^*^موج وبلاگی "قیـــــام مجـــــازی" ^*^
خاندان رسول خدا از هر محبوبی محبوبتر است و اهانت به او از هر اهانتی موهنتر..
امروز باید جوشید و خروشید ،تاسوعای ما امروز است ،عاشورای ما امروز است ،فاطمیهمان امروز است...
شمر هزار و سیصد سال پیش مرد ، شمر امروز را بشناس!!
اهانت های امروز ثمره یک شجره خبیثه است…
ماجرایی که مدت هاست ادامه دارد و خبرهایش از گوشه کنار به گوش میرسد و ما همچنان سر در گریبان خود فرو برده و هر از چند گاهی در پی مرگ و درودی سیاسی سربرمیآوریم.
آنگاه که رگ گردن ها در اهانت به شخصیت های سیاسی متورم میشود و امضا روی امضا میآید، این دیگر نقل طرفداری و مخالفت فلان جناح سیاسی نیست!!
حال که آتش به انبار باروت افتاده است باید انفجاری کرد که صدایش جغرافیای تاریخ را بگیرد!
پس….
تا تاریخ سه شنبه 1/03/91 با قرار دادن هر متن نشان دهنده اعتراض به شخصیت منفور هتاکین به مقدسات اسلامی در سایت، وبسایت یا صفحه ی خود در سایت های اجتماعی ( فیس بوک و…) ، اعتراض خود را نسبت به این مسئله بیان کنید…و به اعضای موج “قیام مجازی” بپیوندید.
موج وبلاگی جبهه جهادگران مجازی از تمام وبلاگ نویسان درخواست میکند که با نوشتن یک پست با عنوان «قیام مجازی» به موج بپیوندد.
1- هر وبلاگ نویس یک یا چند پست در وبلاگ خود با عنوان "قیام مجازی" بنویسد.
2- وبلاگ نویس لینک مطلب خود را در این پست به ما بدهد تا مطلب لینک شود.
3- وبلاگنویسان لطف کرده ار سایر وبلاگنویسان دعوت به نوشتن مطلب در وبلاگهایشان کنند.
برچسبهای مناسب فراموش نشه:
برچسب ها:
قیام مجازی ،
موج وبلاگی جبهه جهادگران ،
موج وبلاگی قیام مجازی ،
شاهین نجفی ،
توهین ،
هتاکی ،
ائمه ،
امام هادی ،
قیام مجازی
از ورود به تشكیلات دفتر تحكیم وحدت تا ساخت آهنگی سراسر موهن
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران
؛ اواسط دهه 80 فردی با نام آرش هنرور شجاعی كه بعدها به آرش بی خدا معروف
شد ماموریت خود را ابتدا در سفارت آلمان در تهران و سپس فضای مجازی آغاز
كرد.
آرش بی خدا كه كودكی و نوجوانی خود را در آلمان گذرانده و دوباره
به ایران بازگشته بود به عنوان حلقه اتصال جریان ضد اسلام شاخه دین گریز
آلمان و بازوهای اجرایی تبلیغات ضد اسلامی در تهران انتخاب می شود تا طرح
اسلام ستیزی و اسلام گریزی در محل سفارت آلمان در تهران كلید بخورد.
آرش
بی خدا به عنوان مدرس فعالیت خود را در سفارت آلمان و برای افراد متقاضی
مهاجرت به این كشور آغاز می كند تا گام به گام و مرحله به مرحله حوزه
فعالیت او گسترده تر شود.آرش بی خدا با حمایت مالی و پشتیبانی فنی عناصری
ناشناس سایتی را راه اندازی می كند و تبلیغات ضد اسلامی خود را از سفارت
آلمان در خیابان فردوسی به سطح فضای مجازی می برد.
همزمان با اجرای طرح
پروژه اسلام ستیزی در سفارت آلمان و در سطح فضای مجازی گروه های ضد دین كه
خوراك فكری خود را از آن سوی مرزهای ایران اسلامی می گرفتند وارد تشكیلات
حزبی و ساختاری دفتر تحكیم وحدت شدند.در همان اوقات بود كه فردی با نام
شاهین نجفی در قالب یك عنصر خنثی اما كاملا هدف دار فعالیت خود را در كنار
افرادی همچون امیر عباس فخرآور اما در حوزه تخصصی خود آغاز كرد.شاهین نجفی
عمدتا در تشكیلات ساختاری حزب مشاركت نمی كرد اما نقشی فعال در قالب یك
عنصر پوششی داشت.
شاهین نجفی در 6 سالگی پدر خود را از دست داد و در
زمان نوجوانی هم به دلیل اعتیاد برادرش ضربات روحی شدیدی متحمل شد تا راه
را هم گم كند.در جریان فعالیت در دفتر تحكیم وحدت بود كه این عنصر خود
فروخته با دنیای موسیقی آشنا و یك گروه موسیقی زیر زمینی تشكیل داد.هنجار
شكنی های این فرد سبب شد تا بعد از مدتی ممنوع الصدا شود و فعالیت او در
شاخه موسیقی به حالت تعلیق در بیاید.
البته شاهین نجفی از ابتدا هم فردی
هنجار شكن بود و بارها به همین خاطر در محیط جامعه و دانشگاه توبیخ شد تا
اینكه به خاطر فعالیت های ضد ارزشی از دانشگاه هم اخراج شد.
اخراج از
دانشگاه و روحیه ضد ارزشی او سبب شد تا عوامل شناسایی افراد مستعد در
مبارزات ضد اسلامی مستقر در سفارت آلمان او را كیس مناسبی برای اجرای اهداف
خود تشخیص دهند و پس از آن بود كه شاهین نجفی به عنوان یك استعداد بالقوه
ضد دین به آلمان سفر كرد.
شاهین نجفی حالا در آلمان فعالیت های ضد
اسلامی و اعتقادی محول شده به خود را رسمیت می بخشد و در مصاحبه با رادیو
فردا عنوان می كند كه "یك خدا ناباور است".
گرایشات ضد دینی و در حقیقت
ضد اسلامی خواننده موهن كه با تفكرات القایی ماركسیستی هم در آمیخته بود
باعث شد تا گروهی به نام "تپش 2012" در آلمان شكل بگیرد.استفاده از سبك
موسیقی خشن و به كار بردن كلید واژه های مبتذل و مستهجن در متون آهنگ
شاهین نجفی و عقده های درونی او سبب شد تا از این گروه در اواخر سال 2009
جدا شود.
با شعله ور شدن آتش فتنه 88 شاهین نجفی به عنوان یار كمكی به
تیم فتنه گران ملحق شد و این آغازی بر دور جدید فعالیت های ضد انقلابی او
شد.
گروه های ضد انقلاب كه در آن زمان با تمام بضاعت و امكانات وارد
میدان جنگ با جمهوری اسلامی ایران شده بودند گروهی به نام "آنتی كاریزما"
را تشكیل دادند و شاهین نجفی سردسته گروه موسیقی نوظهور فتنه شد.ایجاد فضای
شایعه و تهمت با طرح قتل ندا آقا سلطان و تجاوز به زندانیان در كنار حمله
به ارکان اجتماعی و سیاسی جمهوری اسلامی از جمله ولایت فقیه و قانون اساسی
در دستور كار گروه موسیقیایی فتنه قرار می گیرد.حرمت شكنی عاشورای 88 كه با
پاسخ قاطع ایرانیان متعصب به ائمه اطهار مواجه شد فاز حملات ضد انقلاب را
به سمت توهین و ناسزا تغییر داد.
ارتباط حلقه از هم گسسته ضد انقلاب كه
بعد از حماسه 9 دی سرخورده و درمانده شده بود موجب جبهه گیری شاهین نجفی
در برابر برخی از حلقه های رقیب در جریان ضد انقلاب شد به طوری که در دعوای
"امیر فخرآور " خود صهیونیست خوانده و "احمد باطبی" و "محسن سازگارا" از
لابی کنندگان مرتبط با مجلس و سازمان اطلاعاتی امریکا سیا، "شاهین نجفی"
طرف سازگارا و باطبی و دیگر اعضای این حلقه را می گیرد.
از دیگر اعضای
این حلقه مجتبی واحدی ، علیرضا نوری زاده ، علی افشاری ، فاطمه حقیقت جو،
امیر حسین گنج بخش ، فریبا داوودی مهاجر، اکبر عطری و داریوش اقبالی بودند .
با
همه این اوصاف و دعواهای بی پایان ضد انقلاب در اعمال سیاست های نخ نمای
خود علیه جمهوری اسلامی ایران حالا ضد انقلاب با یك چالش دیگر مواجه می
شود.
چند روز پیش بود كه آهنگی سراسر موهن از سوی شاهین نجفی در سطح
فضای مجازی پخش می شود ، آهنگی كه احساسات مسلمانان و شیعیان و عاشقان اهل
بیت (ع) را بر می انگیزد.حالا جریان ورشكسته فتنه كه در زمین سیاسی شكست
سختی خورده است زمین بازی را عوض كرده و سعی دارد با فضا سازی رسانه ای با
اقدام توهین آمیز كالبد بی جان فتنه را جان دوباره ای ببخشد.
"سازمان
ناتوی فرهنگی" با دستور به عمله های رسانه ای چون بی بی سی ، رادیو فردا ،
رادیو اسرائیل و رسانه های مرتبط با سازمان مجاهدین ( منافقین ) سعی نمود
به این پروژه وسعت و نفوذ بیشتری دهد .
شاهین نجفی در مصاحبه با شبکه
دولتی بی بی سی فارسی با اعتراف ضمنی به ماموریتی که بر عهده اش گذاشته اند
،توهین به مقدسات را رسالت خود دانسته و با وقاحت تمام گفت: «من وقتی کاری
را انجام می دهم به تبعات آن فکر نمی کنم و فقط رسالت خود را انجام می دهم
!» شبکه بی بی سی فارسی با حمایت رسانه ای و تبلیغ برای این عنصر هتاک در
اقدامی دیگر به تخریب علمای شیعه پرداخته و مقابله با حکم ارتداد را که پس
از جریحه دار شدن احساسات میلیونها مسلمان و فتوای مراجع و علمای دینی
اتفاق افتاد ، در دستور کار خود قرار می دهد .بی بی سی در حالیكه همه دنیا
می دانند شاهین نجفی در آلمان زندگی می كند می گوید به دلایل پوششی نمی
توانند محل اقامت و مصاحبه را بگویند.
صدای امریکا اما در برنامه ای با حمایت از این خواننده مرتد، ادعا می کند که شاهین نجفی قصد توهین به باور های دینی را نداشته است!
رادیو
اسرائیل نیز پس از پوشش مکرر اثر ضد دینی شاهین نجفی ،ضمن حمایت گسترده از
حرکت توهین آمیز این خواننده نسبت به مقدسات شیعه، صدور حکم ارتداد وی
توسط مراجع تقلید را حرکتی افراطی می خواند و از انتقال وی به محلی نا
معلوم در غرب آلمان خبر می دهد.
این در حالی است که "منوشه امیر" یهودی
صهیونیست فعال نیز که ظاهرا از حرکت ضد اسلامی شاهین نجفی، خواننده شیطان
پرست مقیم آلمان بسیار خشنود شده ، آمادگی خود را برای پذیرایی گسترده از
وی در "اورشلیم" اعلام می کند.
اما در مقابل نیز محافل آلوده به نفاق و
سرویس های اطلاعاتی نظیر شورای هماهنگی سبز (شامل مشاركتی ها، گروهك
تروریستی منافقین و نهضت آزادی) و رسانه های آنها (كلمه، جرس، سحام نیوز،
ندای سبز آزادی، رسا و...) در قبال هتاكی اخیر این ترانه خوان مبتذل، نه
تنها حاضر نشدند در دفاع از مقدسات اسلامی كه در ابتدا با نقاب آن، فتنه و
آشوب سال 88 را كلید زدند، كمترین سخنی بر زبان جاری سازند بلكه از او دفاع
نیز كردند.
پروژه ضدیت با دین و توهین به مقدسات در حالی که بازهم با نادیده گرفتن حقیقت ایمان و فطرت پاک ایرانیان مسلمان و با این سطح وسیع پوشش خبری رسانه های تحت امر سازمان ناتوی فرهنگی سعی می شود تا ضریب نفوذ بیشتری پیدا کند اما با عکس العمل مردم و بالفعل شدن نیروی جدیدی از بدنه اجتماعی نیروهای مومن به انقلاب و كشور مواجه شده است و ضد انقلاب را بار دیگر بهت زده و فلج كرده است.
لایه های مختلف اجتماعی و فرهنگی ایرانیان از جمله بدنه هنرمندان و خوانندگان و فعالین فضای مجازی با حضور در شبکه های اجتماعی واکنش های تند و بجایی را در این خصوص به نمایش گذاشته اند. تولید شعر و موسیقی و محتوای تصویری و متنی در پاسخ به این هتک حرمت در شبکه های اجتماعی چنان حجم گسترده ای دارد که نمی توان همه آن را در این مجال کوتاه گنجاند .
و این حقیقت کلام الهی را باردیگر به جلوه در آمد که : و مکروا و مکر الله و الله خیرالماکرین.
برچسب ها:
قیام مجازی ،
موج وبلاگی جبهه جهادگران ،
موج وبلاگی قیام مجازی ،
شاهین نجفی ،
توهین ،
هتاکی ،
ائمه ،
امام هادی ،
استان خلیج فارس به مرکزیت ابوموسی ( Etymology of Persian Gulf)
Etymology
In 550 BC, the Achaemenid Empire established the first Persian Empire in Pars (Persis, or modern Fars) in the southwestern region of the Iranian plateau. Consequently in the Greek sources, the body of water that bordered this province came to be known as the Persian Gulf.[2]
Considering the historical background of the name Persian Gulf, Sir Arnold Wilson mentions in a book, published in 1928 that:
| “ | No water channel has been so significant as Persian Gulf to the geologists, archaeologists, geographers, merchants, politicians, excursionists, and scholars whether in past or in present. This water channel which separates the Iran Plateau from the Arabia Plate, has enjoyed an Iranian Identity since at least 2200 years ago.[1] | ” |
No written deed has remained since the era before the Persian Empire, but in the oral history and culture, the Iranians have called the southern waters: "Jam Sea", "Iran Sea", and "Pars Sea".
During the years: 550 to 330 BC coinciding with sovereignty of the first Persian Empire on the Middle East area, especially the whole part of the Persian Gulf and some parts of the Arabian Peninsula, the name of "Pars Sea" has been widely written in the compiled texts.[1]
In the travel account of Pythagoras, several chapters are related to description of his travels accompanied by Darius the Great, to Susa and Persepolis, and the area is described. From among the writings of others in the same period, there is the inscription and engraving of Darius the great, installed at junction of waters of Red Sea (also called "Arabian Gulf" or "Ahmar Sea") and the Nile river and the Rome river (current Mediterranean) which belongs to the 5th century BC where, Darius the Great, the king of the Achaemenid Empire has named the Persian Gulf Water Channel: Pars Sea (Persian Sea).[1]
- ^ a b c d e f g United Nations Group of Experts on Geographical Names Working Paper No. 61, 23rd Session, Vienna, 28 March – 4 April 2006. accessed October 9, 2010
- ^ Touraj Daryaee (2003). "The Persian Gulf Trade in Late Antiquity". Journal of World History 14 (1).
برچسب ها:
خلیج فارس ،
استان ،
استان خلیج فارس ،
ابوموسی ،
ایران ،
خلیج ،
فارس ،
عنوان جعلی ،
موج وبلاگی ،
موج وبلاگی جهادگران ،
جبهه جهادگران مجازی ،
موج وبلاگی استان خلیج فارس ،
مرکزیت ابوموسی ،
استان خلیج فارس به مرکزیت ابوموسی ،
Persian Gulf ،
الخلیج الفارسی ،
استان خلیج فارس به مرکزیت ابوموسی (Persian Gulf Forever)

Persian Gulf
The Persian Gulf is an extension of the Arabian Sea, positioned in the heart of the Middle East. It connects with the Gulf of Oman and the Arabian Sea through the Strait of Hormuz, and it's approximately 615 mi (990 km) long.
The Persian Gulf is certainly one of the most vital bodies of water on the planet, as gas and oil from Middle Eastern countries flow through it, supplying much of the world's energy needs.
Over many centuries the Persian Gulf has been a flash point for controversy. In 1990, after Iraq invaded Kuwait, an international coalition led by the United States drove Iraq out, but as they left Iraq's military set fire to hundreds of Kuwati oil fields, causing a major environmental disaster in the area. In 2003, tension in the gulf increased again as U.S. and British forces invaded Iraq, and powerful naval forces from both countries remain in its waters, mostly to protect the flow of oil.
برچسب ها:
خلیج فارس ،
استان ،
استان خلیج فارس ،
ابوموسی ،
ایران ،
خلیج ،
فارس ،
عنوان جعلی ،
موج وبلاگی ،
موج وبلاگی جهادگران ،
جبهه جهادگران مجازی ،
موج وبلاگی استان خلیج فارس ،
مرکزیت ابوموسی ،
استان خلیج فارس به مرکزیت ابوموسی ،
Persian Gulf ،
الخلیج الفارسی ،
Persian Gulf Forever ،
استان خلیج فارس به مرکزیت ابوموسی
Persian Gulf
| Persian Gulf | |
|---|---|
|
|
|
| Location | Western Asia |
| Ocean type | Gulf |
| Primary sources | Sea of Oman |
| Basin countries | Iran, Iraq, Kuwait, Saudi Arabia, Qatar, Bahrain, United Arab Emirates and Oman (exclave of Musandam) |
| Max length | 989 km (615 mi) |
| Max width | (min) |
| Surface area | 251,000 km2 (97,000 sq mi) |
| Average depth | 50 m (160 ft) |
| Max depth | 90 m (300 ft) |
The Persian Gulf is located in Western Asia between Iran (Persia) and the Arabian Peninsula. It is an extension of the Indian Ocean.[1]
The Persian Gulf was the focus of the 1980–1988 Iran-Iraq War, in which each side attacked the other's oil tankers. In 1991, the Persian Gulf again was the background for what was called the "Persian Gulf War" or the "Gulf War" when Iraq invaded Kuwait and was subsequently pushed back, despite the fact that this conflict was primarily a land conflict.
The Persian Gulf has many good fishing grounds, extensive coral reefs, and abundant pearl oysters, but its ecology has come under pressure from industrialization, and in particular, oil and petroleum spillages during wars in the region.
Historically and internationally[2][3][4] known as the Persian Gulf, this body of water is sometimes controversially referred to as the Arabian Gulf or simply The Gulf by most Arab states,[5] although neither of the latter two terms are recognized internationally. The name Gulf of Iran (Persian Gulf) is used by the International Hydrographic Organization.[6]
References
- ^ a b c d e f g United Nations Group of Experts on Geographical Names Working Paper No. 61, 23rd Session, Vienna, 28 March – 4 April 2006. accessed October 9, 2010
- ^ Central Intelligence Agency (CIA). "The World Fact Book". Retrieved 2010-12-04.
- ^ nationsonline.org. "Political Map of Iran". Retrieved 2010-12-04.
- ^ United Nations. "United Nations Cartographic Section (Middle East Map)".
- ^ a b c d e Niusha Boghrati, Omission of 'Persian Gulf' Name Angers Iran, World Press.com, December 28, 2006
- ^ a b "Limits of Oceans and Seas, 3rd edition". International Hydrographic Organization. 1953. Retrieved 7 February 2010.
برچسب ها:
خلیج فارس ،
استان ،
استان خلیج فارس ،
ابوموسی ،
ایران ،
خلیج ،
فارس ،
عنوان جعلی ،
موج وبلاگی ،
موج وبلاگی جهادگران ،
جبهه جهادگران مجازی ،
موج وبلاگی استان خلیج فارس ،
مرکزیت ابوموسی ،
استان خلیج فارس به مرکزیت ابوموسی ،
persian gulf ،
الخلیج الفارسی ،
به مناسبت ورود آقای رییس جمهور به مشهد مقدس
این نوشته به مناسبت ورود آقای رییس جمهور به مشهد مقدس به قلم حاج حیدر رحیم پور نوشته شده است که در زیر متن آنرا می خوانید:
آقای رئیس جمهور ضمن خوش آمد از حضرتتان تقاضا دارم در «سال تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی» به عناوین ذیل عنایت فرمایید:
آقای رئیس جمهور پس از بزرگداشت فردوسی، سری هم به شهرکهای صنعتی بزنید.
آقای رئیس جمهور کاه کیلویی ۷۰۰ تومان، گوشت کیلویی چند تمام میشود؟
آقای رئیس جمهور چرا پا به پای گاوهای گوشتی، دامهای شیری را میکشند و شیر وارد میکنید؟
آقای رئیس جمهور پشتیبانی امور دام، ریشه پرواربندی گوسفندی را خشکاند که واردات گوشت موفق باشد؟
آقای رئیس جمهور از وزیر اقتصادتان بپرسید چرا ۸ میلیارد تومان وجه تاسیس کارخانه ژئوممبران را ندارد و ۴۰۰ میلیارد تومان بهاء واردات ژئوممبران را پرداخت؟
آقای رئیس جمهور سری به کارخانههای چوببری بزنید تا بدانید با صاحبان این رشته و صنایع چوبی چه کردهاند؟
آقای رئیس جمهور جو و گندم کشاورزان ما را هم به بهایی که از بیگانه میخرید، خریداری کنید؟
آقای رئیس جمهور به خاطر نپرداختن اندک بهای تولید ورق ژئوممبران ۱۰۰ نفر مستقیم و ۱۰۰ها نفر غیر مستقیم بیکار ماندند و ۴۰۰ میلیارد تومان ورق وارد شد و باز هم کشاورزان به خاطر ورق ژئوممبران با پیمانکاران درگیرند؟
آقای رئیس جمهور صنف چوببر سه سال برای تاسیس کارخانه نپال دویدند و مجوز ندادند و ۵۰۰ تن خاک ارّه آتش گرفت و نپال وارد میکنند؟
آقای رئیس جمهور تماسهای شعاری مشگلگشا نیست به معنی حقیقی با تولیدکنندگان به مذاکره بنشینید.
آقای رئیس جمهور با خبر باشید که مرغداریها؛ چه گوشتی و چه تخمی یکی پس از دیگری تعطیل میشوند.
منبع: وبلاگ حیدر رحیم پور
برچسب ها:
سفر استانی احمدی نژاد به مشهد ،
احمدی نژاد ،
تولید ملی ،
واردات ،
دولت دهم ،
موج وبلاگی استان خلیج فارس یه مرکزیت ابوموسی آغاز شد
حفاظت از مرزهای کشور عزیزمان، جمهوری اسلامی ایران، وظیفه ای است که بار آن را بر دوشمان حس میکنیم. خواه این حفاظت در فضای حقیقی باشد و خواه در فضای مجازی.

اکنون که روزانه 6هزار بار نام خلیج همیشه فارس جعل میشود و حال که عدهای چشم طمع به مرزهای جغرافیایی ما دوخته اند و فضای مجازی را عرصه تاخت خود کردهاند، بر خود فرض می دانیم تمام قد در مقابلشان به ایستیم.
همراه با نمایندگانمان در مجلس شورای اسلامی خواهان سرعت گرفتن روند استان شدن خلیج فارس هستیم و در همین راستا این موج را به راه انداختیم.
موج وبلاگی جبهه جهادگران مجازی از تمام وبلاگ نویسان درخواست میکند که با نوشتن یک پست با عنوان "استان خلیج فارس یه مرکزیت ابوموسی" به موج بپیوندد.
لوگوی موج وبلاگی

2- حتی الامکان از برچسبها و کلمات کلیدی مناسب در پست خود استفاده کند.
2- وبلاگ نویس لینک مطلب خود را در این پست به ما بدهد تا مطلب لینک شود.
3- وبلاگنویسان لطف کرده ار سایر وبلاگنویسان دعوت به نوشتن مطلب در وبلاگهایشان کنند.
برچسب ها:
خلیج فارس ،
استان ،
استان خلیج فارس ،
ابوموسی ،
ایران ،
خلیج ،
فارس ،
عنوان جعلی ،
موج وبلاگی ،
موج وبلاگی جهادگران ،
جبهه جهادگران مجازی ،
موج وبلاگی استان خلیج فارس ،
مرکزیت ابوموسی ،
استان خلیج فارس به مرکزیت ابوموسی ،
بیابان طبس، بهترین راوی معجزه تاریخ معاصر
تفسیر آیه «وَ مَکَرُوا وَ مَکَرَاللّه وَاللّه ُ خَیْرُ الْماکِرینَ» را باید از کویر تفتیده طبس پرسید.
بیابان خشک طبس، تبلور کمین گاه الهی شد برای گرگ های در کمین نشست های که راوی سیاه مرگ بودند.
طبس یک خاطره است؛ خاطره ای از محافظت الهی از سرزمین و مردمی که نمی توانند زور و زورگویان را تحمل کنند.
خاطره پنجم اردی بهشت سال ۱۳۵۹ ، برای مردم ایران فراموش نشدنی و به یاد ماندنی است؛ روزی که یکی از پیچیده ترین عملیات های نظامی امریکا با شکست روبه رو شد.

در عملیات طبس، عده ای از مزدوران داخلی امریکا نیز با آنها همکاری می کردند. سازمان سیا برای انجام مأموریت نجات گروگان ها، از کمک برخی از عوامل نفوذی در ایران استفاده می کرد.
اسنادی که بعدا فاش شد، نقش بنی صدر را در رأس این نیروها روشن ساخت.
چند روز پیش از تجاوز طبس، از سوی فرماندهان نظامی که بنی صدر آنها را به کار گماشته بود، یعنی تیمسار شادمهر رئیس وقت ستاد مشترک و تیمسار باقری فرمانده وقت نیروی هوایی، به پایگاه یکم شکاری دستور داده شد توپ های ضدهوایی ۲۳ میلی متری که حریم حفاظتی فرودگاه مهرآباد و خود پایگاه را تأمین می کرد، جمع آوری شود.
همین کار در پایگاه های دیگر مانند شیراز و ایستگاه رادار مشهد نیز انجام شده بود.

شکست بدون جنگ در ایران، برای کشوری که همواره بر اقتدار و توانایی نظامی و اطلاعاتی خود می بالید، قابل تحمل نبود.
به همین دلیل، در روز اول خرداد ۱۳۵۹، امریکا و بازار مشترک اروپا، ایران را تحریم اقتصادی کردند؛
اقدامی که با مسدود کردن دارایی های ایران در ۱۴ تیر ۱۳۵۹ ادامه یافت.
یک هفته بعد و در ۲۱ تیر، کودتای نوژه، کشف و یک روز قبل از اجرا خنثی شد.
و یک ابروریزی دیگر برای نظام سلطه زقم خورد.

برژینسکی حالت کارتر را پس از صدور دستور توقف عملیات و عقب نشینی و آتش گرفتن هواپیما و هلی کوپتر امریکایی چنین توصیف کرده است:
وی سرش را میان دو دستش گرفت و به مدت چند ثانیه روی میز گذاشت. من فوق العاده دلم برای وی سوخت! همین طور برای کشورم!
ساعت ۵:۱۵ (پنج و پانزده دقیقه) بود که کارتر خبر دیگری مبنی بر برخورد یک هلی کوپتر با یک هواپیمای ۱۳۰-C و آتش گرفتن آنها از ژنرال جونز دریافت کرد.
این برخورد همراه با تلفات جانی بوده است.
کارتر با شنیدن این خبر به مانند مار زخمی به خود پیچید و آثار درد و نگرانی بر تمامی صورت او آشکار شد.

پس از فرار امریکایی ها و صدور اعلامیه توسط کاخ سفید مبنی بر شکست عملیات و این که اسنادی سری و مهمی در درون هلی کوپترها به جای مانده است.
به دستور مستقیم بنی صدر که در آن زمان سمت فرماندهی کل قوا را داشت، هلی کوپترهای به جا مانده بمباران شدند و اسناد سری و مهم باقی مانده در آتش سوختند
و محمد منتظر قائم فرمانده سپاه پاسداران یزد که از هلی کوپترها حفاظت می کرد، به شهادت رسید.
بهانه ی مسخره بنی صدر برای انهدام هلی کوپترها این بود که امریکایی های جامانده، فرصت مجدد استفاده از آنها را به دست نیاورند!
در حالی که حتی اگر چنین احتمالی می رفت، باز کردن وسایل و قطعات حساس پروازی کافی بود که آنها را از پرواز باز دارد.

اسناد ومدارک به جامانده به طور قطع حاوی اسناد و مدارک مربوط به ادامه طرح و برنامههای آمریکاییها پس از انجام مرحله اول عملیات بود و همچنین شامل اسامی عوامل مزدور داخلی و جاسوسانی میشد که میبایست طی این عملیات با آمریکاییها همکاری کنند.
واقعه طبس در نگاه امام خمینی (ره)
«کارتر باید بداند که با این عمل بسیار ناشیانه، حیثیت سیاسی خود را به صفر رساند و از ریاست جمهوری باید قطع امید کند.
کارتر با این عمل خود ثابت کرد که قدرت تفکر را از دست داده است و از اداره یک کشور بزرگ مثل آمریکا عاجز است.
اکنون که شیطان بزرگ دست به کار احمقانه زده است، ملت شریف ایران باید برای خدای تبارک و تعالی با تمام توان خود و با اتکال به قدرت خدای متعال مهیا شوند و آماده نبرد با دشمنان خود گردد».نباید بیدار شوند، آنهایی که توجه به معنویات ندارند و به این غیب ایمان نیاورده اند؟ نباید بیدار شوند
کی این هلیکوپتر آقای کارتر را که می خواستند به ایران بیایند ساقط کرد؟
ما ساقط کردیم؟
شن ها ساقط کردند.
شن ها مأمور خدا بودند.
باد مأمور خداست.
قوم عاد را باد از بین برد؛ این باد مأمور خداست.
این شن ها همه مأمورند.
تجربه بکنند باز».

بغض علی در رثای فاطمه ...
.
.
یادش آمد مرد گفته بود :
سپرت را بفروش
و با پولش زندگی بساز برای فاطمه ام
.
.
اما نگفته بود:
دخترم ، خودش سپر می شود برایت...
.
.
دانلود / نشریه اینترنتی "فتح به روایت شهید آوینی"
نشریه اینترنتی "فتح به روایت شهید آوینی"
دانلود فایل پی دی اف
گردآورنده: سمانه صمدی
طراح: فاطمه ظهوریان
الی بیت المقدس
موج وبلاگی "الی بیت المقدس" راه اندازی شد
بسم الله الرحمن الرحیم


این کاروان در روز 11 فروردین، 30 مارس در مرز بیت المقدس در اعتراض به اشغال مسجد الاقصی گرد هم خواهند آمد.
ما وبلاگ نویسان ایرانی ضمن حمایت از این حرکت مردمی و آزادیخواهانه در وبلاگهای خود، با پیوستن به این موج وبلاگی، آزادی قدس شریف را خواستاریم.
وبلاگ فارسی کاروان: http://elaqods.blogfa.com
لوگوها و بنرهای موج را همراه با کد؛ از اینجا بردارید:

محورهای پیشنهادی برای نوشتن:
2- اطلاع رسانی خبر یا اخبار مربوط به کاروان الی بیت المقدس
3- قرار دادن لوگوی حمایتی کاروان در وبلاگ
4- کپی این متن در وبلاگ برای اعلام حمایت از کاروان بین المللی "الی بیت المقدس"
5- هر گونه خبر از جنایات رزیم صهیونیستی
6- عکسهای جنایات رزیم صهیونیستی
7- ...
موج وبلاگی جبهه جهادگران مجازی از تمام وبلاگ نویسان درخواست میکند که با نوشتن یک پست با عنوان "الی بیت المقدس" به موج بپیوندد.
1- هر وبلاگ نویس یک یا چند پست در وبلاگ خود با عنوان "الی بیت المقدس" بنویسد.
2- وبلاگ نویس لینک مطلب خود را در وبلاگ "www.mojecyber.parsiblog.com" یا در این تاپیک به ما بدهد تا مطلب لینک شود.
3- حتی الامکان از برچسب های مناسب استفاده شود... مانند:
قدس،
رژیم اشغالگر، فلسطین اشغالی، الی بیت المقدس، موج وبلاگی "الی بیت
المقدس"، کاروان بین المللی الی بیت المقدس و ... استفاده شود.
4- وبلاگنویسان لطف کرده ار سایر وبلاگنویسان دعوت به نوشتن مطلب در وبلاگهایشان کنند.
برچسب ها:
قدس ،
رژیم اشغالگر ،
فلسطین اشغالی ،
الی بیت المقدس ،
موج وبلاگی "الی بیت المقدس" ،
کاروان بین المللی الی بیت المقدس ،
اعتراض به فیلتر سایت تریبون
به همین راحتی شده انگار!
تریبون رو همیشه سایتی می شناختم که فارغ از جناح بندی های سیاسی تند، خوب کار می کرد. کمتر دیدم که تابع جو سیاسی هیجانی کشور به این و اون بتازه... اکثرا انصاف رو رعایت کرد.
تریبون انعکاس دهنده ی اخبار بیداری اسلامی بود، خبرهای مطالبات دانشجویان عدالتخواهی را منعکس می کرد، اخبار پاراچنار، جنبش های دانشجویی و مردمی، تبینن مطالبات رهبری و همه را می شد در تریبون دنبال کرد. تریبون بر خلاف سایتهای اسم و رسم دار وابسته به بزرگان و بزرگ زادگان و نمایندگان مجلس، مستقل عمل می کرد.
حالا فیلتر تریبون به خاطر یک مقاله در نقد فیلتراسیون تبعیضی، - که مورد تایید بسیاری از ما هم هست – به چه معنی ست؟ جز اینکه مدیران قضائی خط قرمزهایی برای نظام تعریف کرده اند که از نظر مردم واقعیت نداره. چطور همین سایت خبرآنلاین و عصریران و جهان نیوز و الف و ... روز و شب و شب و روز و وقت و بی وقت و همین که از خواب بیدار می شن و وقتی می خوان بخوابن و ... تا یه توهین و تشر و کنایه نثار احمدی نژاد کنن خوابشون نمی بره و با خیال راحت هم کار می کنن و فیلتر هم نمیشن؟!
اونوقت آقای ذاکری از نشریه حزب اللهی 9دی به خاطر نشر و فقط نشر یه مقاله با محتوای انتقادی تند به علی لاریجانی، بازداشت میشه . سایتهای صراط و بی باک و 598 تا روز بعد انتخابات فیلتر می مونن.
حالا این سایتهای سیاسی کار که هدف جناحی دنبال می کنن، به کنار.
تریبون چرا؟ وقتی از آقای محمد صالح مفتاح جویا شدم، شنیدم که بدون مقدمه و بدون هیچ تذکر و اعلامی فیلتر شده و فیلتر هم مونده. و حتی به مدیران سایت اطلاع ندادن که باید چظوری پیگیری قضائی کنه و مشکل رو حل کنه...
به خاطر مقاله ای با نام "لاریجانی خط قرمز نظام" که اعتراض به فیلتر شدن اون سایتهای بالا بوده! حالا خود اون سایتها به خاطر سیاسی بودنشون و بازم داشتن ارتباط و پشتیبان، بعد انتخابات (که خظر عظیم رای نیاوردن بعضی! برطرف شد!!!) رفع فیلتر شده، تریبون اما هنوز فیلتره.
چرا؟
دقیقا به خاطر همون ارتباط داشتن یا نداشتن با باندهای قدرت و ثروت!
من موندم مگه مملکت قانون نداره، مگه قانون اساسی قوه قضائیه رو ملزم نمی کنه که باید در مقابل آحاد ملت رفتار بدون تبعیض و یکسانی داشته باشه؟
پس اگه مقاله تریبون در نقد علی لاریجانی بد بوده و باعث فیلترش شده، چرا این همه مقاله در توهین به رئیس جمهور در خبرآنلاین و ... باعث فیلتر اونها نمیشه؟
یکی هست جواب بده؟
شما هم به جنبش وبلاگی مطالبهی حقوق فعالان سایبری بپیوندید.
بسمه تعالی
نفس این روحیه، مطالبهگرى و نشاط، همان چیزى است كه جوان امروز ما به آن احتیاج دارد.
(مرداد 90، رهبر انقلاب اسلامی امام خامنهای)
چندی است شاهد برخوردهایی جزمی و نابخردانه در عرصهی اینترنت هستیم. برخوردهایی توجیه نشده و غیر منطقی که دامنگیر بسیاری از فعالان سایبری خدوم و متعهد شده است. سایتهایی نظیر صراط، تریبون، خبرنامه دانشجویان ایران، بیباک، 598، و تریبون مستضعفین. همچنین اخبار بازداشت افرادی چون آقای ذاکری، و آقای نیلی، که از جملهی نویسندگان متعهد کشور بوده و به ترتیب مشغول به خدمت در نشریه نه دی، و سایت رجانیوز بودهاند، نیز مایهی تعجب بسیاری از فعالان عرصهی نبرد سایبری شده است.
ما نسل جوان و فعالان سایبری آزاد و مستقل کشور، فارغ از ذکر سوابق ارزشمند برخی از این سایتها در دوران فتنهی پس از انتخابات 88، تنها چند سوال را مطرح می کنیم و از مسئولین امر انتظار پاسخگویی داریم.
1- اول آنکه چرا در کشوری که بسیاری از جوانان آن، به صورت خودجوش و از روی دغدغه، مشغول فعالیت فکری و تولید محتوا در عرصهی نبرد سایبری هستند، از این پشتوانهی فکری در تصمیمگیریهای کلان مربوط به این حوزه استفاده نمیشود و بعضاً تصمیماتی گرفته میشود که آشکارا به جریان این نبرد مقدس لطمه وارد میکند؟ آیا بهتر نیست به این قشر جوان و اندیشمند، اندکی بیشتر اعتماد کنیم؟!
2- آیا طبق قانون، قبل از مسدود نمودن یک سایت، نباید مدیران آن سایت را از مشکلی که در سایتشان منجر به این تصمیم شده است مطلع کنید؟!
3- آیا مسدود نمودن یک سایت، آن هم بدون اطلاع قبلی، و یا اطلاع رسانی عمومی در رابطه با علل انسداد آن، به اعتماد عمومی لطمه وارد نمیکند؟! آیا اصولاً تصمیمگیران این عرصه، ارزشی برای این اعتماد عمومی قائل هستند؟!
4- چه تضمینی وجود دارد که در مسدود نمودن سایتها و خبرگزاریها، سلیقههای شخصی و یا جریانهای حزبی دخیل نباشند؟ آیا نباید در این زمینه شفافسازی لازم انجام شود؟
5- آیا نباید نوع تخلفات منجر به مسدود شدن سایتها پیشاپیش اطلاعرسانی شود؟
به
طور خاص علت مشترک انسداد سایتهای تریبون مستضعفین، صراط، بیباک و
امثالهم چه بوده؟ آیا انتقاد به یکی از مسئولین عالی نظام مستوجب چنین
برخوردی است؟ آن هم در نظامی که رهبر آن به صراحت مردم را دعوت به انتقاد
از خویش، و مسئولین را دعوت به پذیرش ضعفهایشان میکند؟!
آیا انتقادی که به یکی از مسئولین نظام در این سایت شده، بیش از انتقادهای فراوانی بوده است که به دولت نهم و دهم شده است و هیچ برخوردی بر علیه آن اتفاق نیفتاده است؟! آیا علت این اعمال محدودیتها حفظ نظام است؟ به نظر میرسد اینگونه محدودیتها تنها به بدنهی جامعه لطمه میزنند و خود باعث ناامیدی نسل جوان، از دست دادن نشاط، و ناامیدی از مطالبهگری خواهند شد. نباید وجود دشمن بیرونی موجب شود از اصلاح درونگفتمانی بپرهیزیم.
ما فعالان سایبری، نمیتوانیم نسبت به مطالبات جدی خود در زمینهی عدالتخواهی، آرمانخواهی و حقطلبی، سستی و کوتاهی از خود نشان دهیم. چرا که رهبر ما حضرت امام خامنهای ما را دعوت به دوری از محافظهکاری و استمرار مطالبهگری نموده است. حتی اگر ثمرهی این مطالبهی جدی، از مسدود شدن وبلاگهای خودمان باشد.
والسلام علی من التبع الهدی
--------------
شما هم به این جنبش بپیوندید:
http://motalebegari.blogfa.com/post/1
علی لاریجانی؛ خط قرمز نظام!؟
شنیده شده است فیلترشدن این سایتها به دلیل انتشار نامهای بوده است که جمعی از طلاب مدرسه معصومیه قم خطاب به اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در خصوص اعتراض به تایید آقای علی لاریجانی برای انتخابات نگاشته شده بود. طلاب در بخشی از این نامه با تاکید بر رعایت وحدت و پرهیز از تفرق عنوان کردهاند: «امروز قاطبه طلاب و بدنه حوزه های علمیه نسبت به اقدامات و اعمال نمایندگان خود در مجلس هشتم خصوصا جناب آقای لاریجانی انتقادات جدی دارند و ایشان را به هیچ وجه دارای صلاحیت معرفی از جانب جامعه مدرسین حوزه علمیه قم نمی دانند.»

این اتفاق در حالی رخ داده است که سایت های مذکور تنها به بازنشر این نامه پرداخته اند و مهم تر این که در نامهی منتشر شده نیز مواردی که شامل قانون جرائم رایانهای باشد وجود ندارد و تنها به ذکر انتقاد از عملکرد یکی از مسئولین می پردازد.
چندی قبل نیز دبیر سیاسی هفته نامه ۹ دی -محمدسعید ذاکری- به دلیل نگارش یادداشتی در انتقاد به لاریجانی احضار و سپس بازداشت شد. عنوان این یادداشت «لاریجانی از چه میهراسد؟»، با روتیتر «رابطه افت محبوبیت و هزینه کردن از نام رهبری» بود. ذاکری همچنان نیز در بازداشت به سر می برد تا جایی که اعتراض برخی از چهرههای سیاسی نیز برانگیخته شده است. احمد توکلی در این خصوص نامهای به علی لاریجانی ارسال کرده است.
همچنین مهرماه امسال «میثم نیلی» مدیر مسئول رجانیوز با شکایت علی لاریجانی احضار و بازداشت گردید. برای او قرار وثیقه ۵۰ میلیون تومانی صادر شد. شکایت لاریجانی مربوط به ۵۰ مورد از اخبار رجانیوز بود.
نمونه دیگری از این نوع برخوردها با وبلاگ نویسانی شده است که نسبت به عملکرد آقای علی لاریجانی انتقاداتی را مطرح نموده اند. مواردی از این دست وجود دارد که فرد وبلاگ نویس بعد از احضار، به حبس محکوم شده است و مواردی که پروندههای آن هنوز مفتوح است.
سال گذشته در جریان برنامههای ۲۲ بهمن در شهر قم که علی لاریجانی به سخنرانی در یکی از مساجد این شهر پرداخت، عدهای از جوانان نسبت به مواضع اتخاذ شده توسط وی دست به اعترض زدند که مورد ضرب و شتم و بازدداشت واقع شدند.
در مورد دیگر حسین قدیانی – روزنامه نگار- به دلیل انتشار نامهای به برادران لاریجانی (صادق و علی لاریجانی) مورد تذکر قرار گرفت و سپس وبلاگ او و کلیه سایتها و وبلاگهایی که نامه او را بازنشر داده بودند فیلتر شد.
***
حال باید پرسید این برخود با سرعت و شدت زیاد چرا و چگونه در موارد مربوط به آقای علی لاریجانی صورت میپذیرد و چرا بدون اثبات اتهام و طی مراحل قانونی، فیلترینگ بر روی سایتهای مختلف، با شدت زیاد اعمال می شود.
این در حالی است که انتقادها و گاهی توهینها به چهرههای سیاسی و مسئولین حکومتی، به خصوص دولت و شخص رئیس جمهور در سایتهای خبری و مطبوعات، با موضوعات مختلف طرح می شود و در مقابل شاهد چینن برخوردهایی با آن نیستیم.
مواردی از این دست باعث نگرانی شدید از تضییع حقوق مردم و انجام برخوردهای به شدت سلیقهای است؛ تا جایی که نگرانی از به وجود آمدن این تصور در بین مردم وجود دارد که گفته شود «روابط خویشاوندی و برادری بر روی این امور تاثیر گذاشته است». از طرف دیگر گمان میرود وقت و توان دستگاههای مربوط به جای صرف شدن در مسیر پرداختن به امور مهم و حل نمودن کوه مشکلات مردم مانده در صفوف قوه قضائیه، به بررسی و رصد تخصصی وبلاگها و سایتهای خبری به منظور پیدا نمودن مطالب علیه افراد خاص میگذرد.
باید به مسئولین امر، بند ۱۴ از اصل سوم قانون اساسی را یادآوری نمود: «دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است برای نیل به اهداف مذکور در اصل دوم، همه امکانات خود را برای تأمین حقوق همه جانبه افراد از زن و مرد و ایجاد امنیت قضایی عادلانه برای همه و تساوی عموم در برابر قانون به کار برد.»
برچسب ها:
لاریجانی ،
خط قرمز ،
تبعیض قضائی ،
من رای می دهم (لیست پیشنهادی برای مشهد)
بیانیه مجمع مطالبه مردمی مشهد درخصوص نامزدهای اصلح |
|||
|
|
|||
|
بیانیه مجمع مطالبه مردمی
مشهد مقدس درخصوص انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی، شیوه شناسایی
نامزدها و معرفی نامزدهای اصلح
«تلك الدار الآخره، نجعلها للذین لایریدون علوّاً فی الارض و لا فساداً، و
العاقبه للمتقین»: خانه آخرت را برای كسانی قرار داده ایم كه نه در زمین
برتری جویی میكنند و نه فسادی دنبال میكنند. و عاقبت از آنِ پرهیزگاران
است. (قرآن كریم، قصص، 83)
سعی کنید مثل مرحوم مدرس را انتخاب کنید. (امام خمینی، صحیفه نور، ج ۱۸، ص ۱۹۸)
اگر چنانچه نامزدها به مراكز ثروت و قدرت متصل شوند، كار خراب میشود. (مقام معظم رهبری، 19 دی 1390)
"مبانی انتخاب"
مجمع مطالبه مردمی مشهد مقدس، در انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی
نیز همچون ادوار گذشته با رویکرد اصلاح فرهنگ انتخاباتی و ترویج فضای
«انتخاب آگاهانه، مردمی و انقلابی» با تكیه به مبانی دینی وارد عرصه شد.
مجمع مطالبه که رسالت اصلی خود را تبدیل آرمان های انقلاب به مطالبه افکار
عمومی می داند، معتقد بوده و هست كه هر انتخابات، فرصتی ناب برای رشد جامعه
بوسیله مطرح کردن ارزشهای اجتماعی اسلام، آرمان های انقلاب، و نیازهای
حقیقی مردم در فضای زنده انتخاباتی است. از همین رو مجمع مطالبه مردمی با
موضعی نقادانه نسبت به التهابات سیاسی و لیستی و با دغدغهی «نقد فضای
سیاستزده موجود»، «رجوع به کارشناسان دلسوز و دیندار»، «ترویج
شایستهگرایی و رأی به اصلح»، و «آگاهیبخشی نسبت به نیازها و موقعیت حقیقی
کشور» پا به عرصه این انتخابات گذاشت.
بر همین اساس، مجمع مطالبه مدتها پیش از آغاز انتخابات، به بررسی و نقد
وضعیت موجود و تبیین وضعیت مطلوب انتخاباتی پرداخت که اولین نتیجهی آن،
تدوین منشور «انتخاب آگاهانه» به مثابه نگرش ها وسیاست های این مجموعه برای
ورود به عرصه انتخابات بود؛ منشوری كه هرچند در فضای سیاست زده، لیست زده و
تهران زده امروز رسانه ها و جریان های سیاسی دیده نشد اما با استقبال
فعالان مردمی در مشهد و حتی برخی دیگر از شهرهای كوچك و بزرگ در سراسر كشور
مواجه شد. در فصل دهمین و آخرین فصل همین منشور، درباره روش رجوع به
نامزدهای انتخاباتی و ارزیابی و معرفی آنان، تاكید شده بود كه:
- مجمع به دنبال رصد و کشف چهرههای توانمند و متعهد و معرفی آنان به فضای
سیاسی بوده و نه فقط گزینش از میان کسانی که از غربال نامرئی فضای آفتزده
سیاسی گذشتهاند و نامشان مطرح است.
- مجمع معتقد است اگر شایستگان و چهرههای توانمند، حضور به موقع نیابند و
تشخیص تکلیف شرعی خود را موکول به روزهای نزدیک به انتخابات کنند، و
گروههای مردمی نیز وظیفهی خود مبنی بر دعوت و معرفی چهرههای اصلح را در
زمان مناسب انجام ندهند افراد ناشایسته و فرومایه زمینههای حضور و مقبولیت
خود را فراهم كرده و فضای خواص و عوام جامعه را با حضور زودهنگام خود
گردآلود میكنند.
- ارائهی لیست انتخاباتی، «هدف» مجمع نیست؛ بلکه مجمع این کار را یک کار
فرعی در کنار وظیفه اصلی خود که همان ترویج نگاه صحیح به انتخابات است
میداند.
- یقیناً هیچ کس بی نیاز از مشورت گیری نیست، اما مشورت باید برای «تشخیص
مصادیق بر اساس معیارهای آگاهانه» باشد و نه رفع تکلیف، بدون توجه به این
که چه کسی و با چه معیارهایی طرف مشورت قرار گرفته است. از همین روست که
مجمع مطالبه مردمی نیز به هیچ وجه حاضر نیست فهرست خود را بدون اتکا به
دلایل و معیارهای شفاف ارائه کند.
- مجمع، معرفی شایستگان با روش های شایسته را، مساوی ترویج اصل شایستگی و
شایسته سالاری دانسته و معتقد است اكتفا به خوب ها به جای انتخاب
خوبترینها (همان اصل غلط "صالح مقبول به جای اصلح نامقبول") تفریط و طرد
«بهترین های موجود» به خاطر نقاط ضعفشان، افراط به حساب می آید. باید با
جستجو میان گزینه های موجود، بهترین های موجود را بدون هیچ ملاحظه ای
شناسایی و انتخاب كرد.
- ارائه هر فهرستی، باید مستند به صلاحیت های افراد بوده و در اولویتبندی افراد هم صداقت و دقت لازم به عمل آید.
- مجمع معتقد است هیچ کاندیدای اصلحی معصوم از خطا و گناه نیست و باید هر
فرد انتخاب شده، مستمراً تحت نظارت و مطالبه عمومی قرار گیرد. بنابراین مشی
مجمع دربرابر کاندیداهای مورد قبول خود نیز مشی منتقدانه و نظارتی بوده و
خواهد بود.
"اقدامات مجمع مطالبه"
پس از تدوین نگرشها و سیاستهای انتخاباتی مجمع مطالبه مردمی، این مجموعه فعالیتهای خود را در چند بعد آغاز کرد:
الف) انتشار محصولات فرهنگی پیرامون انتخابات (جزوه انتخاب آگاهانه، نشریه
انتخاباتی مطالبه، تراكت خاطرات نمایندگان الگو و رهنمودهای رهبر انقلاب
و...)
ب) انتشار بیانیه اول در خصوص آسیبشناسی فضای موجود سیاسی، معیارهای
اصلح، و دعوت از 24 چهره مستقل و کاردان و متعهد برای حضور در عرصه
کاندیداتوری.
ج) برگزاری سلسله جلسات «انتخابات آگاهانه» در مسجد صنعتگران (سخنرانی وحید
جلیلی درباره فرصت انتخابات و جمهوریت اسلامی، سخنرانی حجتالاسلام نظافت
درباره اصلح از منظر منابع دینی، سخنرانی حاج سعید قاسمی درباره انتخابات
در پازل بیداری اسلامی)
د) برگزاری نشستهایی با علما و اساتید حوزه و دانشگاه مشهد درخصوص مبانی
انتخاب آگاهانه (دیدار با آیتالله علمالهدی امام جمعه محترم مشهد، استاد
حاج حیدر رحیمپور ازغدی، حجتالاسلام مرویان حسینی، حجتالاسلام دكتر
مهدویمهر، دكتر هادی وكیلی).
هـ) و نهایتاً نشست با نامزدهای احتمالی در ایام نزدیك به انتخابات. در این
نشستها چهرههای متعددی که ابتدائاً در فضای سیاسی مشهد ناشناخته بودند
نیز دعوت شده و بر اساس معیارهای مورد نظر امام و رهبری در تعیین اصلح،
مورد بررسی قرار گرفتند. طبیعتاً این بررسی در مورد تمامی کاندیداها انجام
نشد، بلکه به میزان وسع و توان مجمع و پس از فراخوان مجمع از خواص مرتبط و
نیز عموم مردم مشهد برای معرفی نامزدهای شایسته، صورت گرفت. در این
بررسیها، به جای ملاکهای رایج همچون عناوین پرطمطراق، تأییدشدن از سوی
جناحها، مقبولیت اولیه، ادعاهای گزاف و... ملاک اساسی، توجه نظری و عملی
به معیارها و احتراز از خط قرمزهای حساسی بود که بر اساس مبانی دینی و
رهنمودهای رهبر انقلاب تعیین شده بود. همچنین مجمع مطالبه به ادعاهای مطرح
شده در جلسات اكتفا نكرده و توان خود برای تحقیق دقیق تر از سابقه و عملكرد
حقیقی نامزدها و بررسی صحت و سقم اتهاماتی كه علیه افراد مزبور، شایع بوده
را نیز به كار گرفت.
ذکر این نکته لازم است که متأسفانه بسیاری از کسانی که در شأن نمایندگی
مردم مشهد و كلات و در تراز حضور در مجلس شورای اسلامی هستند در مرحله
ثبتنام وارد نشدند. ما ضمن گلایه از شایستگانی كه فضای سیاسی را به
فرومایگان واگذار كرده و انتخاب را برای نیروهای انقلابی و دغدغه مند سخت
كرده اند، یكی از بزرگترین مقصرها و عوامل این حضور کمرنگ را فضای آلوده به
سیاستزدگی و سهمخواهی در لیست ها می دانیم که فرصت ظهور و معرفی اصلح ها
را از فضای سیاسی سلب کرده است.
"فهرست پیشنهادی مجمع مطالبه"
پیش از ذكر اسامی افراد پیشنهادی، مجدداً تاكید می شود در بررسی نامزدها
صرفاً معیارهای ذیل دخالت داشته و نامبردگان در مقایسه با سایر كاندیداها،
مجموعاً از جهات ذیل برجستگی داشته اند:
- سلامت نفس، شجاعت، استقلال رای و زیركی لازم برای دوری از باندهای قدرت و ثروت- داشتن برنامه و نگاه تخصصی لازم برای بهره گیری از متخصصان مستقل و دلسوز انقلاب - سابقه مبارزه و ایثارگری در انقلاب اسلامی، دوران دفاع مقدس و موضعگیری علیه فتنه قبل از عاشورای 88 - كلان نگری، فهم جایگاه ملی مجلس و فهم شرایط عمومی كشور - ساده زیستی، مردمگرایی، روحیه پاسخگو و تبلیغات دور از اسراف - فهم مبانی انقلاب اسلامی، درك و پیگیری مطالبات رهبری و دشمن ستیزی - داشتن سوابق مثبت در راستای خدمت به انقلاب و مستضعفین در مسئولیت ها و موقعیت های قبلی
نهایتاً مجمع مطالبه مردمی مشهد مقدس، ضمن تاکید بر ضرورت راهیابی اصلح (و
نه صالحها و اصلحنماها) به مجلس شورای اسلامی، افراد ذیل را -با توجه به
جمع بندی نقاط قوت و ضعف ایشان- به عنوان کاندیداهای قابل معرفی به عموم
مردم آگاه مشهد و كلات، به ترتیب اولویت در سه رده معرفی مینماید:
الف) مجمع مطالبه مردمی، «حجتالاسلام دکتر محمدحسین حسینزاده بحرینی»
(دكترای اقتصاد ایران و عضو هیئت علمی دانشكده اقتصاد دانشگاه فردوسی مشهد)
را کاندیدای حائز حد نصابهای لازم برای ورود به مجلس و در تراز جایگاه
حساس نمایندگی، دانسته و از وی «حمایت» میكند.
سابقه علمی و پژوهشی قوی، داشتن برنامه های اقتصادی متناسب با شرایط عینی كشور، سلامت نفس و صداقت تام، تبلیغات شخصی سالم و محتواگرا، از برجستگی های ویژه ایشان علاوه بر عموم نكات فوق الذكر است.
ب) مجمع مطالبه مردمی، افراد زیر را به سبب صلاحیت قابل توجه، در مقایسه با
سایر کاندیداهای مطرح، شایسته ورود به عرصه نمایندگی مردم دانسته و در
اولویت بعد معرفی می نماید:
1- «دکتر غلامحسین صاحبی» (با نقاط قوت ویژه ای همچون توجه خاص به اقشار محروم، حركت اجتماعی و سیاسی مستقل، سلامت سیاسی و ...).
2- «حاج خلیل موحدی» (با نقاط قوت ویژه ای همچون درك جامع مطالبات انقلاب و
رهبری، شكل دهی به حركت اجتماعی و سیاسی مستقل، سلامت سیاسی و ...).
ج) در رتبه بعد، مجمع مطالبه با مقایسه سایر كاندیداهای بررسی شده، افراد ذیل را پیشنهاد می كند:
1- «مهندس سیدهاشم بنی هاشمی» (دارای سابقه مدیریت های كلان و نمایندگی در مجلس)
2- «حجت الاسلام نصرالله پژمانفر» (دارای سابقه قوی تشکیلاتی در مبارزات انقلابی)
3- «دكتر امیرحسین قاضی زاده» (دارای سابقه فعالانه نمایندگی)
مجمع مطالبه مردمی مشهد مقدس ضمن دعوت از عموم مردم با هر رای و سلیقه ای،
به حضور حداكثری و دشمن شكن در انتخابات دوازدهم اسفند، بار دیگر تاکید
مینماید که به فرموده رهبر معظم انقلاب مردم باید با شناخت و حجت شرعی به
كاندیداها رای داده و در صورتی كه خود شناخت مستقیم از كاندیداها ندارند،
از افراد «متدین و بصیر» (و نه هر جماعت سیاسی گرفتار ملاحظات و منافعی)
مشورت بگیرند. ما تمامی گروهها و خواص جامعه را نیز دعوت می كنیم به جای
حمایت صِرف از خود و دیگران، به تبیین معیارهای خود پرداخته و حمایتهای
خود را مستند به دلایل شرعی و بصیرت انقلابی نمایند. همچنین مجمع مطالبه که
اصالتاً به دنبال تصحیح فرهنگ سیاسی موجود است، از همین لحظه خود را موظف
به نقد فضای موجود انتخابات، نقد و رصد مجلس نهم و نظارت مستمر مردمی بر
نمایندگان منتخب مشهد در مجلس نهم میداند. آن چه مجمع مطالبه مردمی به آن
دل بسته، تنها آرمانهای انقلاب اسلامی است كه تحقق آن ها جز با هدایت
ولایت فقیه و حضور آگاهانه و مؤثر مردم میسر نخواهد شد. بر این اساس، این
مجموعه با هیچ گروه سیاسی و با هیچ نامزد و نمایندهای عقد اخوت نبسته و
نمی بندد.
و العاقبه للمتقینمجمع مطالبه مردمی مشهد مقدس 7 اسفند 1390 پی نوشت: خانم انسیه غفوری فرد نیز خارج از این پیشنهادات به نظر شخص بنده صلاحیت ورود به مجلس را دارند. | |||
من رای می دهم (لیست نسل سوم انقلاب)
بسم الله الرحمن الرحیم
چون "هیج لیستی كامل نیست"، ما نسل سومی های انقلاب اسلامی بر اساس شاخص های یك نماینده اصلح (التزام به مكتب امام، ولایتمداری، بصیرت و كارآمدی) لیستی مشتركی از بین لیستهای دو جریان جبهه پایداری و جبهه متحد اصولگرایان ارائه كردیم.
قطعاً این لیست نیزكامل نیست، اما اگر به حداقل 25 نفر از این لیست رأی می دهید، نام خود را در قسمت نظرات ثبت نمایید.
تصاویر را در اندازه اصلی دریافت کنید: تصویر رنگی تصویر سیاه و سفید
1) غلامعلی حداد عادل
2) مرتضی آقا تهرانی
3) سید محمد حسن ابوترابی فرد
4) علی اصغر زارعی
5) سید علیرضا مرندی
6) سید مسعود میرکاظمی
7) اسماعیل کوثری
8) زهره طبیب زاده نوری
9) محمد سلیمانی
10) سید محمود نبویان
11) مهرداد بذرپاش
12) بیژن نوباوه وطن
13) حسین فدایی آشتیانی
14) حسین نجابت
15) حسین مظفر
16) محمدحسین استاد آقا
17) حسین طلا
18) پرویز سروری
19) لاله افتخاری
20) زهره الهیان
21) علیرضا زاكانی
22) سید مهدی هاشمی
23) مجتبی رحماندوست
24) غلامرضا مصباحی مقدم
25) فاطمه رهبر
26) الهام امین زاده
27) محمد نبی رودكی
28) الیاس نادران
29) محمدنبی حبیبی
30) حسن حمید زاده
http://etehadvapaydari.blogfa.com/post/1
کاربران شبکه اجتماعی افسران از لیست "اتحاد و پایداری" حمایت کردند.
با استقبال گسترده کاربران شبکه اجتماعی افسران از لیست "اتحاد و پایداری" نسل سومی ها، لینک این خبر بعنوان لینک برگزیده طی" 24 ساعت گدشته" و "هفته گذشته" انتخاب شد
برچسب ها:
موج ،
موج وبلاگی ،
نهمین انتخابات مجلس ،
مجلس ،
انتخابات ،
رای ،
من رای می دهم ،
من رای میدهم ،
رای میدهم ،
ما رای میدهیم ،
حضور ،
مشارکت ،
مشارکت حداکثری ،
جبهه جهادگران مجازی ،
موج وبلاگی جبهه جهادگران مجازی ،
بنر سه گوش سمت راست برای وبلاگ جهت حمایت از جبهه پایداری

<span style="position:absolute; right:0px; top:0px;"><a target=_blank href="http://ujebhepaidari.blogfa.com/" _wpro_href="http://ujebhepaidari.blogfa.com/"><img border=0 src="http://s2.picofile.com/file/7268210321/Tabligh_Gushe.gif" _wpro_src="http://s2.picofile.com/file/7268210321/Tabligh_Gushe.gif" alt="دانشجویان حامی جبهه پایداری - حامیان جبهه پایداری در فضای مجازی" > </a></span>
پوستر انتخابات

شرکت در انتخابات یک وظیفه عمومی و تکلیف الهی است
شرکت در انتخابات عقلا و شرعا بر تمام ایرانیان واجب است
برچسب ها:
موج ،
موج وبلاگی ،
نهمین انتخابات مجلس ،
مجلس ،
انتخابات ،
رای ،
من رای می دهم ،
من رای میدهم ،
رای میدهم ،
ما رای میدهیم ،
حضور ،
مشارکت ،
مشارکت حداکثری ،
جبهه جهادگران مجازی ،
موج وبلاگی جبهه جهادگران مجازی ،
تدبیرهای مسئولین ناآشنا به فضای مجازی برای کاربران فضای مجازی
این روزها دسترسی ما به گوگل پلاس به طور کلی مختل شده
نه با وی پی ان می تونیم اتصال برقرار کنم نه بدون وی پی ان!
آیا مسئولین فیلترینگ و کسانی که تصمیم می گیرند که کدام سایتها و شبکه های اجتماعی در دسترس باشند و کدام ها نباشند، چقدر آشنایی به فضای مجازی و رویکردهای آن دارند؟
علت فیلتر سایتهای خبری خارجی مثل گاردین و فاکس نیوز و ... چیست؟ مخصوصا وقتی سیستم اینترنت طوری کنترل و دستکاری شده که با باز کردن وی پی ان، کل نت از کار می افته! و دیگه دسترسی به سایتهای داخلی هم فلاکت باره!! خب اگه یکی دوست داشته باشه سایتهای مختلف خبری خارجی رو رصد کنه و تحلیل ارائه بده ... باید چی گلی (به کسره گاف) به سرش بگیره؟
چرا باید سایت واشنگتن پست فیلتر نباشد ولی سایتهای گاردین و فاکس نیوز و راشاتودی و هاآرتص و ... فیلتر باشند؟
آیا ممکنه واشنگتن پست از زیر تیغ تیز و برنده فیلتراسیون در رفته باشد؟
اخیرا در وبلاگ نیوز خواندم که مسئول فیلترینگ گفته بودند که گوگل پلاس را محیط مناسبی برای کاربران ایرانی نمی دانند ... و از طرفی یکی دیگر از آقایان گفته بودند که فیس بوک به محلی برای صدور انقلاب تبدیل شده.
سوال اینه که مگر همین فیس بوک فیلتر نیست... اگه فیس بوک عاملی شده برای صدور انقلاب، چرا باز نمیشه تا بتونیم راحت در فیس بوک کار کنیم... بنده که وقتی وی پی ان باز می کنم ... اصلا کل نت می خوابه و فارس هم باز نمیشه چه برسه به فیس بوک!! حالا اشکال از آی اس پی هست یا وی پی ان یا ...، نمیدونم، اما وقتی 6 میلیون کاربر شبکه های اجتماعی فیلتر شده داریم، و وی پی ان هم به وفور در دسترس همه هست، علت فیلتر این سایتها چیه؟
چند ماهی که در گوگل پلاس فعال بودم، فعالیت خوبی از بچه مذهبی ها می دیدم که متاسفانه به علت اینکه توسط مسئولین مدیریت نشد، فعالیتها کمرنگ تر و سست تر شد.
باید از مسئولین فضای مجازی (اگر مسئولی موجود باشد) پرسید چرا به جای حل مساله، صورت مساله رو پاک می کنید؟؟ چرا تهدیدها را به فرصت تبدیل نمی کنید؟ اینکه جناب فیلترینگ شب بخوابند و صبح تصمیم بگیرند که گوگل پلاس جیزه و باید فیلتر بشه، جز خندیدن به ریش ملت یعنی چی؟ و صد البته که ملت هم بیکار نننشسته و در یک اقدام متقابل با ورود دسته جمعی توسط وی پی ان به ریش اونا می خندن!! :D و طبیعتا از انواع وی پی ان هایی استفاده می کنند که هر کدومشون به اندازه گوگل پلاس می تونن جاسوسی کنن.
ما کم آبرومون نرفت از دست این سیاستهای غلط! کم حرص نخوردیم! کم ریزش ندادیم! دیگه دوره هدایت به زور فیلترینگ گذشته. فیلترینگ باید مختص سایتهای غیر اخلاقی و شبهه پراکن باشه، نه سایتهای خبری و شبکه های اجتماعی.
این کاربران یک شبکه اجتماعی هستن که فضای یک شکبه اجتماعی را شکل میدن، بنابراین فیلتر ما به معنی تقویت دشمنه و شکل گیری شبکه اجتماعی به نفع دشمن خواهد شد.
بهتر نیست به جای سنگ اندازی سر راه گوگل پلاس، با گذاشتن جلسات توجیهی و آشنا کردن کاربران با محیط گوگل پلاس، این محیط را هم به یک فرصت برای صدور انقلاب تبدیل کنید؟! یا لااقل به کاربرانی فرجه بدهید، که بدون هیچ چشمداشتی برای حفظ انقلابشان، و برای عمل به دستور رهبری برای صدور انقلاب و ارتباط گرفتن با انقلابیون منطقه عضو گوگل پلاس شده اند؛ و لینکهای انگلیسی و عربی را با هزار زحمت سر هم می کنند و نشر میدن.
بچه ها در تهران، برای اینکه یک همایش چند ده نفره از فعالین گوگل پلاس داشته باشیم تا بچه ها بهتر هماهنگ بشن، مشکل جا دارن! در حالیکه این همایش توجیهی می تونه اثر فوق العاده ای در کار هماهنگی بچه ها داشته باشه، مخصوصا اگر با ورود برخی مسئولین جدی تر هم بشه. مسئولینی که می تونن تشریف بیارن اونجا و خطرات کار در گوگل پلاس رو به بچه ها تذکر بدن.
البته اشتباه نشود... این بچه ها برای دیده شدن کار نمی کنند، کار برای خداست، ولی هر انسانی نیاز به تایید داره، نیاز به این که ببینه کارش اونقدر اثر داشته که دیده شده و بی فایده نبوده.
این وظیفه شماست که فعالین شبکه های اجتماعی را شناسایی کنید، وظیفه آنها نیست که خودشان را به شما معرفی کنن که اگر هم بخواهند معرفی کنن، نمی دونن باید چیکار کنن!! ضمن اینکه این را هم باید دقت کنید اگر منتظر بنشینید که فعالین خودبخود شناسایی بشن، کسانی وسط میدون میان که واقعا کار خاصی نمی کنند و فقط قدرت حرف زدن و بزرگنمایی کارهاشون رو دارن. کسی که داره کار می کنه و تمام حواسش پی جنگ نرمش هست، فرصت اینکه خودش رو پرزنت کنه پیدا نمی کنه.... بعد یه بار چشماش رو باز می کنه می بینه به به! چه کسانی به عنوان فعالین مجازی دارن تندیس می گیرن و تقدیر میشن و بودجه می گیرن!! کسانی که حتی فعالیتهاشون در فضاهای شبکه اجتماعی بیشتر از اینکه خالصانه باشه، بطور واضح پرسرو صدا و تبلیغاتیه. و با عرض معذرت پر از اشکال ...
حداقل فعالین انقلابی شبکه های اجتماعی را شناسایی کنید؛ تقویت و سازماندهی شون کنید؛ با در اختیار گذاشتن اکانت قوی و بدون فیلتر ، همین اندازه کمکشان کنید که برای چهار تا پست گذاشتن در شبکه های اجتماعی دو ساعت گیس های خودشون رو نکنن!!
این همه تهمت ساعتی 7 هزار تومان را تحمل می کنیم، این همه جیره خوار نظام بودن بر پیشانی مان خورده است، لااقل اینکه دردی از ما دوا نمی کنید، با فیلترینگ و سنگ اندازی جلوی کارمون را نگیرید.
کاش مرجعی بود که می شد گزارش کارهای مفید فایده ای که در گوگل پلاس توسط همین بچه ها انجام شده را به اطلاع مقامات مربوطه! (اگر مقام مربوطه ای باشه) برسانیم،
کاش می شد فعالین شبکه های مجازی شناسایی می شدند تا حداقل به نمایندگی از این فعالین که شاید بیشترین مرتبطین با فعالین انقلابهای منطقه هستند، 10 نفر که نه، لااقل 2 نفر به کنفرانس بیداری اسلامی و جوانان دعوت می شدند.
کاش می شد از ما هم پرسیده می شد که چه کسانی در تونس و مصر و یمن و لیبی و عراق و پاکستان و افغانستان و عربستان و بحرین و مراکش و تونس و ترکیه و اذربایجان هستند که در گوگل پلاس لینکهای بچه انقلابی های ایران را داغ می کنند... و مایلند در باره انقلاب ایران بیشتر بدانند.
کاش می شد مسئولین یک سری کارشناس که هم به تاریخ انقلاب و مسائل سیاسی ایران تسلط دارند و هم تسلط به زبان عربی و انگلیسی و روسی و ترکی دارند را سازماندهی شده وارد شبکه های اجتماعی می کردند و به ما معرفی می کردند تا سوالات علاقه مندان به انقلاب اسلامی ایران را پاسخ بدن. مخصوصا آمریکایی ها و اعراب شدیدا تمایل به تبادل اطلاعات دارند.
روزی نیست که برای من چند پیام خصوصی نیومده باشه که لینکهایی رو در گوگل پلاس دادن که پرسشهایی به زبان انگلیسی را چون بچه ها نتونستن پاسخ بدن، به من مراجعه کردند که بنده با انگلیسی دست و پا شکسته ای که از 30 سال پیش یادم مونده، و اطلاعات دست و پا شکسته تر سیاسیم، یه جواب نیم بندی دادم.
چی میشد اگه افرادی مثل جناب اقای دکتر مرندی، آگاه به مسائل سیاسی و مسلط به زبان انگلیسی وارد میدان شبکه های اجتماعی می شدند، و مثلا روزی یک ساعت وقت گذاشته می شد تا به این لینکهایی که در طول روز بچه هایی که خودجوش کار می کنند، جمع آوری می کنند پاسخ داده بشه.
باور کنیم که که نقش شبکه های اجتماعی در شکل گیری وقایع سیاسی روز به روز داره پررنگ تر میشه... چرا که مردم دنیا دارن کم کم اعتماد خودشون رو به رسانه ها از دست میدن، و به خاطر دروغهای فراوونی که از رسانه ها شنیدن، فکر می کنن خودشون باید بدون واسطه به مردم سایر کشورها لینک باشند و ارتباط بگیرند.
این رو هم باور کنیم که اگر گوگل شبکه جاسوسی سیا هست، حالا که سیا این شبکه جاسوسیش رو برای نفوذ ما باز گذاشته... و مسلما فیلتر هم بشه، هر کسی می تونه بهش وصل بشه ... پس بد نیست که ما با آموزش کاربرانمان، بتونیم از این شبکه برای ارتباط گیری صحیح استفاده کنیم...
بابا دست مریزاد، حمایت از مستهجن نویس حرفه ای!!
اپوزیسیونی که اینقدر بی سوژه مونده که دست به جمایت از کسی می زنه که هیچ انسان با اخلاقی منفور بودنش رو نمی تونه کتمان کنه.

سعید ملک پور که دانشجو بود و از ایران رفت کانادا و شروع کرد به خاطر پول و شاید هم به خاطر عناد با جمهوری اسلامی! (انگیزه ش رو نمی دونم) به کمک سرویسهای بیگانه، سایتهای مستهجن را مدیریت کردن ... حالا هم خودش ایت مستهجن طراحی کرد و اداره کرد و هم تعداد زیادی از افرادی رو که گرایش به این کارها داشتند شناسایی کرد و حمایتشون کرد. چه حمایت فنی و چه حمایت مادی.
خب معلومه که این حمایت ها رو هم از جیب خودش نکرده و به یه جایی وصل بوده که این هزینه ها رو براش پرداخت کردن.
به هر حال برام جالبه که وقتی آقایون که بعضا دم از انقلاب و خط امام هم می زنن! با این موارد روبرو می شن... برای کوبیدن نظام فعلی حاضرن از ادعای دین و خدا و امام شون - الیته موقتا - دست بشورند و بشن حامی مستهجن نویسی که در اسلام مفسد فی الارض هست و کمترین حکمش اعدامه.
این حمایت کنندگان چشم و گوششون رو کامل به روی حقیقت می بندن و به خاطر دست یافت به هدفی به اسم سرنگونی نظام اسلامی، حاضر میشن به اعدام چنین آدمی که در اعترافات خودش و دوستانش گند و کثافت از سرتاپاش معلومه ... اعتراض کنن.
وقتی هم در پاسخ کامنتها مستاصل و درمانده میشن اول میگن که اعترافات تحت شکنجه گرفته شده و ارزش نداره و بعد که می بینن فیلم مشخصه که سعید ملک پور در کمال خونسردی داره اعتراف می کنه و بعد هم یکی دو تا اعتراف نیست، و از ناحیه یکی دو نفر هم نیست و همه همکاران این اقا اعتراف کردن و اعترافاتشون هم با هم همخوانی داره... باز به یک پاسخ بی سر و ته دیگه می رسن که سعید ملک پور در ایران جرم نکرده و این سایتها رو در کانادا مدیریت می کرده و مدیریت سایتهای مستهجن هم در کانادا جرم نیست.
حالا بگذریم از اینکه سعید ملک پور به اعتراف خودش
با زندگی جوونهای ما تو ایران بازی کرده ...
وب کم های خانواده های ایرانی رو تو اتاق خوابشون هک کرده و باز کرده و فیلم گرفته و کلیپ تهیه کرده ...
به افرادی که در ایران وب سایتهای مستهجن رو اداره می کردند سرویس فنی داده ...
حتی به کودکان ما هم رحم نکرده و وب سایت س ک س کودکان داشته ...
و بقیه مسائلی که شرم آوره...
از اینها بگذریم...
من می خوام ببینم مگر وقتی اسرائیل از کشور خودش به جنوب لبنان موشک می زنه، مجرم نیست؟ چون از داخل کشور خودش موشک رو شلیک کرده و شلیک موشک به حزب الله از نطر قانون اسرائیل جرم نیست!!
مگر ما برای ایرانی های خارج از کشور که یک تابعیت اون کشور رو هم گرفته باشن، قانون کاپیتولاسیون داریم؟؟؟
یعنی این اقایون هر غلطی خواستند بکنند و ما قانون رو براشون نمی تونیم اجرا کنیم؟؟
معلومه وقتی جاسوس سیا میاد تو ایران ... دستگیر میشه و حکمش هم اعدامه، چطور میشه که یه مستهجن نویس کثیف ایرانی که رفته اون ور آب و نشسته داره به خاطر پول به ارباب های کثیفش خدمت میکنه، رو اعدام نکنیم!!
خب اگه منطق شما باشه که اون جاسوس هم تو کشور خودش کارش خطا نبوده. و خطاکاریش از منظر قانون ماست.
این منطق اپوزسیون ماست!!!
یک ظرف قضیه رو که جون یه آدمه بزرگ می کنن... طرف دیگه قضیه رو که دوست ندارن ببینن نمی بینن.
برچسب ها:
سعید ملک پور ،
مستهجن ،
اعدام ،
مدیر سایت متسهجن ،
موج وبلاگی "من رای می دهم"
در
آستانه نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی و با عنایت به رهنمودهای
رهبری در اهمیت مشارکت حداکثری در این انتخابات، جبهه جهادگران مجازی اقدام
به راه اندازی موج وبلاگی "من رای می دهم" نموده است.بسم الله الرحمن الرحیم
امام خمینی:
اگر مسامحه كنید ، در پیشگاه خدای تبارك و تعالی ، اگر نروید و رای ندهید و آنها كه جدیت دارند به اینكه وارد بشوند درمجلس و به هم بزنند اوضاع ایران را ، آنها خدای نخواسته بروند ، مسوولیتش به عهده شماست مستقیم.
در آستانه نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی هستیم. هر چه از عمر پر برکت جمهوری اسلامی ایران می گذرد، مردم متعهد و انقلابی ایران اسلامی به اهمیت حضور و نقش تعیین کننده خود در تمامی صحنه های انقلاب، آگاهتر می شوند و راز دوام و بقاء انقلاب خود را بهتر در می یابند .
و ما 12 م اسفند حماسه ای دوباره خواهیم آفرید...
حماسه ای که دشمنان در کمین نشسته ایران اسلامی را یک بار دیگر ناامید خواهد کرد.
همه با هم به پای صندوق های رای خواهیم رفت و آگاهانه و با تحقیق کامل به کاندیداهای اصلح رای می دهیم.
محورهای پیشنهادی:
1- رهنمودها و بیانات امام خمینی (ره) و رهبری در باره انتخابات
2- خاطرات نوشتاری و تصویری شما از انتخابات
3- اولین باری که رای دادم
4- مشارکت حداکثری
5- رای به کاندیدای اصلح
6- وظایف رای دهندگان
7- وظایف کاندیداها و نمایندگان مجلس
8- وظایف دستگاه های اجرایی انتخابات
9- انتظار ما از نمایندگان منتخب
10- پایبندی به قانون
11- ...........
موج وبلاگی جهادگران مجازی از تمام وبلاگ نویسان درخواست میکند که با نوشتن یک پست با عنوان «من رای می دهم» به موج بپیوندد.
1- هر وبلاگ نویس یک یا چند پست در وبلاگ خود با عنوان "من رای می دهم" بنویسد.
2- وبلاگ نویس لینک مطلب خود را در وبلاگ "موج وبلاگی جهادگران" کامنت بگذارد تا مطلب لینک شود.
3- حتی الامکان از برچسب های مناسب استفاده شود... مانند:
موج ، موج وبلاگی ، نهمین انتخابات مجلس ، مجلس ، انتخابات ، رای ، من رای می دهم ، من رای میدهم ، رای میدهم ، ما رای میدهیم ، حضور ، مشارکت ، مشارکت حداکثری ، جبهه جهادگران مجازی ، موج وبلاگی جبهه جهادگران مجازی ،
4- وبلاگنویسان لطف کرده ار سایر وبلاگنویسان دعوت به نوشتن مطلب در وبلاگهایشان کنند.
----------------------------------------------


<SCRIPT language=JavaScript type=text/javascript src="http://sajade-neshin.persiangig.com/ray/3rast.js"></SCRIPT>
<script language='JavaScript' type='text/javascript' src='http://sajade-neshin.persiangig.com/ray/3chap.js'></script>

<SCRIPT language=JavaScript type=text/javascript src="http://sajade-neshin.persiangig.com/ray/4r.js"></SCRIPT>

<script language='JavaScript' type='text/javascript' src='http://sajade-neshin.persiangig.com/ray/4chap.js'></script>
برچسب ها:
موج ،
موج وبلاگی ،
نهمین انتخابات مجلس ،
مجلس ،
انتخابات ،
رای ،
من رای می دهم ،
من رای میدهم ،
رای میدهم ،
ما رای میدهیم ،
حضور ،
مشارکت ،
مشارکت حداکثری ،
جبهه جهادگران مجازی ،
موج وبلاگی جبهه جهادگران مجازی ،
وطن فروشهایی که سعی دارند تظاهرات علیه جنگ را به هم بزنند
تو این فیلم در حالیکه همه خارجیها و ایرانی ها جلوی سفارت امریکا در انگلیس داشتن علیه آمریکا و انگلیس و اسرائیل به خاطر تهدید "جنگ با ایران" شعار میدن ، چند تا وطن فروش (بیشمار!!) طبق معمول شعار برعکس می دن، دو نفرشون یه پرچم ایران دستشون گرفتن که وسطش به جای الله اکبر نوشته "Free Iran" ... مردم اول به آرومی به این دو نفر اعتراض می کنند و چون فایده نداره همه به زور پرچمشون رو پایین می کشن.. قیافه آقاهه رو تو فیلم ببینید... اونهایی که سالهای اول انقلاب رو یادشونه و یا آمریکا و اروپا با کنفدراسیون آشنایی داشتند ... می دونن چی میگم!
اون طرف یه نفر دیگه برای تحریک احساسات انگلیسی ها، پلاکارد دستش گرفته که "کارگرهای زندانی در ایران را آزاد کنید"!!!!! (free all jailed workers in Iran)
والله ما خبر نداشتیم کارگرها کجای ایران تو زندانند!!! فکر کنم این اقا هم یاد دوران کمونیستی و پرولتاریای 35 سال پیش افتاده!!
جالب اینجاست که این چند نفر معدود (بخوانید بی شمار!!) خیلی راحت به خودشون اجازه میدند حقوق بقیه رو پایمال کنند و با سرو صدا مراسم رو سعی دارن به هم بزنن که البته خودتون فیلم رو ببینید ... موفق نمیشن. و اقای انگلیسی که مسئول مراسم هست ازشون می خواد "از این رفتار" دست بردارند.
و خانم انگلیسی که داره قطعنامه رو می خونه بهشون میگه: با بودن علیه رژیم ایران در واقع ازغرب برای حمله به ایران حمایت می کنید؛ و بدانید که بزرگترین اشتباه زندگیتان را مرتکب میشید...
یعنی واقعا کینه با وطن تا کی؟ که آدم هر جور دروغی بسازه و از بیگانه درخواست حمله به ایران کند!!؟
شهید مطهری: با جلوگیری از ابراز عقیده نمی شود از اسلام پاسداری کرد
من
به جوانان و طرفداران اسلام هشدار مىدهم كه یك وقت خیال نكنند كه حفظ و
نگهدارى اسلام [با سلب آزادى بیان تحقق مىیابد.] برخى جوانان خیال نكنند
كه راه حفظ معتقَدات اسلامى و جهانبینى اسلامى این است كه نگذاریم دیگران
حرفهایشان را بزنند. نه! بگذارید بزنند؛ نگذارید خیانت كنند. اگر دیدید یك فرد ماركسیست مثلا آمد گفت «به نام امام خمینى»، مانع شوید، به او بگویید: تو بگو به نام لنین! به نام استالین! به نام ماركس! انگلس! دروغ نگو! اگر مىگویى «مبارزه» باید براى من روشن كنى تو با چه مىخواهى مبارزه كنى؟ اگر مىگویى «آزادى» براى من روشن كن آزادى از چه؟ تو چه را فرض كردهاى كه از او باید آزاد شد؟ اینها را براى من روشن كن. هدفت را بگو، راهت را هم بگو تا من ببینم راه من و هدف من با تو یكى است یا دو تا.
پس چنین تصور نشود كه با جلوگیرى از ابراز افكار و عقاید مىشود از اسلام پاسدارى كرد. از اسلام فقط با یك نیرو مىشود پاسدارى كرد و آن منطق و آزادى دادن و مواجهه صریح و رُك و روشن با افكار مخالف است.
گوشه و کنار پلاس
*گفته می شود مهدی خزغلی
(بخوانید دکتر خزعلی) با دو نفر دیگر از زندانیان سیاسی در زندان انفرادی
به سر می برند!! (حالا چطور اسم این سلول سه نفره! میشه انفرادی؟ بماند!)
ایشان از داخل زندان برای خودش پروفایل گوگل پلاس ساخته و از آنجا آپدیت می شود.

در پلاس شنیده شده است که مهدی خزعلی مدتی طولانی نزدیک یک ماه است که اعتصاب غذا کرده و نان سنگک از گلوش پایین نمی رود و دستور نان لواش طرد و نازک را داده است.
ایشان هر روز یک پوستر در پروفایل گوگل پلاسش می زند و تعداد روز های اعتصاب غذایش را در گوگل پلاس به همه یاداوری می کند تا آب خوش از گلوی به قول خودش "عرزشی ها" پایین نرود.
منابع مطلع اعلام کردند، چند روز پیش مهدی خزعلی در پروفایلش ملت شهید پرور را به شرکت در تجمع سبز 25 بهمن دعوت کرده است.
به او بپیوندید ...
* گفته می شود در پی اعلام همگانی تجمع وحدت آفرین!! مجدد بی شماران در 25 بهمن 1390؛ تعداد کم شماری از این بیشماران که حاضر به خط افکندن حیثیت خود نیستند، در گوگل پلاس اعلام کرده اند که این فراخوان توسط نیروهای نفوذی نظام در جریان سبز به راه افناده، و به منظور شناسایی نیروهای انقلابی! سبز می باشد.
* گروهی از فعالین سیاسی شبکه های اجتماعی، فراخوان دیگری برای تجمع بیشماران سبز در روز 31 بهمن 1390 داده اند.
*شنیده شده است که گوگل در یک اقدام خودجوش، لینک پستی سیاسی ضد انقلاب اسلامی ایران از پروفایل مستقل! مهدی خزعلی را که تنها 8 پلاس خورده بود و سه نفر آن را بازنشر کرده بودند، به پستهای هات این شبکه اجتماعی فرستاده است، در حالیکه پستهایی از فعالین حامی انقلاب ایران را که تا 260 پلاس و 150 باز نشر داشته است، هات نکرده است.
تبلیغات 




