تبلیغات
..... نــــــــــوای دل .....
شنبه 5 اسفند 1391

حکومت اسلامی و جکومت مسلمین

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :شخصی ،مذهبی ،

پیچشی که در صدر اسلام پیدا شد و از چشم فاطمه پنهان نماند،
هشدارباشی است تا امروز مسلمانان کشور ایران نسبت به انقلاب اسلامی خود توجه پیدا کنند؛
تا "حکومت اسلامی" به "حکومت مسلمین" تبدیل نشود.

منبع: کتاب "لیله القدر؛ فاطمه علیها السلام است"


برچسب ها: لیله القدر ، فاطمه است ، لیله القدر؛ فاطمه است ، فاطمه ، موج وبلاگی لیله القدر فاطمه است ، زهرا ،

چهارشنبه 28 دی 1390

واکشنهای هیجانی ما

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    

این روزها بازی جدیدی شروع شده،
طبعا نزدیک انتخابات است و سناریوها و برنامه های دشمن روی میز و آماده اجرا.
و موفقیت این سناریوها هم بستگی کامل داره به واکنش های ما نسبت به اونها.
اینکه تشخیص بدیم در هر موقعیت چه واکنشی داشته باشیم و تحت شرایط هیجانی که دشمن برای ما فراهم میکنه قرار نگیریم خیلی مهمه.
وقتی در فضای شبکه های اجتماعی به چشم رصد سیر می کنی، خوب می شه اشتباهات رو دید. اگه دقیق بشی خوب می شه فهمید دشمنت از چه تاکتیک هایی داره استفاده می کنه و دوستانت کجاها ضعف دارن که باید اصلاح بشه.
گاهی جنگ نرم، جنگ علیه خودی هست بدون اینکه بدونیم.

از نقشه های دشمن نمیخوام بگم... از "بازی های تو زمین دشمن خودی ها" می خوام بگم.

http://www.islamupload.ir/user_uploads/iummorgan1cc1f/motahari6n7.jpg

چند تا مثال می زنم،
مطهری رد صلاحیت میشه و بعد از جوسازی و استفاده اپوزیسیون از این موضوع، تایید صلاحیت میشه! مطهری رد صلاحیت میشه اونم به چه دلیل!؟ التزام نداشتن به اسلام!!! و  به ولایت فقیه!

خب وزارت کشور عزیز،  اگه شما تشخیص دادید که ایشون به اسلام التزام نداره که اومدید اعلام کردید، حالا اون نامه اعتراض رو نوشت التزامش ثابت شد؟
اصلا شما به چه جراتی می تونید در مورد یه نفر مثل ایشون "عدم التزام به اسلام" رو استفاده کنید؟؟؟

امام خامنه ای:

«من البته به‏ هیچ‏‌وجه توصیه نمى‌‏كنم كه كسى در مقابل افرادى كه مى‌‏خواهند با قانون گردن‏ كلفتى كنند كوتاه بیاید؛ این را هم به آقایان گفتم، هم به بعضى از كسانى كه براى شكایت پیش ما آمدند؛

اما مؤكداً توصیه مى‏‌كنم كه مراقب باشید كه حق كسى ضایع نشود؛ چون رد صلاحیت چیز كوچكى نیست؛ یعنى این‏كه ما كسى را رد صلاحیت كنیم و احیاناً صلاحیت داشته باشد؛
«جرح»، مسأله‏‌ى خیلى مهمی است.

 این‏طور نیست كه بگوییم ما این‏طور فهمیدیم؛ نه، باید جوانبش كاملاً دیده و رعایت شود.

در بعضى از موارد و مصادیقى - بنا نداریم وارد جزئیات شویم - كه به بنده دو سه روز قبل ارائه شد و دیدم، این معنا و آنچه انسان انتظار دارد، وجود نداشت. باید سعى كنید آنچه انجام مى‏‌گیرد، متقن باشد.»


در آستانه‌ی انتخابات مجلس هفتم در دیدار با اعضای شورای نگهبان

چطور می تونیnد اینطور با آبروی مردم بازی کنید... حالا ایشون که صداش به همه جا می رسه و اجبار شدید تایید صلاحیتش کنید! راستش رو بگید چند نفر بدبخت دیگه رو به خاطر جناح بندی های سیاسی رد صلاحیت کردی که صداشون به جایی نرسید؟

امام خامنه ای:

«افرادى كه صداى كلفتى دارند و همه صداى آنها را مى‏‌شنوند، به نظر من به قدر آن استاد دانشگاه كه فرضاً نامه‏‌ى خصوصى به جناب آقاى جنتى مى‌‏نویسد كه من را رد صلاحیت كرده‏‌اند، در حالى كه خصوصیات و سوابق من این است، اهمیت ندارند.

من دلم براى آن شخص مى‌‏سوزد و براى كسى كه در گوشه و كنار باشد و خداى نكرده به حق او بى‏‌توجهى شده و رد صلاحیت شده، در حالى كه به‏‌ طور عقلایى و عرفى و با همان قرائن عادى می ‏شود صلاحیتش را احراز كرد.

 آنچه بنده را نگران مى‏‌كند این است، كه نكند چنین اتفاق بیفتد.»

------------------------

مساله دیگه بحران! سردار علائی بود.

مساله دیگه بحران! سردار علائی بود. نامه ایشون بودار ... درست. معلوم بود چی نوشته، حالا هر چند بعدا خودش گفت نه. برداشت ما اشتباه بوده!! اما دیگه ما هم گوشامون به اون اندازه مخملی نیست...ولی حرف من اینه:


ولی به چه حقی باید یه عده بریزن دم خونه ایشون؟؟ چرا مردم ما اینقدر شتابزده و هیجانی رفتار می کنن؟ فتنه سال گذشته چی به سر مردم آورده؟


نباید اینقدر اعتماد به نفسمون رو از دست بدیم که هر لحظه فکر کنیم الانه که با این نامه نظام ضربه بخوره. مگر زمان امام کم از این توهین ها به نظام و ولایت فقیه و شخص ولی فقیه کردن؟؟

باور کنیم که نظام ما آنقدر پشتوانه مردمی داره که از این بادها نلرزه. و تازه این کارها چه کمکی به حفظ نظام می کنه؟

جز اینه که باعث میشه نظام متهم بشه به نقدپذیر نبودن و تحمل نکردن مخالف؟ کجای دین ما گفته هر کی حرف زد  و مخالف نظام بود، برن دم خونه ش و شلوغ کنن؟ حرمت خانواده  از اینها بیشتره.

 

حالا فرض کنیم سردار علائی هم شد نوری زاد یا شد مهدی خزعلی... یا اصلا علی تهرانی شد و سید حسین خمینی شد! خب که چی! زن و بچه ش چه گناهی دارن که آبروشون بره و آرامششون به هم بریزه؟
مگه وقتی روی سر مبارک پیامبر آشغال خالی می کردن، پیامبر اجازه می داد یارانش توهین کنند؟

باور کنیم رهبری هم راضی نیست ما این افراطها رو برای دفاع از ایشون بکنیم.

 ببینید حضرت آقا چقدر قشنگ میگن، شخصی حرفی زده بعد میگه منظورم چیز دیگه ای بوده، نمیشه گریبانش رو بگیریم بگیم نه منظورت اون بوده... تموم شد. یعنی باید حسن ظن داشته باشیم. سخت گیری باعث دفع میشه.


امام خامنه ای:

«در خیلى از این مسائل، مرزهاى حدس و حس با هم نزدیك است و گاهى حدسیات با حسیات مشتبه مى‌‏شود؛ بخصوص كه در خیلى از حرفها و اظهارات جاى تفاسیر مختلف وجود دارد؛
 
 یعنى شخصى حرفى زده، وقتى شما به خودش مراجعه مى‌‏كنید، مى‌‏گوید من منظورم چیز دیگرى بوده است. نمى‌‏شود گریبان او را گرفت كه ظاهرِ حرفت این است.

اگر كسى خلاف ظاهر اراده كرده، یا در آن وقت توجه به ظاهر نداشته، خلاف شرع كه نكرده است. بنابراین ممكن است كه شخصى خلاف ظاهر حرف زده باشد؛ همین ممكن كه شد، احتمال وارد مى‌‏شود و پایه‏‌ى شهادت عن حسٍ را سست مى‌‏كند.

 بنابراین احراز كه مى‌‏گوییم، مراد احراز علمی یا احراز شرعى به معناى قیام بینه نیست، بلكه مراد احراز عرفىِ ناشى از قرائن و اَمارات است كه باید قرائن و اَماراتى قائم شود و انسان با یك اطمینان عرفى به این معنا برسد، كه البته ممكن است در هر دو طرف قرائن و اَمارات وجود داشته باشد؛

مثلاً اگر یك نفر در جایى حرفى زده و در جاى دیگرى هم حرف دیگرى زده كه نقطه‌‌ى مقابل آن حرف است، این هم باید به حساب بیاید و انسان از مجموع و برآیند اینها مطلبى را احراز كند؛ یعنى آن نقاط اثبات كننده هم در كنار نقاطى كه به حسب ظاهر صلاحیت‌ها را نفى مى‌‏كند، به حساب بیاید.»

------------------------

سناریوی افروغ بازی این چند روزه رو کامل کرد!


این همه صحبت از کرسی های آزاد اندیشی، چرا آقایونی که این حرفها را دارند رو دعوت نمی کنید جلسات کرسی آزاد اندیشی ترتیب بدن و بشینن با هم مناظره کنند... نیازی هم نیست عمومی باشد. روی انتخاب افراد هم دقت بشه که دو نفر باشند که هر دو اهل حرف باشند با یک مجزی منصف ... مثل مجری مناظرات انتخاباتی کاملا بیطرف.

 

بگذارید صحبتشون رو بکنن. اسلام حرف برای گفتن داره. میتونه همه رو جواب بده.

من بر خلاف آقای توکلی معتقد نیستم که افروغ ولایت فقیه را اونطوری می بینه که درسته. به نظر من رگه هایی از غربگرایی از نوع سوسیالیسم در افکار افروغ هست که میشه آقایونی که به این بحثها وارد هستند، با مناظره می توانند عمقش رو بیرون بیارن.

آقای افروغی که میگه حکومت وکالتی است، معلوم نیست معنی ولایت فقیه رو چطور فهمیده! خب اگر حکومت وکالتی هست پس چرا سمت حاکم، ولی فقیه است؟
آیا ولی فقیه، وکیل مردم است و باید آنچه مردم می گویند بکند؟ یا موظف است حکم خدا را اجرا کند؟ ....


پاسخ دادن به این حرف خیلی دشواره؟ و به بقیه حرفهای ایشون.

چرا به جای اینکه بنشینند اینها رو پاسخ بدن، به توهین و  کوبیدن و پیوند دادنش با  اسرائیل و این قبیل کارها روی میارن؟ اقدام مقطعی موضعی و شتابزده.

 

که باعث میشه اون طرف مقابل که از قضا خیلی هم هوشمند و فرصت طلبه (یه چیزی تو مایه های سروش) ، از این موقعیت برای مصداق و اثبات حرفهایی که زده استفاده کنه و تقاضای تریبون محلس کنه برای دفاع از خودش!خیلی راحت خودمون داریم سوژه درست می کنیم و میدیم دست اپوزیسیون. شبکه های اجتماعی فیس بوک و گوگل پلاس و توئیتر که باید فضایی باشه برای جذب مخاطب خارجی، شده فضایی برای تو سر و کله هم زدن، نقطه ضعفها و کاستی هامون رو به دشمن نشون دادن، خوراک دشمن رو فراهم کردن.


یهو یه موج راه می افته که آی اس ام اس بزنید به فلان جا و به فلان مساله اعتراض کنید، حالا هی می پرسی :خب چی شده؟  میگه: هیچی دیگه، طرف ضد ولایت فقیه شده! می پرسی: چی گفته مگه؟ میگه: نمی دونم، به ولایت فقیه توهین کرده!


بعد هم هی می زنن تو سرت که سبزها متحدند و دیگه سوال و جواب نمی کنن و هر کاری بهشون میگن می کنن. شما چرا اینقدر سوال می کتید؟


خب چون ما مسلمونیم و نمی خواهیم هر کاری رو به هر قیمتی انجام بدیم، باید حق رو بشناسیم و بعد ازش دفاع کنیم. باید باطل رو تشخیص بدیم و بعد بر اون بشوریم. قرار که نیست بدون تشخیص عمل کنیم.

وبعد هم اینکه مگه هر حرف اشتباهی رو کسی زد، ما هم باید بریم همه جا جار بزنیم و بزرگش کنیم؟

اینطوری که در واقع داریم به اون خدمت می کنیم و نظرات اشتباهش! رو به گوش همه می رسونیم و بقیه رو هم کنجکاو می کنیم که برن صحبتهاش رو بخونن

امام خامنه ای:
حالا کسی حرفی زد لازم نیست بروید همه جا جار بزنید که فلانی فلان حرف را زد


دوشنبه 26 دی 1390

افـــق دیــد رو ببینیـــد .....

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    



شهیـــــــــــد آوینــــــــــــــ ی

«حقیقت این است كه كسب توفیق در جشنواره های خارج از كشور، ارزشی را اثبات نمی كند.

آنها به تكنیك محض جایزه نمی دهند و راهشان نیز با ما متفاوت است.

تكنیك و محتوا را نیز نمی توان از یكدیگر تفكیك كرد و چون این چنین است،

پر روشن است كه آنها كدامین فیلم ها را خواهند.»

--------------------------------------------------------------



بنده مخالف شركت در جشنواره های جهانی و دعوت از منتقدان بین المللی نیستم،

اما مخالف آن هستم كه به ارزیابی جشنواره ها و داوری منتقدان بین المللی ایمان بیاوریم.

سینمای ایران باید در جهت دستیابی به یك هویت مستقل حركت كند

و خود را در آینه صیقلی وجود مردم ببیند،

نه در سراب روشنفكری و روشنفكرنمایی  . . .



اینجا ثبت نام کنید


إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَ‌بُّنَا اللَّـهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُ‌وا بِالْجَنَّةِ الَّتِی كُنتُمْ تُوعَدُونَ
 
جناب آقای دکتر فریدون عباسی،شهید زنده
و ریاست محترم سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی ایران
با سلام و عرض ادب
امروز که با همت و پشتیبانی مردم عزیز و هدایت و درایت رهبری عزیز،جمهوری اسلامی ایران توانسته از فشارهای سنگین کشورهای مدعی آزادی،در قضیه ی هسته ای سرفراز بیرون بیاید مشاهده می کنیم که اولیای طاغوت و فریب خوردگان آنها در اوج خفت و ذلت و سرافکنده از پیروزی ها و پیشرفت های ایران سربلند،دست به اقداماتی می زنند که در دنیای امروز تنها از چنگال خونین آنها بر می آید.

آنها در خیال خام و ساده لوحانه ی شان به این می اندیشند که با گرفتن علی محمدی دانشمند،شهریاری مومن،رضایی نژاد پرتلاش و حالا این شهید عزیزمان،شهید مصطفی احمدی روشن می تواند روند شتابان رشد علم و فناوری را با خللی مواجه کنند.

حال آنکه خداوند منان را شكر و سپاس می گوییم كه دشمنان دین و نظاممان را از جاهل ترین و كم خردترین و بی منطق ترین انسان ها قرار داد كه نمی دانند دانشجویان و اساتید کشور شهادت را نقطه کمال انسان و اوج سعادت می دانند و آن را در دعاهای هر روزه ی خودشان از خدا می خواهند که "اللهم ارزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک" و آرزو دارند که مولایشان را با چهره خونین ملاقات کنند که ما فرزند عاشوراییم.

اینک که خدمت در آن سازمان و کمک به پیشرفت علمی در زمینه ی هسته ای کشور را بابی یافتیم به سوی این آرزویمان مشتاقانه و با تمام وجود اعلام می داریم که آماده ایم با صلاحدید حضرت عالی علاوه بر خدمت و تلاش در سنگر دانشگاه،برای سرافرازی پرچم اسلام هر کاری که از دستمان بر می آید،انجام دهیم.از جاروکشی و حفاظت از ساختمان ها و سایت های هسته ای گرفته تا کارهای علمی و پژوهشی.
باشد که ما همچون مصطفی لیاقت داشته باشیم و ناممان را در زمره شهدا قرار دهند.
کور شود هر آنکه عزت و پیشرفت ایران اسلامی را برنمی تابد.

 
جمعی از دانشجویان دانشگاه های کشور


در آستانه‌ی انتخابات مجلس هفتم در دیدار با اعضای شورای نگهبان  رهبری نکاتی را متذکر شدند، یادآوری این نکات مفید است...

http://farsi.khamenei.ir/FA/Biography/Images/00.JPG

ایشان در قسمتی از سخنان خود التزام به قانون اساسی و دین مبین اسلام را «امری مقول به تشكیك» دانسته و فرمودند:


«واقعاً ببینیم آن مقدار صلاحیتى كه براى مجلس در زمینه‌‏ى التزام به قانون اساسى و التزام به دین مبین اسلام و بقیه‌‏ى شرایط وجود دارد، چه اندازه التزامی است.

مى‌‏شود این را یك امرِ مقول به تشكیك دانست كه شدت و ضعف دارد.

 آن التزام شدید كذایى كه با اندك چیزى كه دیده شود مخدوش مى‌‏شود، معلوم نیست كه براى نماینده‌‏ى مجلس لازم باشد؛

 آن مثلاً فرض بفرمایید براى رهبرى یا براى برخى از مقامات عالی‏‌رتبه‏‌ى دیگر لازم است.

براى مجلس حدى از این خصوصیات و شرایط لازم است كه ما اسمش را صلاحیتها می ‏گذاریم. آن حد را باید درست تشخیص داد و آن را احراز كرد.»


**********************

هبری همچنین در بخش دیگری از سخنان خود خواستار اغماض شورای نگهبان از مواضعی كه در شرایط هیجانی از سوی افرادی كه به دین یا جمهوری اسلامی التزام دارند، شده و فرمودند:

«گاهى مثلاً فرض بفرمایید كه یك نفر در فضایى قرار می‏گیرد كه هیجانى مى‏‌شود و حرفى مى‌‏زند كه ممكن است حرف خوب و درستى نباشد؛ اما حاكى از عدم التزام آن شخص به دین یا به جمهورى اسلامی نیست.

فرض كنید جوانى است كه در محیطى هیجانى قرار گرفته و چند نفر مطلبى گفته ‏اند و او هم حرفى زده، یا در جلسه اى كه دو، سه یا پنج نفر از دوستان دارند راجع به كشور و اسلام صحبت مى‏‌كنند، جمله‏ اى گفته كه این جمله ممكن است كه در صحبتى دوستانه قابل قبول باشد - هرچند كه انتقادآمیز بوده؛

یا انتقاد از رهبرى یا از برخى از مبانى نظام - اما نمى‌‏توان این جمله و حرف را كه به گوش ما رسیده، حاكى بدانیم از این‏كه این شخص از صلاحیت ساقط شده است.

 این مطلب را براى توضیحِ معناى تنگ نگرفتن دایره ‏ى محرز گفتم.»

**********************

امام خامنه‌ای حتی درباره‌ی شهادت‌هایی كه علیه افراد صورت می‌گیرد و «مشتبه شدن حدس با حس» در برخی از این شهادت‌ها فرمودند:


«در خیلى از این مسائل، مرزهاى حدس و حس با هم نزدیك است و گاهى حدسیات با حسیات مشتبه مى‌‏شود؛ بخصوص كه در خیلى از حرفها و اظهارات جاى تفاسیر مختلف وجود دارد؛

 یعنى شخصى حرفى زده، وقتى شما به خودش مراجعه مى‌‏كنید، مى‌‏گوید من منظورم چیز دیگرى بوده است. نمى‌‏شود گریبان او را گرفت كه ظاهرِ حرفت این است.

اگر كسى خلاف ظاهر اراده كرده، یا در آن وقت توجه به ظاهر نداشته، خلاف شرع كه نكرده است. بنابراین ممكن است كه شخصى خلاف ظاهر حرف زده باشد؛ همین ممكن كه شد، احتمال وارد مى‌‏شود و پایه‏‌ى شهادت عن حسٍ را سست مى‌‏كند.

 بنابراین احراز كه مى‌‏گوییم، مراد احراز علمی یا احراز شرعى به معناى قیام بینه نیست، بلكه مراد احراز عرفىِ ناشى از قرائن و اَمارات است كه باید قرائن و اَماراتى قائم شود و انسان با یك اطمینان عرفى به این معنا برسد، كه البته ممكن است در هر دو طرف قرائن و اَمارات وجود داشته باشد؛

مثلاً اگر یك نفر در جایى حرفى زده و در جاى دیگرى هم حرف دیگرى زده كه نقطه‌‌ى مقابل آن حرف است، این هم باید به حساب بیاید و انسان از مجموع و برآیند اینها مطلبى را احراز كند؛ یعنى آن نقاط اثبات كننده هم در كنار نقاطى كه به حسب ظاهر صلاحیت‌ها را نفى مى‌‏كند، به حساب بیاید.»

**********************

مقام معظم رهبری البته ضمن توصیه‌ی شورای نگهبان به كوتاه نیامدن در برابر افراد قانون‌گریز بر اهمیت «مسأله‌ی جرح» و ضایع شدن حق افراد در صورت ردصلاحیت‌های غلط فرمودند:


«من البته به‏ هیچ‏‌وجه توصیه نمى‌‏كنم كه كسى در مقابل افرادى كه مى‌‏خواهند با قانون گردن‏ كلفتى كنند كوتاه بیاید؛ این را هم به آقایان گفتم، هم به بعضى از كسانى كه براى شكایت پیش ما آمدند؛

اما مؤكداً توصیه مى‏‌كنم كه مراقب باشید كه حق كسى ضایع نشود؛ چون رد صلاحیت چیز كوچكى نیست؛ یعنى این‏كه ما كسى را رد صلاحیت كنیم و احیاناً صلاحیت داشته باشد؛
«جرح»، مسأله‏‌ى خیلى مهمی است.

 این‏طور نیست كه بگوییم ما این‏طور فهمیدیم؛ نه، باید جوانبش كاملاً دیده و رعایت شود.

در بعضى از موارد و مصادیقى - بنا نداریم وارد جزئیات شویم - كه به بنده دو سه روز قبل ارائه شد و دیدم، این معنا و آنچه انسان انتظار دارد، وجود نداشت. باید سعى كنید آنچه انجام مى‏‌گیرد، متقن باشد.»



**********************

ایشان همچنین در بخش دیگری از سخنان خود، اهمیت رد صلاحیت‌ اشخاص مظلومی كه صدایشان به كسی نمی رسد را بیشتر از صاحبان قدرت و رسانه دانسته و فرمودند:


«افرادى كه صداى كلفتى دارند و همه صداى آنها را مى‏‌شنوند،

به نظر من به قدر آن استاد دانشگاه كه فرضاً نامه‏‌ى خصوصى به جناب آقاى جنتى مى‌‏نویسد كه من را رد صلاحیت كرده‏‌اند، در حالى كه خصوصیات و سوابق من این است، اهمیت ندارند.

من دلم براى آن شخص مى‌‏سوزد و براى كسى كه در گوشه و كنار باشد و خداى نكرده به حق او بى‏‌توجهى شده و رد صلاحیت شده، در حالى كه به‏‌ طور عقلایى و عرفى و با همان قرائن عادى می ‏شود صلاحیتش را احراز كرد.

 آنچه بنده را نگران مى‏‌كند این است، كه نكند چنین اتفاق بیفتد.»


**********************

نكته‌ی دیگری كه مورد توجه ویژه‌ی مقام معظم رهبری قرار گرفته و راهكار مشخصی برای آن ارائه شد، ادعای عدم احراز صلاحیت افرادی بود كه از سابقه‌ی تأیید صلاحیت در دوره‌های گذشته برخوردارند.

 ایشان در اینگونه موارد شورای نگهبان را توصیه به عمل به «اصل استصحاب» كرده و فرمودند:


«در مورد نمایندگان مجلس هم من به جناب آقاى جنتى پیغام دادم - پاى این مطلب هم ایستاده‏‌ام و به نظر من هیچ شبهه هم ندارد - كه اینجا جاى استصحاب است،
مادامی كه خلافش ثابت شود؛ یعنى شما نگویید ما آن وقت یقین نداشتیم؛ نه، حمل بر صحت كنید.


جایى هم كه هم عمل خودتان را - آنهایى كه بودید - هم عمل دیگران را - آنها كه نبودند - شك دارید، حمل بر صحت كنید.

 اینهایى كه آمدند، با احراز آمده‌‏اند؛ مگر خلافش ثابت شود. ا

گر خلافش ثابت شد، به حرف هیچ‏كس گوش نكنید و همان مطلبى را كه ثابت شده عمل كنید؛ اما اگر خلافش ثابت نشد، این احراز، استصحاب است و هیچ لزومی ندارد كه انسان بخواهد از طریق دیگرى این صلاحیت را احراز كند.


به نظر من در مورد نمایندگان مجلس، مى‏‌شود این كار را انجام داد.

 البته حساب آن كسى كه بعد از احراز صلاحیت، عدم صلاحیتش ثابت شده، جداست و آن، محل كلام نیست؛ اما مادامی كه احراز عدم صلاحیت نشده، جاى استصحاب صلاحیت است؛ آن وقت صالح بود، حالا هم صلاحیتش را استصحاب كنید.

 آن‏جایى هم كه شك هست، استصحاب كنید.

این، مخصوص نمایندگانى است كه احراز صلاحیتشان در دوره‏‌ى قبل شده است.

البته كسانى در دوره‏‌هاى اسبق بوده‌‏اند كه طبعاً چنانچه در دوره‌‏ى قبل صلاحیتشان رد شده باشد، دیگر این‏جا جاى استصحاب نخواهد بود؛ اما اگر كسانى هستند كه دوره‏‌هاى قبل در مجلس بوده‌‏اند و بعد هم اصلاً نامزد نشده‏‌اند، همین حرف برایشان جارى خواهد بود.

راه، راه هموارى است؛ راه دشوارى نیست؛ بعضى سعى مى‏‌كنند كارهاى آسان را مشكل كنند و كارهایى كه راه قانونى دارد، از راه قانونى مشى نكنند؛ نه، این كار راه قانونى دارد و شما تازه مسؤولیت قانونى و رسمیتان شروع شده و مى‌‏توانید رسیدگى كنید؛ در این زمینه هیچ اشكالى به نظر نمى‌‏رسد.»


**********************



برچسب ها: انتخابات ،

چهارشنبه 14 دی 1390

چقدر خط امامی هستیم؟؟

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    


این ها گزیده هایی از بیانات امام خمینی در دوره های مختلف انتخابات است، و نصایحی که کردند.
بخونیم و ببینیم چفدر خط امامی هستیم...


«من از همه قشرها، از همه ملت می‎خواهم که آداب اسلامی خودشان را نسبت به همه امور، خصوصا در انتخابات حفظ کنند.
و مبادا خیال کنند که مبارزات انتخاباتی عبارت از این است که به دیگران بد بگویند و کارشکنی بکنند.
البته دعوت به انتخاب اشخاص مانع ندارد، لکن توجه داشته باشند که… همه با هم برادروار در یک مقصد باشیم
در یک مقصد باشید. و خداوند را شاهد بدانید، و ناظر بدانید، و نهضت را لکه‎دار نکنید.
دشمن‎ها درصددند که خرده‎گیری کنند.
و من امیدوارم که خداوند همه شما را تأیید کند. و همه با سلامت این انتخابات را هم بگذرانید و بعد را هم همین‎طور.»



امروز دارند تهیه می‎بینند مخالفین شما، مخالفین جمهوری اسلامی، که برای انتخابات ایجاد نفاق کنند،
و این یک خطری است برای کشور ما.

این‎ها با زور نمی‎توانند کاری انجام بدهند، نه آمریکا، نه شوروی،
با فشار و زور به یک کشوری که همه با هم هستند، نمی‎توانند آسیب برسانند،

لکن با توطئه و وادار کردن عمال خودشان در داخل می‎توانند ایجاد نفاق کنند و بهانه هم انتخابات.»



«اگر همه برای خدا هست، با هم تفاهم کنید.

البته تبلیغ هیچ مانعی ندارد، لکن مثل مشروطه نشود

آن‎طور نشود که هر کدام دیگری را بکوبند و آنی که دشمن ما می‎خواهد، خطوط مختلفه را در انتخابات عملی کند.

شما همه می‎خواهید که اسلام در این مملکت تحقق پیدا کند، همه می‎خواهید که این جمهوری اسلامی ادامه پیدا بکند،
 
ادامه این به این است که شما در مواردی که می‎بینید که دارند شیاطین نقشه می‎کشند و توطئه می‎کنند تا شما را به‎جان هم بیندازند،
بنشینید با هم و تفاهم کنید و آن‎ها را مأیوس کنید.

«اگر همه برای خدا هست، با هم تفاهم کنید.

البته تبلیغ هیچ مانعی ندارد، لکن مثل مشروطه نشود

آن‎طور نشود که هر کدام دیگری را بکوبند و آنی که دشمن ما می‎خواهد، خطوط مختلفه را در انتخابات عملی کند.

شما همه می‎خواهید که اسلام در این مملکت تحقق پیدا کند، همه می‎خواهید که این جمهوری اسلامی ادامه پیدا بکند،



رعایت اخلاق در هر شرایط
--------------------------------
امام همواره به رعایت اخلاق انتخاباتی اهتمام داشته و فرمودند:

«از آقایان کاندیدا‎ها و دوستان آنان انتظار دارم که اخلاق اسلامی – انسانی را در تبلیغ برای کاندیدای خود مراعات؛
و از هرگونه انتقاد از طرف مقابل که موجب اختلاف و هتک‎حرمت باشد خودداری نمایند،
که برای پیش‎برد مقصود، ولو اسلامی باشد،
ارتکاب خلاف اخلاق و فرهنگ، مطرود و از انگیزه‎‎های غیر اسلامی است.»





                            


برچسب ها: انتخابات ، سالم ، امام خمینی ، جمهوری اسلامی ایران ،

دوشنبه 12 دی 1390

من رای می دهم ...

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :بین الملل ،جبهه جهادگران ،


با «احتمال» خیانت، به كسی رأی ندهید!

moj.gif

شما موظفید كه نهضت را به همان طور كه تا اینجا رساندید تا آخر برسانید

و در انتخابات... اشخاص متدین، اشخاص مطلع، اشخاص متعهد، اشخاص عقیده مند به نهضت، اشخاصی كه نه مایل به طرف شرق هستند و نه مایل به طرف غرب، بلكه در صراط مستقیم انسانیت و اسلام هستند،
آنها را انتخاب كنید.

سرنوشت خودتان را به اشخاص امین بدهید،
سرنوشت خود را به افرادی كه محتمل است خیانت بكنند، ندهید.

---------------------------------------
صحیفه امام- جلد 8- صفحه 385
--------------------------------------



 
و من احتمال مى‏دهم كه عوامل و دست هاى ناپاكى
بخواهند از رقابت هاى انتخاباتى در رسیدن به آرزوهاى خود استفاده كنند
و با طرح مسایل پوچ و بى‏ معنا دل ها را از یكدیگر جدا سازند

و یا با تردید و ایجاد ذهنیت ها،
صحت و سلامت انتخابات
و نهایتاً مشروعیت مجلس را زیر سؤال برند،

كه در این شرایط همه آحاد ملت ایران و همه روحانیون و دست اندركاران كشور
باید در كنار هم و دست در دست هم
به راه مقدس خود ادامه دهند.

-----------------------------------
صحیفه امام، ج‏21 ص : 50
-----------------------------------



اگر سستی كنید كسانی كه می خواهند مملكت را به باد فنا بدهند روی كار می آیند

{در انتخابات} چنانچه سستی بكنید، كسانی كه می خواهند این كشور را به باد فنا بدهند، ممكن است پیروز بشوند.

باید همه شما، همه ما، زن و مرد، هر مكلف همان طور كه باید نماز بخواند،

همان طور باید سرنوشت خودش را تعیین كند.
------------------------------------
صحیفه امام- جلد15-صفحه 28
-----------------------------------



همان طور كه بارها گفته ام، مردم در انتخابات آزادند و احتیاج به قیم ندارند،
و هیچ فرد و یا گروه و دسته ای حق تحمیل فرد و یا افرادی را به مردم ندارند.
جامعه اسلامی ایران، كه با درایت و رشد سیاسی خود جمهوری اسلامی و ارزشهای والای آن و حاكمیت قوانین خدا را پذیرفته اند و به این بیعت و پیمان بزرگ وفادار مانده اند،
مسلم قدرت تشخیص و انتخاب كاندیدای اصلح را دارند.

البته مشورت در كارها از دستورات اسلامی است و مردم با متعهدین و معتمدین خویش مشورت می نمایند و افراد و گروه ها و روحانیون در حد تذكرات قبلی در حوزه خود می توانند كاندیدا معرفی نمایند؛
ولی هیچ كس نباید توقع داشته باشد كه دیگران اظهارنظر و اظهار وجود نكنند.



مردم با بصیرت و درایت و تحقیق كاندیداها را شناسایی كرده، و به سوابق و روحیات و خصوصیات دینی- سیاسی نامزدهای انتخاباتی توجه نمایند.

مردم شجاع ایران با دقت تمام به نمایندگانی رأی دهند كه متعبد به اسلام و وفادار به مردم باشند و در خدمت به آنان احساس مسئولیت كنند، و طعم تلخ فقر را چشیده باشند، و در قول و عمل مدافع اسلام پابرهنگان زمین، اسلام مستضعفین، اسلام رنجدیدگان تاریخ، اسلام عارفان مبارزه جو، اسلام پاك طینتان عارف، و در یك كلمه، مدافع اسلام ناب محمدی «صلی الله علیه و آله و سلم» باشند

و افرادی را كه طرفدار اسلام سرمایه داری، اسلام مستكبرین، اسلام مرفهین بی درد، اسلام منافقین، اسلام راحت طلبان، اسلام فرصت طلبان و در یك كلمه، اسلام آمریكایی هستند طرد نموده و به مردم معرفی نمایند

--------------------------------------------
صحیفه امام- جلد 21- صفحات 10 و11
--------------------------------------------


با این پست به موج وبلاگی "من رای می دهم" پیوستم و از وبلاگهای نردبان؛ ریگستان؛ دل خون نیز دعوت می کنم که به موج بپیوندند

baner.JPG



برچسب ها: انتخابات ، سالم ، امام خمینی ، جمهوری اسلامی ایران ، موج ، موج وبلاگی ، نهمین انتخابات مجلس ، مجلس ، رای ، من رای می دهم ، من رای میدهم ، رای میدهم ، ما رای میدهیم ، حضور ، مشارکت ، مشارکت حداکثری ، جبهه جهادگران مجازی ، موج وبلاگی جبهه جهادگران مجازی ،

روز دوشنبه 1390/10/04 ساعت 5 تا 7:30  آقای دکتر راشد الراشد عضو شورای مرکزی حزب العَمَل الاسلامی بحرین در شهر مشهد مهمان اعضای جبهه جهادگران مجازی بودند  که جلسه ای به صورت پرسش و پاسخ برگزار گردید و در مسائل مربوط به انقلاب بحرین تحلیل و بررسی شد.

آنچه می خوانید متن کامل گفتگوی با  ایشان می باشد که  جهت استحضار شما خوانندگان گرامی ارائه می گردد.

نکته : مطالب ذکر شده صرفا نظر آقای دکتر راشد الراشد بوده و دخل و تصرفی درآن صورت نگرفته است.



گفتگو با دکتر راشد الراشد

عضو شورای مرکزی حزب العَمَل الاسلامی بحرین


 


سوال : لطفا در مورد نحوه خاندان آل خلیفه  و تسلط آنان بر کشور بحرین توضیح دهید ؟


بسم الله الرحمن الرحیم


درباره تاریخ معاصرو سیاسی بحرین باید گفت که از سال 1783 خاندان آل خلیفه از سرزمین نجد عربستان سعودی به بحرین آمده اند و از حدود233 قبل و از آن تاریخ مردم بحرین در حال مبارزه برای کسب آزادی و دموکراسی هستند

کشور بحرین متعلق به ایران بوده و در حدود هشت سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و هنگامی که دولت انگلیس  در سال 1971 می خواست  منطقه خلیج فارس را ترک کند طی توافقاتی که با شاه وقت ایران محمدرضا پهلوی صورت داد  در قبال واگذاری جزایر سه گانه تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی کشور بحرین را به خاندان آل خلیفه واگذار نمود.

دولت کنونی بحرین که توسط خاندان آل خلیفه اداره می گردد که از 28 وزیر آن هجده نفر از خانواده آل خلیفه هستند

سوال : چه عاملی باعث شده خاندان آل خلیفه از کشور عربستان به بحرین آمده و حاکم گردیده اند ؟

آن زمان به عنوان خاندان و حاکم محلی و توسط کشور انگلیس  به بحرین آورده شده اند

لازم به ذکر است اکثریت قریب به اتفاق ساکنان بحرین قبل از ورود خاندان آل خلیفه اهل تشیع بوده  و بعد از ورود این خاندان شروع به جذب اهل تسنن نموده اند

 از کل جمعیت ساکن بحرین کنونی بیش از 75% درصد پیرو مذهب شیعه هستند.

از نکات مهم درباره کشور بحرین این است که حدود 20% درصد جمعیت بحرین ایرانی بوده که از سالهای قبل به خاطر مهاجرت وکارو عوامل دیگر یه این کشور مهاجرت نموده اند که اکثرا از شهرهای شیراز و بندر عباس و بوشهر می باشند و زبان فارسی توسط این افراد در کشور بحرین گسترش یافته است.


سوال : توضیحاتی را درباره وضعیت فعلی مردم بحرین برای خوانندگان بیان نمایید.

مبارزه مردم بحرین با رژیم آل خلیفه شدت یافته و ادامه دارد و سال به سال وضعیت مردم بدتر شده  و فشار بر روی آنها بیشتر می شود. به طور مثال از سالها قبل استخدام اهل تشیع در تمام دستگهاهای دولتی اعم از ادارات، نهادها و وزارت خانه ممنوع بوده و باعث اعتراض مردم گردیده است.

وجود نیروهای خارجی از برخی کشور ها نظیر سوریه و پاکستان که به صورت مزدور وارد ازتش بحرین گردیده اند مزید بر علت نارضایتی مردم گردیده است.

سوال : آیا ریشه انقلاب بحرین در تبعیضها می باشد ؟

بله با آنکه کشور بحرین در محدوده ای سرشار از ثروت می باشد اما مردم بحرین در فقر زندگی می کنند و زندگی سختی دارند اعتراضات مردم از سال 1990 با انقلاب شروع شد که در آن مردم خواستار تشکیل پارلمان شدند.

البته پارلمان و مجلسی که الان وجود دارد بیشتر جنبه فرمایشی و نمایشی دارد.

سوال : سوال در مورد پیمان آشتی ملی توضیحاتی ارائه دهید.

پادشاه بحرین وعده داده است که پارلمانی تشکیل می شود ولی این پارلمان حق مخالفت با دولت کنونی بحرین را ندارد. البنه قبلا پارلمانی وجود داشت به نام پارلمان مُعَیَن که تحت امر پادشاه بحرین بود در سال 1981 جبهه آزادی بخش بحرین که دوسال بعد پیروزی انقلاب اسلامی ایران تشکیل شده بود که هدف آن سرنگونی رژیم بحرین بود و مبارزاتی هم کردند که به نتیجه نرسید بیش از 3000 نفر از اعضای آن بودند که حدود 73 نفر از آن گروه در زندان به سر می بردند که به تدریج آزاد شدند بعد ده سال در سال 1990 مردم بحرین انقلاب جدیدی را شروع کردند و در حال حاضر بیش از ده سال است که انقلاب متوقف نشده است.

با وجود ارتش شش کشور و مساحت 645 کیلومتری و کوچک بودن کشور بحرین و عدم امکان فرار و مخفی شدن انقلابیون شرایط برای مردم بسیار سخت گردیده و تمام ارتشهای عربی کشورهای حاشیه خلیج فارس در بحرین حضور دارند و این شبهه را ایجاد کرده اند که جمهوری اسلامی ایران انقلاب بحرین را بوجود اورده و از آن حمایت می کند در حالی واقعا چنین طرز تفکری صحت ندارد و حتی مردم بحرین نیز این نظر را قبول ندارند.

محور آمریکایی – صهیونیستی با کمک عربستان سعودی در جنگ لبنان و عراق و افغانستان و سایر مناطق خاور میانه به شدت دچار ضرر و خسارت گردیده اند که به نفع جمهوری اسلامی ایران است . به طور مثال در کشور عراق بیشتر از 4400 سرباز امریکایی کشته شده اند (طبق آمار دولت امریکا)که البته به نظر بنده آمار واقعی بسیار بیشتر از این مقدار است .

در جریان انقلاب مصر و تونس یک مسجد تخریب نگردید در حالی که در جریان انقلاب بحرین 40 مسجد و 35 حسینیه و 15 امام زاده تخریب و به طور کامل منهدم شده است و این نشان دهنده هجمه جامعه بین المللی بر ضد تشیع است و امریکا و اقمارش به این فکر می کنند که این نهضت های جهانی پی در پی از کشور ایران نشات می گیرد.

سوال: با توجه به تصویری که شبکه العربیه  الجزیره از انقلاب بحرین به جهانیان ارائه می نمایند این اشکال وجود دارد که این حرکت کاملا ملی است یا فقط توسط شیعیان بحرین صورت گرفته و اهل سنت در آن دخالتی ندارد و استناد به این است که هم اکنون زندگی در کشور بحرین در جریان است و جریان انقلاب آرام گشته است.

لازم به توضیح است شبکه های العربیه و الجزیره ماهیتی آمریکایی – صهیونیستی دارند و به آنها دستور داده شده که اخبار انقلاب بحرین نباید منتشر گردد .

یک فرد فلسطینی به ما گفت که حدود 35 زن فلسطینی در زندان های رژیم اسرائیل هستند  در حالی هم اکنون بیش از 250 زن بحرینی از زندانهای رژیم آل خلیفه بوده که حتی تعدادی از آنها متاهل و دارای فرزند می باشند و واعمال منافی عفت در زندان های آل خلیفه صورت می گیرد و چگونه است که همه دنیا از 35 زندانی زن فلسطینی خبر دارند در حالی کسی نمی داند که چگونه 40 مسجد تخریب گردیده و قرآن ها سوزانده شده وزیر آوار رفته نابود گردیده است یا بیش از 250 زن زندانی داریم  و کسی اعتراضی نکرده است حالا بگوییم 35 حسینه تخریب شده متعلق به شیعیان بوده  قرآن و مسجد متعلق به همه مسلمانان جهان است که همه نشان از سانسور خبری غرب بر حوادث بحرین دارد.

سوال : وضعیت کارمندان و پزشکان و پرستاران و اساتید دانشگاه ها و ورزشکاران و سایر شاغلین اخراجی در بحرین چگونه است ؟

بیشتر افرادی را که اخراج نموده اند اکثر قریب به اتفاق به سر کار خود برگشته اند ولی در صورت نیاز به دادگاه و مراجع قضایی باید برای ادای توضیحات مراجعه نمایند .

سوال: وضع زندگی و معیشتی افرادی که شاغل بوده و اکنون از محل کار خود اخراج شده اند چگونه است ؟

پزشکان و پرستاران و خیلی از افراد دیگر تا قبل از 14 فوریه انقلابی نبودند و پس از آن تاریخ و با مشاهده شهدا و انقلابیون و مجروحین و جنایات رژیم آل خلیفه به صف انقلابیون پیوستند  و به انقلاب علاقه مند شدند و اکثر آنهایی که از محل کار خود اخراج شده اند از لحاظ معیشتی در مضیقه و سختی به سر می برند .

در حال حاضر در کشور بحرین خانه ای پیدا نمی شود که از آثار انقلاب بحرین در امان مانده باشد و مورد هجمه و تعرض سربازان آل خلیفه قرار نگرفته باشد به نحوی که حتی از کتک زدن زنان و دختران در معابر عمومی ابایی ندارند .


پایان بخش اول

ادامه مصاحبه در بخشهای بعدی


زحمت نگارش گزارش را اقای جماران کشیدند:


برچسب ها: جبهه آزادی بخش بحرین ، جزائر سه گانه ، تنب کوچک و بزرگ ، ابو موسی ، انگلیس ، انقلاب اسلامی ایران ، خاندان پهلوی ، انقلاب 1990 بحرین ، پارلمان مُعَیَن ، مسجد ، قرآن ، دموکراسی ، آزادی ، سوریه ، پاکستان ، ارتش های عربی ، شبکه العالم ، شبکه الجزیره ، حسینه ، امام زاده ، آل خلیفه ، بحرین ، امریکا ، اسرائیل ، bahren ، دکتر راشد الراشد ، عضو شورای مرکزی حزب العَمَل الاسلامی بحرین ، رژیم ، انقلاب بحرین ، 14 فوریه ، جبهه جهادگران مجازی ، عریستان سعودی ،

پنجشنبه 8 دی 1390

9 دی، فریاد 8 ماه سکوت

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :سیاسی ،

در پاسخ به وبلاگ آب و آتش می نویسم برای 9 دی، روزی برای تجدید پیمان با نظام اسلامی

لازم به ذکر است که مطلب زیر فقط بیان فرازهای 8 ماه فتنه است تا 9 دی، و ارزش تحلیلی خاصی ندارد. تنها برای ارائه یک شاهد نوشته شده است.


بسم الله الرحمن الرحیم

روزهای پرتب و تاب قبل از انتخابات دهم را یادتان هست؟ جوش و خروش کاریکاتوری و کاذبی که معلوم نبود چگونه بین جوانان اقتاده بوده و ترکش هایش به همه ی اقشار جامعه اصابت کرده و همه را درگیر کرده بود. این اوضاع برای کسانی که تجربه آشوب های خیابانی سالهای 58 تا 60 را داشتند و الفبای رفتارهای سیاسی گروه ها و احزاب سکولار راست و چپ را می دانستند، آشنا بود. جوسازی های قبل از انتخابات، استفاده از برخی کلمات کلیدی برای القای مقاصد خاص و بسیاری مشابهت های دیگر را می شد با وقایع سالهای اول انقلاب دید. استفاده ابزاری از محبوبیت نظام اسلامی و بنیانگذار انقلاب امام خمینی در تبلیغات انتخاباتی، شاخص نفاق کسانی  بود که شش ماه بعد، حامیانشان در روز عاشورا  شعار "مرگ بر اصل ولایت فقیه" سر دادند و اتاق فکرشان اعلام کردند که "حتی در زمان امام هم اعتقادی به ولایت مطلقه فقیه" نداشته اند.


فتنه ها چون می آیند شناخته نمی شوند و چون می گذرند ، شناخته می شوند ،
فتنه ها چون گرد باد می چرخند ، از همه جا عبور می کنند ،
در بعضی شهر ها حادثه می آفرینند و از بعضی می گذرند.

خطبه 93 نهج البلاغه

 روزی که تجمع دوم خردادی ها در استادیوم آزادی شکل گرفت و توهین های آزادانه ای که برخی بزرگان سابق نظام و آقازاده ها به مسئولین آن زمان نظام منجمله احمدی نژاد کردند، در واقع هشداری بود از طرف آنها به نظام برای شکستن خط قرمزها به طور جدی.

در همان تجمع دوم خردادی، دو قطبی "احمدی نژاد" و "نه به احمدی نژاد" رسما اعلام موجودیت کرد. البته احمدی نژاد تنها بهانه ای شد برای اعلام موجودیت فتنه. وگرنه فتنه عمیق تر و کهنه تر از اینها بود و ریشه های اعتقادی فتنه که به فرموده امام علی (ع) همان هواپرستی و  بدعت در سنتهای اسلامی بود، سالها بود شکل گرفته و آبیاری شده بود.

همانا  آغاز پدید آمدن فتنه ها ، هواپرستی و بدعت گذاری در احکام آسمانی است،
 نو آوری هایی که قرآن با آن مخالف است.
 و گروهی ( با دو انحراف یاد شده) بر گروه دیگر سلطه و ولایت یابند ،
که بر خلاف دین خداست
.

خطبه 50 نهج البلاغه

در طیف احمدی نژاد، عامه مردم بودند که به وعده عدالت احمدی نژاد و روحیه مردمی او دل بسته بودند، و نیروهای دلسوز نظام که گفتمان احمدی نژاد را نسبت به دیگران نزدیکتر به گفتمان امام می دیدند. هر چند برخی از این دلسوزان نظام، در بسیاری دیدگاه ها، زاویه جدی با احمدی نژاد داشتند، ولی به هر حال وی را نسبت به سایر کاندیداهای حاضر، به درستی اصلح تشخیص داده بودند و به خاطر غلبه بر دو قطبی غیرعادلانه ای که به زور تبلیغات و رسانه بر گرده جامعه تحمیل شده بود، به احمدی نژاد رای دادند.

طیف نه به احمدی نژاد اما آش شلم شوربایی بود از انواع تفکرات متناقض. از قشر مرفه دل بسته به فرهنگ غرب که آزادی را در برداشتن روسری می دیدند و تنفس در فضای مختلط زن و مردی... تا استاد دانشگاه سکولاری که غرب تحصیل کرده بود... و متدین بازاری مرفهی که منافع بازارش به قشر سیاسی خاصی بسته بود، تا دلبسته امامی که در موسوی به عنوان نخست وزیر زمان جنگ؛ خط امام را می دید و جز این از وی تصوری به ذهنش خطور نمی کرد.... به این مجموعه مردمی، گروه های غیرمردمی ضدانقلاب، سلطنت طلبان، منافقین و بهائیان را اضافه کنید که هدفشان از حمایت موسوی، اجرای نقشه شان برای براندازی نظام بود. جناح "نه به احمدی نژاد" نیز برای غلبه بر دو قطبی بوجود آمده، مجبور به تمرکز روی موسوی شدند، کار به جایی رسید که از هاشمی که خود مخالف سیاستهای اقتصادی موسوی بود تا رجوی که موسوی را خونخوار رژیم می دانست، همه زیر پرچم موسوی جمع شدند تا آن یکی احمدی نژاد را ساقط کند و این یکی به زعم خودش نظام را. کروبی هم که شده بود قوز بالا قوز موسوی! به هیچ صراطی مستقیم نمی شد، اتاق فکر فتنه مجبور شد، عده ای از نیروهایش را مامور کنترل کروبی کند.

هرکدام از آن دو [ طلحه و زبیر ] امید دارد که زمامداری و حکومت به دست او افتد و آن را به سوی خود می کشد ، نه بسوی رفیقش..
آنها نه به رشته ای از رشته های محکم الهی چنگ زده اند و نه بوسیله ای به او نزدیک شده اند.

 هر کدام بار کینه رفیق خویش را بدوش می کشد و بزودی پرده از روی آن برداشته می شود .  
به خدا سوگند اگر به آنچه می خواهند برسند این یکی جان دیگری را می گیرد و آن یکی این را از میان می برد.
گروهی طغیانگر و فتنه انگیز بپا خواسته اند .

خطبه 148 نهج البلاغه

تبلیغات انتخاباتی که شروع شد، این طیف ناهمگون خودش را بیشتر نشان داد. در رفتارهای ساختارشکنانه قبل از انتخابات که به عنوان مانور انتخاباتی انجام می شد، مهمترین چیزی که به چشم می آمد، فقدان روحیه انقلابی گری و خداجویی بود و غلبه رفتارهای سبک شعاری و بی منطق. چرا که جنبش سبز نیاز داشت توده طرفدارانش را با شعارهای مظلوم نمایانه و پوپولیستی همیشه با احساسات برانگیخته و آماده جرقه خوردن نگهدارد.

 چرا که اولا رهبران پشت پرده جنبش به این احساسات برانگیخته نیاز داشتند تا در لحظه مناسب از اتاق فرمان دستور زدن جرقه را صادر کنند، و مهمتر از آن اینکه، اگر پای منطق به میان می آمد، رهبران جنبش چگونه می توانستند این گروه های متناقض از طرفدارانشان را که هر یک دارای منطق جداگانه ای بودند - که بعضا با منطق آن دیگری به کل ناسازگار بود،-  کنار خود نگهدارند؟

پس بهتر دیدند که اهداف خود را پنهان نگه داشته و شعارهای کلی و دهن پر کن بدهند تا همه قشری را اطراف خود نگهدارند.

پس اگر باطل با حق مخلوط نمی شد ، بر طالبان حق پوشیده نمی ماند و اگر حق از باطل جدا می شد خالص می گشت و زبان دشمن قطع می گردید .
اما قسمتی از حق و قسمتی از باطل را میگیرند و به هم می آمیزند
.
آنجاست که شیطان بر دوستان خود چیزه می گردد

و تنها آنها که مشمول لطف و رحمت پرودگارند، نجات خواهند یافت
.   

خطبه 50 نهج البلاغه

طرح کودتای مخملین که قبل از انتخابات برخی به آن اشاره می کردند و بعد از انتخابات، رهبری در خطبه های نماز جمعه 29 خرداد در رسانه ملی به آن اشاره کردند، درون جریان مردم آماده می شد، بدون اینکه خودشان چیزی بدانند. آیا این کوتاهی رسانه ملی نبود که در طول سالها، اتفاقات سیاسی سایر کشورها را تحلیل و تبیین نکرده بودند تا مردم بازی نخورند؟

مگر شال سبزرنگی که با سوء استفاده از نام مقدس اهل بیت به دست رئیس اصلاحات به گردن میرحسین آویخته شد، قبلا به رنگ نارنجی در اوکراین و همین حالا به رنگ سفید در مسکو، تئوری های جین شارپ و جورج سوروس را پیاده می کند. این شال ترجیحا به گردن میرحسین آویخته شد و نه خاتمی... تا برچسب پرطمطراق "نخست وزیر امام" و "نخست وزیر دوران جنگ" به کمک اهداف مردم فریبانه رهبران جریان کودتای مخملین و جذب توده های سنتی انقلاب بیاید.

در اعتراض آرام 25 خرداد 88؛ خشونتی اتفاق نیفتاد، مگر در پایان تجمع که گردانندگان اصلی فتنه (که نه شخص موسوی بود و نه کروبی) که از گزفتن کشته از نظام ناامید شده بودند، دست به تحریک برخی جوانان زدند تا به پادگان بسیج حمله کنند تا شاید بتوانند نظام را وادار به واکنش کنند.

پاشنه آشیل هر نظامی، در مقابل مردمش ایستادن است، و خشونت علیه آنان. این بود که این داستان هر روز یک سناریو، یک بازی، یک دروغ... ادامه داشت و ادامه داشت...

با توجه به این همه خطرات ،
روش های گمراه کننده ، شما را به کجا می کشاند ؟
تاریکی ها و ظلمت ها تا کی شما را متحیر می سازد؟
!
دروغ پردازی ها، تا چه زمانی شما را فریب می دهد؟
از کجا دشمن در شما نفوذ کرده و به اینجا آورده و به کجا باز می گرداند؟
مردم!  به سخن عالم خدا شناس خود گوش فرا دهید ،
دل های خود را در پیشگاه او حاضر کنید و با فریاد های او بیدار شوید
!!            

خطبه 108 نهج البلاغه

کشته هایی که امروز به خاک سپرده می شدند و فردا از صفحه تلویزیون سر در می آوردند و مصاحبه می کردند...  ترانه موسوی ها و سعیده پورآقایی هایی که ختم ها برایشان گرفته شده بود و تا سنای آمریکا هم رفته بودند... اعدام ها، تجاوزها، جسدهای سوخته خیالی، خودزنی ها و کشته سازی ها...

و البته کنار اینها، حماقت بعضی مسئولین در آفریدن فاجعه کهریزک، واقعه مشکوک دانشگاه تهران و ... نیز کمک بزرگی به آشوب سازی جریان فتنه کرد.

و خوب بود که نظام تمام این وقایع را موشکافانه تر بررسی می کرد، هیچ وقت از شفاف بودن با مردم ضرر نخواهیم کرد. لاپوشانی اشتباهات، به نفع مخالفان نظام تمام می شود. پیگیری و به مجازات رساندن خاطیان دو جناح، از مسئولین فاجعه کهریزک گرفته تا فتنه گران، می تواند سوپاپ اطمینانی باشد برای تکرار نشدن این وقایع، و مایه عبرت دیگران.

مگر چند نفر از خواصمان مثل صفار هرندی و حداد عادل و دکتر مرندی و محمد جواد لاریجانی بودند که عمارهای ولایت باشند و در رسانه ملی و رسانه های جهانی دست به روشنگری با منطق بزنند؟ مگر اکثر این خواص، منتظر نبودند تا ببینند که اوضاع به نفع کدام طرف می چربد؟ چند نفر اعلام کودتای مخملی امام خامنه ای را باور کردند؟ این خواص بی بصیرت، در گرد و غبار فتنه چیزی جز خودشان دیدند؟

كجایند برادران من كه در راه حق سوار شده و به راستی و درستی ( عمر به پایان رسانده ) گذشتند.
كجاست عمار؟ كجاست ابن تَیْهان؟ و كجاست ذوالشَّهادَتین؟
دردا و دریغا! بر برادران من كه قرآن را قرائت نموده آنرا استوار دانستند ( محترم شمردند ) و در آنچه واجب بود اندیشه نموده، آن را بر پا داشتند و سنت را زنده كرده، بدْعت را از بین بردند.
به جهاد كه خوانده شدند، پذیرفتند
 و به پیشوا اعتماد داشته و از او پیروی كردند.

خطبه 181 نهج البلاغه

هنوز هم برخی سوال می کنند که چرا موسوی و کروبی همان ابتدا دستگیر نشدند؟ و اجازه داده شد هشت ماه اغتشاش این همه صدمه به کشور بزند؟

  دستگیری کروبی و موسوی، همان چیزی بود که راس فتنه چشم انتظارش بودند، کروبی که ساده لوح تر بود، این خواسته را چند بار آشکارا اعلام کرده بود که "بیایید مرا دستگیر کنید." . اگر این کار انجام می شد،  نظام متهم به عدم تحمل انتقاد می شد. دستگیری اضلاع اصلی بدنه اجرایی حاضر در صحنه  فتنه مانند تاج زاده و ابطحی و محاکمه آنان، بسیاری مسائل را روشن کرد. فتنه قائم به موسوی و کروبی نبود که با دستگیری اینان غائله بخوابد، این دو نفر وسیله ای بودند در دست فتنه که چه بسا شخص خودشان هم از بسیاری برنامه های پشت پرده، بی اطلاع بودند و عروسک خیمه شب بازی اطرافیان شده بودند.

سوگند به كسى كه محمد را به حق فرستاده است ،
در غربال فتنه ، به هم درآمیخته و غربال مى شوید تا صالح از فاسد جدا گردد.
 
یا همانند دانه هایى كه در دیگ مى ریزند، تا چون به جوش آید، زیر و زبر شوند.
پس ، پست ترین شما بالاترین شما شود و بالاترینتان ، پست ترینتان .
واپس ماندگانتان پیش افتند و پیشى گرفتگانتان واپس رانده شوند.

خطبه 16 نهج البلاغه

فتنه 88، فتنه طلحه و زبیر بود، خواصی که نمی خواستند که سهمی از بیت المال و پستهای دولتی که برای خود تعیین کرده اند، از آنها گرفته شود، فتنه را آفریدند. فتنه 88، فتنه سهم خواهی از ولایت برای ادامه دست اندازی به بیت المال بود. الله اکبر، بخوانید امام علی چه می گوید:

خشم عموم خشنودى خواص را بى نتیجه مى كند، و خشم خواص در برابر خشنودى عموم بى اثر است.
به وقت آسانى و رفاه، احدى از رعیّت بر والى پرخرج تر،
 و زمان مشكلات كم یارى تر،
 و هنگام انصاف ناخشنودتر،
و در خواهش و خواسته با اصرارتر،
 و زمان بخشش كم سپاس تر،
 و وقت منعِ از عطا دیرعذرپذیرتر،
 و در حوادث روزگار بى صبرتر
از
خواص نیست.
همانا ستون دین، و جمعیّت مسلمانان، و مهیاشدگان براى جنگ با دشمن
توده مردمند،
 پس باید توجه و میل تو به آنـان باشد...  

 نامه 53 نهج البلاغه

مهم تر اینکه، در تجمع میلیونی 25 خرداد و تجمعات پراکنده چند روز بعد از آن، اکثریت معترضین هدفشان تنها اعتراض به نتیجه انتخابات بود. شورای نگهبان، وزارت کشور و سایر نهادها اگرچه ابتدا شفاف مسائل را باز نکردند، اما در رسانه ملی تا حدی به مردم توضیح دادند، رهبری خود درخواست رسیدگی به ادعای تقلب را خواستار شدند، با نمایندگان سران فتنه و مدعیان تقلب دیدار کردند و مساله را پیگیری کردند. بدنه مردمی و فریب خورده جریان فتنه، با این دلجویی ها کم کم ریزش کرد.

رهبر جامعه باید با مردم به راستی سخن بگوید و پراکندگی مردم را به وحدت تبدیل کند  و اندیشه خود را برای پذیرفتن حق آماده گرداند .
پیشوای شما چنان واقعیت ها را برای شما شکافت چونان شکافتن مهره های ظریف و حقیقت را از باطل چون شیره درختی که از بدنه آن خارج شود بیرون کشید
.

خطبه 108 نهج البلاغه

بدنه فتنه باید خالص می شد، و فریب خوردگان به دامن نظام بر می گشتند. بسیاری از رای دهندگان به موسوی بودند که  با گذشت زمان، بدنه مردمی اعتراضات با مشاهده حرکت های بعدی جنبش سبز که آشکارا از طرف رسانه های معاند ایران و اسلام مورد حمایت قرار می گرفت؛ و همچنین با مشاهده واکنش صبورانه نظام، چشمشان باز شد و کناره گرفتند. دروغ هایی که گفته شد، سناریوهایی که پیاده شد، تهمتهایی که به نظام زده شد، کمک بزرگی به کنار رفتن غبار فتنه از مقابل چشم مردم کرد. روز قدس با شعارهای انحرافی که بخش ضدانقلاب و سلطنت طلب فتنه طرح کردند، حجت بر بسیاری از متدینین معتقد به انقلاب؛ تمام شد.

رهبری مانند پدر دلسوزی چشم به هدایت و برگشت فتنه گران به دامن نظام دوخته بودند، مگر مقتدای ایشان جز علی (ع) است که در آستانه جنگ صفین می فرماید:

به خدا سوگند ! هر روزی که جنگ را به تاخیر می اندازم برای آن است که آرزو دارم عده ای از آنها به ما ملحق شوند و هدایت گردند. و در لابلای تاریکی ها نور من را نگریسته و به سوی من بشتابند .
که این برای من از کشتار آنان در راه گمراهی بهتر است
.

 خطبه 55  نهج البلاغه

 از طرفی، اگر پس از 25 خرداد، تجمعات با همان شدت ادامه داشت و یا دامنه اش گسترده تر می شد، و معلوم می شد که مردم نظام اسلامی را نمی خواهند، دیگر چه وظیفه ای بر عهده ولایت فقیه بود که زمام حکومت را در دست بگیرد؟ حکومت اسلامی هر چند حق است، اما نباید خود را بر جامعه ای تحمیل کند و مقبولیت یکی از شروط برقراری نظام اسلامی است.

امیرالمومنین در پاسخ عباس و ابوسفیان که بعد از ماجرای سقیفه، از امام خواستند قیام کند، فرمود:

اى مردم، با كشتى هاى نجات امواج فتنه ها را بشكافید،
از جادّه دشمنى و اختلاف كنار روید، تاجهاى مفاخرت و برترى جویى را از سر بیندازید.
 رستگار گردد آن كه با داشتن یار قیام نماید، یا در بى قدرتى راه سلامت گیرد و دیگران را راحت گذارد.
حكومت بدین صورت آبى متعفن، و لقمه اى گلوگیر است...

خطبه 5 نهج البلاغه

تا روز عاشورای 88، جریان فتنه تقریبا از بدنه مردمی خالی شده بود، و رهبری ظاهری آن از دست موسوی و کروبی هم خارح شده و در دست ضدانقلابهایی بود که تنها هدفشان زدن ولایت فقیه برای براندازی نظام بود. دیگه خیلی آشکار و واضح، فتنه از صدای آمریکا و بالاترین و بی بی سی حمایت که هیچ! هدایت و می شد.

یک شنبه، 6 دی ماه، عاشورای 88، یوم المبین بود. تحمل و صبر مردم و نظام، چنان منافقین و ساختار شکنان را دچار توهم قدرت کرده بود که ساختارشکنی را به حد اعلا رسانده و آشکارا از غیبت مردم در خیابانها به خاطر شرکت در مراسم هیئات، استفاده کرده و به مقدسات دینی مردم اهانت کردند. روز عاشورا به سوت و کف زدن پرداختند، پرچم های عزاداری را از سر در مغازه ها پایین کشیدند و پاره کردند.

هفتم و هشتم دی، مردم گروه گروه و متفرقه دست به اعتراض به ساختار شکنی های عاشورای  پیش زدند. بدون هیچ فراخوان. مردم لزوم حرکت را حس کردند. همه با هم. انگار یک الهام الهی بود به دلشان.

9 دی این حرکت منسجم و سراسری شد. ساعت 3 بعد از ظهر... مشهد... میدان 15 خرداد تا حرم مطهر. 3 و نیم می رسیدی؛ تو که سابقه راهپیمایی های قدس و 22 بهمن را داشتی، شوکه می شدی از این شکوه! چه برسد به رسانه های خارجی. موج بود و صدای فریاد خشمگین مردمی که 8 ماه سکوت را فریاد می زدند.

چون رعد خروشیدند و چون برق درخشیدند ،
 اما کاری از پیش نبردند و سرانجام سست گردیدند
!
 ولی ما این گونه نیستیم ،
 تا عمل نکنیم ، رعد و برقی نداریم
 و تا نباریم سیلی جاری نمی سازیم
.

خطبه  66 نهج البلاغه

9 دی، به هیچ کس تعلق نداشت، جز به ولایت! همان هایی هم که به موسوی رای داده بودند، بالاخره فهمیده بودند که این اقایان چیزی برای گفتن ندارند و ادعای تقلب هم بهانه واهی بوده برای براندازی نظام و تسلیم کشور به تفکر غرب!

مردم در حماسه 9 دی، حرفهایی را که ماه ها و شاید سالها در دل پنهان کرده بودند، خطاب به خواص! فریاد زدند...  فکر کنم صدای 9 دی، به گوش استوانه های نظام هم رسیده باشد. استوانه هایی که  منحرف شدند تا بر سر فرزندانشان سایه بیندازند و حاشیه امن برای آنها فراهم کنند.

به استناد گفته رهبری که "غرب ده سال به سناریوسازی برای آماده کردن زمینه های فتنه 88 مشغول بوده است"

 وصد البته که این آقازاده ها هم در سایه استوانه ها و مهر پدری، مهره های داخلی غرب بوده اند. وقتی این  آقازاده های لندن نشین پس از خوب رقصاندن حمقاء فتنه، الان به یمن حاشیه امن استوانه ای، دارند راست راست می گردند و از جلسات مجمع تشخیص و دانشگاه آزاد هم سر در می آورند، چه تضمینی وجود دارد که 10 سال دیگر موجی دیگری از آقازاده های جدید الظهور، با تدبیری دیگر که غرب اندیشیده، دست به فتنه ای ناب تر و پیچیده تر نزنند؟

لابد مصلحت نظام مدارا با این آقا زاده هاست!!! ما که چیزی سرمان نمی شود!

بگذریم ...

بعد از 9 دی هم واکنش رسانه های معاند جالب بود و نفرت مردم را از جریان سبز بیشتر کرد. اعضای اتاق فکر جریان فتنه با بافتن اراجیفی مثل پخش ساندیس و کیک و یا آوردن مردم به تظاهرات از شهرهای دیگه با اتوبوس و ... شعور مردم را به توهین گرفتند. و در واقع چنان عصبانی شدند که نتوانستند خشم خود را کنترل کنند، و هر چه تلاش کرده بودند که خود را دلسوز مردم نشان دهند را در عرض چند هفته به باد دادند. این روشنفکران خارج نشین، مردم ایران را مردمی معرفی کردند که برای ساندیس از اعتقاداتشان می گذرند.

نیک آهنگ کوثر در چند کاریکاتور، با وقاحت تمام مردم شرکت کننده در 9 دی، را به گوسفندانی تشبیه کرد که داشتند بع بع می کردند و ساندیس می خوردند. مهاجرانی بدون توجه به رسانه های داخلی و خارجی ادعا کرد که چون با هلیکوپتر فیلمبرداری نشده بوده، پس اصلا تظاهرا بزرگر در کار نبوده. مجتبی واحدی در فیلم های پخش شده، دنبال مجسمه فردوسی گشته بود و چون آن را ندیده بوده، راهپیمایی را ساختگی خواند.

بعد از 9 دی بود که وقتی کور شدن فتنه مسجل شد، سران فتنه تازه به توهماتشان پی بردند و به جان هم افتادند و دنبال مقصر می گشتند.

آنان در به دست آوردن دنیای پست از هم سبقت می گیرند
 و چونان سگ گرسنه این مردار را از دست یکدیگر می ربایند ،
طولی نمی کشد که
 پیرو از رهبر و رهبر از پیرو ،
 بیزاری می جوید
و با بغض و کینه از هم جدا می شوند
و به هنگام ملاقات همدیگر را  نفرین می کنند.

خطبه 151 نهج البلاغه

حماسه 9  دی، نتیجه صبوری نظام در برخورد با فتنه گران بود، و برخورد هوشمندانه رهبری با جریان فتنه

حماسه 9 دی، نتیجه  8 ماه صبر و تحمل و دندان روی جگر گذاشتن مردم بود در مقابل دروغ ها و اتهاماتی که به نظام بسته شد

نتیجه این بود که جریان فتنه، توده مردم را نمی شناخت و درحلقه اطرافش محصور شده بود

حماسه 9 دی، نتیجه آگاهی نداشتن رئوس فتنه از عمق اعتقادات دینی مردم به عاشورا و حب ولایت بود.


برچسب ها: حماسه 9 دی ، نه دی ، نهم دی ، حماسه ، موج وبلاگی ، همراهان 9 دی ، عاشورائیان ، من عاشورائیم ، جبهه جهادگران مجازی ،

http://www.islamupload.ir/user_uploads/iummorgan1cc1f/56787.jpg

ششمین نشریه اینترنتی 9 دی
دانلود
  حجم: 1.4 مگابایت

مقالات و دل نوشته ها




http://www.islamupload.ir/user_uploads/iummorgan1cc1f/11111.jpg

پنجمین نشریه اینترنتی 9 دی
دانلود
  حجم: 1.7 مگابایت

گزیده بیانات رهبری




http://www.islamupload.ir/user_uploads/iummorgan1cc1f/333.jpg


چهارمین نشریه اینترنتی 9 دی
دانلود
  حجم: 1.3 مگابایت

گزیده بیانات امام خامنه ای پیرامون 9 دی


https://lh4.googleusercontent.com/-zm2kKsx4YI0/TvbCxkkTs7I/AAAAAAAAN2U/fBj6VuIGE8k/h301/9dayvijename.JPG

سومین ویژه نامه اینترنتی 9 دی

دانلود
گزیده بیانات رهبری

حجم: 2.7 مگابایت




دومین نشریه اینترنتی ویژه 9 دی/ جبهه جهادگران

دانلود فایل پی دی اف

مقالات، دلنوشته ها و ...



9deytitr.png

http://www.persiangig.com/pages/download/?dl=http://mmorgan.persiangig.com/document/9deyjebhe.pdf


دانلود فایل پی دی اف

اولین نشریه اینترنتی ویژه 9 دی جبهه جهادگران  

مقالات، دلنوشته ها و ...


برچسب ها: نشریه اینترنتی ، پی دی اف ، pdf ، دانلود ، 9 دی ، نه دی ، حماسه ، جبهه جهادگران ،

یکشنبه 4 دی 1390

اعتقاداتتان را چند می فروشید؟

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :مذهبی ،فرهنگی/اجتماعی ،

http://www.islamupload.ir/user_uploads/iummorgan1cc1f/123.jpg


یکشنبه 4 دی 1390

دانلود PDF / نشریه اینترنتی 9 دی

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    


این نشریه حاوی گزیده بیانات امام خامنه ای در باره 9 دی است

https://lh4.googleusercontent.com/-zm2kKsx4YI0/TvbCxkkTs7I/AAAAAAAAN2U/fBj6VuIGE8k/h301/9dayvijename.JPG

سومین ویژه نامه اینترنتی 9 دی

دانلود

حجم: 2.9 مگابایت


 حیدر رحیم پور

 9 دی نمود چه فرهنگی بود؟

برخی از فرهنگ ها به گونه ی ظرف های یک بار مصرف هستند. همین که یک بار مصرف شوند، از رونق می افتند. نمونه اش  سبزپوشیدن گروهی اموی صفت برای فریب امتی که رنگ سبز برایشان مقدس است. و شما دیدید که در ابتدا با چنین حقه ای تا چه اندازه مردم بی خبر را فریب دادند.

حال فرض کنید گروهی احمق تر از پیشینیانشان باشند و بخواهند یک بار دیگر هم با چنین خدعه ای آشوبی را به پا دارند، چه بر سرشان می آید؟ و تا چه اندازه به سخره گرفته می شوند و احیانا دیوانه قلمداد می شوند؟

برخی دیگر از فرهنگ ها، همچون قالی کرمان می باشند، هر چه پا می خورند با ارزش تر می شوند و رنگ و جلای بهتری می یابند، و این نیست مگر اینکه منشاء آسمانی دارند.

ولایت فقیه شاهوار این گونه فرهنگ است.

هنگامی که غرب به یاری هزاران کارشناس و صدها مهره ذخیره داخلی و کیسه کیسه دلارهای سبز، طرح کودتای مخملی را با رنگ بشری ریخت، و همه  قدرت ارتباطی استکبار جهان را به تبلیغ برای یاری رسانی به مجریان این طرح به کار گرفت، بر آن پندار بود که کودتای مخملینش با تکیه بر رنگ سبز؛ آرم پیشوایان مذهب جعفری؛ قطعا پیروز است...

غافل از اینکه شیعه امامیه را با رنگ نمی شود رنگ کرد.

و اما مردم به خواسته امامشان در مقابل فریب خوردگان و فریب دهندگان اموی صبوری پیشه کردند، تا بغض مردم آنگاه شکست که امام انقلاب کار را به امت وا گذارد؛ که دیگر کار از توهین به اصل ولایت فقیه و مصداق امروز آن گذشته بود،

که در عاشورای حسینی، تیرهای زهرآگین فتنه، امام معصوم را نشانه گرفته بود، و کینه توزان در خیابانها چون یزیدیان آتش می زدند و کف و سوت زده و هلهله  می کردند؛

آنگاه بود که مردم را می دیدی که پس از توهین سپاهیان شیطان به اصل مقدس ولایت فقیه ؛ آن هم در عاشورای حسینی، روزی که ولی زمان حسین بن علی (ع) سر بر نیزه داد تا اصل ولایت فقیه را تثبیت کند؛ دسته دسته عکس امامشان به سینه فشرده در خیابانها تجمع کرده بودند و آماده فرمان بودند...

و اندک اندک صف ها فشرده شد و اینان شدند مصداق "صفا کانهم بنیان مرصوص" ؛  فشرده و غیرقابل نفوذ

صدای فروخفته یک امت مبهوت از اوج بی حیایی جریان فتنه  در فاجعه عاشورای 88 اوج گرفت و در 9 دی فقط یک صدا از این موج واحد می شنیدی و آن چیزی نبود جز اعلام سرسپردگی به ولایت فقیه...

و فدائیان سیدعلی شکوهی آفریدند که جهان استکبار هنوز که  هنوز است انگشت تعجب بر دندان تحیر دارد.


برچسب ها: حماسه ، حماسه 9 دی ، نه دی ، نهم دی ،

جمعه 2 دی 1390

ماهیت فراجناحی 9 دی

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :سیاسی ،جبهه جهادگران ،

مصاحبه با جناب آقای حسینی، استاد معرفت نفس موسسه لب المیزان

بسم الله الرحمن الرحیم

 

طبیعتا، حماسه 9 دی یک اتفاق دفعی نبود و زمینه هایی وجود داشت که باعث شد این حماسه اتفاق بیافتد. به نظر شما چه زمینه هایی در انقلاب اسلامی برای وقوع 9 دی وجود داشت؟

بسم الله الرحمن الرحیم

در واقع ریشه 9 دی را باید در انقلاب اسلامی بدانیم. انقلاب اسلامی یک پدیده مردمی ومردم نهاد است، با کودتا خیلی فرق می کند، حضرت امام خیلی تاکید داشتند روی این موضوع که تا جایی که می توانیم باید انقلاب را مردمی نگاه داریم، و از اینکه  یک قشر خاص و یا یک گروه خاص انقلاب را صاحب بشوند و  در دست بگیرند به شدت  گریز داشتند و تا می توانستند می خواستند مسائل را  با خود مردم حل کنند. از این جهت است که انقلاب ما فوق العاده دوام و پایداریش بالاست. اگر یک کودتا بود به راحتی با یک کودتا هم برکنار می شد. ولی وقتی یک انقلاب مردمی شد و مردمی بودنش حفظ شد، مردم ضامن پایداری آن هستند.

9 دی نشان داد که انقلاب اسلامی یک پدیده مردمی است و در دل مردم نهفته است. مردم نظر به یک فرهنگ دینی جامع دارند که دلشان این را می خواهد که این فرهنگ دینی در جامعه شان حاکم شود. انقلاب اسلامی یعنی شرایط حاکم شدن دین خدا در جامعه  و نظام. حالا در اینکه چقدر این فرهنگ دینی جامع در نظام انقلاب اسلامی پیاده شده باشد و موفق بوده باشد، حرف زیاد هست. سنگهایی که سر راه این پیاده سازی فرهنگ اسلامی انداخته شده و ... را باید در نظر گرفت. ولی به هر حال این انقلاب شرایط را برای پیاده سازی احکام اسلام آماده کرده است.

مردمی که نظر به انقلاب  اسلامی دارند، و می خواهند انقلاب اسلامی را تحت هر شرایطی حفظش کنند، این مردم با تایید انقلاب اسلامی دارند اعلام آمادگی می کنند که زمینه حقایق خیلی بالاتر را هم فراهم می کنند.

اینکه امام فرمودند انقلاب اسلامی زمینه  ظهور را فراهم می کند، این مردم دارند با تایید انقلاب اسلامی اغلام می کنند که امادگی دارند با ظهور حضرت حجت مواجه بشوند.

اینکه مقام معظم رهبری روی 9 دی و  23 تیر ماه  سال 78 تاکید می کنند به خاطر این است که متوجهند که اگر مردم این انقلاب را بپذیرند، انقلاب می تواند جلو برود. آقا فرمودند که اگر مردم این حکومت را نخواهند، ما وظیفه نداریم بر مردم حکومت کنیم. خیلی  حرف جالبی است که مسئولین نظام حق ندارند به زور بر مردم حکومت کنند. اگر مردم به این نتیجه برسند که  انقلاب اسلامی را نمی خواهند، مسئولان حق ندارند به زور بر مردم حکومت کنند، دیگر وظیفه ای هم بر عهده ولی فقیه نیست.

ولی با این اتفاقات نشان داده شد که مردم حکومت اسلامی می خواهند، ولی فقیه می خواهند.

9 دی نشان داد انقلاب اسلامی شرایطی را فراهم کرده است که فهم و شعور هایی دارد در صحنه می اید که این انسانها فهم بالاتر از خود انقلاب اسلامی را دارند که همان ظهور است.

 

9 دی را یک حرکت فعال می دانید که مردم انجام دادند تا به دنیا ثابت کنند که شبهاتی مانند رفراندم و ... که امثال خاتمی مطرخ می کنند پوچ و بی اساس است؟ یا یک حرکت انفعالی و پاسخ مقطعی به جرکات جریان فتنه در روز عاشورای 88؟ آیا ماهیت 9 دی، فراگیر بود یا به یک جریان جناحی سیاسی تعلق داشت؟

 

خود آقا هم روی همین تاکید دارند که همین حضور مردم در صحنه 9 دی، یک رفراندم بود. پس 9 دی یک رفراندم خودجوش بود در پاسخ به امثال خاتمی که سالها بود بر طبل رفراندم می کوبیدند.

اصلا جریان جناحی سیاسی هم نبود؛ بالخصوص خیلی از کسانی که به خیابان آمدند، به میرحسین رای داده بودند، آثارش هم در تصاویر 9 دی بود، چون در تهران اکثریت به میرحسین رای داده بودند، و در 9 دی هم اکثریت آمدند به خیابان ها. پس اینها هم نتوانستند فتنه را تحمل کنند و 9 دی آمدند به خیابانها، اینها که همه به احمدی نژاد رای نداده بودند.  نه. اینها مردمی بودند که انقلاب اسلامی می خواستند، حکومت ولی فقیه می خواستند.

و مردمی که به این شعور می رسند که ولی فقیه را می خواهند، آزادترین حکومت را دارند.

یک جامعه شناس اروپایی میگوید اگر مردم اروپا می دانستند که حکومت ولی فقیه در ایران یعنی چه؟ بر علیه تمام حکومتهای خودشان شورش می کردند. چرا؟ چون آزادترین حکومت، حکومت ولی فقیه است. شما ببینید آزاداندیشی حضرت آقا را... در برخوردهای رهبری در جامعه، آزاد اندیش ترین فرد این جامعه رهبری است، ما همه در مقابل مخالفین خودمان واکنش های تند نشان میدهیم.

رهبری به راحتی مخالف ترین آدمها را تحمل می کنند. به شرطی که نخواهند پایه گذار یک جریان برانداز باشند.

رهبری میرحسین را تا خیلی جاها تحمل کردند، کروبی را تا خیلی جاها تحمل کردند، خیلی های دیگر را تا خیلی جاها تحمل کردند و می کنند.

حتی  رهبری از روش رسول الله استفاده می کنند، مولفه القلوب. حضرت آقا یه عده را که جامعه پس زده، و رهبری می بینند که می توانند اینها رو به سوی انقلاب جذب کنند، قلبهایشان را به دست می آورند و جذبشان می کنند. خود حضرت آقا هم می گویند که ما باید دفع حداقلی و جذب حداکثری داشته باشیم. تا جایی که می توانند سعی در جذب آدمها دارند.

اگر اقا شرایط باز گفتگوی خوب فراهم نکرده بودند -که این روحیه در وجود خودشان هست و من خیلی کم در افراد دیگر دیدم- فتنه جمع نمی شد. فتنه بزرگی بود. این روحیه شرایط باز باعث شد دست فتنه رو بشود.

حضرت اقا خیلی آزاد اندیشانه رفتار می کنند، در حالیکه بیشتر سیاسیون و بقیه بزرگان خیلی زود در مقابل حوادث واکنش نشان می دهند، واکنش را هم روی تدبیر نشان نمیدهند، عکس العملی کار می کنند و بعد هم پشیمان می شوند.

ما نمونه این آزاد اندیشی رهبری را در حکومت امیرالمومنین هم می بینیم. یعنی امیرالمومنین هم مخالفینشان را دفع نمی کنند، مگر اینکه خودشان بخواهند بروند.

به نظر شما آیا میرجسین موسوی از ابتدا مهره بود؟ یا اینکه انقلابی بود و تغییر ماهیت داد؟

نظام عالم نظام تدریجی است، و هیچ مساله ای دفعی رخ نمی دهد، انسانها که یک مرتبه تغییر نمی کنند. باید این که میرحسین به اینجا رسیده را بررسی کرد تا ببینیم این چه طرز فکری بوده که میرحسین را به اینجا رسانده. البته می دانید که شهید دیالمه و شهید آیت، ادعا می کردند که یک سری حرفهایی در باره میرحسین دارند و شهید دیالمه در مجلس در موردش صحبت هم می کنند، منتها ترور می شوند. باید افکار را بشناسیم از روی سخنرانیها، اشارات و...

آقای هاشمی را هم مثلا اگر خاطراتشان را بخوانیم، به تفکر خطرناکی می رسیم. آقای هاشمی واقعا همیشه خودش را در عرض ولی فقیه قرار می دهد. حتی زمان امام.

استاد طاهرزاده می گویند: یک روز من دیدم که اقای منتظری گفت، آقای خمینی یک نظری دارد و من هم مجتهدم و یک نظر دیگری دارم. آن روز فهمیدم که اقای منتظری کارش تمام است. چرا که آقای منتظری حواسش نیست که اگر شما  مجتهدی، مجتهد فردی هستی! در حالیکه ولی فقیه حاکم بر شماست. شما در امور حکومتی باید تابع ولی فقیه باشی. ولی منتظری این تفاوت را نفهمید و شد آنچه نباید می شد.

کسانی که خودشان را در عرض ولی فقیه قرار  می دهند، اصولا سقوط می کنند. منتظری همین اتفاق برایش رخ می دهد، برای میرحسین همینطور،

 

شهر اصفهان در سال 88 چه وضعی داشت؟

شهر اصفهان هم سال 78 و هم سال 88، از شهرهای محل فتنه بود، البته در مناطق خاص. مزروعی نماینده مجلس ششم، در فتنه  78 فوق العاده فعال بود و در فتنه 88 هم هنوز فعال بود و درگیری درست می کرد. همین مزروعی الان با پسرش پناهنده انگلیس شده است.

یک فاجعه که در جریان فتنه 88 در اصفهان رخ داد این بود که دانشجوهای دانشگاه صنعتی اصفهان ریختند و تالارش را  آتش زدند و 2 میلیارد خسارت به دانشگاه زدند و یک سری مزاحمتها هم درست کردند که شش نفرشان را هم اخراج کردند،  من در دانشگاه اصفهان که کار می کنم واقعا جو وحشتناکی درست شده بود، طوری شده بود که اصلا دانشجوهایی که برای احمدی نژاد تبلیغ کرده بودند و به احمدی نژاد رای داده بودند، جرات نمی کردند بیرون بیایند، می ترسیدند هر آن به آنها آسیبی برسد. یک جو رعب  و وحشتی در دانشگاه اصفهان و به تبع آن در شهر اصفهان درست شده بود که بعضی فکر می کردند همین الانه که به جرم تبلیغ و رای دادن به احمدی نژاد اعدامشان کنند.

ولی همه اینها خوابید و از بین رفت، این فتنه گران هم فهمیدند که این انقلاب با توپ و تانک نیامده، حضور مردم و پشتوانه مردمی انقلاب است که انقلاب را حفظ کرده است.  وگرنه انقلاب اسلامی با زور که نمی تواند حاکم شود.

اگر دقت کنید در فتنه های 78 و 88 اصلا سعی شد برای کنترل از اسلحه  استفاده نشود، و نهایت استفاده از باتوم بود که تا جایی که ممکن است، کسی کشته نشود.

خیلی از قتل هایی هم که اتفاق افتاد مشکوک است و پای نظام گذاشتند، یک عده را کشتند و پیراهن عثمان درست کردند و آمدند برای فتنه. کشته سازی دروغین هم که داشتند. یعنی  هدف آنها کشته گرفتن بود تا بلوا به پا کنند، و راهکار نظام هم مسالمت و مدارا.

 

چرا مردم از ابتدا وارد صحنه نشدند؟ مثلا بعد از روز 25 خرداد ...، یا مثلا بعد از جریان مسجد لولاگر؟

مقام معظم رهبری یکی از کارهایی که کردند، وقتی سه میلیون ربختند در میدان ازادی تهران، آقا می دانند که جریان چریان روشنی نیست و مبهم است. و قشر خاکستری خیلی در این جریان زیاد حضور دارند. آقا اجازه می دهند که این جریان صاف شود، فیلتر شود. بعد دیگه آن مقداری که باقی می مانند ، اینها معاند هستند.

5درصد این آدمها در آن جمعیت معاند حساب می شوند، آقا می گذارند تا جریان خالص و صاف بشه و آماده برخورد بشود.

نمیشود گفت اینهایی که 25 خرداد در تهران به میدان آزادی آمدند، معاندین نظام بودند، درصدی ان مردم ممکنه معاند باشند و به فکر براندازی. مابقی فقط اعتراض داشتند.

مردم هم اینقدر قضیه برایشان جدی نبود و باورشان نمی شد که اینها بخواهند دست به این کارها بزنند، یا اینقدر ادامه دار و با برنامه کار کنند.

مردم کم کم دیدند که این جریان واقعا یک جریان معاند است که به تمام مقدسات دارد توهین می کند، مسجد آتش می زنند، قرآن آتش می زنند، عکس اقا را پاره می کنند. اینجا دیگه خونشان به جوش آمد و خودشان به صحنه آمدند تا قضیه راحل کنند.

مهم هم این است که نظام این حرکت را شکل نداد، حرکتی بود که خودجوش بود و به  خاطر همین هم زود جواب داد. چون اراده جمعی مردم به میدان آمد.

درست مثل زمان جنگ که وقتی عراق خرمشهر را تصرف کرد، مردم وقتی دیدند که دولت کاری از پیش نمی برد، خودشان گروه های پارتیزانی تشکیل دادند و با کمک تشکل مردمی سپاه پاسداران رفتند خرمشهر را آزاد کردند و بعد هم 8 سال ایستادند و صدام را بیرون کردند.

 

با تشکر از جناب آقای حسینی


گری یونگ / گاردین

 ایالات متحده چشم خود را  به روی  هزینه ای که هنور هم ملت عراق برای جنگ  می پردازد، بسته است.
جامعه جهانی باید نهایت سعی خود را بکند تا از تحریف واقعیتهای جنگ عراق جلوگیری شود. گروه هایی در تلاشند که غارت میراث عراق را توسط ایالات متحده، قانونی نشان دهند.

 

Toby Morison 19122011
Illustration by Toby Morison

در 19 نوامبر سال 2005 ، خودرو یک جوخه دریایی ایالات متحده که برای تفریح بیرون رفته بودند، در شهر حدیثه واقع در استان انبار عراق، با بمب های کنار جاده ای  برخورد کرد. در این حادثه، یک سرباز آمریکایی کشته و دو سرباز مجروح شدند. بنا به گزارش موثق شواهد متعدد، این سربازان پس از این حادثه، اقدام به سلاخی دیوانه وار مردم حدیثه کردند.  جانیان جنگی یک تاکسی را متوقف کرده و 5 سرنشین آن را پیاده کرده و به رگبار بستند. سپس به خانه های مردم بیگناه هجوم برده و 24 نفر از مردم بیگناه را بیرحمانه به قتل رساندند. بین کشته شدگان، 11 زن و کودک بودند، منجمله یک کودک سه ساله و پیرمرد 76 ساله ای که روی  ویلچر نشسته بود.

 

  این یک قتل عام بیرحمانه بود که رسانه ها کمتر به آن پرداختند.

 

"جیمز کراسان"، تفنگدار مجروح این حادثه ، گفته است: "من فکر می کنم که دوسنان ما در آن لحظه کنترل خود را از دست داده و چشمانشان در اثر نفرت زیاد کور شد."

 

وقتی سرلشکر ژنرال "استیو جانسون" که در زمان وقوع حادثه فرمانده نظامی استان انبار عراق بود، خبر را شنید، نیازی به تحقیق بیشتر در باره حادثه احساس نکرد! و در نتیجه در آن زمان مسببن حادثه توبیخ هم نشدند. او احتمالا تنها به این مساله توجه کرد که سربازی آمریکایی از دست رفته است. "استیو حانسون" بعدها  در مورد این حادثه چنین اظهار نظر کرد: "از این اتفاقات در طول سال در سراسر کشور در حال جنگ عراق، مکرر اتفاق می افتد و نیازی به این نیست که خود را درگیر این مساله کنیم."

 

وی که در آن زمان در شهر ویرجینیا بود، خطاب به خبرنگاری که با او مصاحبه می کرد افزود: " شاید اگر من هم آن زمان، مثل الان  در ویرجینیا نشسته بودم، و می شنیدم که 24 نفر به این شکل کشته شده اند، تعجب می کردم و شوکه می شدم، در نتیجه دقیق تر موضوع را بررسی می کردم... اما در آن زمان من احساس کردم که آن واقعه فقط نتیجه یک درگیری بوده که سربازان ما در حال انجام وظیفه  داشته اند."


بعدها ایالات متحده تحت فشار افکار عمومی، مجبور به توبیخ این سربازان شد، هشت سرباز در ابتدا  به اتهام  قساوت  قلب محاکمه شدند. اما نتیجه این شد که اتهامات علیه شش تن از آنها ثابت نشد و تبرئه شدند، دیگری تنها توبیخ شد و آخرین نفر پس از 8 سال هنوز در انتظار محاکمه است.

 

اولین بار، فاجعه حدیثه را یک گزارشگر نیویورک تایمز فاش کرد. وی در زباله های نزدیک بغداد که یکی از ساکنین از ورق پاره های آن برای روشن کردن آتش و گرم کردن شامش استفاده می کرد،  اسنادی از تحقیقات داخلی ارتش ایالات متحده را پیدا کرد که این گزارش نیر در بین آنها بود.

 

خروج نیروهای مسلح آمریکا از عراق، موفقیت یا شکست؟

 

  هفته گذشته، "باراک اوباما" هنگام خروج نیروهای نظامی آمریکا از عراق، از 9 سال تجاوز آمریکا به عراق با نام "9 سال موفقیت" یاد کرد و  نتیجه اش را "یک دستاورد فوق العاده" دانست که سربازان امریکایی میتوانند به خاطر شرکت در آن "سر خود را بالا نگه دارند"!!!

 

این گفته ها نشان می دهد که آمریکا در مسیری گام بر می دارد که جنایات جنگی خود را نادیده گرفته و سعی می کند آنها را در سطل زباله پنهان کند و به هیچ کس پاسخگو نباشد. در واقع آمریکا انتخاب کرده است که شکست را به عنوان پیروزی و ناکامی را به عنوان موفقیت جا بزند.

 

در حالی که اگر این جنگ واقعا یک موفقیت بود، خروج نیروهای امریکایی از عراق باید با خیال راحت و بدون نگرانی انجام می شد، چرا که آمریکا حتی پس از خروج نیروهایش نیز، بزرگترین سفارت خود در جهان را در عراق به جای می گذارد که هزاران تن از نیروهای مسلح کارکشته  آمریکایی در این سفارت باقی خواهند ماند. گذشته از این، آمریکا با پیمانکارهای نظامی خصوصی زیادی در عراق نیز پیمان بسته است. پس چه نیازی است که آمریکا نگران دخالت دیگر کشورها در عراق باشد؟

 

در هر صورت همه باید تمام سعی خود را به کار ببرند تا تلاش انهایی را که مایلند واقعیات و جنایات جنگی را در عراق بپوشانند،  و به تحریف تاریخ بپردازند، متوقف نمایند. البته باید گفت که این کار اسان نیست. چرا که  مقالات متعددی علیه تجاوز امریکا به عراق در همین ستون و یا در رسانه های دیگر نوشته شده است که به گوش سران نظام امریکا نرسیده و یا به آن وقعی ننهاده اند و با برای اشغال عراق، بهانه تراشیده اند.

 

بهانه آنها همیشه غیرقابل قبول بوده است، آنها برای جبران دروغ های خود، شکنجه ها، آوارگی ، کشتار ، بی ثباتی ها و نقض حقوق بشر؛ اذهان را به سوی "نجات مردم عراق از شر صدام حسین" منحرف  می کنند، در حالیکه این سخن مانند این است که کسی یک مته قوی برداشته باشد، و ادعا کند که می خواهد با آن گردو بشکند. چرا که سقوط صدام حسین به دلیل اینکه فاقد پشتوانه مردمی قوی بود، نیازی به این همه دردسر نداشت.

 

باید پذیرفت که آغاز کننده های این جنگ افراد زیادی بودند، ولی حال که جنگ با شکست پایان یافته است، هیچ کس حاضر نیست مسئولیت آغاز آن را بپذیرد. در واقع این جنگ در ابتدا پدر و مادرهای زیادی داشت، ولی اکنون ریتیم پایان یافته است. شهرت کسانی که آغاز کننده جنگ بودند، خدشه دار شده است. و نادانهایی که در طول جنگ، آن را حمایت فکری کرده اند، پشیمانند. کسی پاسخگوی تبعات فراوان جنگ عراق نیست و این نشان می دهد که آمریکا در این جنگ بازنده بوده است.

 

 در هر صورت، این یک واقعیت است که آمریکا به تنهایی قادر به شروع این جنگ نبوده است. بلکه این جنگ به یمن تبانی سیستماتیک گروهی به خواب رفته سیاسی که تابع فرهنگ سیاسی قانون جنگل هستند، به راه افتاده است. شاید بتوان گفت آتش این جنگ را چک سفید امضای بریتانیا برافروخت.

 

هنگامی که جنگ شروع شد، ظاهرا سه چهارم آمریکایی ها  از آن حمایت کردند، اما تقریبا بیشتر سیاسیون آگاه به مسائل روز مخالف آن بودند که البته تعدادشان انگشت شمار بود.

 

وقتی از نانسی پلوسی سوال شد که چرا در سال 2006 در هنگام سخنرانی در کنگره، اصراری بر استیضاح بوش برای شروع جنگ عراق نکرد، او پاسخ داد: "بقیه کسانی که به شروع جنگ رای دادند، کجا هستند؟ حتی دموکراتهایی که شروع جنگ را بدون داشتن هیچ مدرکی پیشنهاد دادند؟ و یا آنهایی که اطلاعات غلط به همه ما دادند، چه کسانی هستند و الان در کجا پنهان شده اند؟"


امروز، خروج نیروهای نظامی امریکا از عراق، تنها حرکت مردمی و واقع بینانه ای بود که اوباما در دو سال اخیر انجام داده است . نظرسنجی ها نشان می دهد که 70 درصد مردم موافق خروج نیروهای آمریکایی از عراق هستند. دو سوم مردم مخالف جنگ هستند. و بیش از نیمی از مردم از جنگ عراق پشیمانند. اما با کمال تاسف باید گفت که پشیمان بودن از یک اتفاق، همیشه به منزله عبرت گرفتن از آن نیست. و حتی زمانی که مشابهت های زیادی با وقایع گذشته می بینیم، کمتر آن را در مورد اتفاقات حال به کار می بریم.

 

کریستوفر گلپی ، استاد علوم سیاسی دانشگاه دوک و  متخصص در سیاست خارجی ، به نکته جالبی اشاره می کند، وی می گوید؛ مهم ترین فاکتور که عقیده مردم آمریکا را در مورد یک جنگ تعیین می کند، پاسخ به این سوال ساده است که: "آیا آمریکا در این جنگ پیروز خواهد شد؟" 

 

متاسفانه این جهان بینی خودخواهانه، آمریکا را به نوعی انزوای سیاسی دچار خواهد کرد که کم کم باعث ندامت ایالات متحده خواهد شد. این یک طرز فکر وحشتناک است که جنگ در ویتنام را اشتباه می داند، نه به خاطر اینکه یک کشور مستقل مورد تجاوز قرار گرفت و با خاک یکسان شد، میلیونها نفر کشته شدند و هزاران نفر شکنجه شدند، بلکه جنگ با ویتنام اشتباه بود، تنها به این خاطر که "آمریکا در این جنگ شکست خورد."

 

و این تفکر سیاسی متاسفانه بر نظام آمریکا سایه افکنده است. حتی زمانی که منتقدان آمریکا از به راه افتادن حمام خون در جنگها و یا غارت منابع بشری انتقاد می کنند، باز هم مقصودشان جان آمریکاییان و پول آمریکاییان است.

 

نظرسنجی هایی که در رسانه ها انجام می شود، تابلوی قاب گرفته ای از این طرز فکر است:

 

یکی از نظرسنجی های اخیر CBS می پرسد: آیا فکر می کنید حذف صدام حسین از قدرت، ارزش از دست دادن جان تعدادی آمریکایی و بقیه هزینه های حمله به عراق را داشت؟ یا خیر؟ (50% به این سوال پاسخ "خیر" و 41% پاسخ "بلی" دادند)

 

نظرسنجی دیگری می گوید: آیا فکر می کنید نتیجه جنگ با عراق، ارزش از دست دادن جان تعدادی آمریکایی و بقیه هزینه های حمله به عراق را داشت؟ یا خیر؟ (67% به این سوال پاسخ "خیر" و 24% پاسخ "بلی" دادند)

 

دقت کردید؟ تنها چیزی که در این نظرسنجی ها در نظر گرفته نمی شود، هزینه ای است که عراقی ها پرداخته اند و جانهایی که از عراقی ها ستانده شده است.

واضح است که این انسانها به جهان با چشم سود طلبی نگاه می کنند! و طبیعتا انجام یک تجارت وقتی قرار است کس دیگری هزینه آن را بپردازد، بسیار سودآور است.


عماد ریسن، تحلیلگر یک روزنامه دولتی عراق نوشت: "گویی پایان جنگ فقط برای آمریکایی هاست، هیچ کس جز معدودی کشور توجه نمی کنند که برای عراقی ها هم جنگ پایان یافته است، بین آمریکایی ها هم شاید تنها انگشت شماری از آنان به این موضوع اهمیت دهند که در این جنگ چه بر سر عراقی ها آمده است. در حقیقت، آمریکایی ها از سرنوشت جانبازان  خود با طیف وسیعی از معلولیت های جسمی و روحی تا بازگشت به یک اقتصاد بیمار و خموده سخن می گویند، ولی هرگز جنایاتی را که بر عراق روا داشتند نمی بینند.


بر اساس گزارش نیویورک تایمز ، از جمله صداهایی که هرگز شنیده نشد و مسکوت ماند، مصاحبه با گروهبان یکم "ادوارد ساکس" بود. وی در بخشی از مصاحبه اش گفت: "من تفنگدارانی داشتم که بارها به راحتی به کودکان درون اتومیبل ها شلیک کرده بودند و این مساله بعدها وجدانشان را به سختی می آزرد. من با تک تک این سربازان جداگانه صحبت می کردم، تا شاید این روزگار سخت دست از سرشان بردارد."

 

ادوارد ساکس می گوید وقتی این سربازان به وی می گفته اند که آنها از حضور کودکان در اتومبیلها مطمئن نبوده اند، وی به آنها دلداری می داده که "شما مقصر نیستید"، چرا که ادوارد ساکس فکر می کرده چه نیازی است که بار کشتن این کودکان تمام عمر بر وجدان این سربازان سنگینی کند و باعث شود این افراد خود را برای تمام عمر سرزنش کنند؟

 


توسعه طلبان، به دنبال این هستند که فروپاشی نظام اقتصادی آمریکا را به ناموفق بودن حملات نظامی آمریکا نسبت بدهند. و با طرح این ادعا که "توسعه و رفاه باید از داخل آمریکا شروع شود، نه از عراق" سعی در القای این مفهوم دارند که آمریکا برای رفاه مردم عراق بوده است که دست به حمله نظامی به این کشور زده است!  و به این ترتیب –موفق باشند یا نه- سعی دارند چهره عراقی ها را در تصور جهانی، از ملتی که قربانی یک جنگ غیرقانونی شده است، به ملتی که به رفاهی دست یافته که حقش نبوده است، تغییر دهند.

 

آیا این یک طنز آشکار نیست که اوباما پایان اشغال عراق را با هشدار به سایر کشورها مشخص کرد و از آنها خواست که در امور داخلی عراق دخالت نکنند.

 

کاری که آمریکا می کند، درست مثل این است که فک کسی را با مشت خود بشکنی، و در عین حال فقط به دردی که در مشت خود حس می کنی فکر کنی!

 

این خصوصیت شاید ویژه آمریکا نباشند، فراموشی و بی تفاوتی نسبت به دیگران، همراهان "قدرت" هستند. این کنیایی ها و الجزایری ها هستند که جنایات سبعانه ای را که انگلیسی ها و فرانسویان در طول استعمار این کشورها مرتکب شدند، همواره به یاد می آورند، در حالیکه این جنایات از خاطره تاریخی استعمارگران انگلیس و فرانسه پاک شده است.


ارنست رنان، فیلسوف فرانسوی قرن 19 می گوید: "ویژگی اساسی یک ملت این است که همه افراد آن باید موارد مشترک بسیاری داشته باشند و در ضمن باید بسیاری از چیزها را نیز فراموش کنند."


 

 

http://www.guardian.co.uk/commentisfree/2011/dec/18/us-blind-price-paid-iraqis

 


جمعه 2 دی 1390

دانلود PDF / نشریـه ی اینترنتی 9 دی (2)

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :سیاسی ،جبهه جهادگران ،


دومین نشریه اینترنتی جبهه جهادگران

 ویژه 9 دی

دانلود فایل پی دی اف

مقالات، دلنوشته ها و ...

 

 

http://www.persiangig.com/pages/download/?dl=http://mmorgan.persiangig.com/document/9%20dey%20mah.pdf

لینک کمکی

 


برچسب ها: جبهه جهادگران ، موج وبلاگی همراهان 9 دی ، آب و آتش ، 9 دی ، نه دی ، نهم دی ، حماسه ، امام خامنه ای ، نشریه الکترونیکی ، ویژه نامه اینترنتی ،

پنجشنبه 1 دی 1390

دانلود PDF/ نشریه اینترنتی ویژه 9 دی

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :سیاسی ،جبهه جهادگران ،

دانلود فایل پی دی اف

نشریه اینترنتی جبهه جهادگران

 ویژه 9 دی 

مقالات، دلنوشته ها و ...

 

9deytitr.png

 

http://www.persiangig.com/pages/download/?dl=http://mmorgan.persiangig.com/document/9deyjebhe.pdf


برچسب ها: جبهه جهادگران ، موج وبلاگی همراهان 9 دی ، آب و آتش ، 9 دی ، نه دی ، نهم دی ، حماسه ، امام خامنه ای ، نشریه الکترونیکی ، ویژه نامه اینترنتی ،

کل این ماجرا، چیزی شبیه داستان “آلیس در سرزمین عجایب” است. ایران در حالی متهم به تولید سلاح هسته ای می شود که بار‌ها اعلام کرده است نیازی به سلاح هسته ای ندارد، توسط قدرت ‌های مجهز به سلاح هسته ای مانند آمریکا – که نیرو‌هایی را هم در کشور‌های همسایه مانند افغانستان و پاکستان دارد- و همچنین از سوی پایگاه‌های نظامی آمریکا در سراسر منطقه مانند اسرائیل، پاکستان و هند محاصره شده است.


سوال این است که تهدید کننده چه کسی است؟ ایران یا غرب؟


hamle-iran


ترجمه: منصوره مرگان ازغدی

**************************

 

 گاردین در تحلیلی نوشت: اصرار آمریکا و اسرائیل برای جنگ پنهانی علیه تهران، یک طوفان منطقه ای را به همراه خواهد داشت و همه ما را تهدید می کند. مخالفان این جنگ باید به طور جدی تر به میدان آمده از وقوع این فاجعه جلوگیری کنند.

 

پس از یک دهه خونریزی آشکار در عراق و افغانستان، تحریک قومیت‌ها برای ایجاد آشوب و بی ثباتی در یمن و پاکستان، ویرانی‌های لبنان، کشتار‌های بی‌رحمانه یک سال اخیر در لیبی، آیا می توان امیدوار بود که میل آمریکا و هم پیمانانش به اشغال کشور‌های مسلمان و مداخله در این کشور‌ها، ارضا شده باشد؟

به نظر می رسد، خیر.

 

ماه ‌هاست شواهد بیشتری دال بر این مشاهده می کنیم که جنگ پنهانی ایالات متحده و اسرائیل  علیه ایران آغاز شده است و توسط انگلیس و فرانسه نیز پشتیبانی می شود.

 

این قدرت‌های جهانی، کم کم از حمایت مخفی و آشکار اپوزیسیون مسلح ایران فراتر رفته و به برنامه‌هایی گسترده تر مانند ترور دانشمندان هسته ای، جنگ نرم سایبری –نظامی با استفاده از ویروس ‌های جاسوسی و … پرداخته اند. همچنین به طور مداوم ایران را تهدید به حمله گسترده به پایگاه ‌های موشکی و نظامی  و ترور فرماند‌هان نظامی رده بالا می نمایند.

 

جریان مداوم حملات خصمانه رسانه‌های قدرت به ایران، که جالب‌ترین آن‌ها را با عنوان سناریوی “توطئه ایران برای ترور سفیر عربستان در آمریکا” شاهد بودیم، نشانه این است که قدرت‌های غرب، از مقاومت ایران به ستوه آمده و با استفاده از قدرت رسانه ای به دنبال به دست آوردن ضمانت برای فشار کافی هستند تا بتوانند اذ‌هان عمومی را برای تحریم‌های بیشتر علیه برنامه‌های هسته ای ایران اقناع کنند.

 

در همین راستا، تصمیم دولت انگلیس در به عهده گرفتن رهبری جریانی برای تحریم بانکی ایران و فشار به اتحادیه اروپا برای تحریم نفت ایران باعث شد سفارتخانه این کشور در ایران مورد حمله تظاهر کنندگان ایرانی قرار گیرد و به دنبال آن نیز دیپلمات‌های ایرانی از لندن اخراج شده و روابط دو کشور به کلی به تیرگی گرایید.

 

این نوع درگیری‌‌های نیمه سخت، می تواند به سرعت فراگیر شود، همانطور که هفته پیش یک هواپیمای جاسوسی ایالات متحده به حریم هوایی ایران تجاوز کرد که یکی از مقامات رسمی اسرائیل از آن به عنوان نوع جدیدی از جنگ یاد می‌کنند. جنگی که ادامه آن می تواند ما را تهدید به یک جنگ همه جانبه دیگر کند.

 

ماه گذشته؛ مقامات وزارت دفاع بریتانیا به روزنامه گاردین گفتند که اگر ایالات متحده پیشنهاد حمله به ایران را بدهد، (که به اعتقاد آن‌ها چنین چیزی ممکن است)، از بریتانیا نیز کمک خواهد خواست و بریتانیا نیز در این حمله به آمریکا کمک همه جانبه خواهد کرد.

 

اینکه انگیزه مقامات انگلیسی از تهدید ایران به جنگ واقعی است، یا تنها یک جنگ روانی برای شکستن مقاومت ایران و آگاه شدن از واکنش جهانیان است، مساله ای است که بعد‌ها معلوم خواهد شد. اما مهم این  است که سیستم نظامی انگلیس دوباره به خود اجازه دهد که اعلام کند حاضر است خود را در جنگ بیهوده آمریکا با ایران درگیر کند ـ چنان که هشت سال پیش در عراق چنین اشتباهی را  مرتکب شد-.

 

جنگ با ایران که در نظر وزیر امور خارجه بریتانیا، جک استراو “غیر قابل باور” بود و دیوید کامرون با تردید از آن به عنوان آخرین گزینه پیش رو یاد می کرد، اکنون توسط مقامات بریتانیایی به عنوان گزینه ای قابل اجرا یاد می شود که در صورتی که آمریکا موافقت کند، انگلیس از آن حمایت خواهد کرد. چه کسی در عواقب فاجعه آمیز و وحشتناک جنگ با ایران شک دارد؟

 

هفته گذشته، دیوید میلبلند جانشین جک استراو، خطر درگیری با ایران را مانند “خطر راه رفتن در خواب” توصیف نمود”، و بهانه‌های شروع جنگ را “آبکی” خواند. اما رسانه‌ها این گفته وی را انعکاس چندانی ندادند، و حتی در پارلمان انگلیس نیز این مساله مسکوت ماند و صحبتی از آن نشد.

 

درحقیقت باید گفت هیچ سند قابل اعتمادی بر اینکه ایران برنامه هسته ای در پیش داشته باشد، وجود ندارد باوجود نهایت سعی آمانو، آخرین گزارش آژانس بین المللی انرژی اتمی هم فاقد سند قابل ارائه ای مبنی بر تخلف ایران بود.

 

همان طور که در تجاوز عجولانه به عراق، قوی ترین دلیل‌شان “مخفی کردن اطلاعات از غرب” بود، برای تجاوز به ایران نیز آمریکا به دنبال چنین بهانه ای می گردد، اما به گفته رئیس سازمان امنیت آمریکا، شواهد نشان می دهد که از همان سال ۲۰۰۳ ایران هرگز به دنبال تولید سلاح هسته ای نبوده است.

 

کل این ماجرا، چیزی شبیه داستان “آلیس در سرزمین عجایب” است، ایران در حالی متهم به تولید سلاح هسته ای می شود که بار‌ها اعلام کرده است نیازی به سلاح هسته ای ندارد، توسط قدرت‌های مجهز به سلاح هسته ای مانند آمریکا – که نیرو‌هایی را هم در کشور‌های همسایه مانند افغانستان و پاکستان دارد- و همچنین ازسوی پایگاه‌های نظامی آمریکا در سراسر منطقه مانند اسرائیل، پاکستان و هند محاصره شده است. سوال این است که تهدید کننده چه کسی است؟ ایران یا غرب؟

 

دولت ایران دولتی است آزادتر از نظام ‌هایی مانند نظام سرکوب‌گر عربستان سعودی که  از متحدان سرسخت آمریکاست. ایران هرگز در ۲۰۰ سال اخیر به کشوری تجاوز نکرده است، بلکه  حتی یک بار مورد تجاوز دولت عراق با حمایت کشور‌های غربی قرار گرفته است. در حالیکه ایالات متحده آمریکا و اسرائیل در دهه گذشته حداقل ۱۰ کشور را مورد تاخت و تاز نظامی قرار داده اند. بریتانیا نیز بیش از یک قرن بوده است که یا به عنوان اشغالگر در ایران بوده است و یا مشغول توطئه برای سقوط و روی کار آوردن دولت‌های دلخواه خود در ایران است.  بنابراین در واقع کدام طرف است که دیگری را تهدید می کند؟

 

ایهود باراک، وزیر دفاع اسرائیل، اخیرا گفته است اگر او یکی از رهبران ایران بود، او نیز سلاح هسته ای تولید می کرد. وی اعتراف می کند که وجود ایران حتی بدون سلاح هسته ای برای اسرائیل تهدید است، چرا که رهبران ایران بر این عقیده اند که “اسرائیل باید از صحنه جهان محو شود”.

  

بنابراین غرب باید اعتراف کند که مشکل این است و نه سلاح هسته ای! چرا که کسی نمی تواند این واقعیت را نادیده بگیرد که حتی اگر ایران به دنبال تولید سلاح هسته ای باشد، قادر نیست با کشوری مانند اسرائیل که دارای ۳۰۰ کلاهک هسته ای فعال است و مورد حمایت قدرت‌های نظامی جهان می باشد، مبارزه هسته ای کند.

 

چالش واقعی که ایران می تواند برای آمریکا و اسرائیل ایجاد کند، وجود آن به عنوان یک قدرت منطقه ای مستقل ایران است، عربستان درگیر اختلافات فرقه ای است، سوریه نیز درگیر اپوزیسیون! البته گروه‌های اپوزیسیون سوریه در صورت به دست گرفتن حاکمیت به آمریکا قول قطع رابطه با ایران و حزب الله لبنان و حماس را داده اند.

 

حمله آمریکا یا اسرائیل به ایران، این طوفان منطقه ای را به یک طوفان جهانی تبدیل می کند. ایران قطعا در صورت مورد حمله قرار گرفتن؛ مستقیما و یا به کمک متحدانش، علیه اسرائیل، آمریکا و متحدان آمریکا در خلیج فارس مقابله به مثل خواهد کرد. اولین اقدام ایران بستن تنگه هرمز خواهد بود که ۲۰ درصد جابجایی منابع نفت جهانی را متوقف خواهد کرد. بنابراین وقوع چنین جنگی، در کنار کشتار و خرابی ‌های بی حد و حصری که  به وجود خواهد آورد، تاثیر منفی اقتصادی غیرقابل باوری بر جهان خواهد داشت.

 

همه دلایل منطقی و عقلی مخالف چنین اقدام تجاوزکارانه ای است. مایر دایان، رئیس سایق موساد هفته پیش گفته است: این کار منجر به یک فاجعه خواهد شد. لئون پانه تا، وزیر دفاع آمریکا نیز گفته است: گزینه نظامی علیه ایران، خاورمیانه را دچار ناآرامی ‌ها و پیچیدگی‌هایی خواهد کرد که پشیمان کننده است. با این وجود هنوز سران غرب مانند یک موسیقی متن، مدام بر طبل این تهدید می کوبند.

 

شکی نیست که دولت ایالات متحده عمیقا از تبعات حمله مستقیم به ایران آگاه است. اما در اسرائیل، باراک تهدید کرده است که در کمتر از یک سال به ایران حمله خواهند کرد! بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل از استراتژی “تصمیم مناسب در لحظه مناسب” سخن گفته است و رویای حمله به ایران با حمایت و پشتیبانی ایالات متحده را در سر می پروراند و این احتمال به طور گسترده در رسانه ‌ها مورد بحث قرار گرفته و به یک جنگ رسانه ای علیه ایران تبدیل شده است.

 

احتمال قوی تر این است که این جنگ هرگز اتفاق نخواهد افتاد و هدف از این جنگ رسانه ای بی ثبات نشان دادن ایران برای ضربه‌های کاری به اقتصاد این کشور است. اما نمی توان کتمان کرد که بین دولت‌مردان آمریکا، اسرائیل و بریتانیا افرادی وجود دارند که قلبا مایل به حمله به ایران هستند . این میل باطنی ممکن است آن‌ها را به گرفتن تصمیم احمقانه و بدون منطق جنگ با ایران کند. مگر مخالفان حمله به ایران قضیه را جدی گرفته، به میدان آمده و خاورمیانه و جهان را از این خانمان‌سوزترین جنگ  تاریخ معاصر نجات دهند.

 

http://www.guardian.co.uk/commentisfree/2011/dec/07/iran-war-already-begun#history-link-box

 

 




در پی افزایش تنش های حزب الله لبنان و سازمان سیا، حزب الله در یک برنامه تلویزیونی، اسامی افسران سیا مشغول به جاسوسی در لبنان را منتشر کرد.


http://www.nedayequds.com/persian/images/stories/hizbullah_flag.jpg

این اتفاق، برای افسران سیا خطرات امنیتی جدی به دنبال خواهد داشت، چرا که در هر حال حاضر عملیات جاسوسی آمریکا در لبنان به خاطر دستگیری یکی از باندهای جاسوسی سیا توسط حزب الله شدیدا آسیب دیده است.

این اسامی روز جمعه در گزارشی از شبکه تلویزیونی المنار، از زبان یک جاسوس دستگیر شده توسط حزب الله انتشار یافت
جنیفر یانگ بود، سخنگوی سازمان سیا گفت که این سازمان نظری در مورد این اسامی ندارد. اما وی این مساله را تکذیب نیز نکرده است. در حقیقت وی از پاسخ به این سوال که آیا اسامی دقیق بوده است یا خیر و ایا افسران لورفته از لبنان خارج شده اند یا خیر طفره رفت.

مقامات سابق سازمان سیا اظهار کرده اند که حداقل یکی از نام های ذکر شده دقیق به نظر می رسد. آنها علت این  حرکت حزب الله را در جهت ایجاد ترس برای پیوستن به شبکه های جاسوسی سیا ارزیابی کردند.

 ماه گذشته ، مقامات ایالات متحده اذعان کردند که گروهی از خبرچینان حقوق بگیر CIA توسط حزب الله  شناسایی و بازداشت شده اند. حزب الله ظاهرا با استفاده از نرم افزار تجزیه و تحلیل سوابق تلفن همراه و الگوهای فراخوانی برای ردیابی ارتباطات این جاسوسان استفاده کرده است.

در سال گذشته ، سازمان سیا دو نفر از افسران خود در اسلام آباد پاکستان را پس از اینکه  نام آنها در مطبوعات این کشور انتشار یافت، فراخواند.


http://www.washingtonpost.com/world/national-security/hezbollah-claims-to-release-cia-names/2011/12/12/gIQAreIVqO_story.html

 



در 19 نوامبر ، 2005 ، یک گروه از تفنگداران آمریکایی که برای تفریح و تیراندازی و عکسبرداری بیرون رفته بودند، 24 غیرنظامی عراقی را کشتند.



واشنگتن پست روایتی از حدیثه، شهر مظلوم عراق بیان می کند:

اگر بخواهیم محاسبه کنیم که در جنگ آمریکا در عراق چه چیزی به دست آمد و چه چیزی از دست رفت، این روستای آرام با زمینهای کشاورزی در بیایانهای غرب عراق، یکی از مکانهایی است که تقریبا همه چیزش را در جنگ از دست داده است.

در اینجا بود که 19 نوامبر 2005، گروهی از تفنگداران آمریکایی، در حال گشت زنی و تفریح بودند، در همین حال خوردوی آنها با یک بمب جاده ای برخورد کرده و یکی از آنها کشته شد، این نظامیان، به این بهانه، 5 مرد را از یک تاکسی پیاده کردند و آنها را به رگبار بستند، سپس به سه خانه در همان نزدیکی رفتند و 19 نفر ساکنین این خانه ها را منجمله 11 زن و کودک کشتند.

در وقوع حادثه شکی نیست و آمریکا و عراق در این مورد توافق دارند، اما در مورد اینکه چرا این اتفاق افتاد؟ و آیا عادلانه بوده و چگونه باید به آن رسیدگی شود، بین آمریکا و عراق اختلاف است.

این دوئل های نابرابر و کشتار ملت عراق به طور گسترده، به ارتش آمریکا آسیب رساند و باعث شد امید به حضور طولانی آنها در عراق  کاهش یابد. همچنین زمانی که در دولت عراق سخن از آینده نظامیان آمریکایی شد، جناح های مختلف با وجود تمام اختلافات در کنار هم متحد ایستاده و خواستار لغو مصونیت حقوقی نظامیان آمریکا در دادگاه های عراق (کاپیتولاسیون) شدند.

سامی العسکری نماینده مجلس که یکی از دستیاران  نوری المالکی است، گفت: تصویری که از سرباز آمریکایی در ذهن مردم عراق نقش بسته، یک قاتل است. نه یک مدافع! چگونه می توانید به یک قاتل مصونیت حقوقی بدهید؟

A collection of articles by Washington Post correspondents in Iraq since the war began.

سربازان آمریکایی عراق را در حالی ترک کردند که در مقابل هدف اصلی جنگ که پیدا کردن یک متحد استراتزیک در منطقه خاورمیانه بود، یک علامت سوال بزرگ  گذاشتند!

این سربازان میراث شومی باقی گذاشتند که آثارش هرگز از ذهن بسیاری از عزاقی هایی که این جنایات غیرانسانی را دیدند، پاک نخواهد شد، حتی بعد از خارج شدن نظامیان از کشورشان.

یوسف 38 ساله، برادر یکی از قربانیان حدیثه می گوید: دولت عراق با این کار جان بسیاری از عراقی ها را نجات داد. در غیر اینصورت ما باید شاهد مصیبت های بیشتری از آنچه تا به حال دیده ایم، می بودیم...

آمار دقیق کشته شدگان غیرنظامی عراقی به دست نظامیان آمریکا ممکن است هرگز مشخص نشود. سال گذشته، کینگ کالج لندن آمار مرگ و میر بین سالهای 2003 تا 2008 در عراق را 92,614 نفر گزارش داد، از این تعداد 12 درصد غیرنظامیان  بوده اند. اما این آمار دقیق نیست، بر طبق آمار وزارت دفاع، 9 سال جنگ، 100 هزار نفر تلفات داشته است که از این تعداد 4474 نفر آمریکایی بوده اند. که 3518 نفر از آنها در جنگ کشته شده و بقیه به مرگ طبیعی مرده اند.

 نظامیان آمریکایی در زندان ابوغریب آمریکا دست به جنایات فراوانی همانند سوء استفاده جنسی از زندانیان زدند که بعدها تصاویر این جنایات در رسانه ها منتشر شد. آمریکایی ها برای سرپوش گذاشتن روی این رسوایی ها، اجبارا  برخی از جنایتکاران جنگی را محاکمه کرده و به حبس های کوتاه مدت محکوم کردند.

http://www.washingtonpost.com/world/middle_east/civilian-deaths-at-root-of-us-iraqi-disconnect/2011/12/05/gIQAuKFglO_story.html

 
 
 


برچسب ها: crime ، Iraq ، afqanistan ، ترور ، تروریسم دولتی ، terror ، government terrorism ، این سند جنایت آمریکاست ، جنایت ، war criminal ،

 

ایران بحران تحریم اقتصادی رو طوری مدیریت کرده است که تحریم های بین المللی، کمترین آسیب را به اقتصادش وارد می کند.

http://www.gerdab.ir/files/fa/news/1390/9/14/17882_386.png

هفته گذشته یک فروند هواپیمای بدون سرنشین آمریکایی که به قصد جاسوسی وارد حریم هوایی ایران شده بود، توسط نیروهای ایرانی فرود آورده شد و هم اکنون در اختیار ایران قرار دارد. این هواپیمای رادار گریز با جدیدترین تکنولوژی تولید شده است.

فرود آوردن این هواپیمای پیشرفته برای آمریکا شوک بزرگی بود. این امر نخست با تکذیب مقامات آمریکا همراه شد، پس از 24 ساعت مقامات پنتاگون اعلام کردند که این هواپیما ناپدید شده است. تا بالاخره پس از چند روز مجبور شدند اعتراف کنند که هواپیمای مفقود شده در اختیار  نیروهای نظامی ایران است.

رسانه‌های آمریکایی از دسترسی ایران به تکنولوژی این هواپیمای بدون سرنشین ابراز نگرانی جدی کرده‌اند.

روزنامه آمریکایی وال‌استریت ژورنال فاش کرد که: "آمریکایی‌ها در تلاش بوده‌اند عملیاتی مخفی را برای آزادسازی یا از بین بردن هواپیمای مورد نظر پیاده کنند، اما به خاطر خطرات ناشی از درگیری با ایران، از این عملیات منصرف شده اند."

روزنامه آمریکایی واشنگتن پست نیز در تحلیل امروز خود نوشت: "استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین در مقابل ایران، انعکاس دهنده این باور در مقامات ارشد ایالات متحده است که ایران را نمی توان با فشار تحریم های اقتصادی و سیاسی به زانو در آورد."

واشنگتن پست در ادامه نوشت: "دولت آمریکا، اکنون به استراتژی مقابله و دشمنی بیشتر با ایران روی آورده است. این رویکرد شامل فروش تسلیحات بیشتر به رقبای بالقوه ایران در خاورمیانه، و همچنین اقامه پرونده های دعوایی و حقوقی علیه ایران با همکاری متحدین آمریکا می باشد. به نظر می رسد  این نشانه ای از ناامیدی عمیق از مذاکره با رهبر مذهبی ایران است."

واشنگتن پست همچنین با استناد به گزارش کذب آژانس بین المللی انرژی هسته ای ادعایی کذب را مطرح کرد: "بر اساس گزارش آژانس بین المللی انرزی هسته ای، اطلاعات نشان می دهد که ایران به دنیال دریافت کمک های فنی خارجی، موفق شده است بر موانع کلیدی دستیابی به فن آوری هسته ای غلبه کند. این امر می تواند به تولید سلاح هسته ای توسط ایران منجر شود."

http://www.irdiplomacy.ir/Images/news/117%20iran%20nuclerar%20pre%20443.jpg

این روزنامه در تلاشی بیهوده به منظور تهدید ایران نوشت: "به گفته مقامات دولتی آمریکا و دیپلمات های غربی که به دلایل امنیتی خواستند نام آنها فاش نشود!، "استراتژی نوین" دولت آمریکا، برخوردهای سنگین تری با ایران را به همراه خواهد داشت. این برخوردها شامل استفاده گسترده از هواپیماهای رادار گریز کنترل از راه دور - مانند هواپیمایی که هفته گذشته در شرق ایران ، به زمین نشست! - می باشد. و همچنین برخی دیگر تلاش های پنهانی برای هدف قرار دادن برنامه هسته ای ایران در حال انجام است."

در این مقاله همچنین به نقل از مقامات دولتی آمریکا، فاش شده است که" "این هواپیماهای بدون سرنشین پیشرفته بخشی از یک ناوگان هواپیمایی مخفی می باشد، که سازمان سیا چندین سال است از آن ها برای برنامه های جاسوسی خود علیه  تاسیسات هسته ای ایران استفاده می کند."

این اعتراف نشان می دهد که دولت آمریکا چندین سال است مشغول جاسوسی در ایران است و با این وجود هنوز نتوانسته است مدرکی دال بر استفاده غیر صلح آمیز انرژی هسته ای، علیه ایران بیابد. با این وجود با فشار بر مجامع بین المللی سعی در تحریم سراسری ایران دارد.

در بخشی دیگر از این مقاله، واشنگتن پست با اعتراف صریح به جنگ افروزی آمریکا افزود: "همانطور که قدرت هسته ای ایران افزایش یافته است، دولت آمریکا نیز دست به آماده سازی و خرید پایگاه های نظامی و انبار مهمات زده است. علاوه بر این انتقال جت های جنگنده و دیگر ماشین های نظامی به کشورهای حاشیه خلیج فارس و اسرائیل سالهاست توسط آمریکا شروع شده است. ضمن اینکه آمریکا دست به تلاشهای پنهان دیگری برای ایجاد یک ساختار بادوام از قابلیت های نظامی متحدین خود در منطقه زده است."

وزیر دفاع  دولت آمریکا، لئون پانه تا، با تأکید بر تهدید نظامی ضمنی ایران، در هفته گذشته اشاره کرد: "در صورت لزوم طرح های احتمالی به اجرا در خواهند آمد و "طیف گسترده ای از گزینه های نظامی" علیه ایران استفاده می شود."

وی با مطرح کردن گزاره «تصمیم قطعی برای جلوگیری از توسعه سلاح های هسته ای توسط ایران" به جهانیان القا کرد که" "آمریکا قصد جدی برای متوقف کردن جمهوری اسلامی از دستیابی به  بلوک های اولیه ساختمانی فن آوری سلاح های هسته ای را دارد. این در حالیست که  در بیانیه های قبل، کاخ سفید قول داده بود که تنها برای جلوگیری ایران از دستیابی به بمب هسته ای وارد فاز نظامی شود. ولی اکنون این حد را به بلوک های اولیه ساختمان سلاح هسته ای تقلیل داده است."

واشنگتن پست، خود اذعان می کند که: "این لحن تند و گزنده دولت آمریکا، به خاطر شکست فعالیتهای دیپلماتیک آمریکا در تعامل با برخی متحدین خود برای ایجاد بحران های اقتصادی شدید در ایران است، با اینکه، هنوز هم واشنگتن به دنبال راضی کردن متحدین اروپایی و آسیایی خود برای وارد کردن شوک  اقتصادی همه جانبه به ایران است، اما با وجود این، مقامات آمریکایی روز به روز بیشتر به ناکارآمدی تحریم های اقتصادی بر علیه ایران پی می برند."

واشنگتن پست می نویسد: "یک مطالعه  در کنگره آمریکا که اوایل همین هفته منتشر شد، نشان می دهد که ایران بحران تحریم اقتصادی را طوری مدیریت کرده است که تحریم های بین المللی، کمترین آسیب را به اقتصادش وارد می کند . البته بخشی از این حسن مدیریت بحران، می تواند به خاطر افزایش سر سام آور و رکورد شکن قیمت نفت در سال های اخیر باشد."

در ادامه این مقاله آمده است: "این تحقیق همچنین به مقامات آمریکایی هشدار می دهد که تحریم های سنگین تر که  نفت و بانک های ایران را نشانه می رود؛ قیمت نقت را حتی از این نیز بیشتر افزایش خواهد داد و آمریکا و اروپا را دچار بحران های جدی تر از بحران های فعلی خواهد نمود."

بدین ترتیب، به نظر می رسد که مقامات آمریکایی در نحوه برخورد موثر با ایران مقتدر و مقاوم دچار سرگشتگی و سردرگمی شده اند، به طوری که یک مقام ارشد دولت که مسئول استراتژی در قبال ایران است، با استیصال می گوید. "راه حل های ساده در حال حاضر انجام شده است،"  وی با اذعان به اینکه ایران در مقابل فشارهای قبلی سر فرود نیاورده است، می افزاید: "انتخاب گزینه های مناسب در حال حاضر بسیار سخت تر است."

واشنگتن پست در انتها، ایران را در مقابل دو گزینه قرار می دهد:

یکی اقدامات تندی که ایران به آن تهدید می شود؛

و دیگری نشان دادن چراغ سبز به آمریکا؛

و می نویسد: "تا دوباره مقامات دولتی آمریکا همان خوش بینی های چند سال پیش را داشته باشند که تصور می کردند می توانند رهبران ارشد ایران را در دام مصالحه بر سر تعلیق انرژی هسته ای بیندازند و با آنان بر سر میز مذاکره بنشینند."

واشنگتن پست ادعا می کند که: "آمریکا اصرار دارد که درهای مذاکره همواره باز است، اما مقامات آمریکایی شواهد بسیار اندکی دال بر این می بینند که مقامات ارشد ایران به مذاکره تمایل داشته باشند و یا قادر به انجام این کار باشند. "

در حالیکه این ادعا، ادعایی پوچ است، و روابط ایران و آمریکا هرگز بر مبنای احترام متقابل نبوده است و نیست. چطور می توان با وقاحت کامل به جاسوسی در کشوری اعتراف کرد، با ایجاد پایگاه های نظامی در اطراف آن کشور، عملا دست به تهدید آن کشور زده و در عین حال دم از مذاکره دو طرفه زد؟

این سوالی است که روزنامه واشنگتن پست باید از دولتمردان خود بپرسد.

https://lh4.googleusercontent.com/-x3grBp7Yq5Y/TuADRCY7S7I/AAAAAAAAMDs/Icblj2T0PIM/w402/13900916173456320_PhotoL.jpg

 

http://www.washingtonpost.com/world/national-security/stealth-drone-highlights-tougher-us-strategy-on-iran/2011/12/07/gIQAF6DkdO_story.html

 


برچسب ها: هواپیماهای بدون سرنشین ، ایران ، تحریم ، جنگ ، نظامی ، iran ، انرزی هسته ای ، nuclear power ، پهپاد ، امریکا ، ایالات متحده ، جمهوری اسلامی ، جمهوری اسلامی ایران ، sanction ، economic sanction ، تحریم اقتصادی ،

 

به گزارش واشنگتن پست، مقامات مطلع اعلام کردند، سعدی قذافی پسر سوم معمر قذافی، نقشه ای برای فرار به مکزیک با نام مستعار طراحی کرده بوده است، وی تصمیم داشته در یک تفریحگاه  مکزیک  در سواحل اقیانوس آرام، زندگی کند. تفریحگاهی که محل رفت و آمدهای مکرر افراد فاسدی چون لیدی گاگا و کیم کارداشیان است.

افسوس!! که سعدی قذافی هرگز به بهشت خیالی خود نرسید.

بازیکن سابق فوتبال و سرمایه گذار فیلم های هالیوودی که عامل ایجاد بسیاری از مراکز فساد در لیبی می باشد، سعدی قذافی، 38 سال دارد. او همچنین یکی از فرماندهان نظامی نیروهای ویژه پدرش معمر قذافی بوده و رهبری مبارزه با نیروهای انقلابی لیبی را بر عهده داشت. وی در سپتامبر 2011 به همراه خانواده اش، به شمال نیجر گریخت و تقاضای پناهندگی کرد. مقامات نیجر گفته اند که آنها سعدی قذافی را که تخت تعقیب پلیس انیترپل می باشد، نگهداری می کنند، اما از طرفی نیجر حاضر به استرداد او به لیبی و یا تحویل وی به پلیس بین الملل نیست.

http://lh6.ggpht.com/-AHOaBqqKhP8/TlaS0IuPRBI/AAAAAAAAQes/KRdmgkZHicI/Al%252520Saadi%252520Gaddafi.jpg

مقامات مکزیک روز چهارشنبه ادعا کردند که ماموران امنیتی این کشور موفق به کشف نقشه ای شده اند که طی آن قرار بوده سعدی قذافی و خانواده او در ماه سپتامبر - زمانی که شورشیان آخرین فشارهای خود را به دیکتاتور لیبی وارد می کردند-  به طور قاچاقی به مکزیک منتقل شوند. چهار مظنون به دست داشتن در این اقدام، منجمله یک زن کانادایی که متهم به طراحی اولیه نقشه است، در مکزیک تحت بازداشت خانگی هستند. سایر متهمان که یک مرد دانمارکی و یک زن و مرد مکزیکی هستند، در ایالات متحده آمریکا ساکن هستند.

وزیر کشور مکزیک، "آلخاندرو  پویره"  دیروز چهارشنبه 7 دسامبر در یک کنفرانس خبری گفت : "فعالیت این سازمان جنایی در کشور ما شامل جعل اسناد و مدارک رسمی ، افتتاح حساب های بانکی با مدارک جعلی و خرید املاک و مستغلاتی که قرار بوده به عنوان محل اقامت برای خانواده قذافی در نظر گرفته شود، بوده است."

وی همچنین افزود: "جزئیات این عمل غیرقانونی، اولین بار توسط نشینال پست در کانادا گزارش شد."

پویره  گفت: "طراحان نقشه با توجه به منابع بزرگ اقتصادی که در اختیار این سازمان جنایی بوده است، توانسته اند با استفاده از هواپیماهای خصوصی به طور پنهانی سراسر مکزیک را پرواز کنند و به بخش های مختلف کشورسر زده و وارد مذاکرات شوند، آنها حتی برای جلب حمایت بیشتر به کشورهای خاورمیانه هم سر زده اند."

وی اضافه کرد: "رهبری این توطئه به عهده یک زن کانادایی به نام "سینتیا وانیر" بود. وی در ارتباط مستقیم با قذافی و خانواده وی و از طرف دیگر با رهبر سازمان جنایی بوده و به احتمال قوی، مسئولیت امور مالی این اقدام نیز به عهده ی وی بوده است.

گری پیترز ، مدیر تحقیقات بین المللی در انتاریو ، کانادا که قبلا مدتی رئیس امنیت سعدی قذافی در شمال امریکا بوده است، نیز به  خبرگزاری آسوشیتدپرس گفت که تایید می کند که سعدی قذافی قصد داشت به مکزیک سقر کند، ولی گری پیتر هدف سعدی قذافی از سفر به مکزیک را خرید املاکی در "پونتا میتا" یکی از مناطق زیبای ساحلی اقیانوس آرام عنوان کرد.

لازم به ذکر است که معمر قذافی دیکتاتور لیبی؛ پس از سقوط طرابلس توسط  مخالفینش، در اواخر ماه اوت، از طرابلس فرار کرده و به زادگاه خود شهر سیرت، پناه برد. وی تا 20 اکتبر همراه تعدادی از وفادارانش منجمله پسرش در این شهر پنهان شد، و سپس وی و پسرش معتصم به دست مخالفین کشته شدند. سیف الاسلام قذافی پسر دوم معمر قذافی نیز به دست نیروهای مخالف قذافی در مرز نیجر دستگیر شد.


برچسب ها: saadi ghadafi ، gaddafi ، libya ، لیبی ، قذافی ، سعدی قذافی ، مکزیک ،

ژنو- هیلاری رادهام کلینتون ، وزیر امور خارجه آمریکا، سه شنبه  با اعضای رهبری شورای مخالفان سوریه دیدار کرد.

به گزارش واشنگتن پست، این دیدار که روز سه شنبه 6 دسامبر؛ در ژنو به وقوع پیوست، در بحبوحه تشدید فشار های بین المللی برای وادار کردن کناره گیری بشار اسد از قدرت انجام گرفت.

بعد از نزدیک به دو ساعت پس از گفتگوی کلینتون با مقامات ارشد شورای مخالفین سوریه، یک مقام ارشد وزارت خارجه آمریکا گفت: "تلقی کلینتون از شورای مخالفین این است که این شورا  "نماینده مشروع  سوری ها و به دنبال یک گذار مسالمت آمیز دموکراتیک است."!!!

وی ادعا کرد که دیدار کلینتون برای مخالفین سوریه، بسیار دلگرم کننده بوده است و آنها ادامه تحرکات اتحادیه عرب در اخراج سوریه از این اتحادیه و همچنین ادامه تحریم های اقتصادی غرب را بهترین راه برای به زانو در آوردن بشار اسد می دانند!

هیلاری کلینتون قبل ار خروج از اتاق ملاقات، و هنگامی که خبرنگاران اجازه ورود به اتاق را یافتند، به رهبران شورای انتقالی سوریه گفت که امیدوار است که سوریها با هم متحد شده و بشار اسد را از قدرت ساقط کنند.

 وی همچنین با دخالت آشکار در امور داخلی سوریه، ادامه داد: "آمریکا متعهد می شود که با تمام توان خود به این انتقال قدرت کمک کند."

ملاقات هیلاری کلینتون با مخالفین سوری در ژنو، در آستانه بازگشت مجدد "فورد"، سفیر آمریکا به سوریه انجام گرفت. وی یک ماه و نیم پیش به بهانه دروغین عدم امنیت در منزل خود در دمشق!! سوریه را ترک کرده بود.

به نظر می رسد دولت آمریکا، خود را محق به دخالت در امور داخلی تمامی کشورهای منطقه خاورمیانه می داند و هنوز قادر نیست اتفاقات منطقه را تجزیه و تحلیل کرده و به این نتیجه برسد که دوران پدرخواندگی!!! آمریکا بر خاورمیانه به یمن "بیداری اسلامی" در حال اتمام است، چرا که یک مقام  کاخ سفید اعلام کرده است: "سفیر آمریکا در سوریه، فورد" کاملا مورد اعتماد آمریکاست و حضور وی در سوریه یکی از بهترین راه هایی است که آمریکا می تواند از اوضاع این کشور با خبر بوده و در کنار مخالفین بشار اسد باشد."

از طرفی همزمان با این ملاقات در یک اقدام هماهنگ، خبرگزاری های انگلیس گزارش داده اند که روز دوشنبه 34 جسد از کشته شدگان سوری در خیابانهای شهر حمص یکی از شهرهای مرزی سوریه، رها شده اند، این خبرگزاری ها، دولت سوریه را عامل قتل این اجساد معرفی کرده اند، و اعلام کرده اند : یکی از مقامات شهری که حاضر به افشای نام خود نیست!!! اعلام کرده است که چند روز پیش مقامات امنیتی این افراد رو ربوده و اعدام کرده اند!

حال معلوم نیست، اگر قرار به ربودن و اعدام پنهانی این قربانیان توسط دولت سوریه بوده است، چرا اجساد در خیابان و در منظر عام رها شده اند؟ در حالیکه بر هیچ انسان عاقلی پوشیده نیست که دولتی که با بحران روبرو می باشد، هرگز دست به رها کردن جناره های کشته شده!! در خیابان نخواهد زد.

گفتنی است بشار اسد، روز گذشته در مصاحبه با بی بی سی اعلام کرده است که بیشتر کشته شدگان درگیری های سوریه، طرفداران دولت می باشند.

http://www.washingtonpost.com/world/middle_east/clinton-meets-with-syria-opposition/2011/12/06/gIQApzQ9ZO_story.html


برچسب ها: سوریه ، Syria ، violence ، bashar asad ،

رئیس جمهور افغانستان حامد کرزی گفت :  پاکستان به پناهگاهی برای حمایت از اعضای گروه های افراطی تبدیل شده است که متهم به سازماندهی عملیات انتحاری و کشتار ده ها تن در دو بمب گذاری در افغانستان شده اند، ما به دولت پاکستان به خاطر خون مردم بیگناه افغان اعتراض خواهیم کرد.

به گزارش وال استریت ژورنال، حامد کرزای رئیس جمهور افغانستان دیروز چهارشنبه در بیمارستانی در کابل از مجروحین حادثه انفجار در مراسم عاشورای حسینی (سه شنبه 15 آذرماه) در دو شهر کابل و مزار شریف  عیادت کرد. حامد کرزای رئیس جمهور افغانستان، دختری را که در مراسم عاشورای حسینی در کابل زخمی شده است، نوازش می کند

کرزای به خبرنگاران گفت : "افغانستان با این موضوع به صورت جدی برخورد خواهد کرد؛  مساله جان مردم است، و ما مساله رو با پاکستان دقیق مطرح و بررسی خواهیم کرد."

وی افزود: "ما نمی توانیم از خون فرزندانمان چشم پوشی کنیم"


[1207afkarzai1] 

حامد کرزای در حال نوازش دختر خردسالی که در مراسم سوگواری عاشورا، توسط حملات انتحاری مجزوح شده است

لازم به ذکر است که لشکر جهنگوی –که یکی از گروه های تروریستی مستقر در پاکستان است، مسئولیت حملات انتحاری به عزداران حسینی را بر عهده گرفته است. منابع رسمی افغانستان اعلام کرده اند که حداقل 59 نفر در کابل و 4 نفر در مزار شریف شهید شده اند. اگرچه ممکن است آمار کشته ها بیش از این باشد.

سفارت ایالات متحده گفت که حداقل یک آمریکایی نیز  در این حملات کشته شده است  ، منابع دیگری گزارش می دهند که یک شهروند دیگر ایالات متحده نیز  ممکن است در میان کشته شدگان باشد.

با استناد به ادعای لشکر جهنگوی در قبول مسئولیت عملیات تروریستی، آقای کرزای گفت: "پاکستان باید توضیح دهد که چرا اجازه می دهد چنین گروه های مسلح شبه نظامی در درون مرزهای پاکستان مستقر شوند و دست به عملیات بزنند." وی افزود : "انفجار روز سه شنبه ، یکی از بدترین حوادث سال های اخیر بوده و ادامه این حرکات منجر به  وخامت چشمگیر روابط پاکستان با کابل خواهد شد."

در ماه سپتامبر نیز مقامات افغان، پاکستان را متهم به دخالت در ترور "برهان الدین ربانی" رئیس جمهور سابق و مسئول اصلی مذاکرلت صلح افغانستان نمود، اما پاکستان این اتهام را رد کرد.

در طی ماه گذشته ، پس از حمله هواپیمای گشت زنی آمریکایی از مرزهای افغانستان به پاکستان که منجر به کشته شدن 24 سرباز پاکستانی شد، روابط بین پاکستان و افغانستان رو به تیرگی گذاشته است.


[SB10001424052970204770404577082682155467066]

این مرد در حال جابجایی فرزند خردسالش بعد از انفجار است


دیگر مقامات افغان از کرزای فراتر رفته  و سازمان امنیت پاکستان (ISI)  را آشکارا متهم به سازماندهی بمب گذاری های روز سه شنبه کرده اند. یک مقام ارشد امنیتی افغان گفت : "ISI به طور مستقیم در حمله دست داشته است". وی ادامه داد: "هدف اصلی این است که جرقه خشونت های فرقه ای در میان افغان ها زده شود. شبه نظامیان همه  تاکتیک ها  را در جنگ  استفاده کرده اند تا فضای افغانستان را ناامن کنند ، اما شکست خورده اند و در حال حاضر این تاکتیک جدید آنهاست که به کار بسته اند"


سخنگوی
ISI در پاکستان این ادعا را تکذیب کرد و مقامات افغان را به چالش کشیده و  برای اثبات ادعای آنها، سند خواست.

یکی از مسئولین اتاق فکر مطالعات تحقیقات امنیتی پاکستان، "امتیاز گل" گفته است: "این یک ادعای بیهوده و جعلی از طرف مقامات افغانی است که تصور می کنند لشکر جهنگوی توسط ISI حمایت می شود، ما چنین چیزی را رد می کنیم."

گفتنی است لشکر جهنگوی همچنین، متهم به تلاش برای ترور پرویز مشرف و دیگر رهبران سیاسی پاکستان است. این گروه تروریستی در پاکستان نیز به کشتار شیعیان دست می زند، با این وجود دولت پاکستان، تلاش چندانی برای کنترل آنها نمی کند و به نوعی به خاطر منافع مشترک و یا به علت ترس از واکنش شدید آنها در صورت برخورد، دست آنها را در این عملیات تروریستی باز گذاشته است.


AFKARZAI

جامد کرزای در حال ملاقات با یکی از مجروحین حادثه تروریستی سه شنبه عاشورای کابل در بیمارستانی در پایتخت افغانستان

مقام های امنیتی افغان همچنین اشاره کرده اند که "گروه تروریستی حقانی" که به گفته کلینتون مورد حمایت کشور آمریکا می باشد، در این عملیات انتحاری روز عاشورا با لشکر جهنگوی همکاری کرده و عملیات انفجار را برای آنها تسهیل کرده اند.

حقانی بخشی از گروه تروریستی طالبان است که متمایل به ملا عمر بوده، ولی مستقل عمل می کند. با این وجود طالبان دخالت در حملات تروریستی سه شنبه در افغانستان را رد کرده و این حملات را غیرانسانی و وحشیانه خوانده است!

دیروز چهارشنبه 16 مرداد، نیز انفجار مرگبار دیگری، در ناحیه "سنگین" در یکی از ولایات واقع در جنوب افغانستان به نام "هلمونت" به وقوع پیوست که منجر به شهادت 19 افغانی دیگر شد. این منطقه یکی از مناطق کم ثبات افغانستان و محل استقرار طالبان است که چندی است حکومت افغانستان سعی در شناسایی پناهگاه های شورشیان طالبان و پاکسازی آن دارد.

در حالیکه شیعیان در کابل مشغول دفن اجساد شهدای سوگوار امام حسین (ع) بودند، روحانی شیعی که در مراسم سخنرانی می کرد، از عزاداران خواست که مراقب باشند که این حملات دشمن، بین شیعیان و اهل سنت دشمنی ایجاد نکند، چرا که این همان چیزی است  که دشمن را خوشحال میکند و کشور را به یک جنگ فرقه ای سوق می دهد.

این روحانی شیعی که محمد باقر ناطقی نام داشت، خطاب به 700 نفز از مردمی که برای دفن شهدای انفجار کابل گرد آمده بودند، افزود: "مردم ما باید دقیق فکر کنند و بدانند که دشمنان اصلی کشور و ملت افغانستان می خواهند وحدت بین شیعه و سنی را خدشه دار کنند."

به نظر می رسد اگر روحانیان شیعی و سیاستمداران موضع مشخصی در قبال اتفاقات اخیر اتخاذ نکنند، آمریکا و متحدانش می توانند با تفرقه انداختن بین شیعه و سنی از یک طرف، و کشورهای همسایه پاکستان و افغانستان از طرف دیگر، با یک تیر دو نشان بزنند و منطقه را ناامن کنند تا بتوانند حضور بیشتر خود در منطقه را توجیه نمایند.


[SB10001424052970204770404577082103265276964]

نماز بر مزار شهیدی که تازه به خاک سپرده شده است

هم اکنون برخی عزاداران به جای شناختن دشمن اصلی و دست های پشت پرده غرب، خشم خود را متوجه پاکستان کرده اند. "رفیق" که پسرعموی 25 ساله خود را در انفجار کابل از دست داده است، می گوید: "پاکستان مقصر اصلی شهادت مردم افغان است، به زودی صبر و تحمل ما تمام می شود."

 در بیمارستان کابل، "کریمه" مادر 22 ساله که صاحب چهار فرزند است، از انفجار جان به در برده و بستری است. وی 10 نفر از اعضای خانواده خود را در این انفجار از دست داده است. خودش نیز از پهلو دچار آسیب دیدگی شدید است. کریمه هنوز نمی داند که سه فرزند 2، 3 و 4 ساله اش نیز در میان جان باختگان این حادثه تروریستی هستند. وی در حالیکه هنوز در گیچی حاصل از موج انفجار به سر می بزد می گوید: "من هنوز نمی دانم کدام یک از فرزندانم زنده هستند و یا مرده اند؟"

کریمه می گوید: "مردان در حال سینه زنی بودند و ما نیز عزاداری می کردیم که صدای انفجار بلند شد."

همسرش "ذبیح" که چهارشنبه صبح، سه فرزند خردسال شهیدشان را به همراه سایر بستگانشان دفن کرده است، اکنون همه توجهش به کریمه و تنها دختر بازمانده از انفجار است. وی در حالیکه به تلخی می گرید، می گوید: "من  و دخترم در خانه تنها مانده ایم"


http://online.wsj.com/article/SB10001424052970203501304577084171736240212.html?mod=WSJAsia_hpp_LEFTTopStories

 


سه شنبه 15 آذر 1390

اسرار آمریکا در دست ایران

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :سیاسی ،بین الملل ،



 آیا حمله کوماندویی برای بازپس گیری هواپیمای پهپاد به عنوان یک  گزینه مطرح است؟

 پس از آنکه سازمان سیا کنترل هواپیمای بدون سرنشین رادار گریز خود را در ایران از دست داد، مقامات ایالات متحده تصمیم گرفتند تیم کماندویی را برای باز گرداندن یا نابود کردن این هواپیما به ایران بفرستند.اما قبل از آن تهران خبر داده بود که هواپیما سقوط نکرده است، بلکه نظامیان ایرانی آن را وادار به فرود کردند.

خبر مربوط به ماموریت احتمالی برای ردیابی هواپیمای مفقود شده را در واشنگتن پست بخوانید.

RQ-170 Sentinel

مسیر حرکت هواپیمای بدون سرنشینUAV    RQ – 170  از قندهار بر فراز شرق ایران بود که ظاهرا  از کنتزل خارج شده و گم شده است.

مقامات ایالات متحده نخست بر این باور بودند که ایران این حادثه را تشخیص نداده است. لذا به بررسی چندین گزینه برای حل این مساله پرداختند.  نخستین گزینه ارسال یک تیم کماندویی به ایران؛برای باز گرداندن یا نابود کردن این هواپیما بود گزینه بعدی بمباران هوایی منظقه تصادف بود.

اما این گزینه ها بسیار مخاطره آمیز بود، چرا که اگر حمله ای صورت می گرفت، ایران نیروهای خود را به آن منطقه گسیل می داشت و هواپیما کشف می شد.

از آنجا که آمریکا مدعی بود هواپیما در یک منطقه متروک سقوط کرده است، بنابراین ترجیح داده شد که سقوط هواپیما نادیده گرفته شود، تا شاید هرگز کشف نشود.

بک مقام رسمی که حاضر به فاش کردن نامش نشد، به راشاتودی گفت: هیچ کس به این گزینه که برای بازگرداندن با نابود کردن هواپیما، کاری انجام شود به طور جدی فکر نکرده بود. چرا که این کار منجر به حوادثی به مراتب خطرناک تر می شد.

اما پس از اینکه ایران در روز یکشنبه اعلام کرد که فرود این هواپیما، به فرمان نظامیان ایرانی بوده است، نقشه چنین عملیاتی ممکن است دوباره روی میز قرار گیرد. ایالات متحده ادعای خبرگزاری فارس را مبنی بر این که هواپیمای UAV قربانی عملیات هک  متخصصین ایرانی شده، و یا به هر وسیله  دیگری فرود آورده شده است، رد کرده است.

مقامات آمریکایی گفته اند که برخورد این هواپیما با زمین به اندازه کافی به آن خسارت وارد کرده است که دیگر هیچ تکنولوژی سری باقی نمانده است، که بتوان با استفاده از مهندسی معکوس به تکنولوژی ساخت آن پی برد.

از سوی دیگر ، ایران ، ادعا می کند که دستگاه نظارت هواپیما  سالم و دست نخورده است. این ادعا ممکن است منجر به عملیاتی توسط ماموران آمریکایی برای دزدیدن یا نابودی هواپیما شود.

"هواپیمای لاک هید مارتین RQ - 170 نگهبان" در سال 2007 توسط نیروی هوایی ایالات متحده تولید شد.  این هواپیماها،  در تعدادی از ماموریت های شناسایی در خاور میانه استفاده شده اند. مهمترین این عملیات، حمله کماندویی گسترده اسامه بن لادن در پاکستان بوده است. هواپیمایی که در ایران از دست رفت، توسط یک خلبان سازمان سیا از راه دور اداره می شد.



http://rt.com/news/us-drone-iran-raid-337/


برچسب ها: ایران ، امریکا ، آمریکا ، پمپاد ، هواپیما ، یدون سرنشین ، کنتزل ، رادار ، Iran ، US ، America ، afqanistan ، spy ، CIA ،

[http://www.aparat.com/v/e47f9b067b1dcf310ac4e6e8ed2fd32977413]


متن انگلیسی این ویدئو را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب

برچسب ها: لیبی ، قذافی ، بریتانیا ، انگلیس ، Uk ، Britain ، torture ، gadhafi ، help ، human rightd ، enemy ، MI6 ،

دوشنبه 14 آذر 1390

ویدئو / آمریکا، مصداق تروریسم دولتی (4/12)

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :بین الملل ،سیاسی ،

[http://www.aparat.com/v/f14d0d223dd5f8da82fd0c2a81f19cb277408]


دوشنبه 14 آذر 1390

ویدئو / آمریکا، مصداق تروریسم دولتی (3/12)

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :سیاسی ،بین الملل ،

[http://www.aparat.com/v/d9201761f0ba69b996631ca7003eef5877078]


برچسب ها: crime ، Iraq ، afqanistan ، موج وبلاگی ، وال استریت ، Wall street ، Wall St ، جنبش ، Wall street movement ، Occupy Wall street ، سند ، جنایت ، امریکا ، این سند جنایت آمریکاست ، اسناد ، ترور ، تروریسم دولتی ، cuba ، terror ، iran ، government terrorism ، ایران ، ویتنام ، کوبا ، vietnam ،

یکشنبه 13 آذر 1390

ویدئو / مستند دیدنی در باره 50 سال ظلم امریکا در ایران

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :سیاسی ،

[http://www.aparat.com/v/f7265d26a8ede183e98ccad5441f01cd76753]


برچسب ها: crime ، Iraq ، afqanistan ، ایران ، وال استریت ، Wall street ، Wall St ، جنبش ، Wall street movement ، Occupy Wall street ،

یکشنبه 13 آذر 1390

ویدئو / آمریکا، مصداق تروریسم دولتی (2/12)

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :بین الملل ،سیاسی ،

[http://www.aparat.com/v/d6d0f7ed8efcb052d8dd8939103764e376905]


برچسب ها: crime ، Iraq ، afqanistan ، موج وبلاگی ، وال استریت ، Wall street ، Wall St ، جنبش ، Wall street movement ، Occupy Wall street ، سند ، جنایت ، امریکا ، این سند جنایت آمریکاست ، اسناد ، ترور ، تروریسم دولتی ، ; ، cuba ، terror ، iran ، government terrorism ، ایران ، ویتنام ، کوبا ، vietnam ،

یکشنبه 13 آذر 1390

ویدئو / آمریکا، مصداق تروریسم دولتی (1/12)

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :سیاسی ،بین الملل ،

[http://www.aparat.com/v/6943a905f5a1a5ebd29b4f3c4c15b81876611]


برچسب ها: crime ، Iraq ، afqanistan ، موج وبلاگی ، وال استریت ، Wall street ، Wall St ، جنبش ، Wall street movement ، Occupy Wall street ، سند ، جنایت ، امریکا ، این سند جنایت آمریکاست ، اسناد ، ترور ، تروریسم دولتی ، ; ، cuba ، terror ، iran ، government terrorism ، ایران ، ویتنام ، کوبا ، vietnam ،

تعداد کل صفحات: 11 1 2 3 4 5 6 7 ...