تبلیغات
..... نــــــــــوای دل .....
شنبه 5 اسفند 1391

حکومت اسلامی و جکومت مسلمین

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :شخصی ،مذهبی ،

پیچشی که در صدر اسلام پیدا شد و از چشم فاطمه پنهان نماند،
هشدارباشی است تا امروز مسلمانان کشور ایران نسبت به انقلاب اسلامی خود توجه پیدا کنند؛
تا "حکومت اسلامی" به "حکومت مسلمین" تبدیل نشود.

منبع: کتاب "لیله القدر؛ فاطمه علیها السلام است"


برچسب ها: لیله القدر ، فاطمه است ، لیله القدر؛ فاطمه است ، فاطمه ، موج وبلاگی لیله القدر فاطمه است ، زهرا ،

دوشنبه 30 تیر 1393

موج وبلاگی «قلم ها روی موج غزه»

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :سیاسی ،

بسم الله الرحمن الرحیم

گسترده‌شدن فشارها بر مردم مظلوم غزه، بی‌تفاوتی‌ حکومتهای وابسته و سکوت نهادهای بین المللی، احساس تکلیفمان را سنگین‌تر کرد و بر خود فرض می‌دانیم که در این فضای مجازی به ندای مظلومیت  برادران و خواهران مان در غزه  پاسخ گفته و به زبان قلم با بیان تحلیل‌ها، دل‌نوشته‌ها و دعاهایمان دلگرمشان کرده،‌ به یاریشان بشتابیم!

و ما معتقدیم که هر زمان را کربلایی ست و کربلای امروز "غزه به خون خفته" است 

موج وبلاگی«قلم ها روی موج غزه» از همه  وبلاگ نویسان دعوت می‌کند که با درج مطلب در وبلاگ‌های خود به این موج بپیوندند.

لینک مطلب خود را برای انتشار به خبرگزاری فارس ایمیل کنید:
majazi@farsna.net

 



برچسب ها: موح وبلاگی ، قلم روی موج غزه ، غزه ، اسرائیل ، رژیم صهیونیستی ،

یکشنبه 17 شهریور 1392

"مردی که هولوکاست رو انکار کرد، رفت"؟

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    

 نقد من به وزیر امور خارجه ام ... محمدجواد ظریف
 
"مردی که هولوکاست رو انکار کرد، رفت"
این عین عبارتی بود که محمد جواد ظریف در اکانت توئیتر خود جلوی چشم میلیونها نفر کاربر که از سرتاسر جهان در توئیتر عضو شده اند، برای اشاره به پایان دوره ریاست جمهوری اجمدی نژاد به کار برد.


آیا این عبارت ... شبیه یک عقده گشایی نیست؟ آیا این کار برازنده شخصی است که عنوان وزیر امور خارجه کشور بزرگ ایران را یدک می کشد؟؟؟
فرض کنیم که به ادعای برخی حامیان همه جوره دولت یازدهم ... ظریف در پیتلطیف فضای دیپلماسی فی مابین و کم کردن "آسیبهای انکار هولوکاست"!!!! در روابط خارجی ایران بوده، آیا آیا ایشون به عنوان وزیر امور خارجه دولتتدبیر و امید که ادعای عقلانیت دارن! نمی تونست رد انکار هولوکاست توسط رئیس جمهور سایق [ که البته این خودش نیاز به اثبات داره ... چون اولا احمدی نژاد اصل وقوع هولوکاست و کشتار یهودیان را انکار نکرد بلکه سوء استفاده صهیونیست از آن را تقبیح کرد و ثانیا این چالش در موضوع هولوکاست توسط احمدی نژاد چشم جامعه بشری را به روی واقعیات بازتر کرد ] رو طوری مطرح کنه که اهانتی به احمدی نژاد که هنوز هم یکی از مسئولین نظام و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام هست، نشه؟
این توقع از کسی که ادعای بلد بودن دیپلماسی داره زیاده؟

آیا دیپلماسی و کلام زیبا و متین فقط برای خارجی ها لازمه و به رئیس جمهور سابق خودمون که می رسه به خاطر کینه ها و دشمنی های شخصی باید برای خطاب کردن رئیس جمهور از عبارت "مردی که" استفاده بشه و فعل عقده گشایانه "رفت" ؟

آیا سهمی از لبخند دیپلماتیکی که برای استقبال از اجانب و خونخواران معاصر دنیا بر لبان ظریف نقش می بنده، نمی تونه متعلق به رئیس جمهور سابق ایران (هرچند ظریف با ایشان مخالف باشه) هم باشه؟

اگر ظریف فکر می کنه اون صفحه توئیتر صفحه شخصی اوست و آزاده هر طور دوست داره در  اون صفحه تبادل کامنت کنه ... بهتره لااقل به عنوان یک ایرانی متعهد و وطن دوست ... پیش چشم بیگانگان به رئیس جمهور کشورش که منتخب 24  میلیون مردم کشورش بوده احترام بگذاره وبا کلمات قشنگتر و محترمانه تری از ایشون یاد کنه. 
------------------------------------------------------
ظریف در توئیتر:
"ایران هیچ گاه هلوکاست را انکار نکرده است، فردی که هلوکاست را انکار کرد، رفت. "

رهبر انقلاب :
آنها چهارچوبهاشان ظالمانه است. در یك كشورى كسى به افسانه‌ى هولوكاست اعتراض میكند، میگوید من قبول ندارم؛ او را زندان مى‌اندازند، محكومش میكنند كه چرا یك حادثه‌ى پندارىِ تاریخى را انكار میكنى!

معلوم می شود مردی که هولوکاست را به شکلی که صهیونیستها از آن بهره برداری می کنند، انکار کرد، نرفته است. بلکه هنوز هم محکم ایستاده است


برچسب ها: ظریف ، احمدی نژاد ، هولوکاست ، توئیتر ، وزیر امور خارجه ایران ، نانسی پلوسی ،

یکشنبه 17 شهریور 1392

دوست یهودی لهسنانی الاصل من

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :شخصی ،



10 سال پیش تو یاهو با یه خانم یهودی لهستانی الاصل دوست بودم که در مزرعه ای دریکی از شهرکهای کوچیک یکی از ایالات امریکا (اگه درست یادم باشه وست ویرجینیا! ) زندگی می کرد... این  خانم یهودی حدود 65 سال سن داشت... حقوق خونده بود و وکیل بود. 

ایشون موقع جنگ جهانی دوم 5 ساله بوده و به دنبال کشتار یهودیان همراه خونواده ش از لهستان به ایران مهاجرت کرده و در استان کرمانشاه زندگی می کرده. خیلی هم از مهمان نوازی ایرانی ها تعریف می کرد و می گفت خاطرات خوبی از سالهای کودکیش در ایران داره...

این خانم یه فعال یهودی ضد صهیونیست هم بود و کشتار یهودیان در جنگ جهانی دوم رو توطئه صهیونیستهای تندرو  می دونست و اصلا صهیونیستها رو یهودی نمی دونست و میگفت اینا فرقه ای هستن که به خاطر مطامع اقتصادی و سیاسیشون خودشون رو بین یهودی ها جا زدن. جالبه که اون سالها که طالبان در افغانستان جولان می دادن؛ این خانم به من میگفت مسلمانان باید مراقب طالبان باشند چون طالبان هم همون صهیونیزم اسلامی میشه ... شدیدا طرفدار فلسطینی ها بود و میگفت صهیونیزم باعث بدنامی یهود هست.

یه قسمت هایی از سبک زندگی این خانم برام خیلی جالب بود:

 ***   تو یه مزرعه کوچیک زندگی می کرد، گاو و گوسفند داشت و گاهی تو چت بودیم میگفت باید برم شیر بدوشم! 

 ***   تو همون مزرعه ش ... سبزیجات، مواد غذایی و میوه می کاشت و برای مصرف خونواده ش استفاده می  کرد.

 ***   دو تا بچه 3-4 ساله یکی سفید پوست و یکی سیاه پوست اداپت کرده بود و بزرگشون می کرد. اینقدر عاشق این بچه ها بود که هر هفته اخرین عکسهای دوتاشون رو برای من ایمیل می کرد. (خود ش دو تا دختر داشت که بزرگ شده بودن و از پیشش رفته بودن)

 ***  کنار این همه کار ... پرونده های حقوقی رو هم که قبول کرده بود رسیدگی می کرد.

 ***   بخش قابل ملاحظه ای از حقوقش رو به کارهای خیریه اختصاص داده بود ... و یکی از مهمترین این کارهای خیریه فرستادن پول به فلسطین برای کمک کردن به آوارگان فلسطینی بود. میگفت این پولها رو خودش شخصا برای مردم فلسطین ارسال می کنه یا توسط افرادی که می شناسه و میدونه مورد اعتمادن. چون معتقد بود که کمکهایی که خیریه های معمولی به نام کمک به فلسطین جمع می کنن رو به فلسطینی ها نمی رسونن. میگفت دولت این کمکها رو خودش بر میداره و اجازه نمیده به اسرائیل برسه! 
 


برچسب ها: یهودی ،

یکشنبه 6 مرداد 1392

نشسته ام پای عشق تو

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :شخصی ،شهدا و دفاع مقدس ،

نگران نباش
حالم خوب است
فقط باز مثل دیوانه ها نشسته ام پای عشق تو دردهای کهنه ام را به هم گره می زنم تا در هیاهوی آمد و شد زخم های تازه گم نشوند.
این بیست و هشتمین نوزده رمضانی ست که مرا بدون تو، تقدیر نوشته اند... و تقدیرم چه می تواند باشد جز دوری تو؟ 

می گویند تقدیرنگاران در شب قدر؛ آینده هر کسی را در دنباله اعمال گذشته اش می نویسند...  چرا شاپرک های عاشق هم نتوانسته اند به دستهایم قدرت بدهند که تقدیرم را طوری بنگارم که مرا به تو نزدیک تر کند؟

آه ...
شاید پروانه ها جلوی شمع ها را گرفته اند و نمی گذارند ردپاهای تو را دنیال کنم... 
چه می گویم،
وقتی هم بال و پر پروانه ها آرام می گیرد چیزی نمی بینم،
تقصیر پروانه ها نیست،
انگار چشمهایم دیگر به نور عادت ندارند... 

من دیگر گندم درو نمی کنم و طعم نگاه کشاورزان و نانی که می خورم را نمی فهمم ...
کوپن های برنج و روغنم را نمی شمارم و به یاد گرسنگان نمی افتم...
دیگر در بخاری اتاقم به جای نفت، گازوئیل نمی ریزم
و دیگر از گرمای اتاقم لذت نمی برم ... 
چرا اینقدر معنی "سادگی" و "عشق" برایم مبهم شده؟ ... 

نمی فهمم چرا آن سالهای نورانی را پرپر کردم؟
حالا هر چه به ته زندگی نزدیک می شوم ... احساس می کنم از تو دورتر و دورتر می شوم
و این ثابت می کند که تو آغاز زندگی هستی  و اصلا همه ی آن.

من ولی ...
آن قدر دستهای پر از گناهم کرخت شده اند که سالهاست گوشهایم سنگین شده و هوای شنیدن"یاران چه غریبانه" را نکرده است؛

امشب که مرغ دیگری از قفس دلم بی رحمانه هوس پریدن به سرش زده ... من دلم دوباره همان نوای قدیمی "یاران چه غریبانه" را می طلبد ... خدایا رحم کن، چه می خواهد بشود باز! حس غریبی ست.

آآآآآآآآخ ... ساعت هشت شد، دارند خون از معراج شهدا می آورند، چقدر بهت گفتم از اون بالا نپر، بالهایت خونی می شوند،
حالا روی بالهایت پرچم ایران کشیده اند تا من به جای خون؛ سرفرازی وطن را ببینم.
نوزده رمضان سال شصت و پنج است و تو فقط نوزده سال داری و نوزدهمین شهیدی هستی که آوردند.
 
ببخشید، دارند می برندت. می ترسم دیر شود ... باید بروم ... خدا حفظت کند. 
باز هم صدایم کن...
.
.
.
.
نشانی بهشت را می دهی؟
 
تشییع جناره هاشم مرگان ازغدی


پی نوشت: امروز سالگرد تشییع جنازه و به خاک سپاری برادرم هاشم است.


برچسب ها: هاشم مرگان ازغدی ، شهید ، دانشجوی پزشکی شهید هاشم مرگان ازغدی ،

جمعه 4 مرداد 1392

معماری قدیمی، سنتی و ساده در لیورپول

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :شخصی ،


یکی از چیزای جالبی که در شهر لیورپول و منچستر دیدم، معماری خیلی قدیمی، سنتی و ساده اونها بود.
خونه ها همه  کاملا قدیمی و با معماری سنتی و خیلیهاشون شیروانی داشتن... یه چیزایی مثل بادگیر بالای شیروانی ها یا سقف خونه ها بودن. که گفتن برای تهویه است ولی من هر چی تو خونه دخترم نگاه کردم متوجه نشدم این بادگیرها از کجای خونه هوا رو چرخش میدن! :دی

 تازه اپارتمانهای زیر شیروانی هم به عنوان یه طبقه مجزا و با قیمت ارزان تر اجاره داده می شدن. همه خانه ها یک طبقه یا دو طبقه و نهایتا سه طبقه و معماری خیلی ساده و یکدست!
کلا شهر معماری قشنگ و چشم نوازی داشت. انگار داری تو فیلم شرلوک هولمز قدم می زنی ... سنگفرش خیابون های فرعی حتی گاهی شبیه همون فیلمهای قدیمی که کالسکه ها روش راه می رفتن قلوه سنگ بود و که جاهایی که خراب شده بود با اسفالت پینه کرده بودن ... ماشینها روی همین اسفالتها راه می رفتن. 
تو خونه هاشون کولر نداشتن (البته خب حتما قشرخاصی شون مثلا از ما بهتران شون تو خونه  اشون تهویه مطبوع دارن)  و به خاطر همین هم فکر کنم در هفته های اخیر نزدیک به صد نفر به خاطر گرما مردند. (که خیلی هم زیاد نبود - نهایتا 35 درجه) ... 
نداشتن کولر به خاطر اینه که هوا اونقدرا گرم نمیشه. استثنائا از شانس من که از گرما متنفرم، گرم شده بود. :( 
این دو ماهی که من انگلیس بودم نه منچستر و نه لیورپول یک مورد ساخت و ساز ندیدم!! حتی یک مورد! جواز ساخت و ساز گویا خیلی به سختی و با قیمت گران توسط شهرداری داده میشه.
-----

چند تا عکس از لیورپول می گذارم.

معماری شهر لیورپول

معماری شهر لیورپول

چهرهو معماری  شهر لیورپول


برچسب ها: لیورپول ، معماری شهری ،

جمعه 4 مرداد 1392

تبلیغ مسیحیت در مرکز شهر لیورپول

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :شخصی ،



تبلیغ برای مسیحیت در مرکز شهر لیورپول
همیشه جریان داشت
در بحثی که با هم داشتیم ... قبول نمی کردن که در قرآن مسیح به عنوان پیامبر پذیرفته شده. حتی ازشون خواستم بریم یه کافی نت و قرآن رو ببینیم و ایات رو نشون بدم که قبول نکرد.

تبلیغ مسیحیت در مرکز شهر لیورپول

تبلیغ مسیحیت در مرکز شهر لیورپول


برچسب ها: لیورپول ، تبلیغ مسیحیت ،

جمعه 4 مرداد 1392

تماشای مسابقه تنیس در وسط بازار شهر لیورپول

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :شخصی ،


بر خلاف انتظارم و بر خلاف اون چیزی که 30 سال پیش در لندن دیده بودم، مردم لیورپول صمیمی و مهربون بودند و اصلا سرد برخورد نمی کردند.

یه روز که شنبه بود دیدم سیتی سنتر شهر لیورپول از ساعت 2 ظهر در گرمای 30 درجه ... یه گروه وسط بازار رو زمین نشستن و گاهی هم اسمون رو نیگا می کنن؛ و کلا انگار اومدن پیک نیک. با خودشون اب معدنی و چیپس و اینا هم آورده بودن. حالا نگو چشمشون به ال سی دی وسط بازار بوده من فکر کردم اسمون رو نیگا می کنن.


دو ساعت بعد که خرید کرده بودم و داشتم برمی گشتم دیدم اووووووووووووووووووه جمعیت شدیدا انبوه شده... و همه دارن هیجان از خودشون نشون میدن و داد و بیداد می کنن ... 
رفتم جلو دیدم مسابقه تنیس داره از ال سی دی پخش میشه...  مثه اینکه یکی از قهرمانان تنیس لیورپول بود با یه تنیسور دیگه. (شایدم مسابقه بین المللی بود نمی دونم)
علت این که مردم برای دیدن مسابقه میان سینی سنتر اینه که تماشای تلویزیون در انگلیس پولی هست، و این مسابقات فقط از شبکه های خاصی پخش میشه که باید علاوه بر آبونمان ماهانه یه مبلغی هم برای دیدن مسابقه بپردازی ... پس مردم ترجیح میدن که بیان مسابقه رو گروهی ببینن. که اتفاقا جالب هم هست. 
 


برچسب ها: لیورپول ،

جمعه 4 مرداد 1392

کلیسای انجلیکن لیورپول

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :شخصی ،


 
اینا عکسایی
هستن که با موبایل از 
کتدرال
انجلیکای لیورپول (Liverpool's Anglican Cathedral)
گرفتم.

این کلیسا زیاد قدیمی نیست اما لیورپولی ها ی
خیلی خوشحال مثل همیشه کلی بهش افتخار می کنن...  میگن که ساختمان اولیه کلیسا
که محل دعاست مربوط به سال 1890 هست... و بعد در سال 1920 یک بار و در سال 1980 یک
بار دیگه کلیسا رو توسعه دادن و مرمت کردن.

این کلیسا بزرگترین کتدرال انگلیس و 4مین
کتدرال بزرگ دنیاست!

ساختمان کلیسا البته زیاد هم بزرگ نیست.
 اما باغ بزرگی داره که یه بخشش هم قبرستان هست. 



 


کلیسای انجلیکن لیورپول

کلیسای انجلیکن لیورپول



آقایی که تو این عکس می بینید اومده تو کلیسا
نشسته و داره نقاشی پنجره های کلیسا رو می کشه و کلی از نقشهای روی پنجره ها با آب
و تاب برای من تعریف می کنه... البته نقشها کار دست نیست ولی شباهت به نقشهای رنگین
پنجره های قدیمی ایران داره. ... 



کلیسای انجلیکن لیورپول



حالا اگه ایشون بیاد ایران و یه سر به حرم امام
رضا(ع) و مساجد بزرگ شهرها بزنه یا به اصفهان سری بزنه فکر کنم کلی ذوق
کنه. 

از من در مورد ایران پرسید و وقتی شنید ما هم در
اصفهان کلیسای قدیمی و بزرگی داریم تعجب کرد. یعنی باور نمی کرد. ایمیلش رو گرفتم
تا عکسهای کلیسای جلفا (وانک) رو براش بفرستم. و شب براش فرستادم. از زیبایی کلیسای
جلفا تعجب کرده بود .. خصوصا عاشق فایل ویدئویی شده بود که از یوتیوپ پیدا کرده
بودم و براش فرستاده بودم ... فایل زندگی ارامنه را در ایران نشان می
داد.

 ----

یک کتدرال دیگه هم در لیورپول هست به اسم
متروپولیتن که از این کلیسا قدیمی تره ... اما ظاهرش مدرن تر
هست. 

هر دو تای این کلیساها به گمانم کاتولیک
باشه.




کلیسای انجلیکن لیورپول

کلیسای انجلیکن لیورپول

کلیسای انجلیکن لیورپول

کلیسای انجلیکن لیورپول



برچسب ها: لیورپول ، کلیسای انجلیکن ، کتدرال ،

جمعه 4 مرداد 1392

موزه شهر لیورپول

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :شخصی ،

موزه شهر لیورپول چند بخش داشت...

 مثلا یه بخش موزه جنگ بود که تصویر جنگ افزارهای زمان جنگ جهانی اول و دوم رو گذاشته بودن ... و لباسهای جنگی و .. و نمادهایی از اون سالها... 
سالهایی که همین انگلیسی ها انبوهی از مردم را در جهان و منجمله در ایران قتل عام کردند حالا یا با سلاح و با به خاطر تبعات جنگ مثلا در ایران با به وجود آوردن قحطی میلیونها نفر رو به کشتن دادن.

 
موزه لیورپول
 
موزه لیورپول
 
موزه لیورپول

--
یه بخش دیگه از موزه شون به نگهداری و حفظ سبک زندگی سنتی مردم شهر تعلق داشت... حتی نمونه هایی از خونه های قرن 19 رو هم بازسازی کرده بودن .. نوع پوشش مردمشون، خونه هاشون، نوع دستشویی هاشون و چهارپایه هایی که روش می نشستن و چطوری لباس می شستن و پهن میکردن و ... این قسمتش برای من خیلی جالب بود.
--
یه بخش دیگه مربوط به تحول سیستم حمل و نقلشون بود که چند تا عکس گذاشتم از این بخش.

موزه لیورپول

موزه لیورپول

موزه لیورپول
 


--
یه قسمت دیگه ش مربوط به وسایل قدیمی خانواده سلطنتی بود که از قصر اونها در لیورپول آورده شده بود.
--
یه قسمت دیگه مربوط به تحولات علمی مربوط به لیورپول بود و اختراعاتی که مربوط به مردم این شهر بود
--
یه بخش دیگه به ورزشکاران، خواننده ها و هنرپیشه های مطرح لیورپول تعلق داشت که لباسهای این افراد، جوایزشون، تقدیرنامه هاشون، مدالهای ورزشکاران، زندگینامه شون، مجسمه هایی از اونها، لوازم شخصی شون و لوازم حرفه ای شون مثلا سازشون، راکت تنیس شون و ... به نمایش گذاشته شده بود.

شارژ موبایلم تموم شده بود نتونستم زیاد عکس بگیرم.

اینم یه عکس با نماد قهرمانی ! جنگ جهانی اول انگلیس

کنار رودخانه مرسی لیورپول


برچسب ها: لیورپول ، موزه ،

یکشنبه 30 تیر 1392

سایت حاشیه ساز الف

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    


حالت تهوع دارم
به خاطر این مطلب سایت الف
در جریان انتخابات که اصلا یک ستون خاص تخریب جلیلی در بالای سایت الف باز کرده بودن، انتخابات هم تموم شد ولی این شکست خورده ها هنوز در توهم و کینه به این مرد بی حاشیه موندن! 
یاد اوضاع سال 88ذ موسوی می افتم، موسوی نظام رو هدف قرار داد و اینها یک نفر به اسم جلیلی را پیدا کرده اند و هر چی دوست دارن نثارش می کنن و شکستشون رو به پای اون می نویسن!

قبول شکست یک هنره که خیلیا ندارن. 


جمعه 28 تیر 1392

متخصصین همه فن حریف شبکه های اجتماعی

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :مذهبی ،


امروز بعد از مدتها در وبلاگم می نویسم.

فکر کردم بد نیست برای ثبت بعضی مطالب برای خودم گاهی بنویسم. راستش دیگه از فضای شبکه های اجتماعی هم خسته شدم، خصوصا که در این فضا همه چی رنگ صرفا سیاسی پیدا کرده و همه در مورد همه مسائل چه تخصص داشته باشیم چه نداشته باشیم نظر میدیم. 

چند وقتی میشه آیت الله بیات زنجانی فتوایی دادن مبنی بر اینکه روزه دار اگه بیش از حد تشنه بشه و تحمل نداشته باشه، می تونه در حد نیاز آب بخوره و روزه ش هم صحیح هست. این فتوا با فتوای سایر مراجع تقلید متفاوت هست، اما من نمی دونم ما چطور می تونیم در مورد درستی یا نادرستی اون نظر بدیم؟ برام عجیبه که در شبکه های اجتماعی افراد عادی هم فتواهای مراجع رو زیر سوال می برن. در حالیکه این کار باید در بحث ها و مباحثه های بین خود مراجع باز بشه و اشخاصی که به درجه مرجعیت نرسیدند حتی اگر حوزوی هم باشند نمی تونن فتوای مراجع را زیر سوال ببرن. چرا که بالاخره لابد مرجع مورد نظر دلایلی برای فتوایی که دادن دارند که باید توسط متخصصین شنیده بشه. پویایی فقه شیعه هم یعنی همین. 

خوبه که مرکزی وجود داشته باشه که مراجع فتواهای جدید خودشون رو که قبلا سابقه نداشته به اونجا ارجاع بدن تا نظرات بقیه در مورد فتوا رو بشنون. (البته شاید هم چنین مرکزی وچود داشته باشه و بنده بی اطلاع باشم) 

در راستای همین مطلب فتاوای مراجع، اخیرا که مدتی هست در انگلیس به سر می برم و با مسلمانان ایرانی اینجا ارتباط دارم، فتواهای جدیدی از آقای صانعی هم می شنوم که برام خیلی عجیب و مورد سوال هست. مثل عدم لزوم پوشاندن تمام موی سر و اینکه پوشاندن چند سانت از ریشه مو کافیست، عدم وجوب روزه در قطب، کافی بودن یک شبانه روز نماز در طول سال در قطب، محرم بودن فرزند خوانده به پدر و مادر (که با آیه قرآن در تضاد است)، عدم حرمت دست دادن با نامحرم در صورتیکه حرج اجتماعی داشته باشه (و البته تشخیص حرج اجتماعی با شخص است)، جواز استفاده از گوشت غیرذبح شرعی در صورتیکه تهیه گوشت ذبح شرعی شخص را دچار زحمت کند و یا کیفیت گوشت ذبح شرعی پایین تز ار گوشت غیرشرعی و قیمت آن بالاتر باشد، عدم جواز نماز خواندن پشت سر اهل سنت .

این فتاوا اتفاقا بین برخی مسلمانان خارج از کشور که مدتهاست در ایران سکونت ندارند، با استقبال مواجه میشه. 






برچسب ها: بیات زنجانی ، صانعی ، فتوا ، فقه ،

سه شنبه 31 اردیبهشت 1392

رای من ... مقاومت رمز پیشرفت

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :سیاسی ،






برچسب ها: دکتر جلیلی ، گفتمان پیشرفت و مقاومت ، سعید جلیلی ، انتخابات ریاست جمهوری ، دکتر سعید جلیلی ، مقاومت رمز پیشرفت ،

پنجشنبه 22 فروردین 1392

دانلود مستند انس حضور - شهید آوینی

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :دانلود ،مذهبی ،سیاسی ،


قسمت اول

[http://www.aparat.com/v/G3bAq]

قسمت دوم

[http://www.aparat.com/v/5r7Da]

قسمت سوم

[http://www.aparat.com/v/ehuQT]

قسمت چهارم

[http://www.aparat.com/v/1ax5b]

قسمت پنجم

[http://www.aparat.com/v/e24J6]





برچسب ها: شهید آوینی ، شهید مرتضی آوینی ، انس حضور ، کلیپ ،

سه شنبه 20 فروردین 1392

دانلود مستند خنجر و شقایق

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :دانلود ،سیاسی ،بین الملل ،شهدا و دفاع مقدس ،


بخش اول

[http://www.aparat.com/v/9GPTK]

بخش دوم

[http://www.aparat.com/v/9c2Zn]

بخش سوم

[http://www.aparat.com/v/EZj4T]

بخش چهارم

[http://www.aparat.com/v/l4SXt]

بخش پنجم

[http://www.aparat.com/v/ZNxJ3]
 
بخش ششم

[http://www.aparat.com/v/DKghY]

بخش هفتم

[http://www.aparat.com/v/Wvh5p]

بخش هشتم

[http://www.aparat.com/v/P4H9e]

بخش نهم

[http://www.aparat.com/v/SN8hr]

بخش دهم 

[http://www.aparat.com/v/FJOdV]


برچسب ها: شهید آوینی ، مستند ، مستند خنجر و شقایق ، بوسنی ، شهید مرتضی آوینی ،

دوشنبه 16 بهمن 1391

کانالهای ارتباطی خود را بشناسیم

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    

 کانالهای ارتباطی خود را بشناسیم.

1-     شبکه های اجتماعی مودجود و پر طرفدار را بصورت اختصار معرفی کنید.

 

 یکی از اولین شبکه های اجتماعی فوق العاده پرطرفدار که در اوایل دهه 80 شمسی در ایران  محبوبیت فوق العاده ای بود، شبکه اجتماعی اورکات (Orkut) بود که فعلا کاربردی ندارد.

از شبکه های اجتماعی مطرح  که در حال حاضر فعال هستند می توان فیس بوک و گوگل پلاس را نام برد.

شبکه اجتماعی پرطرفدار و معروف ایرانی زبان که مختص کاربران ایرانی است هم کلوب می باشد.

شبکه اجتماعی افسران نیز یک شبکه اجتماعی است که در دو سال اخیر فعال شده و فقط کاربران ولایی و ارزشی را به عنوان عضو قبول میکند و امکانات خوبی هم دارد.

 

شبکه های دیگری هستند که بیشتر می توان از آنها به عنوان میکروبلاگ و توئیت کننده نام برد. مثل توئیتر، دیگ و ردیتdigg & Reddit) ). این شبکه ها برای نشر سریع اخبار و نوشته های کوتاه نت گونه خیلی کاربرد دارند و بازدید خوبی هم دارند. هر چند جز تویئتر ، بقیه به اندازه فیس بوک و توئیتر و گوگل پلاس در ایران طرفدار ندارند.

 

2-     آیا در شبکه ای شما هم عضویت دارید؟

اولین اشنایی بنده با شبکه های اجتماعی در سالهای 79-80 با شبکه اجتماعی اورکات (Orkut) شروع شد. شاید یکی از بهترین سالهای فعالیت اینترنتی من همان سالها بود که با انجمن وحدت اسلامی در اورکات همکاری خوبی داشتم. این انجمن هدفشان ایجاد وحدت بین شیعه و سنی بود و در طول 5 سالی که بنده با آنها کار می کردم، موفق شدند تعدادی از مسیحیان را به دین مبین اسلام دعوت کنند.

اورکات در اواخر دولت اصلاحات به علت فعالیت سیاسی شدید علیه ایران و تبلیغات ضد نظام فیلتر شد. پس از آن در شبکه اجتماعی تازه تاسیس ایرانی زبان کلوب عضو شدم.

 

از شبکه های اجتماعی معروف و شناخته شده، در شبکه های فیس بوک و تویئتر عضو هستم اما فعالیت چندانی ندارم. در شبکه اجتماعی گوگل پلاس فعالیت گسترده ای دارم و بین کاربران ارزشی یکی از قدیمی ترین و فعال ترین کاربران شناخته می شوم. و در ضمن رکورد پرفالوئرترین کاربر ارزشی را دارم.

اما کار اصلی و فعالیت دامنه دار تر من در شبکه اجتماعی کلوب است.  کلوب یک شبکه اجتماعی فارسی زبان است که معمولا کاربران معمولی تر در آن عضو می شوند و اکثر این کاربران نوجوان یا جوانان هستند. بنده مدیریت تشکل جبهه جهادگران مجازی را به عهده دارم که زمین اصلی کار این تشکل در کلوب است.

مزیت کلوب را به سایر شبکه های اجتماعی امکانات بومی و نسبتا کم نقص آن می دانم و حضور ایرانیان آماده تاثیر پذیری در آن.

 

3-     با توجه به اینکه در عصر ارتباطات هستیم چه چیزی سبب شد که این شبکه ها در ایران فیلتر شوند؟

این که چرا این شبکه ها فیلتر می شوند را باید به طور گسترده تری به آن پرداخت. یک علت می تواند امکان نشر آزاد و دسترسی به محتواهای مستهجن و ضداخلاقی بدون هیچ کنترلی بر آن باشد، مثلا اگر پورنوترین تصاویر و فیلمها در این شبکه ها نشر داده شود، مدتی خواهد گذشت تا پس از گزارش دادن تعدادی از کاربران، این محتواهای مستهجن حذف شود و یا شاید اصلا هرگز حذف نشود.

 

علت دوم می تواند این باشد که شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک و توئیتر شدیدا تحت کنترل سیستم های امنیتی غرب هستند و این سیستم های جاسوسی با انتشار اخبار هدفدار و تخریبی علیه مخالفین خود، اذهان کاربران را برای اهداف و برنامه های آتی خود آماده می کنند، سبک زندگی مردم را به سبک زندگی غربی تغییر می دهند و ترویج اباحه گری می کنند.

ممکن است بگوید در یک جربان آزاد اطلاعات، این حق آنهاست و ما هم باید با انتشار مطالب هدفمند برای اعتقادات خودمان تبلیغ کنیم، اما باید بدانید که این شبکه ها، تقریبا یه سختی اجازه رسیدن صدای موثری از مخالفین خود را به سایر کاربران می دهند. فیلترهای پنهانی که دارند این امکان را از مخالفین آنها می گیرد که بتوانند زیاد تاثیر گذار باشند. به عنوان مثال تقریبا تمام کاربران ارزشی ایرانی موثر در گوگل پلاسٍ، به علت محتوای ارزشی پستها و پیج هایی که در گوگل پلاس مدیریت می کنند، در لیست سیاه گوگل پلاس قرار گرفته و هیچ پستی از آنها به صفحه پستهای داغ ارجاع داده نمی شود، حتی اگر 300 بار هم بازنشر شود. اما صفحه ای با نام "مملکته داریم" که در پستهای آن فقط در مورد اوضاع ایران سیاه نمایی می شود، پستهایش با 10 بازنشر به صفحه پستهای داغ منتقل می شود تا مورد بازدید عموم قرار گیرد.

پس نکته اینجاست که موافقان سیاستهای غرب، چون بدون فیلترینگ محتوا عمل می کنند و حتی  از طرف مدیران شبکه مورد حمایت  قرار می گیرد، به احتمال زیاد عملا تاثیر گذاری بیشتری روی کاربران ایرانی خواهند داشت، بنابراین حضور افراد خام و کم اطلاع در این شبکه ها منجر به فجایع تدریجی و نرم می شود.

یعنی اگر ما اول سال 3000 بسیجی را وارد شبکه اجتماعی فیس بوک کنیم، نمی توانیم مطمئن باشیم که آخر سال هم  3000 بسیجی تحویل خواهیم گرفت. چون عده ای ممکن است تحت تاثیر اخبار نادرست و تلقینات هوشمندانه و برنامه ریزی شده آنها قرار گرفته باشند و در ادامه راه دچار تردید شده باشند، و عده ای هم درگیر تفنن و وقت گذرانی در این شبکه ها و سرگرم دوستان مجازی!

 

تاکید می کنم با این وجود نباید ناامید بود و حضور هوشمندانه و برنامه ریزی شده در این شبکه ها، همان تاثیر کم را هم موثر می کند. همینقدر که ما بدون ترس و با شجاعت صدای انقلاب اسلامی را فریاد بزنیم و با ورود به این فضاها تحت تاثیر فضای موجود و کاربرانی که تحت حمایت مدیران شبکه صدایشان پرهیاهوتر شنیده می شود قرار نگیریم و احساس کم شمار بودن نکنیم.

 

از این رو ورود به این شبکه های اجتماعی خارجی و حتی داخلی، باید با برنامه و هدفدار باشد. گروه تحت مدیریت و سازماندهی تعریف شده وارد شوند، اهداف مشخص باشد و بازخورد گیری ماهانه از حضور انجام شود تا آسیبها شناخته شده و برطرف شوند.

البته به نظر می رسد گه فیلترینگ چاره اصلی این معضل نیست، بلکه ممکن است چاره مقطعی باشد تا به یک سازمان دهی نسبی در شبکه های اجتماعی برسیم. چون انواع پروکسی فایرها و فیلتر شکن و وی پی ان به سادگی در اینترنت قابل دسترسی و دانلود است . بهترین کار برای حضور مفید در فضای شبکه های اجتماعی، سازماندهی به صورت گروه هایی با مدیران فعال می باشد.  

  

 

4-  اگر محتواهای غیر اخلاقی صفحات شبکه های اجتماعی فیلتر شوند میتوان این سایتها را در اختیار بازدیدکنندگان قرار داد؟

در مورد شبکه های اجتماعی (حتی شبکه های اجتماعی داخلی) تقریبا هیچ راهی برای فیلتر سریع محتواهای غیراخلاقی این شبکه ها وجود ندارد. به علت گردش سریع اطلاعات در این شبکه ها با عملیاتی مانند داغ کردن و  ریشیر کردن  reshare و پسندیدن (like) و ... این محتواها بدون اینکه کاربر اراده کند و به دنبال آنها رفته باشد، در معرض دید کاربر قرار می گیرد و به هر حال به چشم او می خورد. این می تواند نوعی حساسیت زایی نسبت به خط قرمزهای اخلاقی را باعث شود.

اما حتی اگر این محتواها حذف شوند، با وجودیکه یکی از معضلات این شبکه ها حل شده، با وجود این، آسیب های فراوانی کاربران جوان این شبکه ها را تهدید می کند، یکی از مهمترین این آسیب ها می تواند گسست جوانان از خانواده باشد، بریدن از فرهنگ خانواده و ارتباطات خانوادگی.

آسیب مهم دیگر این است که افراد خاکستری با ورود به این شبکه های تحت تاثیر گفتمانی قرار می گیرند که توسط مدیران شبکه تقویت شده و در معرض دید کاربران قرار می گیزد تا وانمود شود که گفتمان حداکثری است.

 تحت تاثیر قرار دادن این کاربران خاکستری نیز توسط اشخاص ممکن تیست، بلکه باید در این شبکه ها توسط ما کاربران ارزشی جریان سازی انجام گیرد تا صدایی شنیده شود و کاربران منفعل تخت تاثیر موج ایجاد شده به ما بپیوندند.

 

پس به نظر می رسد محتوای مستهجن تنها یکی از آسیب های این شبکه هاست.

 صحبت در این مورد خیلی زیاد است که به نظرم از حوصله خارج است. آسیب شناسی خیلی وسیعی لازم است.

 

5-  با توجه به فیلترینگ این شبکه ها آمار بالایی از جوانان و نوجوانان کشور ما در این سایتها عضو هستند پس عملا گروه مخاطب بهره خود را بهر صورت می برند. آیا فیلترینگ باز هم ضروری است؟

اگر نظر بنده را بخواهید، فیلترینگ چاره کار دائمی نیست، با توجه به اینکه اکثر کاربران این شبکه ها جوانان و نوجوانانی هستند که نیاز به برقراری ارتباطات اجتماعی دارند و می توان این نیاز آنها را به طور صحیح پاسخ گفت، باید  چند  راهکار را پیش گرفت:

 

الف: حضور افراد قوی و مطلع در این شبکه ها برای جذب و سازماندهی کاربران جدید ایرانی.

ب: داشتن برنامه کاری برای کاربرانی که جذب شده اند

ج: حمایت از شبکه های اجتماعی فارسی زبان که قابل کنترل تر هستند و ایجاد جذایبت برای حضور در آنها.

د: اطلاع رسانی کافی و مداوم در باره آسیبهای این شبکه های اجتماعی

  

ما می توانیم با انتخاب افراد مناسب و شکل دهی شبکه های اجتماعی مردمی در فضای واقعی از بین کاربران شبکه های اجتماعی مجازی، تهدیدی به نام شبکه های اجتماعی را به یک فرصت تبدیل کنیم. که این کار تا حدودی انجام شده است.

 

 

6-  از آنجایی که شبکه های اجتماعی در تمام دنیا مخاطبان زیاد را بخود جذب کرده اند و صددرصد برای آنها محتواهای غیر اخلاقی علت اصلی گرایش و عضویت در این سایتها نمیباشد. بنظر شما اصلی ترین کاربردهای این صفحات چه میتواند باشد؟

 

علت جذابیت شبکه های اجتماعی را می توان در ارتباط واقعی با افراد بدون صرف هزینه، زمان و بدون در نظر گرفتن بعد مکان دانست. و مزیت فوق العاده دیگر آن دسترسی سریع است . همچنین دیدن و دیده شدن بدون هیچ واسطه.   استقلال داشتن کاربر در صفحه خودش، اجازه سر زدن به دیگران و سر آوردن از مسائل نسبتا خصوصی دیگران، تنوع افکار و عقاید، لحظه به لحظه آشنا شدن بدون دردسر با تعداد زیادی کاربر از سراسر دنیا،   آشنایی با فرهنگ های مختلف، همه و همه می تواند نسبت به علائق مختلف کاربران، همه طیفی را به خود جذب کند.

 

این جذابیت ها برای همه کاربران است، اما موضوع این است که ما بتوانیم با توجه به این جذابیت ها ظرفیت انبوه کاربران ایرانی را که در این شبکه های اجتماعی عضو هستند فعال کنیم.

 

با کار صحیح و برنامه ریزی شده در شبکه های اجتماعی، حتی می توان کاربری را هم که اعتقاد چندانی به نظام اسلامی ندارد با دادن سرخط های صحیح و مورد علاقه اش به یک کاربر مفید تبدیل نمود. مثلا می توان او  را تشویق نمود با توجه به احساسات وطن دوستانه اش، برای معرفی گردشگری ایران و مناطق دیدنی و ... به کاربران سایر کشورها اقدام کنند.

 

از جمله این راهکارها، برگزاری اردوهای دوستانه یک روزه، سفرهای زیارتی، دوره های آموزشی هدفمند و هر برنامه ای که منجر به این شود که علقه های دوستی و ارتباطات صمیمی بین کاربران این شبکه ها (به تفکیک جنسیت) برقرار شود تا بتوان در طی هم فکری ها و هم اندیشی ها و حلقه های فکر حضوری و مجازی، به ارتقا و رشد اطلاعات این کاربران کمک کرد.

 

]این شیوه را جریان اپوزیسیون در فتنه 88 انجام داد. یعنی از مدتها قبل از انتخابات، یک سری شبکه های مجازی دوستانه در شبکه اجتماعی کلوب و فیس بوک و توئیتر و ...تشکیل داشته بودند که گاهی ما می دیدیم حتی برنامه های حضوری مثل کوه و ... هم داشتند و اکثر اعضای این شبکه های مجازی نوجوانان دبیرستانی یا دیپلمه های بیکار بودند که زیاد فرصت برای حضور در نت را داشتند. این شبکه های مجازی در جریان انتخابات 88 فعال سیاسی شد و اعضای آن همدیگر را تشویق به حضور در اغتشاشات می کردند. مسلما جذابیت حضور با دوستان مجازی در یک راهپیمایی اعتراض آمیز برای این کاربران از یک طرف و ترس از طرد شدن از شبکه و مورد بی اعتنایی دوستان قرار گرفتن و ترسو خطاب شدن از سوری دیگر باعث می شد که به دعوت گروه پاسخ دهند.[

 

اولین نکته این است که این شبکه های اجتماعی واقعی که از دل شبکه های اجتماعی مجازی بیرون می آیند باید دارای مدیریت توانمند و دلسوز و  کاملا پخته باشند. متاسفانه کسانی که در سطح بالایی از مدیریت و توان مذهبی هستند، بیشتر علاقه به کارهای به ظاهر بزرگ دارند و این قبیل کارها را در سطح خود نمی بینند و مجموعه ای را راه اندازی می کنند و به چند نفر کم تجربه و خام می سپرند (مشکل این است.)

در حالیکه مشکل اساسی کاربران مذهبی و ارزشی در شبکه های اجتماعی این است که اعتماد به نفس کافی برای به زبان آوردن آنچه به آن اعتقاد دارند را ندارند. (هرچند باید اعتراف کرد این مساله بعد از فتنه 88 خیلی بهتر شده است و کاربران ارزشی ها باید از اعتقادات خود دفاع کنند) و این به خاطر این است که صداهای مخالف قدرتهای غرب توسط مدیران شبکه به طور نامحسوس و با ترفندهای فیلترینگ خاموش می شود و از طرفی صداهای دعوت کننده به اباحه گری و مخالفت با دین توسط مدیران شبکه تقویت می شود.

معمولا ما عادت داریم قبل از اینکه حرف بزنیم، برآورد کنیم که آیا مورد حمایت جمع واقع می شویم یا نقد خواهیم شد. آیا در صورت مورد حمله و نقد قرار گرفتن می  توانیم از حرفی که زده ایم دفاع کنیم؟ یا اگر خودمان توان دفاع نداریم، کسی هست که از ما دفاع کند؟ اگر احساس کنیم در اقلیت هستیم ترجیح می دهیم سکوت کنیم. و این سکوت باعث می شود بقیه اشخاص هم فکرمان هم از اعتقادات ما بی خبر بمانند و هم خودمان کم کم جذب جریان شویم.

حضور فعال چندین مدیر آشنا و مطلع به مسائل که اهل بحث هم باشند در این شبکه ها باعث می شود که کاربران کم تجربه تر که ممکن است اطلاعات کافی در زمینه های مذهبی و سیاسی و ... نداشته باشند با اتکا و به پشتوانه فکری این افراد بتوانند اظهار نظر کنند و کم کم در زمینه بحث قوی شوند.

 

تجربیات بسیاری از این دست در شبکه های اجتماعی وجود دارد. کاربرانی که به خاطر ضعف اطلاعات با عدم آشنایی به زبانهای خارجی سکوت می کنند و ترجیح می دهند بی سر و صدا شاهد جریان شبکه باشند و خنثی عمل کنند. یا اگر عقایدشان را بیان می کنند، جریان مخالف فعال بلافاصله با کوبیدن و هجمه بی  امان و با آیدی های متنوع اعتقاداتش را زیر سوال می برند و چون به علت کمبود اطلاعات و عدم پشتیبانی دوستان و همفکران مغلوب می شود، دیگر جرات ابراز نظر ندارد.

 

 

7.  به نظر شما چرا سایتهای این شبکه های اجتماعی بعد از موتورهای جستجو، پر استفاده ترین سایتهای اینترنتی هستند.

پدیده شبکه های اجتماعی شاید یکی از مهمترین تحول  رسانه ای بیست سال اخیر باشد، شما با استفاده از این پدیده به سطح بالاتری از تبادل اطلاعات دسترسی پیدا می کنید. اگر قبلا باید سایتی را باز می کردیم و خبری را می خواندیم، حالا اخبار مختلف از منابع مختلف مدام و بی وقفه به چشم ما می رسد.

از طرفی امکان تعامل با دیگر کاربران اینترنت را در سراسر دنیا داریم و این اتفاق مهمی است. کی تصور می کردیم که بتوانیم بدون هزینه و صرف وقت، فقط با یک کلیک با یک مسلمان در مصر، یک صهیونیست در اسرائیل یا یک ایرانی در جزایر ابوموسی صحبت کنیم و نظر مستقیم او را بدون دخالت رسانه ها و تیتر زدن روزنامه ها بفهمیم؟

 

پس علت پرکاربرد بودن این شبکه ها، اولا جذابیت این شبکه هاست و ثانیا این مساله است که کاربر احساس می کند آزاد است و می تواند از بین داده هایی که به او می رسد آنچه را می خواهد بپذیرد. شما وقتی وارد یک سایت می شوید معمولا خط سیر فکری آن سایت از طرف مدیران سایت مشخص شده و احساس می کنید که مطالب سایت دارند یک سری اطلاعات طبقه بندی شده و هدفدار را به شما می دهند. اما در شبکه های اجتماعی این چنین حسی رو ندارید . هرچند شبکه های اجتماعی هم دقیقا با ترفندهای فیلترینگ کاربران مخالف خود، اطلاعات هدفدار و دسته بندی شده به خورد شما می دهند، اما به علت حضور ظاهری و آزاد کاربران با عقاید مختلف شما این مساله را احساس نمی کنید و تصور می کنید در یک فضای آزاد اطلاعاتی قرار گرفته اید. از طرفی شبکه های اجتماعی گستره علائق فوق العاده ای را پوشش می دهند.

 

8.     شبکه های اجتماعی با چه موضوعاتی وجود دارد.

شبکه های اجتماعی جهانی و مطرح معمولا همه منظوره هستند. و هر کاربر می تواند با توجه به علایق خود در کلوبها یا صفحات مختلف آن عضو شود. اما شبکه های اجتماعی خاص نیز وجود دارند. مثلا شبکه های اجتماعی مخصوص دانشجویان و اساتید. داشتن شبکه اجتماعی محدود کار ساده ای است. حتی یک دانشگاه هم میتواند یک شبکه اجتماعی از دانشجویان، اساتید و کارمندان خود داشته باشد. اما این شبکه را نمی توان یک شبکه اجتماعی عمومی دانست.


ادامه مطلب

جمعه 8 دی 1391

چرا علی مطهری بلندگوی فتنه گران شده؟

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :سیاسی ،

علی مطهری چهره ای است که  نام وی در سالهای اخیر به خاطر مواضع چالش برانگیز و بعضا متناقضش در امور سیاسی، در رسانه های زیادی مطرح شده است و بخصوص رسانه های بیگانه و ضدانقلاب روی نظرات وی مانور زیادی می دهند.

مطهری خود سالها پیش، زمانی که مورد بی مهری هاشمی قرار گرفته بوده، از منتقدین سرسخت هاشمی بوده و از رانت خواری های مهدی هاشمی و سایر آقازاده ها می نالیده است و مدام درخواست مواخذه آنها را داشته، در حالیکه فعلا که جرم سنگین این آقازاده ها مبرهن است، مطهری از عدم اثبات اتهام آنها سخن می گوید!! وی منتقد و مخالف خاتمی بوده، در سال 84   از کاندیداتوری  احمدی نژاد حمایت کرد، در سال 88 نیز ابتدای امر مخالف کاندیداتوری موسوی و موافق نامزد شدن احمدی نژاد برای انتخابات بود. اما بعدا در مخالفت با احمدی نژاد سنگ تمام گذاشت.

علی مطهری در دوران فتنه مواضع گوناگون می گرفت و به قولی از سیاست "یکی به نعل، یکی به میخ" پیروی می کرد. مردم وی را از ساکتین فتنه می دانستند، اما وی کم کم به  بلندگوی فتنه تبدیل شد تا بدون در نظر گرفتن سابقه توهین ها و اتهامات علیه احمدی نژاد توسط سران فتنه و همکارانشان، شروع فتنه را از مناظره تاریخی معرفی کند و اینطور القا نماید که اتهامات! مطرح شده در مناظره تاریخی احمدی نژاد – موسوی باعث کلید زدن فتنه شده است و از این رو باید احمدی نژاد هم همراه با سران فتنه محاکمه شود!!!  تقلیل فتنه بزرگ علیه نظام،(که در واقع در یک سوی میدان نظام اسلامی و در سوی دیگر ضدانقلاب و نظام های استکباری بودند) به دعوای موسوی – احمدی نژاد توسط مطهری، نشانه ویژگی سطحی نگری مطهری و عدم ذکاوت سیاسی وی برای تشخیص لایه های پنهان وقایع سیاسی است. با وجود شواهد روشن و دفاع واضح آمریکا و اسرائیل از فتنه، مطهری هنوز در باطل بودن آن شک دارد.

مطهری در سالهای اخیر به خاطر دسترسی به تریبون مجلس، بدون درک و در نظر گرفتن مصالح نظام که همواره در بیانات رهبری به آن اشاره می شود، هر از گاهی با بزرگنمایی ضعف های دولت دهم، طرح استیضاح وزرای کابینه احمدی نژاد؛ طرح سوال از رئیس جمهور؛ اتهام آزاد گذاشتن بی بندوباری جنسی و ... مخالفت جدی خود را با دولت بخصوص با شخص رئیس جمهور به نمایش می گذارد. این در حالیست که وی در مقابل کاستی ها و اشتباهات دو قوه دیگر، هیچ موضعی نمی گیرد و گویا تبدیل به بازرس قوه مجریه شده است. این امر متاسفانه شائبه کینه شخصی با شخص احمدی نژاد را تقویت می کند.

جالب است بدانیم که علی مطهری در حالی از نظارت بر دولت و رئیس جمهور و حتی لزوم نقد رهبری صحبت می کند که مخالف تصویب "طرح نظارت بر نمایندگان مجلس" است و آن را توهین به نمایندگان تلقی می کند. همچنین وی در حالی احمدی نژاد را به خاطر توهین! در مناظره ها مستحق محاکمه می داند، که خود بارها از تریبون مجلس و در مصاحبه ها به رئیس جمهور قانونی و منتخب مردم توهین کرده است. نکات فوق نشان می دهد که وی به منطق ثابتی برای اظهار نظرهای خود پایبند نیست و تابع ضرب المثل "یک بام و دو هوا" ست. این امر می تواند نشان دهنده خطای شناختی ناشی از دید خودخواهانه به مسائل باشد که شخص خودش را محور قرار داده و مسائل را بر اساس محوریت خود تحلیل می کند.

 

علی مطهری در واقع شخصیتی همیشه مخالف و همیشه منتقد؛ رک گو؛ و دچار سطحی بینی سیاسی است. وجود این ویژگیها با هم باعث شده در برهه زمانی فعلی، جناح مخالف نظام و به خصوص اصلاح طلبان تندرو، با میدان دادن به او و چهره سازی از وی حداکثر استفاده را ببرند.

با توجه به عدم تسلط مطهری به بندهای قانون اساسی و تاریخچه قوانینی که در مجلس به تصویب رسیده است، (این امر در مناظره هایی که ایشان شرکت می کنند، کاملا مشهود است) به نظر می رسد که علی مطهری ناآگاهانه تریبون جناحی شده است که خود وی اختلافات عقیدتی و سیاسی زیادی با آنها دارد. در واقع مطهری به خاطر همان ویژگی سطحی نگری، لایه های پنهان این جناح را درک نمی کند و تنها خوش بینانه و با سادگی به ظاهر سخنان فریبنده این افراد توجه می کند.

نامه سرگشاده اخیر مطهری خطاب به آیت الله جنتی به خوبی این مساله را نشان می دهد، این نامه را می توان جدیدترین نمونه تلاشهای مطهری در راستای جلب نظر رسانه ها به خود دانست که تقریبا به وضوح تکرار خواسته های جناح تندروی اصلاح طلب مثل عبدالله نوری و موسوی خوئینی ها می باشد و بسیار هم مورد استقبال رسانه های ضدانقلاب و بیگانه قرار گرفته است.

 

این اظهارات موسوی خوئینی ها را بخوانید:

"انتخابات آزاد یعنی اینکه آقای مهندس موسوی هم بتواند کاندیدا شود. چون مهندس موسوی چهار سال پیش با تمام سختگیری‌هایی که همین آقای جنتی کرد تائید شد و از آن موقع به بعد هم هیچ محکمه و دادگاهی محکومش نکرده است. اگر انتخابات آزاد باشد ایشان باید بتواند کاندیدا شود. حتی لازم نیست برای انتخابات از حصر هم بیرون آورده شود، فقط از داخل حصر منزلش اعلام کاندیداتوری کند. اگر رای آورد از خانه‌اش برود ساختمان ریاست جمهوری و اگر رای نیاورد همانجا بماند."

حال این بخش از نامه علی مطهری به آیت الله جنتی را بخوانید:

" همچنین فرموده اید " امکانی برای حضور مجدد فتنه گران در صحنه انتخابات وجود ندارد و آنها حتی نباید توهم این حضور مجدد را داشته باشند." اگر مقصود شما افرادی است که جرم آنها در دادگاه صالح اثبات شده و حکم دادگاه موجب محرومیت آنها از حقوق اجتماعی است، سخن جناب عالی درست است، در غیر این صورت وجاهت قانونی ندارد. فرضا آقایان موسوی و کروبی هم کاندیدای ریاست جمهوری شوند، قطع نظر از اعتقاد شخصی ما درباره میزان قصور یا تقصیر آنها در بحران مذکور، چون در هیچ دادگاهی به طور علنی محاکمه نشده و از خود دفاع نکرده اند، مجوز قانونی برای رد صلاحیت آنها وجود ندارد."

مشابهت را می بینید؟


این دو اظهار نظر کاملا شبیه به هم و مطهری که خود موسوی خوئینی ها را معلم فکری گروه فرقان و گودرزی عامل ترور شهید مطهری می داند، به طور ناخواسته استراتژی  دیکته شده اصلاحات که ناشی از تفکر امثال موسوی خوئینی ها است را دنبال می کند.

(مطهری در مصاحبه خود در سال 89 با نشریه‌ یاد آور، با تأکید بر این که گروهک فرقان متأثر از افکار کسانی چون آقای موسوی خوئینی‌ها بود، گفته است: "من معتقدم این‌ها بیش‌تر متأثر از افرادی چون موسوی خوئینی‌ها و دکتر پیمان بودند و همین طور از نهضت آزادی خارج از کشور و دکتر یزدی و قطب زاده و جزواتی که از طرف آن‌ها می‌آمد. در جزوه‌ای که آن‌ها برای سالگرد دکتر شریعتی منتشر کرده بودند و احتمالاً متعلق به دکتر یزدی و گروهش بود، به شهید مطهری حمله و ایشان را در کشتن دکتر شریعتی، همکار رژیم شاه معرفی کرده بودند! آن‌ها «عدل الهی» و «خدمات متقابل ایران و اسلام» را مسخره کرده و گفته بودند که افرادی که به دنبال تحکم پایه‌های رژیم شاهنشاهی هستند، این مطلب را می نویسند. گودرزی و دوستانش بیش‌تر متأثر از این حرف‌ها بودند.")

 

پشت این منطق مطهری تفکر سکولار و ضدامام نفهته است. در حالیکه مطهری نه سکولار است و نه ضد ولایت فقیه.  اما معلوم نیست چطور میتوان مطهری را پیرو ولایت فقیه و امام خمینی دانست که به خاطر ندارد امام خمینی فعالیت سیاسی نهضت آزادی و اعضای آن را متوقف کرد و به مسئولین دستور داد که کسی حق ندارد به هیچ کدام از افراد جبهه ملی و نهضت آزادی پستهای کلیدی حکومتی بسپارد. در حالیکه این افراد ظاهرا در هیچ دادگاهی محاکمه نشده بودند و اتهامی برای آنها اثبات نشده بود.

 

پشت این سخنان که از بسیاری از اصلاح طلبان منجمله موسوی خوئینی ها و به علاوه از مطهری مدعی اصولگرایی  شنیده است، اهدافی وجود دارد.

 

الف- تخریب نهادهای موثر نظام جهت زیر سوال بردن سلامت انتخابات: یکی از این اهداف که می تواند یکی از راهبردهای اصلی فتنه گران را در انتخابات آینده به نمایش بگذارد، چیزی نیست جز زیر سوال بردن عملکرد شورای نگهبان که بخش اصلی سلامت انتخابات بر عهده این نهاد است. این بار فتنه گران قصد دارند از همان ابتدا و با زیر سوال بردن رد و تایید صلاحیت ها در شروع انتخابات، فتنه انتخاباتی را بر  علیه نظام شروع کنند تا بتوانند با دلسرد کردن مردم میزان مشارکت را کاهش دهند. چرا که میزان مشارکت بالا در انتخابات است که ثبات و پایداری نظام را تثبیت می کند.

علاوه بر شورای نگهبان، نهاد موثر دیگری که دشمن بارها به آن تاخته و مایل است متهم به دخالت در انتخابات شود، سپاه و بسیج است. علی مطهری در کمک به تکمیل این پازل دشمن نیز در اردیبهشت سال 91، سپاه را متهم به دخالت مشهود و غیرقانونی در انتخابات مجلس نمود و با ژستی دلسوزانه گفت که این دخالت آفت نظام اسلامی و سپاه است.

 

ب- استراتژی یک گام به جلو: این استراتژی مصداق ضرب المثل "بــه مـرگ بـگیـــر تا بــه تب راضـــی شـود!!" می باشد که به دنیال این است با مطرح کردن خواسته کاندیداتوری موسوی و کروبی به طور ضمنی، امتیاز گرفته و نظام را به قبول کاندیداتوری خاتمی راضی کند و بدین ترتیب اصلاحات شکسته و منزوی ناشی از تندروی ها و بی منطقی موسوی و کروبی ، دوباره وارد میدان سیاسی کشور شود.

 

به طور کلی استفاده ضدانقلاب از مطهری را می توان در ابعاد مختلف اهداف راهبردی دشمن دید،


الف- استراتژی نخبه تراشی و قرار دادن نخبگان ساختگی در برابر تصمیمات مسئولین نظام

این استراتژی تکمیل کننده استراتژی "در مقابل هم قرار دادن سران سه قوه" می باشد. هرچند این استراتژی از سال 88 به کار گرفته شده و تا به حال ناکام مانده است، ولی ظاهرا دشمن هنوز از کاربرد آن ناامید نشده است. طرح "نامه به رهبری" که توسط نخبگان خودساخته ای مانند نوری زاد و ... به راه افتاد، یکی از این طرح هاست.

متاسفانه اظهار نظرهای گاه و بیگاه افرادی مانند مطهری که خود را نخبه سیاسی!! می پندارند و دشمن با مطرح کردن آنها و حمایت رسانه ای از آنها چهره سازی می کند، در راستای اهداف مخالفین نظام در نمایش وجود شکاف درون حاکمیت و اتهام زنی به نهادهای موثر نظام است. در این طرح دشمن تلاش دارد با حمایت و بزرگنمایی نظرات مخالف در خصوص مسائل ریز و درشت، وانمود کند که صفی از کارگزاران نظام در مقابل نظام، رهبری و دیگر کارگزاران وفادار به ارزش‌های اصیل انقلاب ایستاده است و به این ترتیب شرایط را برای فتنه‌ای دیگر مهیا  ‌سازد.

 

ب-  ایجاد هزینه برای نظام و رهبری از طریق تشدید اختلافات میان مسئولان و پافشاری برخی از کارگزاران بر امور کم‌اهمیت. به قول رهبری اهم و مهم نکردن مسائل. مطهری در این میدان هم تکمیل کننده سناریوی دشمن و به عنوان مثال هر چند وقت یک بار، دولت را با طرح مسائل نسبتا کم اهمیت، وادار به واکنش می کند. (لازم به ذکر است که این مساله به معنی تایید همه مواضع و کارکردهای دولت و سایر مسئولین نظام که مطهری علیه آنان موضع گرفته است نمی باشد.)


برچسب ها: علی مطهری ، فتنه 88 ،

جمعه 8 دی 1391

سالگرد حماسه 9 دی مبارک

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    

امام خامنه ای:

مسئولین کشور بحمدالله چشمشان باز است

می بینند مردم در چه جهتی دارند حرکت می کنند



طراح: امیرحسین رعائی


برچسب ها: نه دی ،

جمعه 8 دی 1391

9 دی نور بصیرت الهی بود

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    

9 دی نور بصیرت الهی بود 

................. در دل های امت 

طرح از امیرحسین رعائی



برچسب ها: نه دی ،

جمعه 8 دی 1391

مردم به نظام اعتماد دارند،

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    

حادثه‌ى نهم دى یك حادثه‌ى عجیبى است؛
به خاطر دلبستگى مردم به نظام بود.
اینها نشان دهنده‌ى اعتماد مردم است. 

متأسفانه می شنویم همین طور در اظهارات مصلحت‌جویانه،
مكرر میگویند: آقا اعتمادِ از دست رفته‌ى مردم را برگردانید!

كدام اعتمادِ از دست رفته؟!

مردم به نظام اعتماد دارند،
نظام را دوست دارند،
از نظام دفاع میكنند. 

پوستر در اندازه واقعی:  http://www.postermovement.ir/download.php?id=191&file=cfecdb276f634854f3ef915e2e980c31.jpg


برچسب ها: نه دی ،

مردم وقتى احساس میكنند دشمن در مقابل نظام اسلامى ایستاده است، مى‌آیند توى میدان. 

این حركتِ ایمانى است،
این حركتِ قلبى است؛

این چیزى است كه انگیزه‌ى خدائى در آن وجود دارد؛
دست قدرت خداست،
دست اراده‌ى الهى است؛
این چیزها دست من و امثال من نیست؛
دلها دست خداست.
اراده‌ها مقهور اراده‌ى پروردگار است.

دانلود پوستر برای چاپ:  http://www.postermovement.ir/download.php?id=442&file=postermovement-persian-68-7.jpg


برچسب ها: نه دی ،



روزهاى سال،
به طور طبیعى و به خودى خود همه مثل همند؛ 
این انسانها هستند،
این اراده‌‌‌‌‌ها و مجاهدتهاست
كه یك روزى را از میان روزهاى دیگر برمیكشد و آن را مشخص میكند، متمایز میكند، متفاوت میكند
و مثل یك پرچمى نگه میدارد تا راهنماى دیگران باشد.

روز عاشورا - دهم محرم - فى نفسه با روزهاى دیگر فرقى ندارد؛
این حسین بن على (علیه السّلام) است كه به این روز جان میدهد،
معنا میدهد،
او را تا عرش بالا میبرد؛
این مجاهدتهاى یاران حسین بن على (علیه السّلام) است كه به این روز، این خطورت و اهمیت را میبخشد. 


برچسب ها: نه دی ،

جمعه 8 دی 1391

دنیا خیره شد

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    


دنیا خیره شد
شما دیدید فتنه‌اى به وجود آمد، 
كارهائى شد، 
تلاشهائى شد،
آمریكا از فتنه‌گران دفاع كرد،
انگلیس دفاع كرد،
قدرتهاى غربى دفاع كردند،
منافقین دفاع كردند، 
سلطنت‌طلبها دفاع كردند؛
نتیجه چه شد؟
نتیجه این شد كه در مقابل همه‌ى این اتحاد و اتفاق نامیمون، 
مردم عزیز ما،
ملت بزرگ ما در روز نهم دى،
آنچنان عظمتى از خودشان نشان دادند كه دنیا را خیره كرد.


دانلود پوستر برای چاپ:  http://www.postermovement.ir/download.php?id=89&file=2a38a4a9316c49e5a833517c45d31070.jpg


برچسب ها: نه دی ،

جمعه 8 دی 1391

نهم دی نیاز لحظه ها بود

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    

یكى از قله‌هاى فراموش نشدنى تاریخ انقلاب هم،
همین نهم دى امسال بود

شناختن موقعیت،
فهمیدن نیاز،
حضور در لحظه‌ى مناسب و مورد نیاز؛

این اساس كار است كه مؤمن باید این را هم با خود همراه داشته باشد
تا بتواند وجودش مؤثر بشود؛
آن كارى را كه باید انجام بدهد،
بتواند انجام بدهد.

كار نهم دى ماهِ امسال هم همین جور بود.

این هم نیاز لحظه‌ها بود؛
این یك كار متعارف و معمولى نبود.

بیانات در دیدار با اعضای شوراى هماهنگى تبلیغات اسلامى
29/10/1388
http://www.postermovement.ir/download.php?id=195&file=a597e50502f5ff68e3e25b9114205d4a.jpg


برچسب ها: نه دی ،

امیرالمؤمنین در جنگ صفین - شاید این جمله را درباره‏ى عمار هم فرموده باشد - مکرر این جمله را مى‏فرمود: 

..........«و لا یحمل هذا العلم الّا اهل البصر والصّبر». ...........

چه عبارت زیبایى هم هست؛ 

حروف بصر و صبر یکى است، ترکیبش دوتاست؛ و چه زیبا! 

فقط اهل بصیرت و پایدارى مى‏توانند این پرچم را بردارند. 

بصیرت را باید در خودمان تقویت کنیم.


دانلود پوستر با متن فوق: http://www.postermovement.ir/download.php?id=442&file=postermovement-persian-68-7.jpg


مقام معظم رهبری: 

همانطور که در ابتدای انقلاب ، 
محرم به کمک این مردم آمد و امام خمینی فرمود خون بر شمشیر پیروز است، 

و حماسه بزرگ و ماندگاری را خلق کرد.

طراح:حامد امامی

دانلود پوستر با متن فوق: http://www.postermovement.ir/download.php?id=194&file=bd686fd640be98efaae0091fa301e613.jpg


برچسب ها: نه دی ،

جمعه 5 آبان 1391

سوریه و ترکیه و بحران دو کشور

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    

 به منظور شناخت بهتر تاثیر حوادث سوریه بر سرنوشت سیاسی ترکیه و علت شناسی حضور فعال دولت ترکیه درسناریوی براندازی رژیم سوریه، نخست به طور خلاصه راهبرد آمریکا و روسیه را در حوادث سوریه بررسی می کنیم.


آمریکا در قبال تحولات سوریه چه کرد؟ راهبرد آمریکا در ابتدا به علت مطمئن نبودن از ماهیت اپوزیسیون سوریه، محتاطانه و تنها اکتفا به تضعیف دولت سوریه  بود، چرا که آمریکا تمایلی به
قدرت بخشیدن به یک گروه ناشناخته و تکرار تجربه طالبان نداشت. در مقطع بعدی آمریکا از ترکیه خواست که زمینه های آشنایی و تعامل با اپوزیسیون سوریه را برای آمریکا فراهم کند. در همین راستا سال گذشته هیلاری کلینتون با سران اپوزیسیون سوریه در ژنو، پشت درهای بسته و بدون حضور خبرنگاران دیداری چند ساعته داشت و به آنها قول همکاری داد.  پس از این دیدار، مسئولین آمریکایی چندین دیدار آشکار وپنهانی با سران کشورهای عربستان، قطر و سران طالبان داشتند. به همه اینها اضافه کنید آزاد شدن چندین زندانی خطرناک القاعده از زندان گوانتاناموی آمریکا و انتقال آنها به مرز سوریه جهت هدایت شورشیان سوری.

در این هنگام بود که فاز دوم راهبرد آمریکا در برابر سوریه یعنی فاز براندازی شروع شد. وادار کردن اتحادیه‌ی عرب به رأی دادن به طرح تعلیق عضویت سوریه در این اتحادیه و مسلح کردن بیش‌تر معارضان سوری از راه مرز ترکیه، اردن و حمایت رسانه ای بی چون و چرا از معارضین سوری از جمله اقدامات این فاز بود.

فاز سوم راهبردی آمریکا در مقابل سوریه، برگشت به فاز اول بود. وقتی آمریکا از براندازی رژیم سوریه ناامید شد، دوباره مشغول سازی و تضعیف فرسایشی دولت سوریه را آغاز کرد.

 

روسیه  در قبال تحولات سوریه چه کرد؟

 روسیه قبل و بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، تقریبا تمام متحدین خود در خاورمیانه را توسط  نقشه های آمریکا از دست داده است، افغانستان، عراق، لیبی از جمله این کشورهاست. آمریکا در صدد است سوریه نزدیک ترین متحد روسیه را هم با نقشه ای شبیه لیبی با دخالت نظامی به زانو در آورد و یک رژیم متمایل به غرب مانند ترکیه را در آن پیاده کند. روسیه این بار حتی به قیمت پیاده کردن ناوهای جنگی خود در مناطق مرزی سوریه حاضر نیست اجازه دهد آمریکا به هدفش برسد.

 در حوادث اخیر کشورهای عربی، تغییر رژیم مصر به نفع روسیه بود چرا که رژیم های مبارک و بن علی وابسته ترین رژیمها به غرب بودند که اکنون با رژیم معتدل تری جایگزین شده اند، اما تغییر رژیم در لیبی به نفع روسبه نبود، همچنانکه تغییر رزیم در سوریه به نفع آمریکا و اسرائیل خواهد بود. حتی می‌توان گفت دروازه‌ی ورودی سیاست خاورمیانه‌ای روسیه از سوریه می‌گذرد و به همین دلیل‌مدودف درباره‌ی مداخله‌ی غرب در سوریه هشدار داده و این از نوع تذکرهای معمول دیپلماتیک نبوده است؛ بلکه برای روسیه یک موضوع راهبردی محسوب می‌شود.


ترکیه مجری سیاست‌های ضد سوری آمریکا

بررسی نوع مواضع ترکیه در قبال تحولات منطقه تناقضات قابل تاملی را نشان می دهد. مثلا ترکیه در قبال حوادث تونس و مصر به آرامی و محافظه کارانه از حرکت ملت انقلابی تونس و مصر حمایتهای اندک دیپلماتیک کرده بود و در واقع در صدد بود که در صورت بروز انقلاب مدل حکومتی خود را برای اجرا در این کشورها تبلیغ کند، ولی در قبال تحولات لیبی، تا مدتی نسبتا طولانی از قذافی حمایت آشکار می کرد و تا آخر هم حمایت چندانی از انقلابیون لیبی نکرد. در حوادث کشورهای خلیج فارس هم ترکیه موضع سکوت گرفته است و به خاظر نگاه اقتصاد محور خود به مسائل حاضر نیست با حمایت از انقلابیون منطقه خلیج فارس، منافع خود را در رابطه با عربستان سعودی به خطر بیاندازد.

اما چه شد که ترکیه در قبال حوادث سوریه که در واقع شورش اقلیت مورد حمایت مسلمانان تندور و غرب بر نظام مورد حمایت اکثریت است، ترکیه اینگونه جدی وارد عمل می شود؟

در حالیکه  تا سال گذشته، سیاست خارجی ترکیه در سالهای اخیر خصوصا توسط داوود اوغلو و رجب طیب اردوغان، سیاست تنش زدایی و برقراری ارتباط صمیمانه و مشترک با همسایگان بوده است و در همین راستا پیمانهایی با سوریه امضا کرده و «اردوغان» یک سال پیش از سوریه  به عنوان همکار استراتژیک نام می‌برد و از بشار اسد به عنوان دوست خود یاد می کند، اکنون چه شده است که ترکیه به پایگاهی برای پناهجویان و مخالفان سوری تبدیل شده است؟ و به سازماندهی گروه های مخالف می پردازد؟ علت پدیدار شدن این جبهه‌ همسو (غرب، عرب و ترکیه) برضد سوریه چیست؟

به این نکته توجه کنیم که خط مشی ترکیه در قبال حوادث منطقه ای از دل غرب بیرون می آید. نه به این معنی که اردوغان لزوما جاسوس مارک دار سیا باشد، بلکه به این معنی که تفکر ترکیه همان تفکر اصالت سرمایه غرب است که ناگزیر منجر به چنین سیاستهایی می شود. چنانکه بین سیاستمداران ایرانی هم آنها که تفکر اصالت سودپرستی و اقتصادگرایانه داشته اند، جزو مخالفین رژیم سوریه هستند، هرچند ممکن است این مساله را آشکار نکنند.

 مساله بعدی این است که به نظر می رسد ترکیه در این شرایط بیداری اسلامی، بازخوانی پرونده‌ خاورمیانه ی جدید  10 سال پیش «جرج بوش» را به نمایش گذاشته است. البته این یک حقیقت است که پس از بیداری ملت‌های منطقه نقشه خاورمیانه جدید آمریکا با شکست روبرو شد و این نقشه طراحی شده جدبد که به دنبال این است که ترکیه را سردمدار خاورمیانه کند، برای جلوگیری از شکست‌های بیش‌تر طراحی کرده است.

 اکنون ترکیه احساس می‌کند از وضعیتی که در خاورمیانه و خصوصا در سوریه پیش آمده به عنوان فرصت برتر سیاسی استفاده ‌کرده و در همین راستا سیاست خارجی خود را در کمال بهت از تنش زدائی به تنش افرینی در منطقه تغییر داده است و تیم اردوغان سعی در معرفی ترکیه  یه عنوان "کشور پیشتاز" با نقش تصمیم گیر و برتر منطقه ای دارد و به تعبیری به دنبال آرزوی دیرین خود یعنی احیای امپراطوری عثمانی است.

 برای رسیدن به این آرزو، اردوغان باید دالانی را به سوی خاورمیانه و بخصوص دنیای عرب باز کند و این دالان در بعد سیاسی همان القای مدل حکومتی خود به انقلابهای منطقه است. برای القای این مدل حکومتی مسلما ترکیه باید آن را به مدل قابل قبولی برای کشورهای اسلامی و بخصوص کشورهای عربی تبدیل می کرد. به همین خاطر دولت ترکیه چندین سال است با گرفتن ژستهای اسلام دوستانه مانند دادن آزادی حجاب به زنان ترکیه؛ موضع گیری علیه اسرائیل در سخنرانی ها و دیدار - و البته هم پیمانی با مقامات اسرائیلی در نهان -؛ ابراز همدردی با انقلابیون منطقه در موضع گیری های سیاسی - و البته حمایت پنهانی از دیکتاتورها در پنهان و ... سعی دارد خود را به عنوان جایگزینی برای ایران انقلابی در قلوب مردم منطقه معرفی کند و موازنه‌ی قدرت نرم موجود را در منطقه که به نفع ایران است، تغییر دهد.

همچنین با حمایت از سوریه در مقابل دولت جورج بوش در سالهای 2004 و 2005، حمایت از ایران در مقایل تحریم های دولت اوباما در سال 2010، زیارت عتبات عالیات در عراق و ... سعی داشته است از خود چهره ای طرفدار ملل مظلوم و مخالف فرقه گرایی مذهبی را به نمایش بگذارد.

 

در بعدجغرافیایی نیز، ترکیه به دنبال باز کردن یک دالان برای نفوذ به دنیای عرب است،  ترکیه از این نظر وضع نامناسبی دارد و نمی تواند راهی برای نفوذ در خاورمیانه بخصوص در منطقه‌ی عربی پیدا کند. چرا که گسترش نفوذ ترکیه در منطقه، نیازمند باز شدن درها به سوی کشورهای همسایه است.

در حالیکه نفوذ منطقه‌ای ترکیه به سوی شمال که همسایگانش کشورهای اروپایی هستند عملا تحت نفوذ فرانسه، آلمان و ... بوده و بسته است، در
شرق ترکیه هم  ایران، آذربایجان و ارمنستان هم مرز ترکیه هستند که ایران خود در منطقه مدعی است و طبیعتاً کمک زیادی به موقعیت منطقه‌ای ترکیه نمی‌کند؛ در آذربایجان هم ترکیه فقط با بخش کوچک آن یعنی جمهوری خود مختار نخجوان هم مرز است. ارمنستان نیز روابطش  تحت تأثیر اتفاق‌های دوره‌ی عثمانی و کشتار معروف ارامنه با ترکیه تیره است و در نتیجه امکان نفوذ وجود ندارد. بنابراین درهای شرق هم به روی ترکیه بسته است.
در جنوب ترکیه، از طرفی سوریه و از طرف دیگر عراق قرار دارند. در عراق به دلیل دارا بودن یک حکومت شیعی و مسأله‌ی کردهای عراق و ترکیه امکان نفوذ وجود ندارد، چرا که کردهای عراق با الحاق به کردهای ترکیه یک جمعیت 25 میلیونی با 300 هزار کیلومتر مربع مساحت را در اختیار خود دارند. و ترکیه نمی تواند از عراق برای ورود به دنیای عرب استفاده کند (در مورد معضل کُردها در دولت ترکیه در انتهای همین مقاله صحبت خواهیم کرد). بنابراین ترکیه مسیری جز سوریه برای نفوذ به دنیای عرب ندارد. و برای رسیدن ترکیه به این هدف،  به علت تفاوت‏های بنیادین بین نظام سیاسی ترکیه و سوریه، چاره ای جز تغییر رژیم در سوریه نیست. و در واقع تنها مسیری که ترکیه در حال حاضر به آن امیدوار است، سوریه است تا بتواند از راه تغییر اساسی در سوریه، موقعیت منطقه‌ای خودش را بهبود بخشد. به عبارت دیگر می‌توان گفت مهم‌ترین دلیل بازی‌های اخیر ترکیه، خلاص شدن از یک تنگنای شدید جغرافیایی است.

 

آیا جهان عرب ترکیه را برای رهبری به رسمیت خواهد شناخت؟ 

ترکیه در جهان عرب به عنوان کشوری اشغال‏گر و استعمارگر شناخته می‏شود. چرا که بخش‏هایی از خاک سوریه و یا بندر اسکندریه در اشغال ترکیه است، مردم لیبی‏ ، ترکیه را عامل اشغال کشورشان توسط ایتالیا می‏دانند و مردم مصر هم خاطرات تلخی از دورانی که مصر در سیطره‏ی ترکیه بود، دارند، علاوه بر این اعراب ترک ها رو متهم به قومیت گرایی، سازش با اسرائیل می کنند.

"رضوان السید" از روشنفکران لبنانی معتقد است : "در نهایت عرب‌ها نمی‌توانند حضور و نفوذ غیرعرب‌ها از جمله ترکیه را در دل جغرافیایی خود بپذیرند." در طرف مقابل هم روشنفکران ترکیه هم معتقدند اعراب به امپراتوری عثمانی خیانت کرده و بر پیکره‌ی امپراتوری مسلمانان ضربه وارد کرده اند.

بنابراین این تناقض‏‏ها به احتمال زیاد مانع موفقیت برنامه‏ی «اردوغان» می‏شود.

 

چرا ترکیه و ناتو تا به حال به سوریه حمله نظامی نکرده اند؟

الف. حدود 19 میلیون جمعیت ترکیه کُرد هستند که در جنوب ترکیه مستقرند و تقریبا همین تعداد جمعیت علوی‌های ترکیه را نیز به این تعداد اضافه کنید، می شود نزدیک به نصف جمعیت ترکیه. این می تواند خطری بالقوه برای حکومت ترکیه تلقی شود. کُردهای ترکیه با حکومت مرکزی ترکیه چالش دارند و در صورت پیدا کردن فرصت احتمالا وارد عمل شده و همصدا با علوی ها علیه دولت اقدام خواهند کرد. طبیعی است که وقتی حکومت‌ها ضعیف می‏شوند جنبش‌های جدایی‌طلب فعال‌تر می‏شوند چرا که برای رسیدن به موفقیت امید پیدا می‏ کنند. لذا کافی است علوی‌های ترکیه با تحریک دولت سوریه اقداماتی را آغاز کنند تا کردها هم وارد عمل شوند. بنابراین ترکیه نگران سرایت آشوبها به کشور خود نیز هست. از این رو به دنبال بحران آفرینی در مرزها برای اقناع مردم ترکیه به مهاجم بودن سوریه است. 

نباید شک کرد که اگر بدنه مردمی ترکیه از حمله نظامی به سوریه حمایت کنند، اردوغان در این کار تردید نخواهد کرد. اما اعتراضات مردم به سیاستهای اخیر ترکیه نشان می دهد که مردم ترکیه آماده جنگ با سوریه نیستند.

در هفته جاری نیز علوی‌های تركیه در آنكارا تظاهرات بی سابقه 250 هزار نفری برگزار کردند و خواستار به رسمیت شناختن حقوق خود شدند و در راس این حقوق، به رسمیت شناختن مراكز عبادت علویان و لغو تدریس دروس دینی جدید در مدارس علویان به منظور تبلیغ مذهب حنفی قرار دارد. چرا که علوی ها حدود 19 میلیون نفر از كل جمعیت ترکیه را تشکیل می دهند. علویان طی این تظاهرات مردم سوریه را برادر خود خوانده و به سیاسیت خارجی اردوغان اعتراض کردند. نماینده آنان همچنین اردوغان را متهم کرد که با دادن تابعیت به شهروندان سوری پناهنده به اسکندرون قصد دارد درصد جمعتی علویان را کم کند، چنانچه در گذشته نیز همین سیاست را با اعطای تابعیت به افغانی ها اجرایی کرده بود.

  از این رو اردوغان ظاهرا خود را مخالف گزینه نظامی علیه سوریه نشان می دهد، اما در واقع خواستار سرنگونی رژیم اسد به هر قیمتی حتی گزینه نظامی است، به طوری که داوود اوغلو از انتقال قدرت به " فاروق الشرع" دم می زند و این نشاندهنده مداخله جویی تمام قد ترکیه در امور سوریه است.

 ب. یکی دیگر از علتهایی که ترکیه در حمله نظامی به سوریه پافشاری نکرده است این است که ترکیه و نیروهای ناتو به خوبی می دانند که مردم سوریه بشار اسد را به عنوان یک شخص فاسد وابسته به بیگانه نمی شناسند (برخلاف قذافی) و بنابراین نیروی مردمی حامی شورشیان در اندازه درخور توجهی در سوریه  وجود ندارد.

 ج. ضمن اینکه ترکیه می داند که سوریه به دنبال قاطعانه از خاک خود است و در صورت کوچکترین تحرکی، قطعا به سمت ترکیه شلیک می‏کند.

از طرفی سایر کشورهای همسایه حتی اسرائیل نیز در این شرایط مخالف گزینه نظامی در مورد سوریه هستند. اردن خودش دوران ناآرامی را تجربه می کند و حاضر نیست از این مداخله نظامی حمایت کند. دولت لبنان و دولت سوریه با هم هماهنگند و تنها گروه 14 مارس سعدحریری هستند که برای سوریه بحران سازی می کنند. اسرائیل هم معتقد است در صورت حمله به سوریه، حزب الله فعال شده و امنیت اسرائیل را به خطر می اندازد که حقیقتا در این اوضاع نارضایتی مردم اسرائیل، اصلا به نفع اسرائیل نیست.

 

نقش کردها در تحولات سوریه

 اگر نزدیکی قومی و فرهنگی-مذهبی کردهای ترکیه و سوریه را با وجود واقعیتی به نام دولت خودمختار کردستان عراق را در نظر بگیرید، می توانید علت افزایش گرایش های تجزیه طلبانه در ترکیه را بیابید. جلال طالبانی رئیس جمهور عراق، با هر دو گروه کردهای سوریه و ترکیه ارتباط دارد و آنها را تشویق به گرفتن امتیاز از دولت های سوریه و ترکیه می کند، اما نه به صورت اعتراضات خشن، بلکه توسط روشهای دیپلماتیک. این یعنی قدرت بخشی و سازماندهی کردها اما با چراغ خاموش.

 از طرفی مسعود بارزانی، رهبر حکومت  اقلیم کردستان عراق، تندتر رفتار کرده و اقدام به آموزش نظامی گروهی چند صد نفره از پیشمرگان کُرد سوریه و استقرار آنها در مناطق مرزی شمال سوریه کرده است. 

ترکیه با مشاهده این تحرکات، متوجه خطر شد و در اقدامی سیاسی با سفر احمد داوود اوغلو، وزیر خارجه‌ی ترکیه به اربیل عراق، نگرانی خود از سازماندهی کردهای سوریه توسط حکومت کردستان عراق را اعلام کرد و طی جلساتی نهایتا در بیانیه‌ی مشترکی که پس از دیدار احمد داوود اوغلو با مسعود بارزانی در اربیل منتشر گردید، ترکیه و کردستان عراق با هم پیمان همکاری بستند، اما در واقع ترکیه همچنان نگران شورش جمعیت کُرد کشورش می باشد، چرا که توافق نامه اربیل بیشتر ژست سیاسی بود و حتی پس از آن، اقدامات حکومت اقلیم کردستان عراق در حمایت از کُردهای سوری، مانند تلاش برای انسجام سیاسی و تقویت نظامی آن‌ها، متوقف نشد.

 رهبران کُردهای عراق مانند بارزانی، طالبانی یا حتی رهبران اپوزیسیون کُرد عراقی خواستار تقویت موقعیت کُردهای سوریه هستند،  اما برعکس دولت ترکیه افزایش قدرت کردهای سوری را به عنوان یک خطر جدی علیه منافع خود می شناسد و مدام آنها را تهدید کرده و تحت فشار می گذارد. ترکیه حتی اعلام کرده است در صورتی که کُردهای سوریه به سمت ایجاد منطقه‌ی فدرالی شبیه مدل کُردها در عراق پیش بروند، دست به اقدام نظامی خواهد زد.

چرا که ترکیه به خوبی آگاه است که این مساله امنیت و تمامیت ارضی ترکیه را بسیار دچار خطر می کند. زیرا ترکها به خاطر تمایلات پان ترکیسم تا کنون اقلیتهای نه چندان کم جمعیت مثل کردها و علویان را نادیده گرفته بودند و اگر کردهای سوریه نیمه مختار شوند، کردهای ترکیه بیش از پیش از وضعیت خودشان در ترکیه ابراز نارضایتی خواهند کرد.

 

کُردها، برگ برنده‌ی بشار اسد در مقابل ترکیه                                                             

 سناریوی تغییر رژیم در سوریه برای ترکیه مانند شمشیری دو لبه است که لبه‌ی تیز آن که مسئله‌ی کُردها در شمال سوریه است، برای ترکیه بسیار خطرناک می باشد.  اتفاقاتی مانند تلفات زیاد نیروهای ارتش ترکیه به دست شورشیان "پ.ک.ک" و انفجار مجدد خط لوله‌ی نفتی ترکیه، می تواند این کشور را نگران کند. این مساله نشان می دهد که تحولات کردهای سوریه در شمال این کشور، مسلما تأثیرعمیقی بر امور داخلی و امنیت ملی ترکیه خواهد داشت.

کردهای سوریه، 10 تا 15 درصد جمعیت سوریه را تشکیل داده و در مرز شمالی ترکیه و شمال شرقی عراق مستقر هستند و برخلاف کردهای ایران و ترکیه و عراق فعالیت سیاسی اندکی داشته اند و از حقوق اجتماعی کمی در سوریه برخوردار بوده اند و تنها در سال اخیر به خاطر اصلاحات به آنها حقوق شهروندی داده شده است.

 با شروع  بحران در سوریه، کردهای این کشور هم دست به تحرکاتی زدند که همانطور که در بالا اشاره شد، اولا با میانجی‌گری افرادی همچون «جلال طالبانی فروکش کرد و ثانیا به دلیل دیدگاه‌های پان عربیستی شورای مخالفین سوریه، کُردها نادیده گرفته شدند. از این رو کردها به اصلاحات اسد بسنده کردند.

 طی ماه های اخیر با افزایش ناامنی در مرکز و شهرهای مهم سوریه، دولت سوریه در یک سیاست هوشمندانه، نوعی خودمختاری نانوشته و آزادی عمل به کردهای این کشور که در جوار ترکیه ساکن هستند داده است. از این رو اینک در 4 شهر کردنشین گروه‌های کردی همچون اتحادیه‌ی دموکراتیک وجود دارد که قدرت را در دست گرفته‌اند، گروه‌هایی که بیشتر از آنکه سر ستیز با دولت سوریه داشته باشند، نگران دخالت‌ها و تهدیدهای دولت ترکیه هستند.

 وضعیت کردها در ترکیه به مراتب بدتر است، چرا که ترک‌ها به دلیل تأکید بر افکار  پان‌ترکیستی "آتاتورک" قومیت کردها را در کشور نادیده گرفته اند. کردهای ترکیه از حدود 30 سال پیش، تحت نام حزب چپ‌گرای کارگران ترکیه (پ.ک.ک) به رهبری "عبدالله اوجالان" در 19 استان کردنشین ترکیه در مرزهای مشترک با کردستان عراق دست به اقدامات مسلحانه علیه دولت ترکیه زدند. و تاکنون نزدیک به سی هزار نفر از دو طرف کشته شده اند.

 از طرفی کشورهای سوریه و ترکیه همیشه بر سر مرزهای خود و بخصوص سرچشمه دجله و فرات با هم اختلاف داشته اند، و همیشه هر گاه این اختلافات جدی می شده، سوریه از کردها به عنوان سلاحی علیه ترکیه استفاده کرده، و با گذاشتن پایگاه‌ها و امکانات نظامی در اختیار شورشیان «پ.ک.ک» آنها را علیه ترکیه تقویت می کرده است و حتی "عبدالله اوجالان" رهبر پ پ ک مدتها در سوریه و بین قبایل کرد سوریه زندگی می کرده است.

از این رو در برهه‌ی کنونی که دولت سوریه نوعی آزادی عمل در مناطق کردنشین به کردهای خود داده است در اصل به احزاب نزدیک به "پ.ک.ک" اجازه‌ی فعالیت گسترده‌تری داده تا در مناطقی که حائل میان سوریه و ترکیه محسوب می‌شود، قدرت محلی را در دست گیرند.

 پیامدهای سیاستهای تنش آفرین و مداخله جویانه ترکیه در سوریه، حتی اگر با موفقیت به سرنگونی رژیم اسد منجر شود، باعث نتایج احتمالی منفی زیر برای ترکیه خواهد شد:

 

1. قدرت گرفتن پ.پ.ک؛ 

خصوصا بعد از برخوردهای شتابزده نظامی ماه های اخیر حاکمیت ترکیه و سرکوب کردهای پ.پ.ک. این برخورد غیرهوشمندانه ترکیه با مخالفین خود در این موقعیت حساس یک اشتباه استراتزیک بود که از طرفی منجر به واکنش های بین المللی شد و از طرفی روابط کردهای ترکیه را با حامی پیشین شان یعنی دولت سوریه گرم تر کرد.

 

2. تمایل به خودمختاری کردها در ترکیه؛

در بحران اخیر سوریه بشار اسد ناگزیر به دادن حقوقی به کردهای سوریه شده است و از طرفی حمایت حکومت اقلیمی کردستان عراق، باعث شده است که کردهای سوریه به حکومت نیمه مختار شبیه عراق فکر کنند. این مساله برای ترکیه قابل تحمل نیست، چرا که پیوند های عمیق کردهای سوریه و ترکیه با هم موجب خواهد شد این مساله به ترکیه هم سرایت کند و با توجه به خشونت آمیزتر بودن رفتارهای پ.پ.ک و مشکل جدی کردها با حاکمیت ترکیه، این خواسته ها حتی شکل تجزیه طلبانه به خود بگیرد.

 

3. تضعیف موقعیت حزب حاکم عدالت و توسعه نزد حامیانش؛

دو گروه عمده از حامیان حزب عدالت و توسعه که حاکمیت فعلی ترکیه را در دست دارد در 3 انتخابات اخیر، کردها و علویان بوده اند. ماجراجویی‌های ترکیه در سوریه برضد دولت علوی‌تبار بشار اسد و نیز مواضع سرسختانه برضد تحولات کردستان سوریه باعث شده است تا وجهه‌ی دولت این کشور در نزداین دو گروه تقریبا از دست برود. اقلیتهای نه چندان کم جمعیت کرد و علوی به فکر مطالبه حقوق و هویت خود کرده اند. و همچنین اگر این سیاستهای غلط منجر به قدرت گرفتن کردها در ترکیه شود، باعث دل نگرانی پان ترکهای افراطی و لاییک ترکیه و عکس العمل آنها برضد حزب عدالت و توسعه شود.

این شیوه های جنگ طلبانه، همچنین می تواند برای دولت ترکیه به قیمت از دست دادن رأی‌دهندگان مخالف خطر تمام شود.

 

4.  احتمال دخالت نظامی ارتش لائیک ترکیه در امور سیاسی و شبه کودتا

در ترکیه وضع به گونه ای است که وفاداران  لائیک آتاتورک هر گاه اوضاع را بر خلاف وصایای آتاتورک  و آرمان های خود دیده‌اند، خیلی راحت با دخالت نظامی (شبه کودتا) قدرت را در اختیار می گیرند. هر چند فعلا نظامیان عرصه‌ی قدرت را از دست داده و بیشتر ژنرال‌ها و افسران بلندپایه ارتش به اتهام کودتا روانه‌ی زندان و یا بازنشسته‌ی اجباری شده‌اند؛ اما ممکن است با مشاهده نارضایتی مردم از سیاستهای تنش آفرین ترکیه، زمینه دخالت مجدد ارتش فراهم شود.

 بنابراین باید گفت که حتی اگر نظام فعلی سوریه همانظور که ترک ها آرزو می کنند سرنگون شود، اما دخالت ترکیه در امور  سوریه آتش زیر خاکستر شورش کردها را شعله ور خواهد کرد و دودش به چشم ترکیه خواهد رفت. و یکی از کم‌ترین هزینه‌های آن می‌تواند از دست رفتن وجهه سیاسی حزب عدالت و توسعه باشد که در انتخابات آینده ترکیه قطعا تاثیر خواهد گذاشت.

شاید بتوان گفت آمریکا مهره ای به نام اردوغان را زودهنگام و عجولانه به میدان آورده است.

 

5- از دست دادن اعتماد بین المللی و  متحد شدن جدی ایران، عراق و سوریه 

اردوغان طی بیش از ده سال در دست داشتن قدرت، تا سال گذشته تقریبا در کنار سوریه بوده است و حتی در سال 2004 مقابل دولت بوش از سوریه دفاع کرده است، در سال 2010 مخالفت خود را با تحریم ها علیه ایران اعلام کرده و دولت اوباما را از خود رنجانده است و سال 2011 به زیارت قبور ائمه شیعه در عراق رفته است. اما اکنون سر جنگ با سوریه را دارد، طارق الهاشمی نخست وزیر فراری عراق را پناه می دهد و خواستار تحریم های بیشتر علیه ایران می شود.

مسلما جامعه جهانی این تناقضات و تغییر رفتارهای ناگهانی را رصد می کند، و دولت ترکیه در انظار بین المللی دیگر متحد قابل اعتمادی نیست.



برچسب ها: سوریه ، ترکیه ، بحران ، تحلیل ،

شنبه 1 مهر 1391

حضرت محمد(ص) رسول رحمت

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    


ای پیامبر خدا… 

جان و خونم… پدر و مادرم… خانواده و فرزندانم… و همه‌ی اموالم… و هر چه خدا مرا از آن بهره‌مند ساخته… 

فدای کرامت تو… و آبرو و شرافت تو… 

خون‌های ما… جان‌های ما… فرزندان ما… زندگی ما… 

بی‌ارزش است در برابر… کرامت پیامبر خدا… آبروی پیامبر خدا… شرافت پیامبر خدا…

 و خدا شاهد آن‌چه می‌گوییم است…

و خون‌های شهدایمان شهادت می‌دهند… و زخم‌های جانبازانمان شهادت می‌دهند… و خانه‌های ویرانمان شهادت می‌دهند… 

تا آخرین قطره‌ی خونمان… سکوت نخواهیم کرد… در برابر توهین به پیامبرمان… و فریادمان خروشان خواهد ماند… «لبیک یا رسول الله»...



برچسب ها: حضرت محمد(ص) ، پیامبر اسلام ، mohammad ، prophet mohammad ، Innocence of Muslims ، بی گناهی مسلمانان ، سام باسیل ، Nakoula Basseley Nakoula ، zionism ، صهیونیسم ،

دوشنبه 27 شهریور 1391

هدف از سناریوی انتشار فیلم موهن چه بوده است؟

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    نوع مطلب :سیاسی ،بین الملل ،

این چند روزی که اتفاقات اخیر افتاده، سفر کرده بودیم به مناطق زلزله زده و دور از خبرها بودم. این دو روزه که برگشتم خبرها و برنامه های مربوطه رو پیگیری کردم؛ 

به نظرم توهین به پیامبر اسلام و ساختم فیلمی که بخشی از اون در سطح جهانی پخش شده، اتفاقی نیست که دور از خواسته استکبار افتاده باشه. کشیش پست و دون مایه ای به اسم تری جونز و نوچه های او مسلما آلت دست استکبارند تا هر از گاهی بازی جدیدی خلق کنند و استکبار با نقشه از پیش طراخی شده از این بازی بهره برداری کنه. آمریکا هم دستش به این گند آلوده نباشه، اسرائیل که هست. اینکه مردم به سفارتخانه های آمریکا حمله کرده اند به خاطر اینه که سفارت اسرائیل در دسترسشون نیست و آمریکا و اسرائیل رو هم از هم جدا نمی دونند. اینقدر هم در افکار عمومی مسلمانان آمریکا متهم است که به محض اتفاق افتادن چنین حرکتی، افکار عمومی مسلمانان جهان اول از همه متوجه آمریکا بشه. 

کشته شدن سفیر آمریکا در لیبی، اونم در شهری غیر از محل سفارت و به طرز مشکوکی می تونه فرضیات زیادی رو به ذهن بیاره.

بیاییم با هم به پایان بازی از چشم صهیونیسم نگاه کنیم. اینکه از این حرکت اونم در روز 11 سپتامبر چه اهدفی ممکنه داشته باشند؟ و دنبال چه عکس العملی از طرف ما هستند؟ تا بهره برداری لازم رو از این سناریو به نفع خودشون بکنند.

 

فرضیه اول: پیام اسرائیل به آمریکا

 

یک فرض، همون فرضی هست که شب اول در برنامه راز تیری میسان گفت، این که چنین عملی از طرف صهیونیست ها بود به خاطر ارسال پیام به  امریکا حول همین اختلافاتی که ظاهرا!  این روزها بینشون  پیش امدهچه اینکه حادثه ی لیبی کاملا مشکوکه، سفیر یک سفر تقریبا محرمانه به خاطر کاری به بنغازی می کنه، به سفارت حمله میشه و بعد هم گویا اعضای سفارت به خانه ی امن امریکایی ها منتقل میشن که اون جا هم هدف حمله راکتی قرار میگیره. 

 

در هر حال یک فرضیه اینه که صهیونیست ها واکنش نشون دادن به رفتار اخیر امریکایی ها در گرفتن مواضعی در مورد ایران که مطلوبشون نیست و یک پیغام واضح فرستادن، چه اینکه به قول تیری میسان حمله به هواپیمای دمپسی توی افغانستان هم دقیقا بعد از موضعش بود که حمله به ایران رو منتفی کرد و اینطوری اسرائیل بهش پیام فرستاد تا برای دیگران هم درس عبرت بشه.

حالا در مورد کشته شدن سفیر آمریکا در بنغازی هم دو تا روایت وجود داره: روایت روسی اینه که سفیر تو یه اتاق حبس شده بوده و با دود خفه شده! یعنی اصلا تیراندازی و حمله راکتی در کار نبوده.  روایت امریکایی اینه که به ماشینش راکت خورده. 

روایت اول این حدس رو شدیدا تقویت می کنه که آمریکایی ها خودشون سفیر رو کشتند تا برای اینکه تنور تروریست بودن مسلمانها را گرم نگه دارند، آتو داشته باشند. اگه از نگاه جوانان غربی به مساله نگاه کنیم می بینیم که این مساله خیلی به نفع آمریکا تموم شد.

 

فرضیه دوم: نشان دادن چهره خشونت آمیز از اسلام برای فاصله افتادن بین جوانان غربی با مسلمانان


این  همون بحثی هست که جوزف نای توی مقاله ای مطرح کرده بود که:  "من مدعی این نیستم که قدرت نرم صرفا قدرتی در دست امریکاست" بعد به عنوان یک مثال دور از ذهن برای غربی ها ایران رو مثال زده بود و گفته بود: "به ما میگن ممکن نیست غربی ها توسط روحانیون ایران جذب بشن، این درسته، اما من میگم اون ها می تونن جذب جوانان ایران بشن. "

حالا اگه برگردیم به اتفاقاتی که افتاد، در ایران یک جنبش سبزی به راه انداختن و تبلیغات شدید رسانه های غربی پشتش بود، اتفاقی که افتاد قهرمان سازی از سبزها در ذهن مخاطب غربی، به وسیله رسانه های خودشون بود ... چه تصویری از سبزها توی رسانه بولد میشد؟ معترض بودن، انقلابی بودن و اغتشاش ها.  یعنی الان غربیها تو چاهی افتادن که خودشون برای ما کنده بودنداین قهرمان سازی دروغین و کاذب برای ما مشخص بود، اما برای غربی ها و کشورهای عربی که واضح نبود، پس روی منطقه خاورمیانه تاثیر گذاشت و به مردم منطقه جرات داد ... هرچند اینکه جنبش سبز سر سلسله ی انقلاب های عربی ست قابل تایید نیست و ادعای گزاف و غلطی است. چون ایدئولوژی این دو با هم متفاوته و کاملا برعکس. یعنی برعکس جنبش سبز که اسلام گریز بود، در کشورهای خاورمیانه مردم به سوی اسلامی شدن پیش میرن. اما به هر حال این قهرمان سازی غرب از جنبش سبز کار دستش داد.

بعد از شروع انقلاب های عربی، غربیها مجبور بودن ظاهرا استقبال کنند، چون از اعتراضات ایران حمایت صد در صدی کرده بودند، دم خروس پیدا بود. این بود که کجدار مریز پیش می رفتند و سعی می کردند روند انقلابها را کند کنند تا بتونن طراحی های مناسب را برای کنترل انقلابها داشته باشند. ضمن اینکه کلا روش غرب ایستادن و ایجاد سد در برابر حوادث اجتماعی نیست، تا زمانی که خطری متوجه سیاستهای اصلی شون نباشه، سعی می کنن با آزادی دادن برای اعتراضات فشارهای اجتماعی را کم کم تخلیه کنند، زمانی که کار داشت به جاهای باریک می کشید سعی می کنند کنترل اعتراضات را با نفوذ در اجتماع معترضین و هدایت اعتراضات به سمت دلخواه به دست بگیرند و در مرحله آخر ناچارا دست به سرکوب می زنند.

خلاصه اینکه در حوادث کشورهای عربی هم باز این قهرمان سازی ها به دلخواه آمریکا ادامه پیدا کرد تا سرایت کرد  به اروپا و امریکا و منجر شد به تظاهرات هایی در آنجاجالبه که هر بار اینجا تظاهراتی میشه اونجا هم کمی بعد شلوغ میشه، این مدت که اینجا ساکت بود ، غرب هم ساکت شد و این چند روز که باز خاورمیانه شلوغ شده، توی اروپا هم دیروز تظاهرات داشتیم!!! -خیلی اتفاق جالبی ست. 

واقعا غربی ها چه شیوه ای برای کنترل این سرایت ها در پیش گرفتند یا می گیرند؟

آیا ایجاد یک تظاهرات در خاورمیانه، که این بار دست رسانه هاشون رو به طور کامل برای سرکوب رسانه ای باز بگذاره برای کنترل اعتراضات در کشورهای خودشون مفید نیست؟ ضمن اینکه تظاهرات خشونت آمیز و حمله به سفارت خانه های آمریکا در کشورهای اسلامی باعث میشه حس همدردی و اتحاد بین مردم خودشون افزایش پیدا کنه.

 و از طرفی هم به خاطر خشونت وهابی ها و تندرو ها، هیچ حس همدردی یا مثبتی در مخاطب غربی نسبت به تظاهرات علیه  توهین به پیامبر اسلام ایجاد نمیشه. از اینجا به بعد غربی ها امید دارند که این ارتباط بین جوانان مسلمان و غربی ها قطع بشه، به قول جوزف نای اینطوری میخوان قدرت جذب انقلاب های خاورمیانه رو برای مخاطب غربی از بین ببرند تا قدرت نرم این حرکت های مردمی از بین بره. 

یعنی با اون مقدمات یک ارتباط برقرار کردیم بین تظاهرات های خاورمیانه و اروپا و غرب که به خاطر قدرت جذب این تظاهرات ها و اهدافشون بود حالا کسی که نیاز داره مدیریت مردم در غرب رو به دست داشته باشه مجبوره تاثیر رو کم کنه. چه طور این کار رو انجام میده؟ به این صورت که این بار تظاهراتی در خاورمیانه ایجاد کنه که نه نوعش و نه اهدافش نه تنها مطلوب مخاطب غربی نیست، بلکه باعث انزجارش هست، پس برای کم کردن تاثیر ... با انتشار یک فیلم مسلمانان جهان رو تحریک می کنه، و این وسط رفتارهای تندروهای اسلامگرا رو بولد می کنه و حتی با فرستادن عوامل نفوذی بین آنها کاری میکنه تا دست به کارهایی بزنن که موجب تنفر غربی ها بشه. دیدیم که در اکثر این اعتراضات پرچم الفاعده هم خودنمایی می کرد. 

حتی ممکنه بعضی از کارهایی رو هم که حتی این تندروها هم انجام نمیدن، خود استکبار توسط عواملش انجام بده و به گردن تندروها بندازه. مثالش ممکنه کشتن سفیر آمریکا در لیبی باشه.

دیروز افغانستان هم 15 نفر فرد انتحاری 6 تا هواپیما رو زدن و 6 نفر امریکایی رو کشتن، اونهام البته 26 نفر رو در حملات هوایی کشتن. اما ما حتی اینفدر قدرت رسانه ای نداریم که بتونیم خون این 26 نفر را مساوی اون 6 نفر قرار بدیم. حتی اکثریت مردم آمریکا با پرروئی و ادعای تمام فقط کشته شدن این 6 نفر را می بینند و اون 26 نفر رو انسان درجه دوم می بینند.

خلاصه بگم اینم یک فرضیه است  که این فیلم ساخته شده که تندروهای اسلامی دست به خشونت بزنند تا بین جوانان مسلمان انقلابی با جوونهای غربی فاصله بیافته  و حس نزدیکی به هم نداشته باشند.

البته در واقع مکر، مکر چند وجهی ست از یه جهت دیگه هم برد می کنه یعنی هم این تندروی ها باعث انزجار غربی ها میشهو نمی تونن قبول کنن این مسائل رو و هم اینکه یه جوری بین مسلمانهای متنفر از اسرائیل و آمریکا و انقلابی و اسیب دیده از غرب ... برای سلفی ها و القاعده یعنی اسلام گراهای تندرو محبوبیت درست می کنن؛ یعنی یه جوری مصر و لیبی و تونس با انقلابیون تندرو را مقابل ایران انقلابی میخوان قرار بدن. و پرچم مبارزه ضد اسرائیل را از ایران و حزب الله بگیرن و بدن دست القاعده که در واقع سرانش مهره های تو مشت خودشون هستن.


فرضیه های دیگه ای هم هست که کسی بهش نپرداخته و البته شاید پرداختن بهش لزومی هم نداشته باشه، مخصوصا توسط افرادی مثل من که در بحث مهدویت چیزی برای گفتن نداریم،  یه اشاره ای به ذهنم می رسه

 یک فرضیه بحث اخر الزمانی است

ممکنه امریکایی ها عقلشون به این مسایل نرسه و اعتقادی نداشته باشند، ولی یهود با توجه به اعتقاداتی که داره، می دونه داره چه می کنه. اگر نگاه کنید مدام حول و حوش مناطقی می گردن که توی روایات اخرالزمانی ازش نام برده شده. عراقی که فکر می کنن محل زندگی امام مهدی ست. سامرا رو مدام می زنن خراب می کنن. سوریه ای که توی روایات آخرالزمانی هست. و لیبی هم توی روایات ما نیست اما شاهزاده ی لیبیایی توی پیشگویی های نوستراداموس هست. یهود مدام سعی میکنه پای امریکا رو به خاطر ایجاد یک برتری نظامی پیشدستانه در این مناطق باز کنه. یک بار به لیبی حمله شد به بهانه بیداری اسلامی، اما دوام نداشت به خاطر سیاست های اوباما ... اما امروز باز به اجبار چندتا ناو میفرسته و اعلام میکنه خاک لیبی تحت نظر پهبادهای ما خواهد بود تا زمانی که قاتلین پیدا بشن. که خوب قاعدتا بازی بگرد و پیداش کن!!   شروع می شه که پایانی براش متصور نیست.

حالا شایدم امریکا از ایتکه از لیبی بیرون اومده، پشیمون هست و به خاطر نفت دوست داره دوباره برگردهنفت هم بالاخره یک پارامتر مهمه


غرب چقدر به اهدافش از این سناریو دست پیدا کرده است؟

البته دقت کنیم این که کسی طرحی داشته باشه، معنیش این نیست که بتونه به اهدافش برسه ... و مکرو و مکر الله والله خیرُ الماکرین. 

یکی از مشکلات غرب اینه که با دید واقعی به جوامع اسلامی نگاه نمی کنه، بلکه سلطه طلبانه و از نگاه بالا به مسائل نظر داره و معمولا درک درستی از واکنشهای مسلمانان نداره. یا شاید بهتر بشه گفت که قادر به پیش بینی همه حرکتهای ما نیست.

کما اینکه الان هم درست به اهدافی که می خواستن نرسیدن. جوامع انسانی پیچیده و به هم پیوسته ست، چه اینکه یک نمونه ش همون بحث سبز و کشیده شدن به خود غربه؛ در ریاضی مهندسی اگر یادتون باشه معادلات دیفرانسیل پاره ای چند نوع بودند، جامعه انسانی از نوع بیضویش هست یعنی پرواز یه پروانه اون طرف دنیا، روی این طرف دنیا تاثیر داره. ولی به هر حال با تحلیل میشه اخر بازی رو شکل های مختلفش رو دید. خودمون رو بذاریم جای اونا ببینیم از هر حرکتی شون چه هدفی دارند و منتظر چه پاسخی از طرف ما هستند تا حرکتهای بعدی شون رو انجام بدن. 

در همین سناریوی اخیر، ظاهرا این حرکت باعث بی اعتمادی بیشتر مردم مسلمان به سران آمریکایی کشورهاشون بود و از طرفی اتحاد ظاهری بین مسلمانها را افزایش داد. ولی به نظرم تاکید آمریکا و رسانه های آن بر باقی ماندن ویدئو در یوتیوپ نشان دهنده اینه که آمریکا به بخشی از اهدافش در رابطه به انتشار این ویدئو رسیده. 

از نظر جوزف نای، جنگ؛ جنگ تمدنهای غرب و شرق نیست. بلکه جنگ واقعی درون "تمدن اسلام" است. جنگ بین اقلیت تندروی مسلمان که نمونه شاخص آن القاعده و طالبان هستند و اکثریت مسلمان معتدل که شیوه ای خشونت آمیز ندارند.

بر پس این فرضیه هم می تونه صحبت داشته باشه که غرب در پی ناامیدی از اسلام زدائی از منطقه، به دنبال این هست که با تسلط بخشیدن اسلام گراهای تندرو به رهبری القاعده بر کشورهای اسلامی، زمینه های منزوی شدن اسلام را در جهان فراهم کنه. و طبیعی هست که ایران در این میان به عنوان یک کشور اسلامی رو به پیشرفت، مانع مهمی برای این هدف غرب هست.

اینها رو میگم چون هر حرکت کوچک ما ممکنه توسط اونها منجر به ایجاد یک موج در شبکه های اجتماعی بشه و ازش بهره برداری کنند. حالا گاهی این حرکتها رو رسانه های جمعی و صدا و سیما و سایتهای رسمی ما زحمت می کشن انجام میدن که کنترلش تقریبا از دست ما خارجه، ولی گاهی خود ما این حرکت های اشتباه رو انجام میدیم. اینه که لااقل به سهم خودمون روی یک مساله اول خوب فکر کنیم و حتی مشورت کنیم و بعد موضع گیری کنیم.

بنشینیم فکر کنیم، بحث کنیم ببینیم شبکه های اجتماعی مثل پلاس و توئیتر و فیس بوک چقدر در این معادلات اثر داره؟ چقدر در شکل گیری هندسه جدید جهان اثر داره؟ این که ما بیاییم برای خودمون پست بزنیم، و پستهای گل و بلبلمون بین خودمون بچرخه، تاثیری در مسائل منطقه و حتی دنیا داره؟

به نظرمن به عنوان یک کاربر که شناخت نسبی از نوع ارتباطات در این نوع شبکه ها دارم، برای تاثیرگذاری در سطح بین المللی در شبکه های اجتماعی ارتباط نفر به نفر مهم تره، نه این کارهایی که اکثر ما داریم انجام میدیم. گرو.ه های کوچک چند نفره که با هم هماهنگ ولی نامحسوس چند نفر مستعد جذب از گروه مخاطب را انتخاب کنند و با آنها ارتباط صمیمی و دوستانه داشته باشند. نظرات آنها را بشنوند و نقد و تحلیل و بررسی کنند.

از طرفی ما نیاز به رصد نیازها و نقاط نفوذ و شکافهایی از گروه مقابل داریم تا بتونیم این شکافها را عمیق تر کنیم، به موقع برای افراد سوال ایجاد کنیم، مثلا  کاش الان یک رسانه قوی داشتیم که این سوال رو مطرح می کرد که الان فیلمی منتشر شده و اتفاقاتی در کشورهای خاورمیانه افتاده، دولت های مصر و تونس و لیبی و ... می تونستن با درخواست از سفیر امریکا برای خروج مردم رو آرام کنند، یه راه دیگه هم این بود که مسلمان ها رو به رگبار ببندند تا باعث آسیب رساندن به آمریکایی ها نشد، چرا و با چه برهانی راهکار دوم رو انتخاب کردی آقای مرسی رئیس دولت انقلابی!!؟ که منجر به 200 زخمی در مصر بشه. یا در تونس!

 اگر الان ایران واقعا یک رسانه موثر داشت و همین سوال رو می نداخت توی افکار عمومیشون، کدومشون می تونستن جوابی بدن؟ 

ما رسانه قوی و موثری نداریم، این وظیفه ما کاربران شبکه های اجتماعی رو سنگین تر می کنه . الان وظیفه ماست که این سوال رو بندازیم تو ذهن مردم مصر؟ بریم این سوال رو در کامنتها ازشون بپرسیم. سوال در ذهنشون ایجاد کنیم. تازه انقلابیونی هستند که هر جا تندروی باشه فکر میکنند باید همونجا باشند. یاد بگیرند که فکر کنند

 کاش روزی برسه که درصدی از قدرت رسانه ای غرب رو به دست بیاریم 


دوشنبه 27 شهریور 1391

کینه کفار

   نوشته شده توسط: منصوره مرگان ازغدی    


أَمْ حَسِبَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ أَن لَّن یُخْرِجَ اللَّهُ أَضْغَانَهُمْ ﴿سوره محمد - آیه ۲۹﴾
آیا كسانى كه در دلهایشان مرضى هست پنداشتند كه خدا هرگز كینه آنان را آشكار نخواهد كرد

پ.ن: رونوشت به تری‌جونز، سام باسیل و هر بی‌سر و پا و بی‌بُته دیگری که قلب ما را به درد آورد



تعداد کل صفحات: 11 1 2 3 4 5 6 7 ...