تبلیغات
..... نــــــــــوای دل ..... - چرا علی مطهری بلندگوی فتنه گران شده؟
جمعه 8 دی 1391

چرا علی مطهری بلندگوی فتنه گران شده؟

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :سیاسی ،

علی مطهری چهره ای است که  نام وی در سالهای اخیر به خاطر مواضع چالش برانگیز و بعضا متناقضش در امور سیاسی، در رسانه های زیادی مطرح شده است و بخصوص رسانه های بیگانه و ضدانقلاب روی نظرات وی مانور زیادی می دهند.

مطهری خود سالها پیش، زمانی که مورد بی مهری هاشمی قرار گرفته بوده، از منتقدین سرسخت هاشمی بوده و از رانت خواری های مهدی هاشمی و سایر آقازاده ها می نالیده است و مدام درخواست مواخذه آنها را داشته، در حالیکه فعلا که جرم سنگین این آقازاده ها مبرهن است، مطهری از عدم اثبات اتهام آنها سخن می گوید!! وی منتقد و مخالف خاتمی بوده، در سال 84   از کاندیداتوری  احمدی نژاد حمایت کرد، در سال 88 نیز ابتدای امر مخالف کاندیداتوری موسوی و موافق نامزد شدن احمدی نژاد برای انتخابات بود. اما بعدا در مخالفت با احمدی نژاد سنگ تمام گذاشت.

علی مطهری در دوران فتنه مواضع گوناگون می گرفت و به قولی از سیاست "یکی به نعل، یکی به میخ" پیروی می کرد. مردم وی را از ساکتین فتنه می دانستند، اما وی کم کم به  بلندگوی فتنه تبدیل شد تا بدون در نظر گرفتن سابقه توهین ها و اتهامات علیه احمدی نژاد توسط سران فتنه و همکارانشان، شروع فتنه را از مناظره تاریخی معرفی کند و اینطور القا نماید که اتهامات! مطرح شده در مناظره تاریخی احمدی نژاد – موسوی باعث کلید زدن فتنه شده است و از این رو باید احمدی نژاد هم همراه با سران فتنه محاکمه شود!!!  تقلیل فتنه بزرگ علیه نظام،(که در واقع در یک سوی میدان نظام اسلامی و در سوی دیگر ضدانقلاب و نظام های استکباری بودند) به دعوای موسوی – احمدی نژاد توسط مطهری، نشانه ویژگی سطحی نگری مطهری و عدم ذکاوت سیاسی وی برای تشخیص لایه های پنهان وقایع سیاسی است. با وجود شواهد روشن و دفاع واضح آمریکا و اسرائیل از فتنه، مطهری هنوز در باطل بودن آن شک دارد.

مطهری در سالهای اخیر به خاطر دسترسی به تریبون مجلس، بدون درک و در نظر گرفتن مصالح نظام که همواره در بیانات رهبری به آن اشاره می شود، هر از گاهی با بزرگنمایی ضعف های دولت دهم، طرح استیضاح وزرای کابینه احمدی نژاد؛ طرح سوال از رئیس جمهور؛ اتهام آزاد گذاشتن بی بندوباری جنسی و ... مخالفت جدی خود را با دولت بخصوص با شخص رئیس جمهور به نمایش می گذارد. این در حالیست که وی در مقابل کاستی ها و اشتباهات دو قوه دیگر، هیچ موضعی نمی گیرد و گویا تبدیل به بازرس قوه مجریه شده است. این امر متاسفانه شائبه کینه شخصی با شخص احمدی نژاد را تقویت می کند.

جالب است بدانیم که علی مطهری در حالی از نظارت بر دولت و رئیس جمهور و حتی لزوم نقد رهبری صحبت می کند که مخالف تصویب "طرح نظارت بر نمایندگان مجلس" است و آن را توهین به نمایندگان تلقی می کند. همچنین وی در حالی احمدی نژاد را به خاطر توهین! در مناظره ها مستحق محاکمه می داند، که خود بارها از تریبون مجلس و در مصاحبه ها به رئیس جمهور قانونی و منتخب مردم توهین کرده است. نکات فوق نشان می دهد که وی به منطق ثابتی برای اظهار نظرهای خود پایبند نیست و تابع ضرب المثل "یک بام و دو هوا" ست. این امر می تواند نشان دهنده خطای شناختی ناشی از دید خودخواهانه به مسائل باشد که شخص خودش را محور قرار داده و مسائل را بر اساس محوریت خود تحلیل می کند.

 

علی مطهری در واقع شخصیتی همیشه مخالف و همیشه منتقد؛ رک گو؛ و دچار سطحی بینی سیاسی است. وجود این ویژگیها با هم باعث شده در برهه زمانی فعلی، جناح مخالف نظام و به خصوص اصلاح طلبان تندرو، با میدان دادن به او و چهره سازی از وی حداکثر استفاده را ببرند.

با توجه به عدم تسلط مطهری به بندهای قانون اساسی و تاریخچه قوانینی که در مجلس به تصویب رسیده است، (این امر در مناظره هایی که ایشان شرکت می کنند، کاملا مشهود است) به نظر می رسد که علی مطهری ناآگاهانه تریبون جناحی شده است که خود وی اختلافات عقیدتی و سیاسی زیادی با آنها دارد. در واقع مطهری به خاطر همان ویژگی سطحی نگری، لایه های پنهان این جناح را درک نمی کند و تنها خوش بینانه و با سادگی به ظاهر سخنان فریبنده این افراد توجه می کند.

نامه سرگشاده اخیر مطهری خطاب به آیت الله جنتی به خوبی این مساله را نشان می دهد، این نامه را می توان جدیدترین نمونه تلاشهای مطهری در راستای جلب نظر رسانه ها به خود دانست که تقریبا به وضوح تکرار خواسته های جناح تندروی اصلاح طلب مثل عبدالله نوری و موسوی خوئینی ها می باشد و بسیار هم مورد استقبال رسانه های ضدانقلاب و بیگانه قرار گرفته است.

 

این اظهارات موسوی خوئینی ها را بخوانید:

"انتخابات آزاد یعنی اینکه آقای مهندس موسوی هم بتواند کاندیدا شود. چون مهندس موسوی چهار سال پیش با تمام سختگیری‌هایی که همین آقای جنتی کرد تائید شد و از آن موقع به بعد هم هیچ محکمه و دادگاهی محکومش نکرده است. اگر انتخابات آزاد باشد ایشان باید بتواند کاندیدا شود. حتی لازم نیست برای انتخابات از حصر هم بیرون آورده شود، فقط از داخل حصر منزلش اعلام کاندیداتوری کند. اگر رای آورد از خانه‌اش برود ساختمان ریاست جمهوری و اگر رای نیاورد همانجا بماند."

حال این بخش از نامه علی مطهری به آیت الله جنتی را بخوانید:

" همچنین فرموده اید " امکانی برای حضور مجدد فتنه گران در صحنه انتخابات وجود ندارد و آنها حتی نباید توهم این حضور مجدد را داشته باشند." اگر مقصود شما افرادی است که جرم آنها در دادگاه صالح اثبات شده و حکم دادگاه موجب محرومیت آنها از حقوق اجتماعی است، سخن جناب عالی درست است، در غیر این صورت وجاهت قانونی ندارد. فرضا آقایان موسوی و کروبی هم کاندیدای ریاست جمهوری شوند، قطع نظر از اعتقاد شخصی ما درباره میزان قصور یا تقصیر آنها در بحران مذکور، چون در هیچ دادگاهی به طور علنی محاکمه نشده و از خود دفاع نکرده اند، مجوز قانونی برای رد صلاحیت آنها وجود ندارد."

مشابهت را می بینید؟


این دو اظهار نظر کاملا شبیه به هم و مطهری که خود موسوی خوئینی ها را معلم فکری گروه فرقان و گودرزی عامل ترور شهید مطهری می داند، به طور ناخواسته استراتژی  دیکته شده اصلاحات که ناشی از تفکر امثال موسوی خوئینی ها است را دنبال می کند.

(مطهری در مصاحبه خود در سال 89 با نشریه‌ یاد آور، با تأکید بر این که گروهک فرقان متأثر از افکار کسانی چون آقای موسوی خوئینی‌ها بود، گفته است: "من معتقدم این‌ها بیش‌تر متأثر از افرادی چون موسوی خوئینی‌ها و دکتر پیمان بودند و همین طور از نهضت آزادی خارج از کشور و دکتر یزدی و قطب زاده و جزواتی که از طرف آن‌ها می‌آمد. در جزوه‌ای که آن‌ها برای سالگرد دکتر شریعتی منتشر کرده بودند و احتمالاً متعلق به دکتر یزدی و گروهش بود، به شهید مطهری حمله و ایشان را در کشتن دکتر شریعتی، همکار رژیم شاه معرفی کرده بودند! آن‌ها «عدل الهی» و «خدمات متقابل ایران و اسلام» را مسخره کرده و گفته بودند که افرادی که به دنبال تحکم پایه‌های رژیم شاهنشاهی هستند، این مطلب را می نویسند. گودرزی و دوستانش بیش‌تر متأثر از این حرف‌ها بودند.")

 

پشت این منطق مطهری تفکر سکولار و ضدامام نفهته است. در حالیکه مطهری نه سکولار است و نه ضد ولایت فقیه.  اما معلوم نیست چطور میتوان مطهری را پیرو ولایت فقیه و امام خمینی دانست که به خاطر ندارد امام خمینی فعالیت سیاسی نهضت آزادی و اعضای آن را متوقف کرد و به مسئولین دستور داد که کسی حق ندارد به هیچ کدام از افراد جبهه ملی و نهضت آزادی پستهای کلیدی حکومتی بسپارد. در حالیکه این افراد ظاهرا در هیچ دادگاهی محاکمه نشده بودند و اتهامی برای آنها اثبات نشده بود.

 

پشت این سخنان که از بسیاری از اصلاح طلبان منجمله موسوی خوئینی ها و به علاوه از مطهری مدعی اصولگرایی  شنیده است، اهدافی وجود دارد.

 

الف- تخریب نهادهای موثر نظام جهت زیر سوال بردن سلامت انتخابات: یکی از این اهداف که می تواند یکی از راهبردهای اصلی فتنه گران را در انتخابات آینده به نمایش بگذارد، چیزی نیست جز زیر سوال بردن عملکرد شورای نگهبان که بخش اصلی سلامت انتخابات بر عهده این نهاد است. این بار فتنه گران قصد دارند از همان ابتدا و با زیر سوال بردن رد و تایید صلاحیت ها در شروع انتخابات، فتنه انتخاباتی را بر  علیه نظام شروع کنند تا بتوانند با دلسرد کردن مردم میزان مشارکت را کاهش دهند. چرا که میزان مشارکت بالا در انتخابات است که ثبات و پایداری نظام را تثبیت می کند.

علاوه بر شورای نگهبان، نهاد موثر دیگری که دشمن بارها به آن تاخته و مایل است متهم به دخالت در انتخابات شود، سپاه و بسیج است. علی مطهری در کمک به تکمیل این پازل دشمن نیز در اردیبهشت سال 91، سپاه را متهم به دخالت مشهود و غیرقانونی در انتخابات مجلس نمود و با ژستی دلسوزانه گفت که این دخالت آفت نظام اسلامی و سپاه است.

 

ب- استراتژی یک گام به جلو: این استراتژی مصداق ضرب المثل "بــه مـرگ بـگیـــر تا بــه تب راضـــی شـود!!" می باشد که به دنیال این است با مطرح کردن خواسته کاندیداتوری موسوی و کروبی به طور ضمنی، امتیاز گرفته و نظام را به قبول کاندیداتوری خاتمی راضی کند و بدین ترتیب اصلاحات شکسته و منزوی ناشی از تندروی ها و بی منطقی موسوی و کروبی ، دوباره وارد میدان سیاسی کشور شود.

 

به طور کلی استفاده ضدانقلاب از مطهری را می توان در ابعاد مختلف اهداف راهبردی دشمن دید،


الف- استراتژی نخبه تراشی و قرار دادن نخبگان ساختگی در برابر تصمیمات مسئولین نظام

این استراتژی تکمیل کننده استراتژی "در مقابل هم قرار دادن سران سه قوه" می باشد. هرچند این استراتژی از سال 88 به کار گرفته شده و تا به حال ناکام مانده است، ولی ظاهرا دشمن هنوز از کاربرد آن ناامید نشده است. طرح "نامه به رهبری" که توسط نخبگان خودساخته ای مانند نوری زاد و ... به راه افتاد، یکی از این طرح هاست.

متاسفانه اظهار نظرهای گاه و بیگاه افرادی مانند مطهری که خود را نخبه سیاسی!! می پندارند و دشمن با مطرح کردن آنها و حمایت رسانه ای از آنها چهره سازی می کند، در راستای اهداف مخالفین نظام در نمایش وجود شکاف درون حاکمیت و اتهام زنی به نهادهای موثر نظام است. در این طرح دشمن تلاش دارد با حمایت و بزرگنمایی نظرات مخالف در خصوص مسائل ریز و درشت، وانمود کند که صفی از کارگزاران نظام در مقابل نظام، رهبری و دیگر کارگزاران وفادار به ارزش‌های اصیل انقلاب ایستاده است و به این ترتیب شرایط را برای فتنه‌ای دیگر مهیا  ‌سازد.

 

ب-  ایجاد هزینه برای نظام و رهبری از طریق تشدید اختلافات میان مسئولان و پافشاری برخی از کارگزاران بر امور کم‌اهمیت. به قول رهبری اهم و مهم نکردن مسائل. مطهری در این میدان هم تکمیل کننده سناریوی دشمن و به عنوان مثال هر چند وقت یک بار، دولت را با طرح مسائل نسبتا کم اهمیت، وادار به واکنش می کند. (لازم به ذکر است که این مساله به معنی تایید همه مواضع و کارکردهای دولت و سایر مسئولین نظام که مطهری علیه آنان موضع گرفته است نمی باشد.)


برچسب ها: علی مطهری ، فتنه 88 ،