شنبه 5 اسفند 1391

حکومت اسلامی و جکومت مسلمین

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :شخصی ،مذهبی ،

پیچشی که در صدر اسلام پیدا شد و از چشم فاطمه پنهان نماند،
هشدارباشی است تا امروز مسلمانان کشور ایران نسبت به انقلاب اسلامی خود توجه پیدا کنند؛
تا "حکومت اسلامی" به "حکومت مسلمین" تبدیل نشود.

منبع: کتاب "لیله القدر؛ فاطمه علیها السلام است"


برچسب ها: لیله القدر ، فاطمه است ، لیله القدر؛ فاطمه است ، فاطمه ، موج وبلاگی لیله القدر فاطمه است ، زهرا ،

تنها مورد سورپرایز کننده در زندگی جاناتان علی، آهنگ‌سازی دلنشین او و یا برچسب "یا حسین" بر روی گیتارش و یا حتی تصمیمش برای مهاجرت از فلوریدا به قم نیست بلکه از آن عجیبتر، مسیر زندگی اوست که در پیچ و خم مکاتب مذهبی، راه درازی را طی کرده است.
به گزارش سایت اوباما، جاناتان یوسف علی یک پدیده است. زندگی وی اگر عجیبتر از زندگی شان علی استون نباشد، کمتر نیست. تنها مورد تعجب آور در زندگی علی، آهنگ‌سازی دلنشین او و یا برچسب "یا حسین" بر روی گیتارش نیست بلکه از آن عجیبتر، مسیر زندگی اوست که در پیچ و خم مکاتب، راه درازی را طی کرده است.


او همانگونه که خود می‌گوید مسلمان به دنیا نیامده است و ابتدا زندگی خود را براساس بی دینی و بی خدایی و حتی در برهه‌ای، براساس تعالیم بودا بنا نهاده است اما اینطور که می‌گوید در نهایت به نقطه‌ای می رسد که هیچکدام از این راه‌ها را منتج به سعادت بشر نمی‌داند و از ابتدا به دنبال حقیقت می‌گردد. 

اگر دور و بر شما، هستند کسانی که ژست بی‌خدایی و بی‌دینی به سرشان زده و یا مدهوش تزهای ظاهراً انسانی* بودیسم هستند، خواندن این گفتگوی جالب را به آن‌ها هم توصیه کنید. 

جاناتان یوسف علی، طی گفتگویی که با باراک اوباما دات آی آر انجام داده، درباره زندگی شخصی خود می‌گوید: من مسلمان به دنیا نیامده‌ام. پدرم که یک سفیدپوست آمریکایی است از خانواده‌ای مسیحی است اما یک مسیحی معتقد نیست و به دستورات آن عمل نمی‌کند. مادرم اهل کره جنوبی است و در واقع هیچ زمینه مذهبی مشخصی ندارد. هیچ کدام از والدین من در مورد مذهب و یا باورهایشان با من صحبتی نکرده‌اند حتی از زمان کودکی من. ما برخی مواقع کلیسا می‌رفتیم اما این رفتن مداومت نداشت. والدینم وقتی من هفت سالم بود از یکدیگر جدا شدند. بقیه دوران کودکی من با پدر و نامادری‌ام سپری شد و مادر خودم را بیش از یکی دو بار در سال نمی‌دیدم. 

ترانه‌ای از جاناتان علی که برای مردم بحرین خوانده است

این خواننده آمریکایی با اشاره به تلاش کودکانه‌اش برای دریافت حقیقت جهان می‌گوید: هنگامی که 10 سالم بود شروع به تفکر در مورد زندگی به طور کلی نمودم اما هر زمان که شروع به تفکر می‌کردم، یک حس بی‌معنایی و خلا به من دست می‌داد. در دوران نوجوانی‌ام این احساس فزونی یافت و به خاطر می‌آورم که از خودم می‌پرسیدم که آیا به خدا اعتقاد دارم یا ندارم. در آن زمان 14 یا 15 سالم بود و یادم هست که تصمیمی در این باره گرفتم: «نه من به خدا باور ندارم». 
جاناتان با اشاره به فرضیه‌ای که در سنین نوجوانی برای خود انتخاب کرده بود، می‌گوید: در آن زمان فکر می‌کردم که فرد بیخدایی هستم و آشکارا مذهب و اعتقادات مذهبی را نقد می‌کردم و آنها را نادرست می‌پنداشتم و اعتقاد به مذهب را مانند اعتقاد به داستان‌های افسانه‌ای و بابا نوئل می‌دانستم اما هرچه بیشتر میخواندم، به ویژه کتابهای ادبی و فلسفی، دیدگاهم به مذهب ملایمتر می‌شد. در آن زمان، بیشتر از همه به عقاید بودایی‌ها علاقه‌مند شدم. 

وی درخصوص مکتب بودا می‌افزاید: در مورد آئین بودا چند کتاب خواندم اما هرچه می‌خواندم به نقطه بحران در زندگی خود نزدیک می‌شدم. این زمان، 22 یا 24 ساله بودم. بار دیگر خودم را در موقعیتی می‌یافتم که این سوال را از خودم بپرسم. «آیا خدا وجود دارد؟» اینبار تصمیم گرفتم فرض را بر این بگذارم که بله. خدا وجود دارد و برای یافتن راهنمایی در این زمینه، برای اولین بار دست به دعا برداشتم. 

ترانه‌ای با موضوع نیاز بشریت به امام زمان

جاناتان یوسف علی با مقایسه‌ای بین مسیحیت و اسلام می‌گوید: بعد از باور وجود خدا، احساسم این بود که بایستی از مذهبی پیروی کنم تا به من بگوید که چگونه باورهای خود را به بوته عمل بگذارم. اولین و بدیهی‌ترین انتخاب مسیحیت بود اما من همواره احساس کرده‌ام که مسیحیت خیلی سطحی است و تناقضات زیادی دارد و اینکه مسیحیان تقریباً سالوس هستند. به اسلام هرگز فکر نکرده بودم تا اینکه در کلاس تاریخ جهان، در مورد آن چیزهایی فهمیدم و چند مسلمان را در خوابگاه دانشجویی ملاقات کردم که اتفاقاً شیعه بودند. به خاطر روشن بودن مفاهیم عقلی و فلسفی اسلام، به سرعت این دین را انتخاب کردم و به مرکز محلی شیعیان در دالاس ایالت تگزاس رفتم. در آنجا حجت الاسلام شمشاد حیدر را دیدم که روحانی آنجا بود. در طول چند سال بعدی، بیشتر و بیشتر یاد می‌گرفتم و به ویژه به خاطر راهنمایی‌های استاد شمشاد حیدر، ایمانم مستحکم‌تر می‌شد. 

این خواننده آمریکایی با اشاره به نحوه ازدواج خود می‌گوید: در همان ایام، با یکی از بانوان شیعه که اصالتاً پاکستانی اما در ایالات متحده بزرگ شده بود، ازدواج کردم. ما اکنون دارای سه فرزند، دو دختر 6 و 7 ساله و یک پسر 3 ساله هستیم و الحمد لله من الان سی و پنج سال دارم. 


جاناتان یوسف علی یک فعال ضد سرمایه‌داری نیز محسوب می‌شود

وی در خصوص فعالیتش در موسیقی عنوان کرده است: فعالیتم در زمینه موسیقی یک فعالیت تفریحی است. من از نیاز « ابراز هنری» اسلام (به ویژه تشیع) به سبک غربی هنر الهام گرفته‌ام. کار رسمی و تمام‌وقت من در 8 سال گذشته تدریس در دبیرستان‌های محلی بوده است. من زبان و ادبیات انگلیسی در کلاس‌های یازدهم و دوازدهم تدریس می کنم. امسال از تدریس استعفا دادم تا دروس 2 ساله پیش حوزوی را در فلوریدا آغاز کنم. بعد از آن، انشاء الله امیدوارم بتوانم در قم ادامه تحصیل دهم.

وی در ادامه با اشاره به یکی از ترانه‌های خود که برای مردم بحرین خوانده، عنوان می‌کند:  در مورد سرکوب عمومی در بحرین اطلاع دارم و خواستم ترانه‌ای را در همبستگی با آنهایی بنویسم که در راه حقوق و شرف خود در برابر ظالم برخاسته‌اند. نمی‌دانم چه تعداد بحرینی این ترانه را شنیده‌اند اما دعا می‌کنم که تاثیر مثبتی روی این انقلاب داشته باشد.

جاناتان یوسف علی همچنین با اشاره به دیدار اخیر خود از ایران، این اتفاق را "یکی از بهترین تجربیات زندگی" خود دانسته و می‌گوید: می‌پنداشتم که تفاوت‌های فرهنگی بین من و ایرانیان، مشکلاتی را به وجود آورد اما هیچ نکته منفی مشاهده نشد و فرصت زیارت حرم حضرت امام رضا(ع) و حضرت معصومه(س) در مشهد و قم، فرصتی طلایی در زندگی من بود. 

این خواننده آمریکایی در پایان می‌افزاید: بهترین نکته سفر من به ایران این بود که فهمیدم که به کشوری سفر کرده‌ام که "در سایه ولایت رهبر بزرگ و فهیمی مانند امام خامنه‌ای بوده است." 


نمایی از اتاق جاناتان علی در خانه‌اش در فلوریدا

وب سایت جاناتان به آدرس jonyusufali.com حاوی کلیپ‌های وی است و همچنین در یوتیوب نیز کلیپ‌های ترانه‌های جاناتان به نمایش در آمده است. جاناتان همچنین صفحه‌ای نیز در فیس بوک دارد که امکان گپ و گفت دوستانه با او نیز از طریق این صفحه میسر است. وی ضمن انتشار ترانه‌هایی با موضوعات ضدسرمایه داری در این صفحه، ترانه‌هایی نیز با موضوعات مذهبی در این صفحه منتشر کرده است.

* به نظر می‌رسد که پس از نسل‌کشی، تجاوز و غارت ده‌ها هزار مسلمان میانماری توسط بوداییان این کشور و سکوت محض آنگ سان سو چی و دالایی لاما به عنوان چهره‌های شاخص بوداییسم نسبت به این جنایات، جایی برای آئین محبت و دوستی خواندن بوداییسم وجود دارد. 


یکشنبه 8 مرداد 1391

بیانات رهبری در باره کنترل جمعیت

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    

ایشان با اشاره به منابع بسیار غنی نفت، گاز و معدنی كشور افزودند: نیروی انسانی و جمعیت 75 میلیونی بویژه جمعیت جوان، پرنشاط و تحصیل كرده یكی از واقعیات و نقاط قوت اساسی كشور است كه از عوامل مهم پیشرفت نیز به شمار می رود.

رهبر انقلاب اسلامی در همین زمینه به موضوع سیاست كنترل جمعیت اشاره كردند و ضمن تأكید بر لزوم بازنگری در این سیاست خاطرنشان كردند: در اوائل دهه هفتاد اجرای این سیاست بنابر مصالحی، صحیح بود اما ادامه آن در سالهای بعد خطا بود.

حضرت آیت الله خامنه ای تأكید كردند: بررسی های علمی و كارشناسی نشان می دهد كه اگر سیاست كنترل جمعیت ادامه پیدا كند، به تدریج دچار پیری و در نهایت كاهش جمعیت خواهیم شد، بنابراین مسئولان باید با جدیت در سیاست كنترل جمعیت تجدید نظر كنند و صاحبان رسانه و تریبون از جمله روحانیون در جهت فرهنگ سازی این موضوع اقدام كنند.

4 مرداد 1391


یکشنبه 8 مرداد 1391

کلیپ / میانمار، نسل کشی مسلمانان در سکوت

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :جبهه جهادگران ،

[http://www.aparat.com/v/5477b4424223e5329f7e6def67de4e26271436]


برچسب ها: میانمار ، نسل کشی در سکوت ، نسل کشی مسلمانان ، موج وبلاگی ، کلیپ ، امت واحده ، genicid ، massacrd ،

http://www.aparat.com/v/c8fe28f25e02346cbfa5d55e9bc04e7d266169

http://www.aparat.com/v/07cf5f4d519f0c0c36cb83fa149e3718267061

http://www.aparat.com/v/aa5cd1d4cd2e66069d7d3148ab7c7f63266773

http://www.aparat.com/v/560e37d4324328500c1b32198753c5d4264790

http://www.aparat.com/v/01000eb692eab63c6f53e6b0552b3997271229

http://www.aparat.com/v/72ad2a7bff385cf5c25af5452412e3e6268622

http://www.aparat.com/v/b156ac971ad2ddf359c18b9d3551fa9d267601

http://www.aparat.com/v/5b307a647770ddab904b831fa4dbc68d267041

http://www.aparat.com/v/0e3419d2813d24a4bee3dfa3b530f245266519

http://www.aparat.com/v/0777d6fb2abbda7bb614901fc5cb30f8266434

http://www.aparat.com/v/f08dccdf0f9feed65c0cab36e325f799268635

http://www.aparat.com/v/d0de1b2670381d579ff75b202d2df53e268853

http://www.aparat.com/v/27e2eceb526df41d0b621f3c7b61a4f1270540

http://www.aparat.com/v/2a505dc993510301278ee15ddcd53dfa266756

http://www.aparat.com/v/bf9fd1fe7ef3b7f3af47b935dc394f15266915

http://www.aparat.com/v/040a7cbc331ce5fa161890168b6ca970267447

http://www.aparat.com/v/b26627a9be2b5828c6cdd2c14c369d50269715

http://www.aparat.com/v/0c6e23b65e5e4925e14430261f2ed502268942











برچسب ها: میانمار ، نسل کشی مسلمانان در سکوت ، کلیپ ، جبهه جهادگران مجازی ، قتل عام ، ظلم ، حقوق بشر ، عفو بین الملل ،

به نام خدا


میانمار، نسل کشی مسلمانان در سکوت

امام خامنه ای: یک مشت چکمه‌پوش دهها هزار مسلمان میانمارى را با فجیع‌ترین وضع از خانه‌ى خودشان بیرون کردند؛ بچه‌ها و زنان و مردانشان را کشتند؛ اموالشان را غارت کردند؛ هر کس توانسته جان خودش را بردارد، فرار کرده؛ در دنیا هم کسى به کسى نیست؛ نه سازمان ملل حرفى مى‌زند، نه کمیته‌ى حقوق بشر فریادى مى‌کشد، نه صلیب سرخ جهانى احساس مسؤولیتى مى‌کند، نه این کنفرانسها و مؤسسه‌هاى دروغىِ دفاع از حقوق بشر و دفاع از صلح و غیره حرفى مى‌زنند.
qc6z1zat4ilvca4y7ho.jpg

همزمان با جنایات استکبار جهانی در سرتاسر دنیای اسلام از فلسطین و افغانستان گرفته تا سوریه و میانمار، موج وبلاگی جبهه جهادگران مجازی از وبلاگ نویسان عزیز دعوت می نماید با نوشتن مطلبی با عنوان "میانمار، نسل کشی مسلمانان در سکوت" سکوت سازمان های بین المللی را در باره وقایع تروریستی سوریه، و تروریسم دولتی میانمار محکوم نموده و به موج وبلاگی بپیوندند.

1- هر وبلاگ نویس یک مطلب با عنوان  "میانمار، نسل کشی مسلمانان در سکوت" در وبلاگ خود بنویسد. (حاوی متن، عکس، فیلم، کلیپ و ...)
2- به مطلب خود برچسبهای مناسب بدهد، مانند: holocaust، genocide، massacre، نسل کشی، قتل عام، هولوکاست، میانمار، برمه، مسلمانان، بودائیان، حقوق بشر، سکوت، Burma، Myanmar،  سازمان ملل

3- وبلاگنویس لینک مطلب خود را در این پست یا در وبلاگ "موج وبلاگی جهادگران مجازی" به ما بدهد.http://mojecyber.parsiblog.com/Posts/18

4- هر وبلاگنویس از حداقل سه وبلاگ نویس دیگر برای پیوستن به موج دعوت نماید.


برچسب ها: holocaust ، genocide ، massacre ، نسل کشی ، قتل عام ، هولوکاست ، میانمار ، برمه ، مسلمانان ، بودائیان ، حقوق بشر ، سکوت ، Burma ، Myanmar ، سازمان ملل ،

شنبه 31 تیر 1391

مباحثی پیرامون رأی اکثریت (10 و آخری)

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :سیاسی ،

آرى ممكن است اشكال كنند كه: «حكومت جمهورى اسلامى نظامى پارلمانى است، چرا كه «قوانین» آن در یك «مجلس شورا» و براساس یك «قانون اساسى» وضع و تصویب مى‏شود، حال آنكه در حكومت اسلامى «قانونگذار» صرفاً خداست و «قانون اساسى» فقط «قرآن» است».

در جواب مى‏گوئیم كه: آرى، «كلمة حقّ یراد بها الْباطل».

«حكومت اللَّه» نیز باید از طریق «انسانها» بر یكدیگر اعمال شود. مجلس شوراى اسلامى یك نهاد قانونگذار است، امّا نه سرِ خود و بالبداهه، بلكه مبتنى بر «قانون اساسى». و قانون اساسى را نیز «خبرگان ملّت» براساس احكام اسلام و مشى حاكمیتِ سیاسى اسلام تنظیم كرده ‏اند.

http://www.aviny.com/article/aviny/HokomatFarzanegan/1_1.aspx#01


برچسب ها: شهید آوینی ،

شنبه 31 تیر 1391

مباحثی پیرامون رأی اکثریت (9)

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :سیاسی ،

اگر «جمهورى» را به معناى روش حكومتى خاصّى برداریم كه به «حكومت مردم بر مردم» معنا مى‏كنند، باز هم صفت «اسلامى» بمثابه روش حكومتى‏] ناظر بر این حقیقت است كه ما روش حكومتى «جمهورى» را تا آنجا كه ایجاباً به احكام اسلام برمى‏گردد و نفیاً مخالف با اسلام نیست پذیرفته‏ایم، و این عقلاً و منطقاً ممكن است، چرا كه رأى اسلام در مورد «اكثریت مردم» همانطور كه گفتیم داراى دو وجه مختلف است كه نسبت آنها به یكدیگر، نسبت اصل و فرع و لزوم و كفایت است...

با این تفسیر «حكومت اللَّه بر مردم» همان «حكومت مردم» است و تناسب بین این دو وجهِ حكومت اسلامى، تناسبى طولى است نه عرضى.

http://www.aviny.com/article/aviny/HokomatFarzanegan/1_1.aspx#01


برچسب ها: شهید آوینی ،

شنبه 31 تیر 1391

مباحثی پیرامون رأی اکثریت (8)

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :سیاسی ،

همه دنیا مدّعى دموكراسى و «حكومت مردم بر مردم» هستند و وضع قوانین در آنها بوسیله «پارلمانها»یى كه نمایندگان برگزیده مردم در آنها حضور دارند انجام مى‏شود. در وهله اول شاید اینچنین به نظر بیاید كه در جمهورى اسلامى ایران نیز وضعیت حاكمیت سیاسى همانگونه است كه در سایر حكومت‏هاى كره ارض... امّا آیا براستى حكومت جمهورى اسلامى نیز معیارهایى را كه اجمالاً برشمردیم (در مورد «رأى اكثریت»، «دموكراسى»، «حكومت مردم»...) قبول دارد یا خیر؟ و اگر خیر، این الفاظ و نهادهاى معادل آنها چه مى‏گویند؟

نخست اینكه لفظ «جمهورى» فى نفسه نمى‏تواند محلّ حسن و قبح باشد چرا كه «جمهور» به معناى «مردم» است و حتّى امام مفترض الطّاعه و وصى بلافصل رسول اللَّه(ص) نیز براى احراز منصب خلافت مردم، به بیعت «جمهور» نیازمند است.

http://www.aviny.com/article/aviny/HokomatFarzanegan/1_1.aspx#01


برچسب ها: شهید آوینی ،

شنبه 31 تیر 1391

مباحثی پیرامون رأی اکثریت (7)

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :سیاسی ،

حضرت على علیه‏السّلام در خطبه 16 نهج البلاغه در «كثرت اهل باطل و قلّت اهل حقّ» مى‏فرمایند: حقّى داریم و باطلى و براى هر یك از این دو اهلى است و اگر باطل حكومت دارد چه عجب، كه از دیرزمان اینچنین بوده است و اگر اهل حقّ قلیلند چه بسا كه افزوده گردند...
و از آن سو در خطبه 127: «سواد اعظم» را همراهى كنید كه دست خدا با جماعت است و بپرهیزید از پراكندگى و تفرقه كه دور مانده از مردم، طعمه شیطان است؛ همانگونه كه دور مانده از رمه طعمه گرگ است‏*

و همینطور در خطبه 151: پس بكوشید كه نشان(دار)هاى فتنه و عَلَم(دار)هاى بدعت نباشید و با آنچه پیوند اجتماع بر آن بسته شده ملازمت داشته باشید.

http://www.aviny.com/article/aviny/HokomatFarzanegan/1_1.aspx#01


برچسب ها: شهید آوینی ،

شنبه 31 تیر 1391

مباحثی پیرامون رأی اکثریت (6)

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :سیاسی ،

هرچند رأى و نظر اكثریت مردم اكثراً بر حقّ منطبق نیست، امّا بهر تقدیر مردم یكى از سه ركن اساسى «عهد» ى هستند كه باید به تثبیت «حقّ» و «استقرار حكومت عدل» و «خلافت حقه» بیانجامد. در روش سیاسى اسلام، این یك اصل است كه حتى براى آنكه امام مفترض الطّاعه و معصوم و وصىّ بلافصلِ رسول خدا(ص) مسندِ خلافت ظاهرى را نیز صاحب شود، بیعت مردم ضرورى است. این نكته بسیار دقیقى است كه هر كسى را توفیق ادراك آن حاصل نمى‏شود، چرا كه در نظر سطحى این دو رأى با یكدیگر قابل جمع نیست كه از آن سو قرآن نظرش درباره اكثریت مردم آن باشد كه گذشت و از اینسو، رأى قرآن درباره مردم اینچنین باشد: http://tanzil.net/#2:124


http://www.aviny.com/article/aviny/HokomatFarzanegan/1_1.aspx#01


برچسب ها: شهید آوینی ،

شنبه 31 تیر 1391

مباحثی پیرامون رأی اکثریت (5)

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :سیاسی ،

خلیفگى انسان موكول بدانست كه بین این وجودِ حیوانى و آن موجودیتِ روحانى، تعادلى شایسته برقرار كند - امّا صدافسوس كه غرایزش او را به تبعیت از منطق حواس وادار مى‏كند و عقل را وامیگذارد. و این روش اكثریت است، چرا كه این "وجود حیوانى" «عاجله» است و آن یكى (موجودیت روحانى) «آخرة»

«عاجله» را نقد مى‏پندارد و «آخرت» را نسیه: «بَلْ تُحِبُّونَ الْعاجِلَةَ وَتَذَرونَ الْآخِرةَ» [بلكه دنیاى عاجل را دوست دارند و آخرت را واگذارند].

https://plus.google.com/u/0/106376040964620377750/posts
http://www.aviny.com/article/aviny/HokomatFarzanegan/1_1.aspx#01


برچسب ها: شهید آوینی ،

شنبه 31 تیر 1391

مباحثی پیرامون رأی اکثریت (4)

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :سیاسی ،

 نظر اكثریت همیشه حقّ و واجب الاتّباع نیست: «بَلْ جائَهُمْ بِالْحقّ وَ اَكْثَرُهُمْ لِلْحقّ كارِهونَ». چه آنكه اگر نظر اكثریت همیشه حقّ مى‏بود، ممكن نبود كه دیگر از حقّ كراهت داشته و با آن مبارزه كند.

این موجودات و حوادث خارجى هستند كه در پیدایش و ظهور خود تابع «قانون اكثر» مى‏باشند و البتّه انسان هم در تنظیم اراده و حركات و افعال خود تابع همین قانون است؛ ولى این نه به آن معنى است كه نظر و فكر اكثریت را ملاك كار خود قرار داده و از آن پیروى مى‏كند، بلكه به این معنى است كه اعمال و افعال خود را بر این پایه استوار مى‏كند كه بطور اكثر داراى مصلحت باشد.

https://plus.google.com/u/0/106376040964620377750/posts
http://www.aviny.com/article/aviny/HokomatFarzanegan/1_1.aspx#01


برچسب ها: شهید آوینی ،

شنبه 31 تیر 1391

مباحثی پیرامون رأی اکثریت (3)

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :سیاسی ،

قصد ما در اینجا نقد «اومانیسم» نیست، بلكه سخن از «حقّ» بود و اینكه «حقّ» متبوع است، نه تابع و باید كه «تمایلات اكثریت» را با «حقّ» سنجید، نه آنكه معیار حقّ تمایلات اكثریت قرار بگیرد. كفّار در آخرت گمشدگانى هستند كه دور از حقّ و محروم از لقاء او در ظلمات جهنّم پراكنده‏اند و این همان «ضلالت بعید» است.

و بعد قرآن بیان علّت آن مى‏افزاید: «مگر نمى‏بینى كه پروردگار آسمانها و زمین را مبتنى بر «حقّ» آفریده است؟» یعنى اگر كفّار در ظلمات ضلالتِ بعید همچون خاكسترى دستخوش باد گم مى‏شوند بدین علّت است كه حقّ عین واقعیت خارجى است و جز «حقّ» هرچه هست فانى است.

https://plus.google.com/u/0/106376040964620377750/posts
http://www.aviny.com/article/aviny/HokomatFarzanegan/1_1.aspx#01


برچسب ها: شهید آوینی ،

شنبه 31 تیر 1391

مباحثی پیرامون رای اکثریت (2)

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :سیاسی ،

در جلد هفتم ترجمه تفسیر «المیزان» صفحات 172 و 173 آمده است: «و اینكه گفتیم روش اسلام به پیروى از حقّ است، نه سازش با تمایلات مردم، از روشن‏ترین مطالبى است كه از قرآن مجید بدست مى‏آید. خدا مى‏فرماید: «بَل جائَهمْ بِالْحقِّ وَ اَكثَرُهُمْ لِلْحقِّ كارِهون. وَلَوِ اتَّبَعَ الْحقُّ اًهْوائَهُم لَفَسَدَت السّمواتِ والْاَرضُ و مَنْ فیهنَّ بَلْ آتَیناهُم بِذِكْرِهِمْ فَهُم عَنْ ذِكْرِهِمْ مُعرِضونَ» (70 و 71 مؤمنون).

این انسان است كه خود را، علم و ادراك و اعمال خود را با میزان «حقّ» مى‏سنجد، نه اینكه حقّ تابع علم و ادراك و اعمال انسان باشد. حال آنكه در تمدّن امروز بشرى، «تمایلات اكثریت» و «قوانین مدنى» میزان و معیار حقّ است. البتّه ظهور این مطلب به طرز تلقّى بشر امروز از «انسان» باز مى‏گردد و همه مكتب‏هاى فلسفى جهان امروز شاخ و برگهاى درختى هستند كه ریشه در خاكِ «اومانیسم» دارد.

از کتاب حکومت فرزانگان (3) http://www.aviny.com/article/aviny/HokomatFarzanegan/1_1.aspx



برچسب ها: شهید آوینی ،

شنبه 31 تیر 1391

مباحثی پیرامون رای اکثریت (1)

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :سیاسی ،

 
آیا براستى در حكومت اسلامى، «رأى اكثریت» مى‏تواند بمثابه «حقّ مطلق» معتبر باشد یا خیر؟ و در این صورت اخیر (جواب منفی به پرسش) ، جایگاه «مردم» در حكومت اسلامى كجاست؟

آنچه در مجموع از آیاتِ قرآن برمى‏آید این است كه «اكثریت بمثابه معیار حقّ» بطور كلّى متناقض با نظر قرآن در مورد «اكثریت» است و هیچ راهى براى جمع این دو نظر وجود ندارد... مثلاً آیه مباركه 116 از سوره «انعام» كه مى‏فرماید:«وَ اِن تُطِعْ اَكْثَرَ مَنْ فِى اْلاَرْضِ یضِلّوكَ عَنْ سَبیلِ اللّهِ اِنْ یتَّبِعونَ الاَّ الظَّنَّ وَ اِنْ هُم الاّ یخْرُصونَ» [و اگر از اكثریت مردم كره زمین اطاعت كنى، تو را از راه خدا گمراه خواهند كرد، كه آنان جز از «ظنّ» تبعیت نمى‏كنند و جز «دروغ» نمى‏ورزند].

https://plus.google.com/u/0/106376040964620377750/posts
از کتاب حکومت فرزانگان (2)
http://www.aviny.com/article/aviny/HokomatFarzanegan/1_1.aspx


برچسب ها: شهید آوینی ،


هان اى عزیز، از خواب بیدار شو. از غفلت تنبه پیدا كن و دامن همت به كمر زن، و تا وقت است فرصت را غنیمت بشمار، و تا عمر باقى است و قواى تو در تحت تصرف تو است و جوانى برقرار است و اخلاق فاسده بر تو غالب نشده و ملكات رذیله‏ بر تو چیره نگردیده، چاره اى كن و دوایى براى رفع اخلاق فاسده و قبیحه پیدا كن و راهى براى اطفاء نائره شهوت و غضب پیدا نما.


ادامه مطلب

برچسب ها: شرح چهل حدیث ، امام خمینی ،

چهارشنبه 7 تیر 1391

بوی بهشت (قوه قضائیه)

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :جبهه جهادگران ،

یكى از چیزهائى كه در مجموعه‌ى قوه‌ى قضائیه لازم است، عبارت است از عدم دخالت حب و بغضها و جریان‌سازى‌هاى سیاسى در درون قوه‌ى قضائیه. یكى از خطرات بزرگ همین است كه جوسازى‌هاى سیاسى اثر بگذارد بر روى مجراى صحیح قضاوت، و بر روى ذهن قاضى، و بر روى ذهن بازپرس، و مجموعه‌ى چرخه‌ى رسیدگى به پرونده‌ها. خوب، جوسازى سیاسى میشود، روزنامه مینویسد، رادیوهاى بیگانه میگویند، دشمن میگوید، جناحهاى مختلف حرف میزنند؛ اینها نباید اثر بگذارند. یكى از مشكل‌ترین كارهاى قوه‌ى قضائیه این است كه تحت‌تأثیر جریان‌سازى‌ها قرار نگیرد؛ این همان «اعدلوا هو اقرب للتّقوى»3 است كه تلاوت كردند. آیه میفرماید: «و لا یجرمنّكم شنئان قوم على الّا تعدلوا»4؛ یعنى احساسات بر شما غلبه نكند؛ دشمنى‌ها - حالا آیه‌ى شریفه دشمنى را گفته است، دوستى هم همین جور است - در حكم شما و قضاوت شما تأثیر نگذارد و شما را از جاده‌ى عدل منصرف نكند؛ «اعدلوا هو اقرب للتّقوى». تقوا یعنى همان مراقبت؛ مراقبت از خود، مراقبت از مسیر، مراقبت از در نیفتادن و دچار نشدن به مشكلات. میفرماید: اینجورى است كه شما از چنگ مشكلات رهائى پیدا میكنید؛ اینجورى است كه در این خارزار عجیب و غریب، میتوانید راه را درست طى كنید و بدون آسیب جلو بروید؛ «اعدلوا هو اقرب للتّقوى».

 یك مصداق و نمونه هم این است كه جوّ سیاسىِ اعمال شده‌ى با دستهاى مختلف، روى قوه‌ى قضائیه اثر نگذارد. البته كار آسانى نیست؛ گفتنش آسان است، اما عمل كردنش بسیار دشوار است؛ این را انسان باید منصفانه تصدیق كند. اگر این شد، آن وقت مردم در مقابل قوه‌ى قضائیه و اقدام و تصمیم قوه‌ى قضائیه احساس اقتناع میكنند، احساس قناعت ذهنى میكنند؛ ولو ممكن است از این حكم در دل راضى هم نباشند، اما قانعند. اگر بخواهیم تشبیه ناقصى بكنیم، مثل این داورى‌هاى میادین ورزشى است. وقتى داور گفت این درست است و این غلط است، همه در مقابلش تسلیم میشوند. ممكن است بعضى بداخلاقى كنند، اما بداخلاقى محسوب میشود؛ همه قبول كرده‌اند. البته آن داورى با این داورى، زمین تا آسمان تفاوت دارد؛ لیكن باید یك چنین حالتى به وجود بیاید و مردم احساس كنند كه این داورى و این قضاوت، متخذ و مستنبط از متن حقیقت است؛ ذهنیات و جریانات و گرایشهاى سیاسى و غیر سیاسى و حب و بغضها دخالتى ندارد. اگر مردم این را احساس كردند، ممكن است نتیجه‌ى حكم برایشان راضى كننده نباشد، اما بالاخره متقاعد میشوند؛ میگویند خیلى خوب. این حالت متقاعد شدن، این قبول ذهنى در جامعه، خیلى خوب است و براى قوه‌ى قضائیه یك فرصت بزرگى است.

 البته این هم باید باشد كه همه‌ى دستگاه‌هاى كشور از قوه‌ى قضائیه حمایت كنند تا قوه‌ى قضائیه بتواند در این میدان، بدون نظر عمل كند؛ همان طور كه در این تصویرهائى كه وجود دارد - كه حالت نمادین براى قوه‌ى قضائیه قرار داده‌اند - چشم او را بسته‌اند. البته این چشم بستن، به معناى چشم بستن بر روى واقعیت نیست؛ به معناى این است كه دوست و دشمن، مدعى و مدعى‌علیه از نظر او نادیده هستند؛ شخصیت و خصوصیت شخصى‌شان ملحوظ نیست. این باید حفظ بشود؛ البته كار بسیار دشوارى است. اگر این شد، براى پیشرفت جامعه، یكى از بزرگترین وسیله‌هاست؛ از برترین امكانات براى نظام جمهورى اسلامى است؛ ما را پیش خواهد برد؛ كشور را حقیقتاً در مسیرى كه به سمت هدفها پیش میرود، كمك خواهد كرد؛ این كار بزرگى است.

 البته توجه به خداى متعال، توسل به پروردگار عالم، تذكر ثواب الهى و اجر الهى براى مخلصان، اعتماد به خداى متعال، نداشتن سوءظن به خداى متعال، به همه‌ى دست‌اندركاران كمك خواهد كرد كه بتوانند ان‌شاءاللَّه این كار بزرگ را انجام دهند.


برچسب ها: بوی بهشت ، موج وبلاگی جبهه جهادگران مجازی ، موج وبلاگی بوی بهشت ، قوه قضائیه ،

چهارشنبه 7 تیر 1391

بوی بهشت

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :جبهه جهادگران ،شهدا و دفاع مقدس ،

با گزیده ای از سخنان شهید بهشتی، به موج وبلاگی "بوی بهشت" می پیوندم.

ما ایمانمان را، اخلاصمان را، عملمان را درست می‌کنیم و با اسلام منطبق می‌کنیم، این را داشته باشیم یاری خدا، تضمین شده است.‌ انسان با عمل صالح ساخته می‌شود و ایمان با عمل صالح محکم‌تر می‌گردد.‌

گاهى شده که در برخورد با یک ناروایى، بد برخورد کرده‌اند. به جاى این‌که خواهر یا برادرى را بسازند، او را از خودسازى پشیمان کرده‌اند. این گناهش به عهده‌ی شماست. وقتى مى‌خواهیم از خودمان انتقاد کنیم، وقتى مى‌خواهیم امر به ‌معروف و نهى ‌از منکر کنیم، خوب عمل کنیم. شما هم از خودتان حساب بکشید. شما هم هر شب بگویید حالا این کارى که ما براى خدا و از روى غیرت دینى کردیم، آیا شیوه‌اش هم خوب بود یا شیوه‌اش خوب نبود.

من درد دلم را با خدا می‌کنم. خدا خودش درست می‌کند همه این کارها را.‌ ما یک جان بیشتر نداریم که این باید در راه خدا باشد. شما مرا از مرگ نترسانید.‌

مسلمان عاشق است.عاشق خداست.عاشق حق است،عاشق عدل است.عاشق انسان شدن است.عاشق ملكوت است و دنیا با همه‌ی زیبندگی‌ها و فریبندگی‌ها برایش صرفاً میدان ساخته شدن و ره پیمودن به سوی آن معبود و معشوق جاودانه است.

عاشق شوید،برادرها و خواهرها عاشق شوید،زندگی به عشق است.عقل به آدم زندگی نمی‌دهد.

عقل به آدم حساب می‌دهد كه چه جور بهتر بخورد،چه جور بهتر بخوابد،چه جور بهتر پلاسیده شود،چه جور بهتر دل مرده باشد.عشق است كه در درون انسان آتش زندگی و شعله‌ی زندگی را بر می‌افروزاند.




برچسب ها: شهید بهشتی ، بوی بهشت ، موج وبلاگی بوی بهشت ، موج وبلاگی جبهه جهادگران ،


سفر 2736 کیلومتری من به ایران با ابراز علاقه و هیجان یک ایرانی نسبت به آمریکا شروع شد. این نظر مرا تایید می‎ کرد که ایرانیان، آمریکا دوست ترین ملت خاورمیانه هستند. در شب اول اقامت من در مشهد که شهری مذهبی است فردی که سابقا تکاور بوده‌، و اکنون لباس فروش است با شوق و ذوق گفت «ما آمریکا را دوست داریم.» چنان از خود بی خود شده بود که فکر کردم ممکن است بغلم کند. او با وجود اینکه، می‎ گفت بر اثر تحریم های غرب، کاسبیش به شدت ضربه خورده است، با اینحال رهبران خود را ملامت می‎ کرد


ادامه مطلب

برچسب ها: خبرنگار ، نیویورک تایمز ، ایران ، نیکولاس کریستف ،

گزارش ناعادلانه یک ژورنالیست امریکایی از ایران...
نیکولاس کریستف خبرنگار نیویورک تایمز 


Damon Winter/The New York Times

ایران، کرانه‎ی‏ دریای خزر

یکی از مخربترین کژفهمی‏های غرب درباره‎ی‏ ایران این باور است که ایرانیان مذهبیون افراطی هستند.

تقریبا نیمی از ایرانیان کمتر از 25 سال سن دارند و ایران در بالا بردن سطح سواد آنان بسیار موفق بوده است. در سفر جاده‏ای 2736 کیلومتری که داشتم، از این که چه تعداد از ایرانیان ارزش‏هایی شبیه به ارزش‏های آمریکایی‎ها دارند متحیر شدم. مثلا اینکه ایرانیان بیشتر به دنبال خوشی هستند تا بنیادگرایی. آنها بیشتر به پارک (که هر جا در ایران بروی یکی وجود دارد) علاقه‏مندند تا به مسجد.


ادامه مطلب

برچسب ها: نیکولاس کریستف ، خبرنگار ، نیویورک تایمز ، ایران ، گزارش ،

شنبه 3 تیر 1391

^*^موج وبلاگی "بــــوی بهشـــــت" ^*^

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :جبهه جهادگران ،

به نام خدا

آن شب بحث درباره انتخابات جدید و شرایط کشور بعد از فرار بنی صدر بود.

بهشتی عادت داشت وسط صحبت؛ مثل معلمها؛ بحث را قطع و سوال بکند.
آن موقع هم همین کار را کرد.
نگاهی به اطراف کرد و گفت:
بوی بهشت می آید؛ نه؟
به دقیقه هم نکشید که بمب منفجر شد.

beheshti-3.jpg

روز 7 تیر سال هاست برای ما یادآور روز تلخی است. روزی که کالبد زمینی بهشتی و 72 تن از یاران انقلاب را از ما گرفتند.

اما تلخ تر آن است که نه آن روزها با آن همه هیاهو و نه این روزها در میان این همه غفلت ، کسی سراغ افکار  ، منش و آرمان  بهشتی ها که همه و همه برگرفته از اسلام ناب محمدیبود ، نرود!


موج وبلاگی " بوی بهشت" با الهام از خاطره ابتدای متن نام گذاری شده است و می خواهد از شما دعوت کند......


ادامه مطلب

برچسب ها: موج وبلاگی ، بوی بهشت ، موج وبلاگی جبهه جهادگران ، شهید بهشتی ، 7 تیر ، قوه قضائیه ، موج وبلاگی بوی بهشت ،


ادامه مطلب

برچسب ها: گزارش علیه ایران ، نیویروک تایمز ، نیکولاس کریستف ،


Damon Winter/The New York Times

Nicholas D. Kristof

قبل از این که ایرانگردی سراسری خود را شروع کنم، برای خرید چند قطعه‏ کامپیوتری به یک پاساژ کوچک در تهران رفتم. گذشته از مجسمه‏ استیو جابز در ویترین، مغازه پر بود از آیفون و آیپد و یکی از فروشنده‏ها با پوزخندی تحقیرآمیز به لپ تاپ من نگاه می‏کرد. او با تمسخر گفت: «خیلی قدیمیه! سن این از من بیشتره؟»

این برخورد یادآور این نکته بود که ایران به نسبت بیشتر همسایگانش کشوریست ثروتمند و سطح بالا. با این وجود یکی از یافته‏های من در این سفر 2736 کیلومتری در ایران این بود که در نتیجه‏ تحریم‏های غرب، کارخانه‏ها در حال تعطیلی، و کارگران در حال از دست دادن کار خود هستند؛ تجارت متزلزل است و قیمت‏ها در حال افزایش. این برای کیف پول و غرور طبقه‏ متوسط ایرانیان ویرانگر است.


ادامه مطلب

برچسب ها: نیکولاس کریستف ، نیویورک تایمز ، گزارش ،


- برای پر کردن اوقات فراغت جوانان و نوجوانان و سوق دادن آنها به سمت تفریحات سالم و بی خطر فرهنگی چه پیشنهادهایی دارید ؟


جوانان و نوجوانان باید مستقلاً مورد عنایت واقع شوند و اگر تجربة تأسیس نهادهای مستقل در ایران نتیجه بخش و امیدوار کننده بود ، چه بسا که پیشنهاد تأسیس سازمان و یا وزارتخانه‌ای خاص جوانان و نوجوانان می‌توانست مفید فایده باشد . اما متأسفانه چنین نیست ؛ تجربه ی تأسیس نهادهای مستقل در کشور ما کاملاً شکست خورده است و بنابراین ، باید از راه‌هایی نظیر این مطلقاً پرهیز کرد .


همه ی کسانی که مورد پرسش واقع شده‌اند به این پرسش یکسان جواب خواهند داد . پیشنهادهایی که ممکن است عنوان شود همگی پیش از این در غرب تجربه شده‌اند و در آنجا به خوبی نتیجه بخش بوده‌اند : سازمان پیشاهنگی ، کاخ‌های جوانان ، اردوهای پیشاهنگی ، علمی ، هنری ، ورزشی و … بسیج جوانان و نوجوانان در امر مشارکت اجتماعی و حتی سیاسی . اما پیشاپیش عرض کنم که در شرایط کنونی هیچ یک از این طرح‌ها قابل اجرا و موفقیت‌آمیز نخواهد بود ، زیرا علی رغم آنکه انقلاب اسلامی یک انقلاب فرهنگی است ، در نظام برنامه ریزی و سیاستگذاری ، نفس فرهنگ مستقلاً مورد عنایت نیست . حتی فرهنگ تابعی از توابع توسعه ی اقتصادی و تکنولوژیک نیست ، چه رسد به آنکه خود مبنایی برای برنامه ریزی و سیاستگذاری در اقتصاد و سیاست باشد . دولتمردان ما حتی از اهمیت فرهنگ توسعه در امر توسعه ی اقتصادی و صنعتی غافلند ، چه رسد به آنکه تعارض ذاتی میان توسعه ی صنعتی – به مفهوم جدید – و تعالی فرهنگی را دریابند .


ما اکنون در وضعی زندگی می‌کنیم که غرب برای جوانان اسوه‌ای است غیر قابل انکار و خدشه ناپذیر . علم و تکنولوژی حجابی است که همه را می‌فریبد ، چه رسد به جوانان و نوجوانان که تازه پا در عرصة مبارزه فرهنگی ، کاملاً منفعل و ندانم کار هستیم . اگر دوران تاریخ رستاخیز تفکر دینی سر نرسیده بود و اگر روزگار غرب به سر نیامده بود ، بدون رودربایستی ، همه ی تلاش‌های ما نقش بر آب می‌شد و هیچ فایده‌ای نمی‌بردیم . نظام فرهنگی ما در برابر لیبرال – ژورنالیست‌های داخلی و پاسبانان فرهنگ غرب در داخل کشور نیز همین قدر منفعل و مرعوب است و این خود باختگی ، ضعفی است که به آنان جرأت تهاجم می‌بخشد . تا چنین است ، پرسش‌های شما و جواب‌های ما راه به هیچ نتیجة عملی نمی‌برند مگر آنکه مدد کنند تا درد را بهتر بشناسند . ( این آرامش خاطر شهید آوینی در تشریح وضعیت نابسامان فرهنگی جامعه من را سخت متعجب کرده است.)


- ویدئو و تلویزیون و سینما از لحاظ ماهوی چه تفاوت‌هایی را هم دارند و تأثیرات متقابل آنها بر یکدیگر چیست ؟


این پرسشی بسیار جدی است و شاید جایگاه آن در چنین مصاحبه‌ای نباشد . بنده تلاش می کنم که جواب خود را در کمال اختصار عرضه کنم .


هر یک از این رسانه‌ها دارای موجودیت تکنولوژیک مستقلی هستند ، اگرچه از آن لحاظ که این هر سه ، ابزار نمایش تصویر متحرک هستند می‌توان آنها را صورت‌های متنوعی از تحقق یک چیز دانست . بحث در باره ی ماهیت آنها نیز می‌بایست که مستقل از یکدیگر انجام شود .


سینما و ویدئو را به آن اعتبار که هر دو صرفاً ابزارهایی برای نمایش فیلم هستند باید به یکدیگر نزدیک‌تر دانست ، اما تلویزیون با غایاتی مستقل از دو تای دیگر اختراع شده و مورد استفاده قرار می‌گیرد .


آنچه هست این است که این ابزار ، هم مولود غفلت فراگیر بشر در روزگار کنونی هستند و هم خود دعوت به غفلت می‌کنند . هیچ شیئی را نمی‌توان یافت که از این دعوت خالی باشد ؛ نه به این معنا که هر شیئی داعی به خیر و یا شر است ، اما هر شیئی علتی غایی دارد که در آن مستتر است . اگر شکر برای شیرین کردن به وجود آمده است ، همین غایت را در وجود خود نهفته دارد و اگر روزنامه برای خواندن ایجاد شده است ، پس روزنامه دعوت به خواندن می‌کند .

حقایقی چند هست که باید در باره ی ابزار اتوماتیک و محصولات تمدن جدید دانست :


الف . بشر به این ابزار نیاز ذاتی ندارد . در اینجا سخن از ذات بشر است و ذات را به معنای حقیقت وجود گرفته‌ایم . ما معتقدیم که وجود بشر حقیقت ثابتی دارد و فقط آنچه را که مقتضای وجود این حقیقت ثابت باشد از زمره ی نیازهای ذاتی بشر محسوب می‌داریم . از آب و غذا و خواب و مسکن و مأوا گذشته ، روح مجرد انسان محتاج به ذکر است و همان سان که جسم بشر بی‌آب و غذا می‌میرد ، روح او نیز بی ذکر میتی بیش نیست . اشاره‌ای در بعضی احادیث وجود دارد که مترفین را اموات خوانده‌اند ؛ تأویل این سخن همان است که گفتم . مراد از ذکر ، کلماتی که زاهدان بی حضور قلبی بر زبان می‌رانند نیست . معنای ذکر ، یاد است و یاد عین حضور قلبی است . اگرچه گفتن این سخنان برای بشر امروز یاسین به گوش حمار خواندن است ، اما انسان چه خود بداند و بخواهد و یا نخواهد و نداند ، با فاصله گرفتن از حقیقت وجود خویش می‌میرد و مرگ حقیقی این است ، نه مرگ تن . بشری که مستغرق غفلت است ، از انسانیت فقط آن بخش را داراست که میان انسان و حیوانات مشترک است ؛ و غفلت یعنی آنکه بشر نسبت مظهریت خویش را با حقیقت مطلق فراموش کند . این فراموشی بیماری روزگار ماست و همه ی ابزار این روزگار دعوت به همین فراموشی می‌کنند ، چرا که خود زاییده ی همین فراموشی هستند . بنده در کتاب آینه ی جادو که مجموعه مقالاتی است در باره ی سینما ، تلاش کرده‌ام که با تفصیل بیش‌تر همین معنا را بیان کنم : فرزندان ما در جهانی پا به دنیا می‌گذارند که با تلویزیون و سینما و اتومبیل و لوازم تمدن جدید بشر پر شده است و به همین علت ، آنها هرگز نمی‌توانند درباره ی ماهیت این اشیا و دعواتی که در آنها پنهان است تأمل و تفکر کنند . مراد بنده از این سخنان نفی مطلق دنیای جدید نیست ، چرا که به هر تقدیر ، آنچه که در طول تاریخ ظاهر می‌شود همان انسان است در حیثیت کلی وجود خویش . در حیات امروز بشر ، درون خود اوست که ظهور یافته و این گفته در مقیاسی بسیار محدودتر توسط بعضی از متفکران غربی از جمله مک لوهان نیز گفته شده است . گریز از کار محتوای ابزار اتوماتیک است و این مثل عوامانه که تنبلی مادر اختراع ابزار اتوماتیک است به حقیقت نزدیک است .


باید دانست که امکان دستیابی بشر به اتوماسیون ( خودکاری ) در غالب تمدن‌‌های باستانی وجود داشته ، اما علتی که باعث شده تا اقوام باستانی صاحب ابزار اتوماتیک نشوند آن است که نیاز به اتوماسیون در انسان باستانی وجود نداشته است . ابزار بشر در طول تاریخ ، گسترش وجود خود او هستند ، اما این گسترش در جهت تأمین نیازهای بشر انجام گرفته است . و همان طور که گفتم ، آنچه را که انسان نساخته است یعنی به آن نیازمند نبوده است .


بشر امروز از همان آغاز قرون جدید در جست و جوی چیزی بوده است که او را از دین و دینداری بی‌نیاز کند و در وجود او فطرت مرگ آگاهی را که عین ذات اوست ، بمیراند . سر سپردن به مقیدات مذهبی و گوش سپردن به ندایی که هماره از درون بشر را نسبت به مرگ متذکر می‌دارد ، خوشایند طبع اولیه ی بشر امروز نیست . با این مفهوم آزادی که در روزگار ما با رجوع به تمدن‌های یونان و روم باستان ایجاد شده ، وجود بشر مساوی است با اراده ی او برای نفی و انکار همه ی مقیداتی که او را محدود می‌دارند . بنابراین ، اگرچه در ظاهر علم و تکنولوژی نمی‌توان این غایت و محتوا را تشخیص داد ، اما در باطن ، این اشیا مصنوعاتی هستند که همراه با تطور این انسان جدید و برای رساندن او به غایات اومانیستی ایجاد شده‌اند . علم امروز صورت انتزاعی همین تکنولوژی است و اگرچه این علم در ظاهر خود را بی‌طرف می‌نمایاند ، اما توسعه و تکمیل علوم جدید نیز فارغ از غایاتی که گفتیم انجام نگرفته است . در همه ی مظاهر حیات بشر امروز ، از معماری خانه‌ها و شهرها گرفته تا اشیا و ابزاری که ساخته ، و قوانین و مناسباتی که جعل کرده ، این غایات نهفته است . قرار بوده که علم امروز از بشر خدایی بسازد که بی‌نیاز از ذکر – که نسبت میان او و حقیقت وجود اوست – در کمال اقتدار ، جاودانه بر طبیعت حکمروایی کند ؛ قرار بوده است که علم جدید بشر را بر مرگ غلبه دهد و اضطراب روانی او را که ناشی از مرگ آگاهی فطری است درمان کند .


با تأمل در همه ی اشیا و مناسبات می‌توان غایت و محتوای ایجاد آن را پیدا کرد . اتومبیل بعد از گسترش شهرها اختراع نشده است و بالعکس ، وجود اتومبیل علت گسترش شهرهاست . علت گسترش عمودی شهرها نیز کمبود فضا نیست ؛ نیاز بشر جدید به اتومبیل او را به گسترش عمودی شهرها در اطراف خیابان‌هایی کشانده است که رفت و آمد اتومبیل‌ها در آن واقع می‌شود . همان طور که تفرعن بشر علت ایجاد قصرهای سبز و سفید و سرخ است ، اختراع ساندویچ را نیز فی‌المثل باید معلول سرعتی دانست که تکنولوژی در زندگی بشر جدید ایجاد کرده است . وجود خانه‌هایی با پنجره‌های بزرگ را نیز باید معلول این معنا دانست که انسان مفهوم درون و بیرون و تمایز این دو حقیقت را از یکدیگر گم کرده است . (این را امروز از پنجره هایی که از شبکه های اجتماعی مختلف روی زندگی هایمان باز شده است نیز می توان فهمید.) صورت بیرونی زندگی بشر امروز متناسب با خواسته‌ها و معتقدات درونی او شکل گرفته است ، چنان که همین معنا را باید در باره ی انسان‌های گذشته نیز صادق دانست .


در ایتالیا زنی به مجلس راه یافته که هنرپیشه ی فیلم‌های پورنوگرافی بوده است . در برنامه‌ای تلویزیونی که پیش از انتخابات برای معرفی کاندیداها تهیه می‌شود ، صحنه‌هایی از فیلمی که در آن همین زن با سه مرد عشقبازی می‌کرده پخش شده است . زنان ایتالیا به این کاندیدا بیش‌ترین رأی را داده‌اند . برای فردی که از خارج دنیای جدید و مثلاً از عصر دیگری به این زمان وارد می‌شود ، اصلاً تصور یک چنین واقعه‌ای ممکن نیست . برای آنکه چنین واقعه‌ای امکان وقوع پیدا کند بشر در حیثیت جمعی وجود خویش تحولات روحی بسیاری را می‌باید که پشت سر گذاشته باشد . معنای حسن و قبح در جامعه‌ای که به این کاندیدا رأی داده‌اند کاملاً خاص خود آن است . سؤال اینجاست که این تحول عجیب اخلاقی چگونه در جامعه ی ایتالیا رخ داده است ، در جامعه‌ای که مناسبات سنتی آن ، همان طور که همه می‌دانند ، مبتنی بر مفاهیمی اخلاقی و از جمله غیرت بوده است . کودکی که اکنون در جامعه ی ایتالیا پا به دنیا می‌گذارد و بزرگ می‌شود ، چگونه باید راهی به حقیقت بیابد ؟ ( واقعاً تراژدی مانند این سراغ دارید؟)


این مثال را بدل از همه ی بشر جدید بگیرید . قرن‌ها زندگی با معیارهای پوزیتیویستی علوم جدید و اقتضائات تکنولوژی ، بشر را از حقیقت وجود خویش دور کرده است . او اکنون هرگز نمی‌تواند از حیات تصور دیگری جز آنچه سنت‌های جاهلی روزگار جدید به او عرضه می‌کند داشته باشد . کودکی که در این جهان بزرگ می‌شود سینما و ویدئو و تلویزیون و اتومبیل و کامپیوتر و بمب را از لوازم ذاتی وجود بشر می‌انگارد ، حال آنکه این ابزار در واقع صورت مجسم خلقیات ، خواسته‌ها و معتقدات بشر جدید هستند نه متعلقات نیاز ذاتی و حقیقی او . همان قدر که بشر به بمب اتمی نیاز ندارد به کامپیوتر هم نیاز ندارد . اشیا و وسایل دنیای جدید متناسب با نیازهای همین دنیاست . آتاری بازیچه‌ای تکنولوژیک است که جز به نیاز کودک عصر تکنولوژی جواب نمی‌گوید … و بر همین قیاس است سینما و تلویزیون و ویدئو .


ب . سینما و تلویزیون و ویدئو ، هر سه اوقات فراغت بشر جدید را پر می‌کنند . اوقات فراغت نیز مفهومی است کاملاً جدید . نه آنکه انسان گذشته محتاج فراغت نبوده و یا هیچ زمانی فارغ از کار نبوده است ؛ این اصطلاح با این مفهومی که از آن مراد می‌کنند کاملاً جدید است . اگر این سه اعتبار که عرض خواهم کرد نبود ، این مفهوم نیز به وجود نمی‌آمد . یکی اینکه نظام اشتغال در روزگار ما در تبعیت از نظمی که لازمه ی برقراری کارخانه‌ها و تکنولوژی است به این صورت فعلی درآمده است : روزی هشت ساعت ، هفته‌ای چهل ساعت و … به تبع این نظام اشتغال ، همه ی کارمندان و کارگران اوقات فراغت مشترکی دارند . دومین امری که به اوقات فراغت مفهوم امروزی لفظ را بخشیده آن است که بشر در کار نوعی اجبار و ایجاب یافته که به علت نیاز او به ادامه ی معاش بر او تحمیل شده است و بنابراین ، وقت فراغت از کار اجباری روزانه تنها وقتی است که می‌توان زندگی کرد ؛ یعنی زندگی برای یک فرد شاغل در روزگار جدید درست از هنگامی آغاز می‌شود که کار روزانه پایان می‌گیرد . سومین امر آن است که بشر جدید به اعتبار تعریف تازه‌ای که اومانیسم از انسان ارائه داده ، زندگی را در لذات قابل حصول می‌بیند و از آنجا که این لذت طلبی را مرگ آگاهی است که محدود و مخدوش می‌کند ، انسان این روزگار در جست و جوی ابزاری برآمده است که اوقات فراغت او را با غفلت و فراموشی پر کنند . او از ذکر ، یعنی هر آنچه او را به یاد حقیقت و مرگ و عالم غیب و عاقبت و معاد بیندازد می‌گریزد و بنابراین ، توقع دارد آنچه که در اوقات فراغت به او عرضه می‌شود این خواسته را به طور کامل برآورده سازد . بنده در ضمن تحقیقی که در ژاپن امروز انجام می‌دادم ، به این واقعیت تلخ برخوردم که مردان ژاپنی – و حتی زنان در مقیاسی بسیار کوچک‌تر – بعد از اتمام کار روزانه نخست به میخانه می‌روند . و این تازه در جامعه‌ای است که مردم سرد مزاج هستند و میزان تمایل جنسی در میان آنان بسیار نازل است ، تا آنجا که دولت ژاپن را نگران کرده و به برنامه‌ریزیهای خاص برای دامن زدن به آتش اشتیاق جنسی واداشته است ، چه برسد به جوامع غربی که سرطان فساد تا مغز استخوانشان را بیمار کرده است .


با این ترتیب ، روشن است که سینما و تلویزیون و ویدئو که عمده‌ترین وظیفه‌شان ایجاد تفنن و پرکردن اوقات فراغت برای آدم‌هایی است که از کار اجباری روزانه خلاصی یافته و فرصت لذت طلبی پیدا کرده‌اند ، نمی‌توانند از تن سپردن به این خواسته‌ای که وجود آنان را اقتضا و ایجاب کرده است سرباز زنند .


ج . پس ماهیت این اشیا و ابزار در سیر تحول تاریخی جوامع بشری در مغرب زمین تعین یافته است ( توجه به ماهیت) و نمی‌توان نمود ظاهری این اشیا را آن سان که عقل متعارف – که خود با اعتبارات و منطق همین روزگار می‌اندیشد – در می‌یابد ، بدل از حقیقت آنان گرفت و نسبت این اشیا را با اصل تمدن غرب و غایاتی که به ایجاد این مصنوعات منتهی شده است انکار کرد . سینما و تلویزیون و ویدئو از جمله ابزاری هستند که بشر را به غفلت و فراموشی فرا می‌خوانند و او را از حقیقت وجودش دور می‌کنند و بنابراین ، اگر در اختراع دوربین عکاسی و بعد دوربین فیلمبرداری نتوان صراحتاً این غایات را استنباط کرد ، در چگونگی استفاده از این ابزار در طول تاریخ سینما ، تلویزیون و ویدئو به خوبی می‌توان این حقیقت را پیدا کرد .


د . ارتباطات اجتماعی لازمه ی حیات بشری است و بنابراین ، استفاده از ابزار تکنولوژیک در حیطه ی ارتباطات امری کاملاً متوقع است ، اما نباید پنداشت که ارتباطات اجتماعی این ابزار را ایجاد کرده است . با پیدایش عکس و تصویر متحرک که با گسترش ایجابی تکنولوژی پدید آمده‌اند ، بشر قابلیت این پدیدار را در جهت بیان کشف کرده و از آن در خدمت ایجاد ارتباط سود برده است . زبان تصویر در طول حیات تاریخی خویش رفته‌رفته دستور مشخصی یافته است و این دستور زبان در خلاقیت هنرمند و ادراک مخاطب مشترک است .


ه . تلقی ابزار را از محصولات تکنولوژیک خطاست ، چرا که این تصور و تصدیق را پیش می‌آورد که هر گونه بخواهند امکان استفاده از این اشیا وجود دارد ، حال آنکه چنین نیست ؛ هر چیزی را تنها در حدود ماهیت آن می‌توان مورد استفاده قرار داد و خواه ناخواه هیچ شیئی در جهت انکار ماهیت خویش قرار نمی‌گیرد . اتوماسیون – خودکاری – واقعیتی است که احاطه ی اختیار و اراده ی بشر را بر تکنولوژی از بین برده و او را اسیر ماشین اتوماتیک ساخته است . بشر جدید خود از این معنا غافل است و تن به اقتضائاتی سپرده که لازمه ی وجود و گسترش تکنولوژی است .


و . ما در پذیرش این لوازم و محصولات ، بر اختیار خویش عمل نکرده‌ایم و این تمدن ، خواه ناخواه ، فضای زندگی و مناسبات اجتماعی حیات ما را تصمیم گرفته است . نمی‌توان ماهیت این اشیا را انکار کرد و محتوای متافیزیکی – یا فرهنگی – این ابزار را نادیده گرفت . هر شیئی متناسب با علت غایی وجودش و دعوتی که در آن نهفته ، دارای محتوایی فرهنگی است که آن را در اطراف خویش تسری می‌دهد .


خصوصیت بیانی سینما ، تلویزیون و حتی ویدئو به ما این امکان را داده است که حتی‌المقدور تبعات فرهنگی وجود این رسانه‌ها را محدود کنیم و حتی تا آنجا که ماهیت این اشیا اجازه می‌دهد آنها را در خدمت فرهنگ خویش درآوریم . ( این خصوصیت به نخوی دیگر در اینترنت و فضای مجازی نیز پیدا می شود.)


ز. حدود بیانی این رسانه‌ها از یک سو به زبان تصویر باز می‌گردد و از دیگر سو به ماهیت مستقل این پدیدارها و تمایزاتشان از یکدیگر . زبان تصویر حدود خاص خویش را دارد ، اگرچه قابلیت بیانی آن در هر یک از این رسانه‌ها با دیگری متفاوت است . میزان احاطه ی ما بر این رسانه‌ها در عین حال با میزان معرفت ما نسبت به آنها نسبت مستقیم دارد . اگر معرفت ما نسبت به حدود بیانی زبان تصویر با عنایت به خصوصیات هر یک از این رسانه‌ها کامل باشد ، چه بسا که از طریق همین پدیدارها که مولود تمدن غرب هستند بتوان با سلطه ی فرهنگی غرب مبارزه کرد . (مبارزه با غرب از طریق ابزارهای خود آنها) به عبارت دیگر میزان اختیار ما نسبت به این رسانه‌ها با میزان معرفت ما نسبت به ماهیت و حدود بیانی این پدیدارها رابطه‌ای مستقیم و غیر قابل انکار دارد .


ح . ساختار دراماتیک داستان‌هایی که در سینما به تصویر کشیده می‌شوند چنین اقتضا دارد که حیطه ی عمل سینما – و به تبع آن ویدئو – به عالم تفصیل اختصاص یابد . عالم تفصیل همان عالم حیات بشری است و بنابراین ، فیلم مظهری است از زندگی – اگرچه مثالی ، پالایش یافته و حتی انتزاعی . پس فیلم می‌تواند در عین آنکه امکان تجربه ی حسی همه ی لذایذ شیطانی و احساسات سخیف را برای تماشاگر خویش فراهم کند ، امکان تجربه ی حسی احساسات پاک و زیبا را نیز برای او فراهم آورد ؛ و البته شکی نیست که سینما به این مطلوب اخیر بسیار دیرتر تن می‌سپارد .


نحوه ی حضور تلویزیون در زندگی بشر این امکان را فراهم آورده است که تلویزیون ، به جز فیلم‌های داستانی ، انواع متعدد دیگری از بیان تصویری را نیز بپذیرد . باید اذعان داشت که مستند سازی را تلویزیون رشد و تکامل بخشیده است و همین طور ژانرهای دیگری همچون فیلمهای مستند داستانی و گزارش‌های تصویری که می‌توانند با غایات مختلفی از جمله پروپاگاندا ساخته شوند و … نحوه ی حضور تلویزیون در زندگی بشر به گونه‌ای است که در مقایسه با ویدئو و سینما اختیار انسان بیش‌تر محدود می‌شود . حکومت‌های جدید اولین جایی را که تسخیر می‌کنند تلویزیون است ، اگرچه در جهت صدور اعتقاد به بیرون از مرزهای جغرافیایی ، سینما و ویدئو ابزارهای کارآمدتری هستند .


نهاد اجتماعی سینما طوری تشکیل یافته است که افراد برای تماشای فیلم ناچار هستند که خانه‌شان را ترک کنند و به سالن‌های سینما بروند ، اما ویدئو از این لحاظ بسیار سهل‌تر از سینماست ، هرچند تماشای فیلم بر پرده ی بزرگ هرگز قابل قیاس با تماشای فیلم بر پرده ی کوچک تلویزیون‌ها و مانیتورها نیست . بیش‌تر فیلم‌هایی که در ایران ساخته می‌شوند فیلم‌هایی هستند که با نمایش در تلویزیون نیز خصوصیات ذاتی خویش را از کف نمی‌دهند ، حال آنکه فی‌المثل فیلمی چون 2001 : یک اودیسه ی فضایی هرگز قابل نمایش در تلویزیون نیست ، چرا که در این نمایش بسیاری از خصوصیات اصلی فیلم از بین می‌رود .


از این میان ، ویدئو مناسب‌ترین ظرف برای پرورش باکتری های فحشاست ، چرا که نیاز به فضای عمومی برای نمایش ندارد و به راحتی از بازرسی‌های مرزی فرار می‌کند و به این ترتیب ، نمی‌تواند ابزار پروپاگاندا در جهت منافع درون مرزی حکومتی خاص واقع شود و همان طور که گفتم ، حتی بالعکس ، ویدئو توانسته است به نهضت‌های انقلابی و مخالفان سیاسی دولت‌ها و حکومت‌ها نیز مدد برساند . ( تأثیرات فضای مجازی و به خصوص شبکه های اجتماعی را در انقلاب های منطقه به یاد بیاورید.) عنوان رسانه ی یاغی برای این پدیدار عنوانی مناسب است ، چرا که تن به مرزها و حدود نمی‌دهد و اگر غرب توانسته است از ویدئو در خدمت منافع خویش سود جوید به آن علت است که منافع غرب همسوی اشاعه ی فحشا و هبوط اخلاقی جوامع بشری است .


برچسب ها: ویدئو ، شهید آوینی ، رستاخیز جان ،

دنبالک ها: بخش اول همین مقاله ، بخش دوم همین مقاله ،

- نظر شما درباره ی تهاجم فرهنگی چیست و مسئله ی ویدئو را چگونه با این امر مربوط می‌دانید ؟


هجوم فرهنگی غرب به فرهنگ‌های دیگر ، و علی‌الخصوص به فرهنگ دین داری ، امر تازه‌ای نیست و در همین کشور ما نزدیک به صد سال و بیش تر سابقه ی تاریخی دارد ، اما آنچه که باعث شد تا این تعبیر این روزها بر سر زبان‌ها بیفتد آن است که دوران مبارزه ی نظامی ما با غرب با قبول قطعنامه ی 598 پایان گرفته و صبغه ی فرهنگی این مبارزه جلوه ی بیش‌تری یافته است .


از اوایل قرن شانزدهم که نخست کورتز (فرمانده ی اسپانیایی مأمور حمله به مکزیک که زمینه ی نابودی تمدن آزتک را فراهم کرد.) و بعد پیزار (فرمانده ی اسپانیایی مأمور حمله به پرو که زمینه ی فروپاشی تمدن اینکا را مهیا کرد) بی رحم و خیانتکار با اردوکشی‌های ناجوانمردانه به آمریکا تمدن آزتک‌ها و اینکاها را نابود کردند ، سیر تحول تاریخی کره ی زمین برای رسیدن به دنیای جدید آغاز می‌شود ، دنیایی که در آن آمریکا بر امپراتوری واحدی به وسعت همه ی کره ی زمین حکم می‌راند . در این امپراتوری جهانی هیچ تنابنده‌ای نمی‌تواند جز بر آن شیوه ی زندگی که دنیای جدید اقتضا دارد زندگی کند . اردوکشی نظامی غرب به آمریکای قدیم و بعد هم به سراسر جهان ، در واقع امر یک هجوم فرهنگی است .


موجودیت علمی ، صنعتی ، سیاسی و فرهنگی غرب از یکدیگر جدا نیست . فرهنگی که ملازم با تکنولوژی در سراسر جهان اشاعه یافته همان فرهنگی است که غرب می‌خواهد و بنابراین ، آمریکا برای حاکمیت جهانی خویش تنها در مواردی به هجوم نظامی دست می‌یازد که حاکمیت فعلی خود را از لحاظ سیاسی در خطر ببیند و اگر نه ، در وضع کنونی جهان ، همه ی حکومت‌ها – هر چند انقلابی – هنگام رویکرد به توسعه ی اقتصادی و صنعتی ناگزیر از آن هستند که سر تعظیم در برابر آمریکا فرود آورند . معیار ارزش همه ی پول ها در سراسر جهان دلار است و حاکمیت اقتصادی دولت‌ها با میزان ذخیره ی ارزی آنها که بر مبنای دلار سنجیده می‌شود نسبت مستقیم دارد . نمونه ی ایران اسلامی نمونه ی بسیار خوبی است برای آنکه وضعیت انقلاب‌ها را بعد از پیروزی ، در آن هنگام که حرکت انقلاب ناگزیر است که به صورت یک نهاد کنگره در آید ، دریابیم . ما اکنون ناگریز از روی آوردن به توسعه ی تکنولوژی هستیم و به این ترتیب ، ناگزیر هستیم که در برابر معادلات اقتصادی امپراتوری جهانی آمریکا خاضع شویم ، چرا که معیار موفقیت ما در توسعه ی اقتصادی با میزان ذخیره ی دلاری ما محاسبه می‌شود . روی آوردن به اقتصاد آزاد به مفهوم کنونی آن یعنی روی آوردن به لیبرالیسم که پیش از آنکه یک مفهوم اقتصادی باشد یک مفهوم فرهنگی است ؛ و از آنجا که مردم ما نمی‌توانند به تبعات و لوازم فرهنگی لیبرالیسم گردن بگذارند ، خواه ناخواه و به زودی زود ، کشور ما مواجه با یک تعارض بسیار عمیق فرهنگی خواهد شد که از هم امروز آثار آن را می‌توان دریافت . (و حالا دیگر می توانیم اثرات آن را به طور کامل مشاهده کنیم.)


تهاجم فرهنگی غرب لازمه ی حاکمیت اقتصادی آمریکا بر سراسر جهان است ، چرا که حاکمیت اقتصادی و فرهنگی غرب در اصل ماهیت خویش امر واحدی است که به دو صورت تحقق یافته است . انتزاع این دو مفهوم از یکدیگر – حاکمیت اقتصادی و فرهنگی – یک امر ذهنی است و در عالم واقع نمی‌توان میان این دو قائل به انفکاک شد .


این که می‌گویم ، حکمی است که عمومیت دارد ، حال آنکه پیروزی ما همواره از راه‌هایی استثنایی است . اگر ما بتوانیم از این مهلکه‌ای که در آن پا نهاده‌ایم به سلامت بیرون آییم ، یک بار دیگر معجزه‌ای چون اصل پیروزی انقلاب اسلامی اتفاق افتاده است . (نمی دانم تا چه حد مربوط می شود ؟ اما یاد تعبیر مقام معظم رهبری افتادم که جایی فرموده بودند حوزه فضای مجازی به اندازه‌ی انقلاب اسلامی اهمیت دارد. +)


فرهنگ توسعه ی اقتصادی با فرهنگ دینداری معارض است و این امری است که اکنون روز به روز بیش از پیش در کشور ما وضوح می‌یابد . توسعه ی اقتصادی نیازمند به فرهنگ لیبرالیسم است و بنابراین ، خواه ناخواه ادامه ی این وضع جامعه ی ما را به یک تعارض درونی فرهنگی دچار خواهد کرد . تهاجم فرهنگی از یک سو تعبیری است که اشاره به این تعارض فرهنگی دارد و از دیگر سو، همان طور که عرض شد ، به تغییر خاص استراتژی غرب در مقابله با تفکر انقلاب اسلامی بعد از قبول قطعنامه ی 598 و پایان جنگ تحمیلی اطلاق می‌شود و این یک واقعیت غیر قابل انکار است که مع‌الوصف از جانب بسیاری از دوستان ظاهری انقلاب ادراک نمی‌شود . ( فکر کنید که در ایامی متمادی چه آن زمان و چه بعدتر ، مدیریت فرهنگی این کشور در دست این دوستان ظاهری انقلاب بوده که به جای اعتقاد به تهاجم فرهنگی به تبادل فرهنگی اعتقاد داشته اند.)


آنان که این هجوم فرهنگی را با تبادل فرهنگی اشتباه گرفته‌اند ، هر چند خودشان بر این حقیقت که می‌گویم آگاه نباشند ، انقلاب اسلامی را با یک صورت وهمی از انقلاب که در ذهن خویش ساخته‌اند اشتباه گرفته‌اند و چون میان فرهنگ غرب با آن صورت وهمی از انقلاب که در مخیله ی خویش دارند تعارضی نمی‌بینند ، می‌انگارند که هجومی صورت نگرفته است .


انقلاب اسلامی رستاخیز تاریخی انسان است بعد از قرن‌ها هبوط . انقلاب اسلامی یک توبه ی تاریخی است و بنابراین ، غایات آن هرگز اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی نیست ؛ انقلاب اسلامی یک انقلاب فرهنگی است در جهانی که به صورت یک دهکده ی جهانی با یک فرهنگ واحد درآمده است : فرهنگ غرب . یعنی فرهنگ غربت انسان از حقیقت .


بعد از پیروزی انقلاب به ناچار تلویزیون صورتی متناسب با وضع جدید پیدا کرد ، بدون آنکه در باطن چندان تحولی در آن صورت بگیرد . اما همین تغییر که بیش تر صبغه‌ای سیاسی داشته است ، رویکرد جمعیتی از مردم را به شبکه ی ویدئویی تسریع کرد . بدون تردید ، حتی اگر انقلاب اسلامی نیز در ایران پیروز نمی‌شد رسانه ی ویدئو ایران را تسخیر می‌کرد ، چنان که پاکستان و افغانستان و ترکیه و عراق و سوریه و … نیز اکنون مسخر ویدئو هستند و همان طور که گفتم ، این یک اقتضای تاریخی است که با ظهور انقلاب اسلامی در جهان امروز شدت ، سرعت و وسعت بیش‌تری گرفته است و این امر تنها به ایران باز نمی‌گردد . در دوران توبه و یا رستاخیز تاریخی انسان ، خواه ناخواه تلاش غرب برای حفظ وضع موجود و تثبیت سیطره ی فرهنگی خویش ، همچون محتضری که در آخرین لحظات برای فرار از دست مرگ جان بیش‌تری می‌کند ، شدت بیش‌تری گرفته است .


- پیشنهاد شما برای مواجهه با این پدیده چیست ؟ نقش صدا و سیما را در جلوگیری و کاهش ضررهای فرهنگی ویدئو چگونه ارزیابی می‌کنید و به نظر شما این سازمان و سایر رسانه‌های جمعی در این زمینه چه مسئولیتی بر عهده دارند ؟


عمل رسانه‌های جمعی و یا دستگاه‌های رسمی فرهنگی و هنری ما در برابر غرب حکایت از نحوی انفعال سرطان دار و لاعلاج دارد که با این سخن‌ها و به این راحتی‌ها درمان نمی‌شود . تنها تلویزیون بیمار نیست ، سینمای بعد از انقلاب نیز بیمار است .منتها این دو از یک بیماری واحد رنج نمی‌برند . وجه مشترک تلویزیون و سینمای پس از انقلاب در آنجاست که هیچ کدام غرب را دشمن فرهنگی خویش نمی‌دانند و علت این امر را نیز باید در آنجا جست و جو کرد که از یک سو اصلاً غرب را نمی‌شناسند و از سوی دیگر اصلاً انگیزه‌ای برای مبارزه ندارند . (دردی که هنوز هم التیام نیافته است.)


سینمای پس از انقلاب معیار رشد را برنده شدن در جشنواره‌های اروپا می‌داند و در ارزیابی فیلم‌ها ، برای منتقدین خارجی صلاحیت بیش‌تری قائل است . تلویزیون نیز گرفتار سیاست زدگی است و از لحاظ هنری همان مرضی را دارد که فیلمفارسی قبل از انقلاب به آن مبتلا بود . سینما که اصلاً برای هنر شأنیتی مخالف با تبلیغ قائل است و تلویزیون نیز در مسیر تبلیغ ، از هنر دور افتاده و به پیام ظاهری اکتفا کرده است . (!!!)


وضع ما در خارج از کشور اگر از آنچه در داخل کشور می‌بینید بدتر نباشد مسلماً بهتر نیست . خانه‌های فرهنگ ما در خارج از کشور یا به خانه‌های اموات شبیه‌ترند و یا همراه با سیطره ی جهانی فرهنگ غرب روی به فعالیت هایی در خدمت حفظ و استمرار وضع موجود آورده‌اند .


فرهنگ سینما رفتن نیز در جامعه ی ما وجود ندارد و آنچه اجازه نداده است تا این فرهنگ ایجاد شود آن است که فیلم‌ها از یک سو جاذبیت کافی ندارند و از سوی دیگر با واقعیت‌های زندگی مردم و حقایق تاریخی بیگانه‌اند . سینمای پس از انقلاب نه تنها از کنار انقلاب گذشته است بی‌آنکه با آن رابطه‌ای بگیرد ، غالباً از تکنیک جذابی نیز برخوردار نیست تا مردم را به جانب خود بکشاند . تعبیراتی که برای سینمای پس از انقلاب جعل کرده‌اند خود حکایت از همین کج اندیشی و دوری از واقعیت دارد : سینمای متفکر ، سینمای هنری ، سینمایی با جذابیت درونی و … فرصت آنکه من تمام این تعابیر را تفسیر کنم وجود ندارد و بنابراین ، فقط سینمایی با جذابیت درونی را مختصراً معنا می‌کنم و در می‌گذرم . سینمایی با جذابیت درونی یعنی آنکه فیلم‌ها با تماشاچی کاری ندارند و او را رها کرده‌اند ؛ اگر تماشاچی به خودی خود توانست با مضمون فیلم رابطه‌بگیرد ، می‌ماند و اگر نه ، سینما را ترک می‌کند .


این سیاستگذاری به آنجا منتهی می‌شود که سینما ، گرفتار یک بحران اقتصادی بسیار جدی ، هرگز نتواند روی پاهای خود بایستد ، چه برسد به آنکه مردم را از پای ویدئوها بلند کند – هر چند سینما ، به مفهوم مطلق ، از عهده ی این کار بر می‌آید . تماشای فیلم روی پرده ی تلویزیون ، آن هم از طریق ویدئوهایی که غالباً سیستم بتامکس دارند و نوارها ، گذشته از ریختگی و بی‌رنگی ، اصلاً از وضوح و روشنی کافی برخوردار نیستند چندان لذتی ندارد ، مگر آنکه تماشاگران به آن علت روی به ویدئو بیاورند که بخواهند نوارهای پورنو و غیر مجاز تماشا کنند . اما مگر افراد و یا خانواده‌هایی چنین ، چه تعدادی هستند ؟ تماشای فیلم در سینما لذت دیگری دارد و ما هیچ علتی برای آنکه مردم را از این لذت مجاز ممانعت کنیم در دست نداریم .


تردیدی نیست که فرهنگ تصویری در این روزگار فرهنگ غفلت است ، اما این خصوصیت در حقیقت به تمدن غرب و همه ی لوازم و تبعات آن باز می‌گردد نه به سینما یا ویدئو و یا ماهواره . گذشته از آنکه ، همان طور که عرض کردم ، حکم این ثمرات وقتی که از اصل شجره ی خویش جدا می‌شوند ، در عمل – و نه در نظر – چیز دیگری است . حیطه ی نظر و عمل از هم جداست و هر یک حکمی جداگانه دارد ، اگر چه در واقع امر ، نظر و عمل در عین جدایی از یکدیگر حقیقت واحدی دارند .


برای مواجهه با این پدیدار هرگز نباید اصل را بر ممانعت گذاشت ، چرا که اصلاً وجود این لوازم و گسترش آنها در سراسر دنیا امری است به مقتضای تاریخ و خارج از اختیار . (اختیار مفهومی مقید دارد و مفهومی مطلق، که در این جا به معنای مقید خویش استعمال شده است.) ممانعت از ویدئو ، خواستاران آن را حریص‌تر و ما را آسیب پذیرتر خواهد کرد . چرا باید کار را به گونه‌ای سامان داد که تماشاگران ویدئو ناچار باشند برای تماشای فیلم‌های مجاز نیز روی به زندگی قاچاق بیاورند ( که این از اصل وجود ویدئو خطرناک‌تر است ) ؟


… و اما بهترین راه – که البته بنده در وضع کنونی باور نمی‌کنم که از عهده ی نهادهای فرهنگی و هنری ما برآید – آن است که تلویزیون با پرهیز از شیوه ی تبلیغ کنونی‌اش که به انقطاع کامل شعارها از شعور باطنی منجر خواهد شد . جذاب‌تر و فعال‌تر شود(ظریفی می گفت: هر سریالی که تلویزیون نشان دهد مردم ویدئوها را خاموش می کنند و این واقعیتی است، اگر چه خاموش کردن ویدئوها به تنهایی کفایت نمی کند.) و حتی کانال‌های دیگری در رقابت با دو شبکه ی فعلی تأسیس شوند . (خواننده ی محترم کتاب توجه دارد که این گفت و گو در سال 1371 انجام گرفته و در آن زمان تنها شبکه های یک و دو تأسیس شده بودند.) سینمای ایران نیز غایت خویش را به جای برنده شدن در جشنواره‌های اروپایی ، رسوخ در قلب مردم بگیرد و تلاش کند با نزدیک شدن به واقعیات ، حضور خویش را در حیطه ی حیات مردم عمیق‌تر و وسیع‌تر کند و از جلوه‌فروشی‌های انتلکتوئل مآبانه بپرهیزد و شرایطی فراهم آورد که نهال‌های تازه سر برآورند و فیلمسازی را به یک تلاش جدی و فراگیر فرهنگی که می‌تواند در این توبه ی تاریخ و رستاخیز معنوی انسان شریک شود ، تبدیل کنند .



برچسب ها: ویدئو ، شهید آوینی ، رستاخیز جان ،

دنبالک ها: بخش اول همین مقاله ، بخش سوم همین مقاله ،

شهید آوینی گفت و گویی دارد با نشریه ی فارابی در زمستان 1371 تحت عنوان "ویدئو در برابر رستاخیز تاریخی انسان" که در آن به بحث ورود ویدیو به کشور به عنوان پدیده ای فرهنگی می پردازد.

گرچه شاید گمان شود که در زمان حاضر این مسئله دیگر موضوعیتی نداشته باشد اما شیوه نگرش شهید آوینی به این موضوع به گونه ای است که برای بسیاری از پدیده های مشابه آن قابل تعمیم است به طوری که در جای جای این متن می توان به جای «ویدئو» ، «اینترنت» یا «فضای مجازی» را جایگزین نمود.

تصمیم داشتم این گفت و گو را به صورت مقاله ای کوتاه خلاصه کنم اما شیوایی و عمق مطالب سید مرتضی آوینی این اجازه را به من نمی داد که جایی از مطالب وی را حذف کنم. به همین خاطر تصمیم گرفتم متن کامل این گفت و گو را همراه با حاشیه هایی که شامل نکاتی است که در ارتباط با این مقاله به ذهنم می رسد ، بیاورم.

ویدئو در برابر رستاخیز تاریخی انسان


- به نظر شما ورود و گسترش ویدئو در ایران تحت تأثیر چه عواملی بوده است ؟


تردیدی نیست که ما نمی‌توانستیم از ورود ویدئو به کشورمان جلوگیری کنیم ، چنان که نتوانسته‌ایم مانع ورود هیچ یک از محصولات تکنولوژی غرب بشویم ؛ و راستش من تردید دارم که اگر هم می‌توانستیم ، آیا چنین عملی درست می‌بود یا نه .


سؤال شما سؤال خوبی نیست ، چرا که در جست و جوی عوامل ورود ویدئو به کشور هستید ، حال آنکه این امر یک ضرورت تاریخی است و زندگی در این عصر ، خواه ناخواه چنین موجبیتی را به همراه دارد که ما نه تنها ویدئو ، بلکه به زودی زود ماهواره را نیز بپذیریم … و چه باک ؟! کسی می‌ترسد که ضعیف‌تر است و ما که پا در میدان مبارزه با غرب نهاده‌ایم باید خودمان را برای چنین روزی نیز آماده کنیم . (و این یعنی باید روح مبارزه در لحظه لحظه زندگی ما جاری باشد.) ما باید از دشمن تصوری درست و مطابق با واقع امر داشته باشیم ، اگر نه ، شکست خواهیم خورد . کسی که خود را برای رو در رویی با پلنگ آماده کرده باشد ، از گربه نخواهد هراسید ؛ کسی از گربه می‌ترسد که دشمن را موشی حقیر انگاشته باشد .


از اول آغاز کنیم و صورت مسئله را درست بررسی کنیم : چه کسی می تواند اثبات کند که ضرر ویدئو از کامپیوتر بیش‌تر است ؟ هیچ کس . مشکل اینجاست که ما فقط با معیار اخلاق ظاهری به محصولات تمدن تکنولوژیک غرب می‌نگریم نه با معیار حکمت و حقیقت دین . (نتیجه ی این نوع نگرش می شود سطحی نگری و سخت گیری های بی مورد ، فکر کنم به اندازه کافی نمونه های آن در اطرافمان موجود باشد) روزگار ما روزگار اسارت در چنگ ابزاری است که هویت فرهنگی دارند . محصولات تمدن غرب همگی ، کم و بیش ، صورت‌هایی مجسم از فرهنگ غرب هستند و آنچه مارشال مک لوهان در این باره می‌گوید درست است . به اعتقاد من اگر با چشم حکمت به محصولات تکنولوژیک بنگریم ، کامپیوتر را بسیار خطرناک‌تر از ویدئو خواهیم یافت . (توجه داشته باشید که این صحبت ها مربوط به چه سالی است.) کامپیوتر «بَعل ذَبوب» است : بت بزرگ . و ما اگر چه درست نیست که مطلقاً مانع ورود محصولات تکنولوژیک به کشورمان بشویم ، اما اگر قرار شد که میان کامپیوتر و ویدئو یکی را انتخاب کنیم و مطلقاً اجازه ی ورود ندهیم ، بدون تردید باید جلوی کامپیوتر را بگیریم .


کامپیوتر اگر چه به نظر می‌آید کارها را راحت‌تر می‌کند ، اما این کار را به بهای بسیار سنگینی انجام می‌دهد . کامپیوتر برای آنکه بتواند کارها را راحت‌تر کند از یک سوی باید همه ی سیستمی را که لازمه ی وجود و عمل اوست به همراه بیاورد . کامپیوتر را نمی‌توان از سیستم کامپیوتری جدا کرد و سیستم کامپیوتری یعنی همه ی غرب . کامپیوتر فقط در سیستمی که خودش طراحی و ایجاد کرده است می‌تواند کار کند و به این ترتیب ، با ورود کامپیوتر تمامی سیستم قبلی می‌بایست که خود را متناسب با کامپیوتر تغییر دهد . و از سوی دیگر ، حیطه ی عمل کامپیوتر دنیای کمیت عددی است و بنابراین ، شما باید همه ی امور معنوی و کیفیات را به زبان کمیت عددی تبدیل کنید تا کامپیوتر فرهنگتان را از شما نگیرد و یا اگر از عهده ی این کار برنمی‌آیید باید قید فرهنگتان را بزنید . و مگر امور معنوی و کیفیات قابل تبدیل به کمیت عددی هستند ؟


من به ولایت مطلق تکنیک معتقد نیستم . ولایت تکنیک یک حقیقت است ، اما مقید نه مطلق . و من به همین است که امید بسته‌ام . همان طور که نتوانسته‌ایم از ورود کامپیوتر جلوگیری کنیم . از ورود ویدئو هم نخواهیم توانست ، اگرچه نظارت بر ورود هر دوی این محصولات تکنولوژیک لازم است . (نظارت لازم است) هر چیزی که ما را در حد کامپیوتر مقید کند به همان میزان تقیدی که به همراه دارد خطرناک است ، اما ما در جهانی زندگی می‌کنیم که در آن مرزها در حال فرو ریختن‌اند . در عصری به سر می‌بریم که محصولات تکنولوژیک لازمه ی حیات بشری هستند و بنابراین ، اصلاً نباید در باره ی ورود یا عدم ورود ویدئو به کشور اندیشید ؛ چه ما بخواهیم و چه نخواهیم این کار انجام شده است . اکنون باید در این باره که چگونه ویدئو را مسخر خویش کنیم بیندیشیم و البته این کار جز با وصول به معرفت نسبت به ماهیت ویدئو و غلبه ی روحی بر حقیقت آن ممکن نیست . ( چقدر اینجا عبارت "اینترنت و فضای مجازی" به جای ویدئو خوب می نشیند.)


پرسش از چگونگی گسترش ویدئو و یا مجاری ورود گسترده ی آن به کشور البته پرسش دیگری است که باید جواب گفته شود . تا آنجا که حقیر می‌دانم این کار نادانسته از طریق نهادهایی که مولود انقلاب هستند انجام گرفته است ، نهادهایی که بعضاً تأثیرات فرهنگی ویدئو بیش‌تر خود آنها را متضرر کرده است تا دیگران ، چرا که مسلماً تأثیرات فرهنگی ویدئو مجامع دینی و اخلاقی را بیش‌تر متضرر خواهد کرد . من تصور می‌کنم که خود ما این مار را در آستین پرورده‌ایم و البته وجود مار هم لازم است و اگر نبود ، خداوند شیطان را نمی‌آفرید . بعضی از نهادهای انقلاب ، نادانسته و با مطامع دیگر ، مجرای ورود ویدئو به کشور قرار گرفته‌اند ، اگرچه فیلم‌ها را قاچاقچیان فرهنگی وارد می‌کنند و یا در همین داخل کشور تولید و توزیع می‌کنند – که البته این مورد اخیر بسیار قلیل است .


- آیا شیوه‌های استفاده از ویدئو در کشور ما شیوه‌هایی بجا و درست است و اگر نه ، علت را در کجا جست و جو می‌کنید ؟


نه ! شیوه‌های استفاده از ویدئو در کشور ما درست نیست ، و مگر در کجای دنیا درست است که در اینجا باشد ؟ به گفته ی خودشان ویدئو یک رسانه یاغی است و حتی در ممالک غربی نیز حاکمیت و سیطره ی سیاسی امپراتوران دنیای جدید را به خطر انداخته ، ( حالا فکر کنید کدام یاغی تر است؟ ویدئو یا فضای مجازی ) در عین آنکه در وهله ی نخست همین ویدئو آنان را در برقراری سیطره ی سیاسی بر جهان یاری داده است . مخالفان حکومت‌ها همواره از ویدئو در خدمت غایات خویش سود جسته‌اند . من در باکو ، در منزل یکی از سران حزب‌الله ، نوارهای ویدئویی تشییع پیکر حضرت امام ( قدس سره ) ، خطبه‌های خطبای جمعه و مبلغان مذهبی ، فیلم‌های مربوط به انقلاب اسلامی در مراحل متعدد مبارزه و پیروزی … و بالاخره فیلم‌هایی از قیام مردم باکو در ژانویه 1990 و سرکوب آنان به وسیله ارتش شوروی را دیدم . در طول مدتی که صاحبخانه نوارها را به ما نشان می‌داد ، پسر هفت هشت ساله ی او ، با ایما و اشاره و حتی اعمال فشارهای بچگانه ، از پدرش چیزی می‌خواست که ما نمی‌دانستیم و در نمی‌یافتیم . و بالاخره معلوممان شد که اصرارهای شگفت‌آور آن بچه به خاطر چیست : فیلمی از سه کودک چینی قهرمان جودو که ماجراهایی چون بروس لی را از سر می‌گذراندند و از همه ی آن ها پیروز بیرون می‌آمدند . پدر تسلیم شد و ناگزیر گردن به خواهش فرزند گذاشت و ما او را در حالی رها کردیم که محو تماشای قهرمانی‌های آن سه پسر بچه بود .


یافتن شیوه‌های درست استفاده از ویدئو به اینجا باز می‌گردد که ما ماهیت این رسانه را بشناسیم که شاید اکنون فرصت بحث درباره ی آن نباشد ، اما نقداً ما باید پیدا کنیم که در باب این رسانه ی یاغی چگونه باید اندیشید .


بحث بر سر حسن و قبح ذاتی و ماهوی این رسانه بسیار لازم است ، اما در مقام عمل نمی‌توان به حکم‌های مطلق گرایانه‌ای که محصول چنین بحثی هستند گردن نهاد . مهم این است که ما با چیزی رو به رو نیستیم که خودمان آن را اختیار کرده باشیم . ویدئو را ما خودمان اختراع نکرده‌ایم و در وضعی نیز قرار نداریم که بتوانیم دیواری آهنین به گرد خود بکشیم ، گذشته از آنکه تجربه ی دیوارهای آهنین چین و شوروی تجربه‌های موفقی نبوده‌اند که هیچ ، مردم را نسبت به سراب جهان غرب آن‌قدر حریص کردند که با افتتاح یک پیتزا فروشی در میدان سرخ مسکو همه چیز فرو ریخت .


بنابراین ، به موازات بحث در ماهیت این رسانه ، ضروری است که راه‌های مقابله با تأثیرات مشئوم فرهنگی آن را بیابیم . قاچاق نوار خواه ناخواه روی خواهد داد . نوار ویدئو شیء کوچکی است و هیچ سیستم نظارتی نمی توان یافت که سوراخی حتی به اندازه ی یک نوار نداشته باشد . و از این گذشته ، تأثیرات فرهنگی اعمال چنین سیستمی که خواه ناخواه همراه با ارعاب و تهدید و خشونت خواهد بود از همه چیز بدتر است . در جهانی که معیار آزادی را اعلامیه حقوق بشر تعیین می‌کند ، اعمال زور و شیوه‌های پلیسی جز حریص کردن بسیاری از کسانی که هنوز برای فرار به غرب تصمیم نگرفته‌اند فایده دیگری نخواهد داشت . انسان را نمی‌توان با تازیانه به راه حق کشید ؛ راه حق راهی است که اگر با اختیار انتخاب نشود بی‌فایده است .


باید با مفهوم آزادی در غرب جنگید و در کنار آن ، به مثابه یک ضرورت آنی ، راه‌هایی اختیار کرد که بیماری قاچاق نوار ویدئو تا حدی درمان شود . بهترین راه آن است که امکان تهیه نوارهای ویدئویی سالم از کلوب‌های آزاد فراهم شود ؛ راهی که اکنون در بعضی از مجامع ، از جمله در نیروی مقاومت بسیج ، در پیش گرفته‌اند . (ارائه راهکار عملی) تأسیس کلوب‌هایی که بتوانند نوارهای سالم را آزادانه در اختیار طالبان آنها قرار دهند بسیاری از بیماری هایی را که در محیط قاچاق پرورش می‌یابند درمان خواهد کرد . چگونه می‌توان همه ی کسانی را که کیف‌های سامسونیت به دست دارند دستگیر کرد ؟ توزیع کنندگان نوار ویدئو به شیوه‌هایی دست می‌یابند که امکان لو رفتن آن تا حد صفر پایین می‌آید . شماره ی تلفنی را که از طریق یک دوست مطمئن در اختیار شما قرار داده‌اند می‌گیرید و با گفتن اسم رمز (!) تقاضای نوار می‌کنید . نیم ساعت بعد جوانی بسیار معمولی نظیر ویزیتورها با یک کیف سامسونیت به خانه ی شما می‌آید و نوار را در اختیار شما می‌گذارد . ممکن است شیوه‌های جدیدتری پیدا شده باشد که من بی‌خبر باشم .تماشای فیلم قاچاق ، هر چند فیلمی معمولی باشد ، با لذتی غیر مشروع و غیر قانونی همراه است که طالبان نوار ویدئو را بیمار می‌کند . چرا نباید برای این کار راه‌های قانونی پیدا کرد ؟ قانون باید در عین آنکه جهات حرکت اجتماعی را تصحیح می‌کند ، بتواند به مقتضیات زمان و مکان نیز به نحوی پاسخ گوید که هیچ گاه سلوک بشر به سوی غایات موعود خویش به بن بست نرسد .

( این مطلب را مقایسه کنید با فیلترینگ سختگیرانه سایت های اینترنتی که افراد را مجبور می کند برای کارهای روزمره و عادی یا برای تفریحاتی که شاید در بسیاری موارد جنبه ی منفی هم ندارد از فیلترشکن استفاده کنند و آیا الآن با این کار تعداد زیادی از مشتریان اینترنت را به این وسیله بیمار نکرده ایم ؟)


- زیان‌های اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی نوار ویدئو را چه می‌دانید ؟


ویدئو همانند بسیاری دیگر از محصولات تمدن غرب به هیچ یک از نیازهای ذاتی بشر جواب نمی‌گوید . یعنی اگر ویدئو اختراع نمی‌شد ، خلأ وجود آن نیز محسوس نبود . بشر نیاز ذاتی به ویدئو ندارد ، مشروط بر آنکه شرایطی که نیاز به ویدئو را ایجاد می‌کنند نیز موجود نباشد .


و اما پرسش شما دارای یک روح منفعل است . شما شبیه به کسی سخن می‌گویید که ترسیده است و هیچ راهی نیز برای نجات خویش نمی‌شناسد و تنها روزنه ی امیدی که یافته این است که چشم‌هایش را ببندد . شما تنها سخن از مضرات و خطرات ویدئو می‌گویید و پرسش شما اصلاً حاوی این احتمال نیست که امکان مبارزه با این پدیدار موجود باشد . شما ویدئو را خیلی بیش‌تر از آنچه هست بزرگ کرده‌اید و این خود نحوی مرعوبیت است . ( کاری که ما با بسیاری از پدیده هایی مثل فیس بوک و ... انجام می دهیم.)


پیش از جواب دادن به پرسش ، لازم می‌دانم این نکته را ذکر کنم که اگر ما خود را در برابر ویدئو – و یا هر پدیدار دیگری – مواجه با بن بست بیابیم ، این ما هستیم که مقصریم نه ویدئو و نه غرب . اگر ما در مواجهه با غرب طوری عمل کنیم که به بن بست برسیم ، در هر حال این ما هستیم که باخته‌ایم و گناه این شکست نیز بر عهده ی خود ماست .


بنده منکر زیان‌ها و خطرات ویدئو نیستم ؛ چه بسیار انسانی‌هایی که خود را به ویدئو فروخته‌اند و روح را در مسلخ اهوای سخیف نفس اماره قربانی کرده‌اند . (ایضاً اینترنت) اما از سوی دیگر ، ما با یک رخداد بزرگ مواجهیم که بیرون از اراده و اختیار ما تحقق یافته است . مگر ما در درون خود نیز با موجودی که ما را به گناه فرو می‌خواند مواجه نیستیم ؟ در برابر دعوت‌های این موجود چه باید کرد ؟ مگر نه اینکه تعالی ما در مبارزه با همین نفسی است که مدام دعوت به شر می‌کند ؟ اگر ما تسلیم دعوت‌های او شویم ، رفته‌رفته به انسانی بدل خواهیم شد که دیگر خیر را از شر تمییز نخواهد داد . اگر پرسش شما متوجه زیان‌های فرهنگی است ، یعنی در پدیداری چون ویدئو به جز شر نمی‌بینید و نظر به تمییز خیر از شر دارید . ( این یعنی همان نگریستن به محصولات تمدن تکنولوژیک غرب با معیار حکمت و حقیقت دین)


باید دانست که ویدئو را منتزع از کل تمدن غرب مورد بررسی قرار دادن کاری است بسیار عبث و دردی نیز از ما دوا نمی‌کند . اگر ویدئو را با این نگاه انتزاعی بنگریم ، چه بسا که از حقیقت وجود آن غافل شویم . محصولات تمدن تکنولوژیک با یکدیگر رابطه ی علّی دارند و هر یک علت یا معلول دیگری است و همان‌طور که گفتم ، همه ی آنها صورت‌های مجسم فرهنگ غرب هستند . بنابراین ، هرگز نمی‌توان هیچ یک از محصولات تکنولوژی را منتزع از دیگران تعریف کرد .


علل و عوامل بسیاری جمع شده‌اند تا ویدئو پدید آمده است و آن علل و عوامل نیز خود معلول‌های عللی دیگر هستند . پس چگونه می‌توان زیان‌های ویدئو را فارغ از علل ایجاد ویدئو بررسی کرد و حکم بر خوبی یا بدی آن کرد ؟ اگر دوربین عکاسی اختراع نمی‌شد ، سینما به وجود نمی‌آمد و اگر سینما به وجود نمی‌آمد ، تلویزیون پدیدار نمی‌شد و اگر تلویزیون پدیدار نمی‌شد ، ویدئو پدید نمی‌آمد . در این تسلسل علّی فقط به نسبت اشیا با یکدیگر پرداخته‌ایم ، حال آنکه اگر انسانی که نیازمند به همه ی این ابزار است به وجود نمی‌آمد ، بدون تردید هیچ یک از محصولات تمدن غرب موجود نمی‌شد . تا پای نیاز در میان نباید انسانی چیزی را طلب نمی‌کند و تا طلب – خواست – نباشد ، اراده به ایجاد و اختراع و ابداع نیز فعلیت نمی‌یابد . (توجه به ماهیت این محصولات)


در اینکه ویدئو دارای زیان‌ها و خطرات بسیاری است تردیدی نیست ، اما پیش از این باید پرسید که ویدئو به چه نیازی در وجود انسان امروز جواب می‌گوید ؟ گذشته از آنکه اتومبیل نیز بسیار خطرناک است ، اما ما نتوانسته‌ایم به این علت آن را از زندگی خود کنار بگذاریم .


انسان هر عصر تنها آنچه را که نیاز داشته ساخته است و ما در مقایسه ی خود با انسان‌های ادوار گذشته هرگز نباید بگوییم که پیشرفته‌تریم ؛ درست تر این است که بگوییم ما از آنها نیازمندتریم . پیشرفت ما تابع توسعه ی نیازهای ماست و محتوای هر یک از محصولات تکنولوژیک نیازی است که انسان این عصر به آن شیء داشته است . این حرفی است که مارشال مک لوهان نیز به صورتی دیگر به آن اشاره می‌کند .


فوایدی را که در غرب از ویدئو می‌برند ما به مثابه زیان‌ها و خطرات ویدئو می‌شناسیم و اصلاً باید دانست که ویدئو برای ارائه ی همین خطرات (!) اختراع شده است . (تصور درست از دشمن) در اینجا دو نکته هست که باید مورد تذکر قرار گیرد : یکی آنکه اگرچه نیازی که خواست اختراع ویدئو را ایجاد کرده چیز دیگری است ، اما علی‌الظاهر برای دستگاه ویدئو تفاوتی نمی‌کند که چه فیلمی را با آن به نمایش درآورند . در فیلم بسیار بد فرماندار دستگاه زیراکس فرمانداری در برابر نهج‌البلاغه خاضع نبود و از صفحات نهج‌البلاغه زیراکس نمی‌گرفت . خوشبختانه جز در عالم تمثیل چنین نیست و دستگاه ویدئو هر فیلمی را به نمایش درمی‌آورد . این خصوصیت به ما این امکان را می‌دهد که اگر هوشیار و چالاک باشیم بتوانیم تا اندازه‌ای با مفاسد ویدئو مقابله کنیم . نه آنچنان است که شبکه‌های ویدئویی سراسر جهان همگی در خدمت استمرار وضع موجود و محافظت غرب از فروپاشی باشند ؛ ویدئو به صورتی محدود به مخالفان غرب و حکومت‌های دست نشانده ی غربی و نهضت‌های انقلابی نیز مدد می‌رساند و نام رسانه ی یاغی را نخست خود غربی‌ها به آن بخشیده‌اند . ماهیت تفکر و تمدن غرب آسان است که خود از درون ذات ، خویشتن را نفی می‌کند . من در صدد اثبات این معنا نیستم چرا که به فرصتی مستقل و موسع نیاز دارد ، اما من در فروپاشی تمدن غرب بیش‌تر به تحول درونی غربی‌ها امید دارم تا جنگی رودرروی که میان شرق و غرب و یا اسلام و غرب روی دهد . چنین جنگی لامحاله روی خواهد داد ، اما غرب از درون خواهد پوسید و در خود فرو خواهد ریخت و چون عقربی در محاصره ی آتش ، خود خویشتن را نیش خواهد زد و خواهد کشت . ( توجه کنید به اتفاقاتی که امروز در غرب در حال وقوع است.)


دیگر اینکه وقتی ما در عصری زندگی می‌کنیم که ویدئو از زمره ی لوازم محقق آن عصر است و مرزهای ارتباطی نیز فروریخته و هیچ دیواری برقرار نمی‌ماند ، باید برای حفظ فرهنگ خویش درجست و جوی راه‌هایی به جز دیوار کشیدن و محصور کردن برآییم . تردیدی نیست که دیوار هم لازم است ،( پس کسی نباید منکر لزوم وجود فیلترینگ باشد) اما باید دانست آن که برای محافظت از خویش به دور خود دیوار می‌کشد همواره در حال انفعال است . جواب تهاجم را باید با تهاجم داد و تنها در این صورت است که از انفعال خارج خواهیم شد ؛ دفاع یک وضع انفعالی است و فاعلیت هماره از آن مهاجم است . 


دیگر اینکه در بلا همواره حکمتی است که بلا زدگان از آن غفلت می‌کنند . همان طور که عرض کردم ، بنده منکر زیان‌های ویدئو نیستم ، اما در عین حال درست نمی‌دانم که ما همچون بلا زدگان ، از حکمتی که در این بلیه ی عظما نهفته است غافل شویم . بلا فولاد وجود انسان را آبدیده می‌کند و صفات فطری و شئون ذاتی او را به فعلیت می‌رساند . پس همچنان که جنگ تحمیلی – که یک تحمیل بود و ما آن را انتخاب نکرده بودیم – ما را پرورش داد و زیباترین و با شکوه ترین صفات فطری انسان را ظاهر کرد ، تهاجم فرهنگی دشمن نیز ، چه از طریق ویدئو و چه از طریق ماهواره ، ما را علی رغم این واقعیت که قربانی‌های بسیاری از ما خواهد گرفت به تعالی خواهد رساند .تنها چنین است که ما امروز از انفعال در برابر ویدئو و فردا از موضع انفعال در برابر ماهواره خارج خواهیم شد . (در این مقایسه ی بسیار جالب و به جا می توان اینترنت و فضای مجازی را اضافه نمود .) 


مرادم این نیست که باید جلوی قاچاقچیان را باز بگذاریم تا هر غلطی که می‌خواهند بکنند ؛ مگر جلوی ارتش بعث را باز گذاشتیم ؟ آنجا هم درست در آن هنگام که همه از زیان‌ها و خسارات جنگ تحمیلی سخن می‌گفتند . حضرت روح‌الله سخن از برکات جنگ تحمیلی می‌گفتند و حق هم با ایشان بود –و البته این قیاس در همه ی وجوه و به هر اعتبار مصداق پیدا نمی‌کند . ظاهر ویدئو حکایت از باطن و ماهیت آن ندارد و به همین علت هنوز بسیاری از دوستان در اصل این معنا که اصلاً تهاجم فرهنگی صورت گرفته است یا نه ، تردید دارند . حال آنکه هیچ یک از این دوستان در اصل وجود تهاجم نظامی دچار تردید نشدند .


درباره ی تهاجم فرهنگی بعداً سخن خواهم گفت و در اینجا طرداً للباب ، ذکر این معنا در جهت اثبات این حقیقت پیش آمد که این بلا نه تنها قدرت برانداختن ما را ندارد ، بلکه اسبابی خواهد شد تا صفات متعالی وجود این امت ظهور یابد ، چنان که جنگ تحمیلی نیز قدرت‌های نهفته ی ما را بیرون کشید و از ما گرد شیر افکنی ساخت که اگر شیطان اکبر حیله نمی‌ورزید ، پشت او را نیز به خاک رسانده بودیم . حیله ی شیطان اکبر همان بود که در هیروشیما و ناکازاکی نیز تجربه شده بود . این حیله‌گر هر جا که از جنگ رو در روی باز می‌ماند . ناجوانمردانه مکاری می‌ورزد و به بمب‌های شیمیایی و میکروبی ، موشک باران شهرها ، حمله به سکوهای بی‌دفاع نفتی و هواپیماهای مسافربری و بالاخره بمب‌های اتمی متوسل می‌شود . با این همه ، خسارات جنگ تحمیلی در برابر برکات آن هیچ نیست .


به زیان‌های اقتصادی ویدئو کاری ندارم ، چرا که عقل اقتصادی ندارم و اصلاً در دنیایی که اقتصاد – که پیش از این به مفهوم میانه روی بود – به مفهومی درست متضاد خویش بدل شده است ، همان بهتر که افرادی چون حقیر پایمان را از این ورطه ی هولناک کنار بکشیم . زیان‌های سیاسی ویدئو نیز فقط برای ما نیست ، گذشته از آنکه خطرات سیاسی ویدئو از آن لحاظ محتمل است که به فرهنگ ما آسیب می رساند ، چرا که نظام اسلامی ماهیتی فرهنگی دارد و فقط از این طریق هم لطمه می‌بیند .


فرهنگ غرب فرهنگ اباحه گری است و بنابراین بسیار جذاب است . این جذابیت فقط به حیطه ی لذت طلبی محدود نمی‌شود . امیال بشر منتهی به نیازهای واقعی وجود او نیست ، حال آنکه حیوانات جز این هستند ؛ امیال حیوانات دقیقاً از نیازهایشان برمی‌خیزد و نیازهایشان نیز محدود است به وجود آب و غذا و جفت مناسب و طویله‌ای امن ؛ و بنابراین ، بهشت موعود حیوانات در همین کره ی زمین متصور است . اما بشر چنین نیست ؛ امیال بشر را متعقدات او محدود می‌کنند و اگر نه نامحدود است ، چرا که با وصول به هر یک از خواسته‌های خویش نیازهای تازه‌ای از درونش سر برمی‌آورند . شاهد بر این مدعا شاهان و ثروتمندان بزرگ هستند که چون این تضییقات برای آنها کم‌تر است ، بنده ی امیال روزافزون و متکاثر خویش می‌شوند : قصرهای بزرگ‌تر ، حرمسراهای وسیع‌تر ، سفره‌های شاهانه‌تر و … اما در نهایت ، باز هم رضایت کامل حاصل نمی‌آید . رضایت کامل در مقام رضاست که در سلسله ی مراتب و منازل سلوک روحی بعد از مقام تسلیم قرار دارد و جز از طریق حقیقت دین قابل وصول نیست .


رضایت کامل برای بشر حاصل نمی‌آید و هیچ کس هرگز به آنچه دارد راضی نیست مگر آنکه معتقدات دینی و سنتی ، عادات ، قوانین و تضییقات اجتماعی او را محدود کنند . اگر او این تضییقات را نپذیرد ، تعارض درونی او را به اضطراب خواهد کشاند . بشر ناچار است که این اضطراب روحی را درمان کند و یا بر آن سرپوش بگذارد تا امکان ادامه ی حیات برایش فراهم شود .


لفظ اباحه گری را در برابر مفهومی گذاشته‌ایم که غالباً به آزادی خواهی و آزاد منشی ترجمه می‌شد . ترجمه مشکل بزرگی است . مفهوم آزادی خطرناک‌ترین و زیانبارترین ثمره ی فرهنگی است که تمدن غرب داشته است . این مفهوم با مدلول آزادی در فرهنگ ما کاملاً متعارض است . آنچه توسط شبکه‌های ویدئویی در سراسر جهان اشاعه می‌یابد ، فرهنگی است که با این مفهوم آزادی – اباحه گری – ملازم است . بشر امروز این مفهوم را عین ذات خویش می‌بیند و اگر به آن بتازند ، انگار می‌کند که به انسانیت تاخته‌اند و بنابراین ، می‌دانم که این سخنان نیز در قیاس با مشهورات روشنفکرانه بسیار شگفت‌آور تلقی خواهند شد .

(این همان مفهوم آزادی در غرب است که شهید آوینی تأکید می کند که باید با آن جنگید. به تعبیر وی توجه کنید : خطرناک‌ترین و زیانبارترین ثمره ی فرهنگی است که تمدن غرب داشته است .)

فرهنگ ملازم با این آزادی چنین اقتضا دارد که آدمیزاد خود را محدود به هیچ حدی نداند و از هرچه او را محدود می‌کند بپرهیزد و این قضیه‌ای است که نقض خویش را در درون خود دارد ، چرا که از یک سو شخصیت فردی با قبول حدودی خاص شکل می‌گیرد – و جز این ممکن نیست – و از سوی دیگر ، زندگی اجتماعی و مدنیت بشر ملازم با پذیرش حدود و قوانین است – و باز هم جز این ممکن نیست . انسان زود خشم یعنی انسانی که به حد زود خشمی گردن نهاده است . زندگی دو همسایه در کنار یکدیگر نیز جز با پذیرش قواعدی که مقتضای این همسایگی است ممکن نیست . (ماهیت تفکر و تمدن غرب آسان است که خود از درون ذات ، خویشتن را نفی می‌کند .)


ذات نیهیلیسم (نیست انگاری) همین مفهوم آزادی است که در واقع صورت مطلق همان مفهوم آزادی است که در یونان باستان وجود داشته . نتیجه ی عملی پذیرش این مفهوم آن است که بشر جز به خواسته‌های نفس اماره ی خویش گردن نمی گذارد . غافل از آنکه با این کار خود را محدود به حدود حیوانی وجود خویش می‌کند ، و حال آنکه آزادی در نزد ما به معنای قطع تعلق است نه نفی حدود . در قطع تعلق ، آنچه مهم است قطع وابستگی روحی به اشیاست نه ترک زندگی. در مقام انقطاع کامل حقیقت وجود انسان ظهور می‌یابد و این خود مستلزم رعایت حدودی است که انسان را از فرو افتادن در دام بندگی نفس اماره باز می‌دارد . لازمه ی قبول آن مفهوم آزادی آن است که بشر خود را در هر کاری مجاز بداند و این مفهوم ، در صورت غایی خویش ، با هر نظام و قاعده و قانونی مخالف است . حقیقت وجود انسان چیست ؟ جواب این سؤال هر چه باشد ، قانون باید راه رسیدن بشر را ، در حیثیت جمعی و فردی ، به این حقیقت هموار دارد . اینجاست که می‌توان دریافت سر سپردگی بشر جدید به این مفهوم آزادی ، او را گرفتار چه فتنه ی بزرگی ساخته است . بزرگ‌ترین خطر فرهنگی ویدئو نیز اشاعه ی همین مفهوم آزادی است . ( همین طور که شاید بزرگ ترین خطر فرهنگی اینترنت این باشد. ) فیلمسازان ، عموماً ، مؤمن به دین و شریعت جدید که سراسر جهان را چون یک دهکده ی واحد تسخیر کرده است هستند و بنابراین ، فیلم‌هایشان هر چند مستقیماً به این موضوع نپردازند ، خواه ناخواه در خدمت استمرار وضع موجود و اشاعه ی همین مفهوم خواهد بود . طبع اولیه ی بشر نیز از آنجا که این فرهنگ را در خدمت تأمین حوایج خویش می‌یابد ، به راحتی فریب می‌خورد و آزاد منشی را مساوی با انکار اخلاق و مذهب ، پرستش لذت و پشت پا زدن به قوانین و حدود می گیرد .



برچسب ها: شهید اوینی ، رستاخیز جان ، ویدئو ،

دنبالک ها: بخش دوم همین مقاله ، بخش سوم همین مقاله ،

http://blogcod.parsskin.com/zibasazi/mazhabi/137.gif

جبهه جهادگران مجازی به مناسبت سالروز رحلت  امام خمینی (ره )

 بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران  برگزار میکند.



مسابقه ی بزرگ صحیفه خوانی

http://shafag.net/wp-content/uploads/2011/04/%D8%B5%D8%AD%DB%8C%D9%81%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C.jpg



بدین وسیله از دوستان فضای مجازی دعوت میشود

 در این مسابقه که به شرح ذیل است شرکت فرمایند


تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net كلیك كنید


در این مسابقه وصیت نامه سیاسی الهی امام خمینی (ره) در دسترس شرکت کنندگان قرار میگیرد .

دوستان شرکت کننده با مطالعه ی دقیق متن وصیت نامه، پاسخ سوالات طرح شده توسط طراحان مسابقه را به آدرس ایمیل parastoosefid84@yahoo.com  ارسال می نمایند.

کاربران کلوب می توانند پاسخ ها را به آیدی پرستو مهاجر
(معاون کلوب جبهه جهادگران مجازی) یادداشت یا پیام بزنند.

بعد از مهلت مقرر برای مسابقه؛ به ازای هر 5 شرکت کننده که به 80 درصد سوالات پاسخ صحیح داده باشند به یک نفر به قید قرعه کتاب ارزشمند و سفارش شده توسط  مقام معظم رهبری

نور الدین پسر ایران


اهدا میشود.

تصاویر زیباسازی ، كد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچك دات نت www.pichak.netتصاویر زیباسازی ، كد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچك دات نت www.pichak.netتصاویر زیباسازی ، كد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچك دات نت www.pichak.netتصاویر زیباسازی ، كد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچك دات نت www.pichak.netتصاویر زیباسازی ، كد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچك دات نت www.pichak.net


مهلت شرکت در مسابقه:

از تاریخ 6 / 3 / 1391
 
تا تاریخ 20 / 3 / 1391


تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

خواهشمند است دوستان شرکت کننده پاسخ های خود را تا تاریخ ذکر شده ارسال فرمایند.

تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.comتصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com


سوالات:برای راحتی وصیت نامه را به چهار بخش تقسیم کرده ایم و لینک هر بخش رو سوالات مربوط به آن بخش را داده ایم.


بخش اول
http://mosabeghat-cjf.mihanblog.com/post/5

1. متن وصیت نامه امام با اشاره به کدام حدیث شروع می شود؟ و امام جمله "لَنْ یفْتَرِقا حتّی یرِدا عَلَی الْحوَض" را اشاره به چه می دانند؟

2. راهکار قدرت های شیطانی برای محو قرآن چگونه و به چه وسیله هایی انجام می شود؟

3. قرآن صاعد چیست؟
 
4. مخاطب وصیت نامه امام خمینی (ره) چه کسانی هستند؟


بخش دوم
http://mosabeghat-cjf.mihanblog.com/post/6

5. مهمترین عاملی که باعث پیروزی انقلاب اسلامی شد، از نظر امام چیست؟
  
6.به فرموده امام خمینی:"انقلاب اسلامی ایران از همه انقلابها جدا است." وجه تمایز آن در چیست؟

7. رمز بقای انقلاب اسلامی چیست؟

8.
از توطئه‌های مهمی كه در قرن اخیر، خصوصاً در دهه‌های معاصر، و بویژه پس از پیروزی انقلاب آشكارا به چشم می‌خورد، تبلیغات دامنه‌دار با ابعاد مختلف است . عمده ترین هدف این تبلیغات چیست؟ مواردی که امام بر آن تاکید می کنند را بنویسد.

9. دلیل یا دلایل امام برای اینکه ملت انقلابی ایران از ملت حجاز و عراق و کوفه در صدر اسلام بهتر هستند، چه بود؟


بخش سوم
http://mosabeghat-cjf.mihanblog.com/post/7

10. نقشه دشمنان در مورد دانشگاه به چه صورت است؟

11. توصیه امام به روحانیت در باره دخالت در انتخابات چیست؟


12. وصیت امام به وزرای خارجه چیست؟

13. سه مورد از وصایای امام به قوای مسلح چه بود؟

14. امام اهداف رادیو و تلویزیون قبل از انقلاب را چه می دانستند؟


بخش چهارم
http://mosabeghat-cjf.mihanblog.com/post/8

15. امام کلام شهید مدرس را (اكنون كه باید از بین برویم، چرا با دست خود برویم.؟) به چه گروهی از مسلمانان توصیه کردند؟


16
. توصیه امام خمینی به پولداران مشروع چیست؟


پاسخ صحیح به حداقل 12 سوال از سوالات فوق برای شرکت در مسابقه ضروری است

http://mosabeghat-cjf.mihanblog.com/post/1

و من الله توفیق


برچسب ها: مسابفه ، جبهه جهادگران ، با امام عشق ،

چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391

قیام مجازی

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    

 "ناتوی فرهنگی غرب" ؛ آرش بی خدا یا شاهین نجفی؟

http://www.delparizad.ir/wp-content/uploads/2012/05/Eteraz-Najafi.jpg


از ورود به تشكیلات دفتر تحكیم وحدت تا ساخت آهنگی سراسر موهن

گسترش روز افزون فراگیری دین مبین اسلام در كشورهای غربی سبب شد تا لایه های مخفی و پوششی دین ستیز در جوامع غربی و بالاخص دوایر دولتی به فكر سد زدن در برابر موج عظیم اسلام خواهی بر آیند و به همین خاطر بود كه سفارت آلمان در تهران شروع كار را از كلاسهای توجیهی و فضای مجازی كلید زد.

به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران ؛ اواسط دهه 80 فردی با نام آرش هنرور شجاعی كه بعدها به آرش بی خدا معروف شد ماموریت خود را ابتدا در سفارت آلمان در تهران و سپس فضای مجازی آغاز كرد.
آرش بی خدا كه كودكی و نوجوانی خود را در آلمان گذرانده و دوباره به ایران بازگشته بود به عنوان حلقه اتصال جریان ضد اسلام شاخه دین گریز آلمان و بازوهای اجرایی تبلیغات ضد اسلامی در تهران انتخاب می شود تا طرح اسلام ستیزی و اسلام گریزی در محل سفارت آلمان در تهران كلید بخورد.
آرش بی خدا به عنوان مدرس فعالیت خود را در سفارت آلمان و برای افراد متقاضی مهاجرت به این كشور آغاز می كند تا گام به گام و مرحله به مرحله حوزه فعالیت او گسترده تر شود.آرش بی خدا با حمایت مالی و پشتیبانی فنی عناصری ناشناس سایتی را راه اندازی می كند و تبلیغات ضد اسلامی خود را از سفارت آلمان در خیابان فردوسی به سطح فضای مجازی می برد.
همزمان با اجرای طرح پروژه اسلام ستیزی در سفارت آلمان و در سطح فضای مجازی گروه های ضد دین كه خوراك فكری خود را از آن سوی مرزهای ایران اسلامی می گرفتند وارد تشكیلات حزبی و ساختاری دفتر تحكیم وحدت شدند.در همان اوقات بود كه فردی با نام شاهین نجفی در قالب یك عنصر خنثی اما كاملا هدف دار فعالیت خود را در كنار افرادی همچون امیر عباس فخرآور اما در حوزه تخصصی خود آغاز كرد.شاهین نجفی عمدتا در تشكیلات ساختاری حزب مشاركت نمی كرد اما نقشی فعال در قالب یك عنصر پوششی داشت.
شاهین نجفی در 6 سالگی پدر خود را از دست داد و در زمان نوجوانی هم به دلیل اعتیاد برادرش ضربات روحی شدیدی متحمل شد تا راه را هم گم كند.در جریان فعالیت در دفتر تحكیم وحدت بود كه این عنصر خود فروخته با دنیای موسیقی آشنا و یك گروه موسیقی زیر زمینی تشكیل داد.هنجار شكنی های این فرد سبب شد تا بعد از مدتی ممنوع الصدا شود و فعالیت او در شاخه موسیقی به حالت تعلیق در بیاید.
البته شاهین نجفی از ابتدا هم فردی هنجار شكن بود و بارها به همین خاطر در محیط جامعه و دانشگاه توبیخ شد تا اینكه به خاطر فعالیت های ضد ارزشی از دانشگاه هم اخراج شد.
اخراج از دانشگاه و روحیه ضد ارزشی او سبب شد تا عوامل شناسایی افراد مستعد در مبارزات ضد اسلامی مستقر در سفارت آلمان او را كیس مناسبی برای اجرای اهداف خود تشخیص دهند و پس از آن بود كه شاهین نجفی به عنوان یك استعداد بالقوه ضد دین به آلمان سفر كرد.
شاهین نجفی حالا در آلمان فعالیت های ضد اسلامی و اعتقادی محول شده به خود را رسمیت می بخشد و در مصاحبه با رادیو فردا عنوان می كند كه "یك خدا ناباور است".
گرایشات ضد دینی و در حقیقت ضد اسلامی خواننده موهن كه با تفكرات القایی ماركسیستی هم در آمیخته بود باعث شد تا گروهی به نام "تپش 2012" در آلمان شكل بگیرد.استفاده از سبك موسیقی خشن و به كار بردن كلید واژه های مبتذل و مستهجن در متون آهنگ شاهین نجفی و عقده های درونی او سبب شد تا از این گروه در اواخر سال 2009 جدا شود.
با شعله ور شدن آتش فتنه 88 شاهین نجفی به عنوان یار كمكی به تیم فتنه گران ملحق شد و این آغازی بر دور جدید فعالیت های ضد انقلابی او شد.
گروه های ضد انقلاب كه در آن زمان با تمام بضاعت و امكانات وارد میدان جنگ با جمهوری اسلامی ایران شده بودند گروهی به نام "آنتی كاریزما" را تشكیل دادند و شاهین نجفی سردسته گروه موسیقی نوظهور فتنه شد.ایجاد فضای شایعه و تهمت با طرح قتل ندا آقا سلطان و تجاوز به زندانیان در كنار حمله به ارکان اجتماعی و سیاسی جمهوری اسلامی از جمله ولایت فقیه و قانون اساسی در دستور كار گروه موسیقیایی فتنه قرار می گیرد.حرمت شكنی عاشورای 88 كه با پاسخ قاطع ایرانیان متعصب به ائمه اطهار مواجه شد فاز حملات ضد انقلاب را به سمت توهین و ناسزا تغییر داد.
ارتباط حلقه از هم گسسته ضد انقلاب كه بعد از حماسه 9 دی سرخورده و درمانده شده بود موجب جبهه گیری شاهین نجفی در برابر برخی از حلقه های رقیب در جریان ضد انقلاب شد به طوری که در دعوای "امیر فخرآور " خود صهیونیست خوانده و "احمد باطبی" و "محسن سازگارا" از لابی کنندگان مرتبط با مجلس و سازمان اطلاعاتی امریکا سیا، "شاهین نجفی" طرف سازگارا و باطبی و دیگر اعضای این حلقه را می گیرد.
از دیگر اعضای این حلقه مجتبی واحدی ، علیرضا نوری زاده ، علی افشاری ، فاطمه حقیقت جو، امیر حسین گنج بخش ، فریبا داوودی مهاجر، اکبر عطری و داریوش اقبالی بودند .
با همه این اوصاف و دعواهای بی پایان ضد انقلاب در اعمال سیاست های نخ نمای خود علیه جمهوری اسلامی ایران حالا ضد انقلاب با یك چالش دیگر مواجه می شود.
چند روز پیش بود كه آهنگی سراسر موهن از سوی شاهین نجفی در سطح فضای مجازی پخش می شود ، آهنگی كه احساسات مسلمانان و شیعیان و عاشقان اهل بیت (ع) را بر می انگیزد.حالا جریان ورشكسته فتنه كه در زمین سیاسی شكست سختی خورده است زمین بازی را عوض كرده و سعی دارد با فضا سازی رسانه ای با اقدام توهین آمیز كالبد بی جان فتنه را جان دوباره ای ببخشد.
"سازمان ناتوی فرهنگی" با دستور به عمله های رسانه ای چون بی بی سی ، رادیو فردا ، رادیو اسرائیل و رسانه های مرتبط با سازمان مجاهدین ( منافقین ) سعی نمود به این پروژه وسعت و نفوذ بیشتری دهد .
شاهین نجفی در مصاحبه با شبکه دولتی بی بی سی فارسی با اعتراف ضمنی به ماموریتی که بر عهده اش گذاشته اند ،توهین به مقدسات را رسالت خود دانسته و با وقاحت تمام گفت: «من وقتی کاری را انجام می دهم به تبعات آن فکر نمی کنم و فقط رسالت خود را انجام می دهم !» شبکه بی بی سی فارسی با حمایت رسانه ای و تبلیغ برای این عنصر هتاک در اقدامی دیگر به تخریب علمای شیعه پرداخته و مقابله با حکم ارتداد را که پس از جریحه دار شدن احساسات میلیونها مسلمان و فتوای مراجع و علمای دینی اتفاق افتاد ، در دستور کار خود قرار می دهد .بی بی سی در حالیكه همه دنیا می دانند شاهین نجفی در آلمان زندگی می كند می گوید به دلایل پوششی نمی توانند محل اقامت و مصاحبه را بگویند.
صدای امریکا اما در برنامه ای با حمایت از این خواننده مرتد، ادعا می کند که شاهین نجفی قصد توهین به باور های دینی را نداشته است!
رادیو اسرائیل نیز پس از پوشش مکرر اثر ضد دینی شاهین نجفی ،ضمن حمایت گسترده از حرکت توهین آمیز این خواننده نسبت به مقدسات شیعه، صدور حکم ارتداد وی توسط مراجع تقلید را حرکتی افراطی می خواند و از انتقال وی به محلی نا معلوم در غرب آلمان خبر می دهد.
این در حالی است که "منوشه امیر" یهودی صهیونیست فعال نیز که ظاهرا از حرکت ضد اسلامی شاهین نجفی، خواننده شیطان پرست مقیم آلمان بسیار خشنود شده ، آمادگی خود را برای پذیرایی گسترده از وی در "اورشلیم" اعلام می کند.
اما در مقابل نیز محافل آلوده به نفاق و سرویس های اطلاعاتی نظیر شورای هماهنگی سبز (شامل مشاركتی ها، گروهك تروریستی منافقین و نهضت آزادی) و رسانه های آنها (كلمه، جرس، سحام نیوز، ندای سبز آزادی، رسا و...) در قبال هتاكی اخیر این ترانه خوان مبتذل، نه تنها حاضر نشدند در دفاع از مقدسات اسلامی كه در ابتدا با نقاب آن، فتنه و آشوب سال 88 را كلید زدند، كمترین سخنی بر زبان جاری سازند بلكه از او دفاع نیز كردند.

پایگاه اینترنتی اخبار روز- وابسته به طیفی از گروهك های لائیك مقیم آلمان- دیروز فاش كرد طیف هایی از اصلاح طلبان و گردانندگان سایت های جرس و كلمه به اپوزیسیون پیغام داده اند : ماجرای ترانه شاهین نجفی را مدیریت كنید!
پروژه ضدیت با دین و توهین به مقدسات در حالی که بازهم با نادیده گرفتن حقیقت ایمان و فطرت پاک ایرانیان مسلمان و با این سطح وسیع پوشش خبری رسانه های تحت امر سازمان ناتوی فرهنگی سعی می شود تا ضریب نفوذ بیشتری پیدا کند اما با عکس العمل مردم و بالفعل شدن نیروی جدیدی از بدنه اجتماعی نیروهای مومن به انقلاب و كشور مواجه شده است و ضد انقلاب را بار دیگر بهت زده و فلج كرده است.
لایه های مختلف اجتماعی و فرهنگی ایرانیان از جمله بدنه هنرمندان و خوانندگان و فعالین فضای مجازی با حضور در شبکه های اجتماعی واکنش های تند و بجایی را در این خصوص به نمایش گذاشته اند. تولید شعر و موسیقی و محتوای تصویری و متنی در پاسخ به این هتک حرمت در شبکه های اجتماعی چنان حجم گسترده ای دارد که نمی توان همه آن را در این مجال کوتاه گنجاند .
و این حقیقت کلام الهی را باردیگر به جلوه در آمد که : و مکروا و مکر الله و الله خیرالماکرین.


برچسب ها: قیام مجازی ، موج وبلاگی جبهه جهادگران ، موج وبلاگی قیام مجازی ، شاهین نجفی ، توهین ، هتاکی ، ائمه ، امام هادی ،

سه شنبه 26 اردیبهشت 1391

^*^موج وبلاگی "قیـــــام مجـــــازی" ^*^

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    

 

خاندان رسول خدا از هر محبوبی محبوب‌تر است و اهانت به او از هر اهانتی موهن‌تر..

http://www.delparizad.ir/wp-content/uploads/2012/05/Eteraz-Najafi.jpg


 امروز باید جوشید و خروشید ،تاسوعای ما امروز است ،عاشورای ما امروز است ،فاطمیه‌مان امروز است...


 شمر هزار و سیصد سال پیش مرد ، شمر امروز را بشناس!!


اهانت های امروز  ثمره یک شجره خبیثه است…

ماجرایی که مدت ‌هاست ادامه دارد و خبرهایش از گوشه کنار به گوش می‌رسد و ما همچنان سر در گریبان خود فرو برده و هر از چند گاهی در پی مرگ و درودی سیاسی سربرمی‌آوریم.

آنگاه که رگ گردن ‌ها در اهانت به شخصیت ‌های سیاسی متورم می‌شود و امضا روی امضا می‌آید، این دیگر نقل طرفداری و مخالفت فلان جناح سیاسی نیست!!

حال که آتش به انبار باروت افتاده است باید انفجاری کرد که صدایش جغرافیای تاریخ را بگیرد!
پس….

تا تاریخ سه شنبه 1/03/91 با قرار دادن هر متن نشان دهنده اعتراض به شخصیت منفور هتاکین به مقدسات اسلامی در سایت، وبسایت یا صفحه ی خود در سایت های اجتماعی ( فیس بوک و…) ، اعتراض خود را نسبت به این مسئله بیان کنید…و به اعضای موج  “قیام مجازی” بپیوندید.




موج وبلاگی جبهه جهادگران مجازی از تمام وبلاگ نویسان درخواست می‌کند که با نوشتن یک پست با عنوان «قیام مجازی» به موج بپیوندد.


1- هر وبلاگ نویس یک یا چند پست در وبلاگ خود با عنوان "قیام مجازی" بنویسد.
2- وبلاگ نویس لینک مطلب خود را در
این پست به ما بدهد تا مطلب لینک شود.
3-
وبلاگنویسان لطف کرده ار سایر وبلاگنویسان دعوت به نوشتن مطلب در وبلاگهایشان کنند.

برچسبهای مناسب فراموش نشه:

قیام مجازی، موج وبلاگی جبهه جهادگران، موج وبلاگی قیام مجازی، شاهین نجفی، توهین، هتاکی، ائمه، امام هادی


برچسب ها: قیام مجازی ، موج وبلاگی جبهه جهادگران ، موج وبلاگی قیام مجازی ، شاهین نجفی ، توهین ، هتاکی ، ائمه ، امام هادی ،

Etymology

Old map


Map of the Persian Gulf. The Gulf of Oman leads to the Arabian Sea. Detail from larger map of the Middle East.


In 550 BC, the Achaemenid Empire established the first Persian Empire in Pars (Persis, or modern Fars) in the southwestern region of the Iranian plateau. Consequently in the Greek sources, the body of water that bordered this province came to be known as the Persian Gulf.[2]


Considering the historical background of the name Persian Gulf, Sir Arnold Wilson mentions in a book, published in 1928 that:

No water channel has been so significant as Persian Gulf to the geologists, archaeologists, geographers, merchants, politicians, excursionists, and scholars whether in past or in present. This water channel which separates the Iran Plateau from the Arabia Plate, has enjoyed an Iranian Identity since at least 2200 years ago.[1]

No written deed has remained since the era before the Persian Empire, but in the oral history and culture, the Iranians have called the southern waters: "Jam Sea", "Iran Sea", and "Pars Sea".

During the years: 550 to 330 BC coinciding with sovereignty of the first Persian Empire on the Middle East area, especially the whole part of the Persian Gulf and some parts of the Arabian Peninsula, the name of "Pars Sea" has been widely written in the compiled texts.[1]

In the travel account of Pythagoras, several chapters are related to description of his travels accompanied by Darius the Great, to Susa and Persepolis, and the area is described. From among the writings of others in the same period, there is the inscription and engraving of Darius the great, installed at junction of waters of Red Sea (also called "Arabian Gulf" or "Ahmar Sea") and the Nile river and the Rome river (current Mediterranean) which belongs to the 5th century BC where, Darius the Great, the king of the Achaemenid Empire has named the Persian Gulf Water Channel: Pars Sea (Persian Sea).[1]




  1. ^ a b c d e f g United Nations Group of Experts on Geographical Names Working Paper No. 61, 23rd Session, Vienna, 28 March – 4 April 2006. accessed October 9, 2010
  2. ^ Touraj Daryaee (2003). "The Persian Gulf Trade in Late Antiquity". Journal of World History 14 (1).


برچسب ها: خلیج فارس ، استان ، استان خلیج فارس ، ابوموسی ، ایران ، خلیج ، فارس ، عنوان جعلی ، موج وبلاگی ، موج وبلاگی جهادگران ، جبهه جهادگران مجازی ، موج وبلاگی استان خلیج فارس ، مرکزیت ابوموسی ، استان خلیج فارس به مرکزیت ابوموسی ، Persian Gulf ، الخلیج الفارسی ،

تعداد کل صفحات: 11 1 2 3 4 5 6 7 ...
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic