جز تویئتر ، بقیه به اندازه فیس بوک و توئیتر و گوگل پلاس در ایران طرفدار ندارند.

 

2-     آیا در شبکه ای شما هم عضویت دارید؟

اولین اشنایی بنده با شبکه های اجتماعی در سالهای 79-80 با شبکه اجتماعی اورکات (Orkut) شروع شد. شاید یکی از بهترین سالهای فعالیت اینترنتی من همان سالها بود که با انجمن وحدت اسلامی در اورکات همکاری خوبی داشتم. این انجمن هدفشان ایجاد وحدت بین شیعه و سنی بود و در طول 5 سالی که بنده با آنها کار می کردم، موفق شدند تعدادی از مسیحیان را به دین مبین اسلام دعوت کنند.

اورکات در اواخر دولت اصلاحات به علت فعالیت سیاسی شدید علیه ایران و تبلیغات ضد نظام فیلتر شد. پس از آن در شبکه اجتماعی تازه تاسیس ایرانی زبان کلوب عضو شدم.

 

از شبکه های اجتماعی معروف و شناخته شده، در شبکه های فیس بوک و تویئتر عضو هستم اما فعالیت چندانی ندارم. در شبکه اجتماعی گوگل پلاس فعالیت گسترده ای دارم و بین کاربران ارزشی یکی از قدیمی ترین و فعال ترین کاربران شناخته می شوم. و در ضمن رکورد پرفالوئرترین کاربر ارزشی را دارم.

اما کار اصلی و فعالیت دامنه دار تر من در شبکه اجتماعی کلوب است.  کلوب یک شبکه اجتماعی فارسی زبان است که معمولا کاربران معمولی تر در آن عضو می شوند و اکثر این کاربران نوجوان یا جوانان هستند. بنده مدیریت تشکل جبهه جهادگران مجازی را به عهده دارم که زمین اصلی کار این تشکل در کلوب است.

مزیت کلوب را به سایر شبکه های اجتماعی امکانات بومی و نسبتا کم نقص آن می دانم و حضور ایرانیان آماده تاثیر پذیری در آن.

 

3-     با توجه به اینکه در عصر ارتباطات هستیم چه چیزی سبب شد که این شبکه ها در ایران فیلتر شوند؟

این که چرا این شبکه ها فیلتر می شوند را باید به طور گسترده تری به آن پرداخت. یک علت می تواند امکان نشر آزاد و دسترسی به محتواهای مستهجن و ضداخلاقی بدون هیچ کنترلی بر آن باشد، مثلا اگر پورنوترین تصاویر و فیلمها در این شبکه ها نشر داده شود، مدتی خواهد گذشت تا پس از گزارش دادن تعدادی از کاربران، این محتواهای مستهجن حذف شود و یا شاید اصلا هرگز حذف نشود.

 

علت دوم می تواند این باشد که شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک و توئیتر شدیدا تحت کنترل سیستم های امنیتی غرب هستند و این سیستم های جاسوسی با انتشار اخبار هدفدار و تخریبی علیه مخالفین خود، اذهان کاربران را برای اهداف و برنامه های آتی خود آماده می کنند، سبک زندگی مردم را به سبک زندگی غربی تغییر می دهند و ترویج اباحه گری می کنند.

ممکن است بگوید در یک جربان آزاد اطلاعات، این حق آنهاست و ما هم باید با انتشار مطالب هدفمند برای اعتقادات خودمان تبلیغ کنیم، اما باید بدانید که این شبکه ها، تقریبا یه سختی اجازه رسیدن صدای موثری از مخالفین خود را به سایر کاربران می دهند. فیلترهای پنهانی که دارند این امکان را از مخالفین آنها می گیرد که بتوانند زیاد تاثیر گذار باشند. به عنوان مثال تقریبا تمام کاربران ارزشی ایرانی موثر در گوگل پلاسٍ، به علت محتوای ارزشی پستها و پیج هایی که در گوگل پلاس مدیریت می کنند، در لیست سیاه گوگل پلاس قرار گرفته و هیچ پستی از آنها به صفحه پستهای داغ ارجاع داده نمی شود، حتی اگر 300 بار هم بازنشر شود. اما صفحه ای با نام "مملکته داریم" که در پستهای آن فقط در مورد اوضاع ایران سیاه نمایی می شود، پستهایش با 10 بازنشر به صفحه پستهای داغ منتقل می شود تا مورد بازدید عموم قرار گیرد.

پس نکته اینجاست که موافقان سیاستهای غرب، چون بدون فیلترینگ محتوا عمل می کنند و حتی  از طرف مدیران شبکه مورد حمایت  قرار می گیرد، به احتمال زیاد عملا تاثیر گذاری بیشتری روی کاربران ایرانی خواهند داشت، بنابراین حضور افراد خام و کم اطلاع در این شبکه ها منجر به فجایع تدریجی و نرم می شود.

یعنی اگر ما اول سال 3000 بسیجی را وارد شبکه اجتماعی فیس بوک کنیم، نمی توانیم مطمئن باشیم که آخر سال هم  3000 بسیجی تحویل خواهیم گرفت. چون عده ای ممکن است تحت تاثیر اخبار نادرست و تلقینات هوشمندانه و برنامه ریزی شده آنها قرار گرفته باشند و در ادامه راه دچار تردید شده باشند، و عده ای هم درگیر تفنن و وقت گذرانی در این شبکه ها و سرگرم دوستان مجازی!

 

تاکید می کنم با این وجود نباید ناامید بود و حضور هوشمندانه و برنامه ریزی شده در این شبکه ها، همان تاثیر کم را هم موثر می کند. همینقدر که ما بدون ترس و با شجاعت صدای انقلاب اسلامی را فریاد بزنیم و با ورود به این فضاها تحت تاثیر فضای موجود و کاربرانی که تحت حمایت مدیران شبکه صدایشان پرهیاهوتر شنیده می شود قرار نگیریم و احساس کم شمار بودن نکنیم.

 

از این رو ورود به این شبکه های اجتماعی خارجی و حتی داخلی، باید با برنامه و هدفدار باشد. گروه تحت مدیریت و سازماندهی تعریف شده وارد شوند، اهداف مشخص باشد و بازخورد گیری ماهانه از حضور انجام شود تا آسیبها شناخته شده و برطرف شوند.

البته به نظر می رسد گه فیلترینگ چاره اصلی این معضل نیست، بلکه ممکن است چاره مقطعی باشد تا به یک سازمان دهی نسبی در شبکه های اجتماعی برسیم. چون انواع پروکسی فایرها و فیلتر شکن و وی پی ان به سادگی در اینترنت قابل دسترسی و دانلود است . بهترین کار برای حضور مفید در فضای شبکه های اجتماعی، سازماندهی به صورت گروه هایی با مدیران فعال می باشد.  

  

 

4-  اگر محتواهای غیر اخلاقی صفحات شبکه های اجتماعی فیلتر شوند میتوان این سایتها را در اختیار بازدیدکنندگان قرار داد؟

در مورد شبکه های اجتماعی (حتی شبکه های اجتماعی داخلی) تقریبا هیچ راهی برای فیلتر سریع محتواهای غیراخلاقی این شبکه ها وجود ندارد. به علت گردش سریع اطلاعات در این شبکه ها با عملیاتی مانند داغ کردن و  ریشیر کردن  reshare و پسندیدن (like) و ... این محتواها بدون اینکه کاربر اراده کند و به دنبال آنها رفته باشد، در معرض دید کاربر قرار می گیرد و به هر حال به چشم او می خورد. این می تواند نوعی حساسیت زایی نسبت به خط قرمزهای اخلاقی را باعث شود.

اما حتی اگر این محتواها حذف شوند، با وجودیکه یکی از معضلات این شبکه ها حل شده، با وجود این، آسیب های فراوانی کاربران جوان این شبکه ها را تهدید می کند، یکی از مهمترین این آسیب ها می تواند گسست جوانان از خانواده باشد، بریدن از فرهنگ خانواده و ارتباطات خانوادگی.

آسیب مهم دیگر این است که افراد خاکستری با ورود به این شبکه های تحت تاثیر گفتمانی قرار می گیرند که توسط مدیران شبکه تقویت شده و در معرض دید کاربران قرار می گیزد تا وانمود شود که گفتمان حداکثری است.

 تحت تاثیر قرار دادن این کاربران خاکستری نیز توسط اشخاص ممکن تیست، بلکه باید در این شبکه ها توسط ما کاربران ارزشی جریان سازی انجام گیرد تا صدایی شنیده شود و کاربران منفعل تخت تاثیر موج ایجاد شده به ما بپیوندند.

 

پس به نظر می رسد محتوای مستهجن تنها یکی از آسیب های این شبکه هاست.

 صحبت در این مورد خیلی زیاد است که به نظرم از حوصله خارج است. آسیب شناسی خیلی وسیعی لازم است.

 

5-  با توجه به فیلترینگ این شبکه ها آمار بالایی از جوانان و نوجوانان کشور ما در این سایتها عضو هستند پس عملا گروه مخاطب بهره خود را بهر صورت می برند. آیا فیلترینگ باز هم ضروری است؟

اگر نظر بنده را بخواهید، فیلترینگ چاره کار دائمی نیست، با توجه به اینکه اکثر کاربران این شبکه ها جوانان و نوجوانانی هستند که نیاز به برقراری ارتباطات اجتماعی دارند و می توان این نیاز آنها را به طور صحیح پاسخ گفت، باید  چند  راهکار را پیش گرفت:

 

الف: حضور افراد قوی و مطلع در این شبکه ها برای جذب و سازماندهی کاربران جدید ایرانی.

ب: داشتن برنامه کاری برای کاربرانی که جذب شده اند

ج: حمایت از شبکه های اجتماعی فارسی زبان که قابل کنترل تر هستند و ایجاد جذایبت برای حضور در آنها.

د: اطلاع رسانی کافی و مداوم در باره آسیبهای این شبکه های اجتماعی

  

ما می توانیم با انتخاب افراد مناسب و شکل دهی شبکه های اجتماعی مردمی در فضای واقعی از بین کاربران شبکه های اجتماعی مجازی، تهدیدی به نام شبکه های اجتماعی را به یک فرصت تبدیل کنیم. که این کار تا حدودی انجام شده است.

 

 

6-  از آنجایی که شبکه های اجتماعی در تمام دنیا مخاطبان زیاد را بخود جذب کرده اند و صددرصد برای آنها محتواهای غیر اخلاقی علت اصلی گرایش و عضویت در این سایتها نمیباشد. بنظر شما اصلی ترین کاربردهای این صفحات چه میتواند باشد؟

 

علت جذابیت شبکه های اجتماعی را می توان در ارتباط واقعی با افراد بدون صرف هزینه، زمان و بدون در نظر گرفتن بعد مکان دانست. و مزیت فوق العاده دیگر آن دسترسی سریع است . همچنین دیدن و دیده شدن بدون هیچ واسطه.   استقلال داشتن کاربر در صفحه خودش، اجازه سر زدن به دیگران و سر آوردن از مسائل نسبتا خصوصی دیگران، تنوع افکار و عقاید، لحظه به لحظه آشنا شدن بدون دردسر با تعداد زیادی کاربر از سراسر دنیا،   آشنایی با فرهنگ های مختلف، همه و همه می تواند نسبت به علائق مختلف کاربران، همه طیفی را به خود جذب کند.

 

این جذابیت ها برای همه کاربران است، اما موضوع این است که ما بتوانیم با توجه به این جذابیت ها ظرفیت انبوه کاربران ایرانی را که در این شبکه های اجتماعی عضو هستند فعال کنیم.

 

با کار صحیح و برنامه ریزی شده در شبکه های اجتماعی، حتی می توان کاربری را هم که اعتقاد چندانی به نظام اسلامی ندارد با دادن سرخط های صحیح و مورد علاقه اش به یک کاربر مفید تبدیل نمود. مثلا می توان او  را تشویق نمود با توجه به احساسات وطن دوستانه اش، برای معرفی گردشگری ایران و مناطق دیدنی و ... به کاربران سایر کشورها اقدام کنند.

 

از جمله این راهکارها، برگزاری اردوهای دوستانه یک روزه، سفرهای زیارتی، دوره های آموزشی هدفمند و هر برنامه ای که منجر به این شود که علقه های دوستی و ارتباطات صمیمی بین کاربران این شبکه ها (به تفکیک جنسیت) برقرار شود تا بتوان در طی هم فکری ها و هم اندیشی ها و حلقه های فکر حضوری و مجازی، به ارتقا و رشد اطلاعات این کاربران کمک کرد.

 

]این شیوه را جریان اپوزیسیون در فتنه 88 انجام داد. یعنی از مدتها قبل از انتخابات، یک سری شبکه های مجازی دوستانه در شبکه اجتماعی کلوب و فیس بوک و توئیتر و ...تشکیل داشته بودند که گاهی ما می دیدیم حتی برنامه های حضوری مثل کوه و ... هم داشتند و اکثر اعضای این شبکه های مجازی نوجوانان دبیرستانی یا دیپلمه های بیکار بودند که زیاد فرصت برای حضور در نت را داشتند. این شبکه های مجازی در جریان انتخابات 88 فعال سیاسی شد و اعضای آن همدیگر را تشویق به حضور در اغتشاشات می کردند. مسلما جذابیت حضور با دوستان مجازی در یک راهپیمایی اعتراض آمیز برای این کاربران از یک طرف و ترس از طرد شدن از شبکه و مورد بی اعتنایی دوستان قرار گرفتن و ترسو خطاب شدن از سوری دیگر باعث می شد که به دعوت گروه پاسخ دهند.[

 

اولین نکته این است که این شبکه های اجتماعی واقعی که از دل شبکه های اجتماعی مجازی بیرون می آیند باید دارای مدیریت توانمند و دلسوز و  کاملا پخته باشند. متاسفانه کسانی که در سطح بالایی از مدیریت و توان مذهبی هستند، بیشتر علاقه به کارهای به ظاهر بزرگ دارند و این قبیل کارها را در سطح خود نمی بینند و مجموعه ای را راه اندازی می کنند و به چند نفر کم تجربه و خام می سپرند (مشکل این است.)

در حالیکه مشکل اساسی کاربران مذهبی و ارزشی در شبکه های اجتماعی این است که اعتماد به نفس کافی برای به زبان آوردن آنچه به آن اعتقاد دارند را ندارند. (هرچند باید اعتراف کرد این مساله بعد از فتنه 88 خیلی بهتر شده است و کاربران ارزشی ها باید از اعتقادات خود دفاع کنند) و این به خاطر این است که صداهای مخالف قدرتهای غرب توسط مدیران شبکه به طور نامحسوس و با ترفندهای فیلترینگ خاموش می شود و از طرفی صداهای دعوت کننده به اباحه گری و مخالفت با دین توسط مدیران شبکه تقویت می شود.

معمولا ما عادت داریم قبل از اینکه حرف بزنیم، برآورد کنیم که آیا مورد حمایت جمع واقع می شویم یا نقد خواهیم شد. آیا در صورت مورد حمله و نقد قرار گرفتن می  توانیم از حرفی که زده ایم دفاع کنیم؟ یا اگر خودمان توان دفاع نداریم، کسی هست که از ما دفاع کند؟ اگر احساس کنیم در اقلیت هستیم ترجیح می دهیم سکوت کنیم. و این سکوت باعث می شود بقیه اشخاص هم فکرمان هم از اعتقادات ما بی خبر بمانند و هم خودمان کم کم جذب جریان شویم.

حضور فعال چندین مدیر آشنا و مطلع به مسائل که اهل بحث هم باشند در این شبکه ها باعث می شود که کاربران کم تجربه تر که ممکن است اطلاعات کافی در زمینه های مذهبی و سیاسی و ... نداشته باشند با اتکا و به پشتوانه فکری این افراد بتوانند اظهار نظر کنند و کم کم در زمینه بحث قوی شوند.

 

تجربیات بسیاری از این دست در شبکه های اجتماعی وجود دارد. کاربرانی که به خاطر ضعف اطلاعات با عدم آشنایی به زبانهای خارجی سکوت می کنند و ترجیح می دهند بی سر و صدا شاهد جریان شبکه باشند و خنثی عمل کنند. یا اگر عقایدشان را بیان می کنند، جریان مخالف فعال بلافاصله با کوبیدن و هجمه بی  امان و با آیدی های متنوع اعتقاداتش را زیر سوال می برند و چون به علت کمبود اطلاعات و عدم پشتیبانی دوستان و همفکران مغلوب می شود، دیگر جرات ابراز نظر ندارد.

 

 

7.  به نظر شما چرا سایتهای این شبکه های اجتماعی بعد از موتورهای جستجو، پر استفاده ترین سایتهای اینترنتی هستند.

پدیده شبکه های اجتماعی شاید یکی از مهمترین تحول  رسانه ای بیست سال اخیر باشد، شما با استفاده از این پدیده به سطح بالاتری از تبادل اطلاعات دسترسی پیدا می کنید. اگر قبلا باید سایتی را باز می کردیم و خبری را می خواندیم، حالا اخبار مختلف از منابع مختلف مدام و بی وقفه به چشم ما می رسد.

از طرفی امکان تعامل با دیگر کاربران اینترنت را در سراسر دنیا داریم و این اتفاق مهمی است. کی تصور می کردیم که بتوانیم بدون هزینه و صرف وقت، فقط با یک کلیک با یک مسلمان در مصر، یک صهیونیست در اسرائیل یا یک ایرانی در جزایر ابوموسی صحبت کنیم و نظر مستقیم او را بدون دخالت رسانه ها و تیتر زدن روزنامه ها بفهمیم؟

 

پس علت پرکاربرد بودن این شبکه ها، اولا جذابیت این شبکه هاست و ثانیا این مساله است که کاربر احساس می کند آزاد است و می تواند از بین داده هایی که به او می رسد آنچه را می خواهد بپذیرد. شما وقتی وارد یک سایت می شوید معمولا خط سیر فکری آن سایت از طرف مدیران سایت مشخص شده و احساس می کنید که مطالب سایت دارند یک سری اطلاعات طبقه بندی شده و هدفدار را به شما می دهند. اما در شبکه های اجتماعی این چنین حسی رو ندارید . هرچند شبکه های اجتماعی هم دقیقا با ترفندهای فیلترینگ کاربران مخالف خود، اطلاعات هدفدار و دسته بندی شده به خورد شما می دهند، اما به علت حضور ظاهری و آزاد کاربران با عقاید مختلف شما این مساله را احساس نمی کنید و تصور می کنید در یک فضای آزاد اطلاعاتی قرار گرفته اید. از طرفی شبکه های اجتماعی گستره علائق فوق العاده ای را پوشش می دهند.

 

8.     شبکه های اجتماعی با چه موضوعاتی وجود دارد.

شبکه های اجتماعی جهانی و مطرح معمولا همه منظوره هستند. و هر کاربر می تواند با توجه به علایق خود در کلوبها یا صفحات مختلف آن عضو شود. اما شبکه های اجتماعی خاص نیز وجود دارند. مثلا شبکه های اجتماعی مخصوص دانشجویان و اساتید. داشتن شبکه اجتماعی محدود کار ساده ای است. حتی یک دانشگاه هم میتواند یک شبکه اجتماعی از دانشجویان، اساتید و کارمندان خود داشته باشد. اما این شبکه را نمی توان یک شبکه اجتماعی عمومی دانست.


ادامه مطلب