پنجشنبه 26 خرداد 1390

زن غربی

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :فرهنگی/اجتماعی ،

مادرم همیشه دستانش به کار بود، یا می رُفت و گردگیری می کرد، یا پیش بند بسته بود و آشپزی می کرد، یا مربا می پخت، یا شیره میوه جات فصل را درست می کرد تا برای شربت همه جور عصاره ای داشته باشیم. این همه بدون هیچ چشمداشتی بود و تنها برای رضایت خانواده.

وقتی نزدیک غروب قرار بود پدرم به خانه بیاید، لوازم سفره را آماده می کرد، خود را کمی می آراست و به سر و رویش می رسید، اگر تابستان بود من و برادرم را به حیاط می فرستاد تا تخت کنار حیاط را آماده کنیم، قالیچه را که صبح زیر تخت گذاشته بودیم تا آفتاب نخورد، بیرون می کشیدیم و روی تخت پهن می کردیم، متکاها را از اتاق می آوردیم و به دیوار تکیه می دادیم.

پدر که می آمد، تمام خستگی اش را دم در کنار حوض با آب زدن به صورتش می شست، و بعد من و برادرم را می بوسید، و نگاهی تحسین آمیز به مادرم داشت، همیشه فکر می کردم مادرم حتما خیلی زیباست که پدرم اینطوری نگاهش می کند. حالا که بزرگ شده ام می بینم که مادرم یک زن معمولی بود، نه تحصیلاتی داشت و نه چهره ی ویژه ای. اما مهربانی و لطافت زنانه و عواطف سرشارش به خانواده اش بود که اینچنین پدرم را شیفته او کرده بود.

این روزها زندگی هایی را می بینم که زن و مرد هم پایه در تحصیلات هستند، از ابتدای زندگیشان هر دو کار میکنند، درآمد خوبی دارند، بچه های سالمی دارند که همه گونه امکانات رفاهی را برای آنها فراهم کرده اند،

این زنان خیلی چیزها دارند که مادر من هرگز به فکرش هم نمی رسید، حتی آرزوهایشان هم نکرده بود، چون خیلی دور از دسترس بودند. بچه هایشان هم خیلی چیزها دارند که ما در بچگی نداشتیم،

اما زن غربزده امروز اینقدر گرفتار تامین نیازهای مادی خود و خانواده اش است که کمتر فرصت پیدا می کند دلش را به همسرش هدیه دهد. زن امروز زیاده خواه شده است، تساوی طلب شده است، دوست دارد اگر همسرش برای کار بیرون می رود، او هم با او از خانه بیرون بزند. چرا که به او قبولانده اند که آن بیرون خیلی بهتر از خانه است.

به او قبولانده اند که در خانه ماندن زندانی بودن است، خانه را به جای مامن آسایش، زندان جلوه داده اند. دید غربی زنان، درهای خوشبختی را قفل کرده و کلیدش را به جایی انداخته که عرب نی آنداخت.

دیگر کمتر می شود چنان صحنه های محبت آمیز خانوادگی را که من در خانواده ام می دیدم، خلق کرد. مگر اینکه دوباره زن در خانه بماند و باز صبح تا نزدیک غروب، با رضایت  و طیب خاطر، برای آن همه شور و شادی ساده شب خانواده برنامه ریزی کند.


برچسب ها: زن غربی ، زن ، غرب ، آزادی ، فمینیسم ، فساد ، مدرنیته ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات